به گزارش ایسنا، برای مردم ایلام، ایستادن پای ایران، یک تعبیر تازه و مناسبتی نیست. اینجا استانی است که مردمش سالهای جنگ را با گوشت و پوست خود تجربه کردهاند، آژیر خطر و بمباران را شنیدهاند، خانه و زندگیشان آسیب دیده و بسیاری از خانوادهها هزینههای سنگینی برای امنیت و تمامیت ارضی کشور پرداختهاند.
در چنین استانی، صحبت از ایستادگی مردم باید با احترام به همین گذشته و با دیدن مشکلات امروز مردم همراه باشد.
دویست شب حضور مردم، در شرایطی ادامه پیدا کرده که فشار اقتصادی، نگرانیهای اجتماعی و آثار روانی بحرانها، میتوانست جامعه را خسته و بیتفاوت کند. با این حال، در مقاطع مختلف خانوادهها، جوانان، نوجوانان، سالمندان و گروههای مختلف اجتماعی در صحنه حاضر شدهاند؛ حضوری که برای تحلیل آن نمیتوان فقط به یک دلیل یا یک شعار اکتفا کرد.
ایلامیها با مفهوم دفاع از کشور بیگانه نیستند. این مردم سالها و در خلال دفاع مقدس و جنگ رمضان در خط مقدم جنگ زندگی کردند و بعد از جنگ نیز تبعات آن را در زندگی روزمره خود تحمل کردند. اگر امروز از سرمایه اجتماعی، امنیت و همراهی مردم با کشور سخن گفته میشود، سهم چنین مردمی را نمیتوان نادیده گرفت.
اما یک نکته مهم وجود دارد؛ مردمی که در روزهای سخت کنار کشور میایستند، حق دارند در روزهای عادی نیز دیده شوند.
مردمی که در زمان جنگ خانه و زندگیشان آسیب دید، مردمی که در حوادث و اعتراضات خسارت دیدند، خانوادههایی که فرزندانشان را برای دفاع از کشور به میدان فرستادند و شهروندانی که سالها با مشکلات اقتصادی و محدودیتهای زندگی دستوپنجه نرم کردهاند، انتظار دارند صدایشان در تصمیمگیریها شنیده شود.

دویست شب حضور، اگر قرار است به یک سرمایه ملی تبدیل شود، حفظ این سرمایه فقط با دعوت دوباره مردم به خیابانها امکانپذیر نیست. اعتماد عمومی زمانی ماندگار میشود که مردم احساس کنند مسئولان نیز در قبال مشکلات آنان مسئولیت میپذیرند، خسارتها را میبینند، مطالبات را میشنوند و برای حل مشکلات، پاسخ روشن دارند.
ایلام از این منظر یک نمونه قابل تأمل است؛ استانی که مردمش بارها نشان دادهاند در بزنگاههای تاریخی، کشور را تنها نمیگذارند. اما همین مردم، مطالباتی روشن درباره اشتغال، معیشت، زیرساخت، توسعه، خدمات عمومی و آینده فرزندانشان دارند.
در واقع، میان ایستادن پای ایران و مطالبهگری از مسئولان هیچ تناقضی وجود ندارد.
اتفاقاً جامعهای که برای کشورش هزینه داده، حق بیشتری برای مطالبهگری دارد.
دویست شب حضور مردم را میتوان امتداد یک تجربه تاریخی دانست؛ تجربه مردمی که در بزنگاههای سخت، امنیت و تمامیت ارضی کشور را مسئله خود دانستهاند. اما ماندگار شدن این سرمایه اجتماعی، به همان اندازه که به حضور مردم وابسته است، به عملکرد مسئولان نیز بستگی دارد.
برای مردم ایلام پشت این پرچم، خاطره جنگ، آوارگی، بمباران، شهادت، جانبازی، خسارت و سالها زندگی در سایه تهدید قرار دارد.
به همین دلیل، وقتی ایلامیها از ایران حرف میزنند، این حرف برای بسیاری از آنان با خاطره و هزینه همراه است.
دویست شب گذشته است؛ اما شاید مسئله اصلی تعداد شبها نباشد. مسئله این است که مردمی که در سختترین روزها کنار کشور ایستادهاند، در روزهای ساختن و آبادانی ایران نیز باید سهم خود را در تصمیمگیری، توسعه و برخورداری از فرصتها ببینند.
ایلامیها بارها نشان دادهاند که ایران را فقط در روزهای آرام نمیخواهند؛ در روزهای سخت نیز پای کشور ایستادهاند.
حالا نوبت آن است که این ایستادگی، در محاسبات توسعه و تصمیمگیری برای ایلام نیز دیده شود.
دویست شب مقاومت، برای ایلامیان روایتی از مردمی است که بارها هزینه دادهاند، اما هنوز ایران را خانه خود میدانند.
انتهای پیام