شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۳:۱۲
یک کارشناس اقتصادی: افزایش ۱۸ برابری تورم سوخت ترازهای اقتصادی آمریکا را برهم زده است

یک کارشناس اقتصادی: افزایش ۱۸ برابری تورم سوخت ترازهای اقتصادی آمریکا را برهم زده است

خراسان رضوی (ایسنا) - یک کارشناس اقتصادی، با تحلیل وضعیت بحرانی بازار انرژی در ایالات متحده و اثرات آن بر سیاست‌های کلان این کشور، گفت: افزایش ۱۸ برابری تورم سوخت نسبت به تورم عمومی، ترازهای اقتصادی آمریکا را برهم زده و دولت این کشور را در دوراهی افزایش نرخ بهره و تعمیق رکود گرفتار کرده است.

مجید گودرزی در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به پیچیدگی‌های بازار جهانی انرژی و وابستگی تاریخی غرب به نفت ارزان، اظهار کرد: ایالات متحده همواره با تکیه بر ذخایر راهبردی و اهرم فشار بر کشورهای حوزه خلیج فارس، سعی در مدیریت بازار انرژی به نفع خود داشته است. استراتژی واشنگتن همواره این بوده که با ترغیب برخی کشورهای منطقه به افزایش تولید و دامپینگ در بازار، نفت را با قیمتی بسیار پایین‌تر از ارزش واقعی آن تصاحب کند؛ رویکردی که کشورهای نفت‌خیز را از حقوق حقه خود محروم کرده و غرب را به مصرف ارزان انرژی معتاد کرده است.

وی با اشاره به شوک‌های اخیر در بازار انرژی ناشی از تنش‌های ژئوپلیتیک در خلیج فارس، عنوان کرد: کاهش شدید عرضه در کنار تنش‌های منطقه، قیمت‌ها را به شدت صعودی کرده است. در این شرایط، واشنگتن با آزادسازی ذخایر استراتژیک تلاش می‌کند از جهش قیمت‌ها جلوگیری کند؛ اما این اقدام تنها یک مسکن موقت است. برای آمریکایی‌ها، به ویژه در آستانه انتخابات، قیمت سوخت یک خط قرمز است. افزایش قیمت سوخت تا ۱۸ برابر نرخ تورم عمومی در آمریکا یک فاجعه اقتصادی محسوب می‌شود که تمامی معادلات سیاسی و انتخاباتی آن‌ها را تحت‌الشعاع قرار داده است.

گودرزی در ادامه به چالش‌های پولی فدرال رزرو اشاره کرد و افزود: دولت آمریکا اکنون در یک بن‌بست استراتژیک گرفتار شده است. از یک سو، تورم افسارگسیخته آن‌ها را وادار به افزایش نرخ بهره می‌کند، اما از سوی دیگر، با عبور بدهی‌های ملی از سقف ۴۰ تریلیون دلار، افزایش نرخ بهره به معنای جهش هزینه‌های تامین مالی و تعمیق بحران بدهی است. در واقع، افزایش نرخ بهره نه تنها رکود را تشدید می‌کند، بلکه هزینه‌های دولت را برای بازپرداخت بهره بدهی‌ها به شکل سرسام‌آوری بالا می‌برد؛ لذا آن‌ها در تلاش‌اند تا حد ممکن از افزایش بیشتر نرخ بهره خودداری کنند، هرچند این مماشات نیز تورم را مهار نمی‌کند.

این تحلیلگر اقتصادی با اشاره به شکست سیاست‌های تجاری آمریکا، تصریح کرد: تراز تجاری منفی آمریکا با شرکای کلیدی‌اش، این کشور را به سمت جنگ‌های تعرفه‌ای سوق داده است که این سیاست نیز در عمل ناکام مانده است. اقدام متقابل شرکای تجاری آمریکا ثابت کرد که ابزار تعرفه، دیگر برای واشنگتن کارساز نیست و وضعیت اقتصادی آن‌ها را نه تنها بهبود نبخشیده، بلکه فشارها را بر اقتصاد داخلی‌شان مضاعف کرده است.

پیامدهای دومینوی تورم انرژی بر سفره خانوار و صنعت لجستیک غرب

گودرزی با تشریح آسیب‌پذیری دهک‌های پایین درآمدی در ایالات متحده، تأکید کرد: تورم انرژی تنها یک عدد در گزارش‌های اقتصادی نیست؛ بلکه مستقیما بر رفتار مصرف‌کننده و معیشت خانوارها اثرگذار است. سهم بالای هزینه‌های انرژی در سبد خانوار دهک‌های کم‌درآمد، آن‌ها را ناچار به حذف یا کاهش شدید خرید کالاهای بادوام کرده است. این تغییر رفتار قهری منجر به افت تقاضا در صنایعی همچون خودرو، لوازم خانگی و مبلمان شده که خود زنگ خطری برای رکود سراسری در اقتصاد ایالات متحده است؛ چرا که اقتصاد آمریکا متکی به مصرف‌کننده است و وقتی قدرت خرید خانوار صرف سوخت گران می‌شود، چرخ‌های تولید این کشور از حرکت بازمی‌ماند.

این کارشناس اقتصادی با اشاره به چالش‌های لجستیکی گفت: آمریکا برخلاف بسیاری از مناطق جهان، به دلیل وسعت سرزمینی و زیرساخت‌های حمل‌ونقل عمومی ضعیف در حوزه‌ی ریلی و اتوبوسی، وابستگی بی‌بدیلی به شبکه هوانوردی دارد. افزایش ۶۱ درصدی قیمت سوخت جت در ماه‌های اخیر، نه فقط یک افزایش ساده در قیمت بلیط که شروع یک بحران عملیاتی است. وقتی هزینه سوخت، حاشیه سود شرکت‌های هواپیمایی را می‌بلعد و آن‌ها را به مرز ورشکستگی می‌کشاند، کل سیستم عرضه و تقاضا در این کشور پهناور دچار اختلال می‌شود. این همان نقطه ضعفی است که نخبگان سیاسی آمریکا نسبت به آن بی‌توجه بودند و حالا هزینه‌ آن را در کاهش شدید سفرهای کاری و تفریحی می‌پردازند.

گودرزی با اشاره به تناقض راهبردی در سیاست‌های تحریمی آمریکا، تصریح کرد: واشنگتن با تصور اعمال فشار بر ایران و روسیه از طریق تحریم‌های انرژی، در واقع طناب دار خود و متحدانش را بافت. این سیاست غیرعقلانی باعث شد تا اروپایی‌ها که به پیروی از واشنگتن در این کارزار ورود کردند، بیشترین ضربه را متحمل شوند. پوتین به‌درستی به این شکست سیاست‌گذاری اشاره کرد؛ جایی که اروپا تا پیش از این تنش‌ها، هر ۱۰۰۰ متر مکعب گاز را با قیمت ۱۵۰ دلار خریداری می‌کرد، اما امروز باید همان کالا را با قیمت ۱۵۰۰ دلار بپردازد. این جهش ۱۰ برابری، نتیجه‌ تبعیت کورکورانه از سیاست‌های واشنگتن است که اکنون کشورهای اروپایی را در آستانه‌ یک زمستان سخت و اعتراضات گسترده‌ اجتماعی قرار داده است؛ واقعیتی که نشان می‌دهد سیاست فشار حداکثری بیش از آنکه بر ایران یا روسیه اثر بگذارد، بر امنیت اقتصادی خودِ غرب آوار شده است.

وی با تمرکز بر وزن ژئوپلیتیک تنگه هرمز در اقتصاد جهانی، گفت: اگر تنش‌ها در خلیج فارس به سمتی برود که محدودیت‌های عملیاتی در تنگه هرمز اعمال شود، تورم سوخت در آمریکا از هرگونه کنترل دستوری خارج خواهد شد. واقعیت این است که اقتصادهای بزرگ جهان، برخلاف ادعاهای استقلال انرژی، همچنان به شدت به شریان حیاتی خاورمیانه وابسته‌اند.  

تخلیه ذخایر راهبردی؛ رکورد ۱۹۷۹ شکسته شد

این کارشناس اقتصادی با اشاره به وضعیت بحرانی ذخایر استراتژیک نفت آمریکا عنوان کرد: سقف ذخایر راهبردی آمریکا اکنون به پایین‌ترین سطح خود از سال ۱۹۷۹ رسیده است. این یعنی آن‌ها دیگر ابزاری برای سرکوب قیمت‌ها در مواقع اضطراری ندارند. افزایش شدید قیمت گازوئیل و سوخت جت که آقای قالیباف نیز به درستی بر اختلاف قیمت واقعی آن با نرخ‌های پمپ‌بنزین تأکید داشتند نشان می‌دهد که فشار بر خانوارها و صنایع فراتر از اعداد گزارش شده در دستگاه‌های رسمی است. آن‌ها در سوخت جت و گازوئیل به سقف‌های تاریخی رسیده‌اند.

گودرزی با تحلیل وضعیت سیاسی واشنگتن تصریح کرد: آمریکا امروز در یک شکست راهبردی گرفتار شده است؛ آن‌ها نمی‌توانند شرایط ایران را بپذیرند و نمی‌توانند آن را نادیده بگیرند. از ابتدای این تنش‌ها، برای هر تحلیل‌گر منصفی روشن بود که حمله یا درگیری با ایران، منفعت سیاسی، اقتصادی، نظامی ندارد. در واقع، ورود به این درگیری چیزی جزء جنون استراتژیک نبود. این جنگ در هر سه بعد، هزینه‌های سنگینی برای آمریکا به بار آورد.

وی افزود: جریان‌های جنگ‌طلب جمهوری‌خواه که تصور می‌کردند با شعارهای تند و سیاست‌های تنش‌آفرین می‌توانند در انتخابات آینده پیروز شوند، اکنون با واقعیت تلخی روبرو هستند. اعتراضات مردمی به تورم و قیمت سوخت نشان می‌دهد که مردم آمریکا تاوان سیاست‌های غلط‌نخبگان خود را می‌دهند.

این کارشناس اقتصادی ادامه داد: این جنگ که به دور از محاسبات عقلانی تحلیل‌گران آغاز شد، حالا به پاشنه آشیل آن‌ها در انتخابات کنگره تبدیل شده است. حتی اروپایی‌ها که در ابتدا هم‌پای آمریکا بودند، به دلیل نبود مبنای عقلانی، امروز پا پس کشیده‌اند. آمریکایی‌ها در تله‌ای افتاده‌اند که خودشان برای بازار انرژی جهان پهن کرده بودند؛ تله‌ای که حالا ثبات سیاسی در واشنگتن را به شدت متزلزل کرده است.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها