حجتالاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو، مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات حوزههای علمیه در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرارداده است نوشت: «دوران امامت امام حسن عسکری(ع)، یکی از پیچیدهترین و خفقانآلودترین دورههای تاریخ تشیع است. در این عصر، حکومت عباسی با کنترل شدید بر امام، پادگانسازی در سامرا و محدودیتهای فیزیکی، عملا ایشان را در حصر قرار داده بود اما با این حال، امام حسن عسکری(ع) با اتخاذ راهبردهای هوشمندانه، نه تنها هویت شیعه را حفظ کردند، بلکه آن را برای گذار به سختترین دوران تاریخ، یعنی غیبت، آماده ساختند.
جایگاه علمی و سیاسی؛ اقتدار در حصر
امام عسکری(ع) با وجود محدودیتهای شدید، مرجعیت علمی خود را از طریق «شبکه وکالت» و «مکاتبات» حفظ کردند و ایشان نه تنها به پرسشهای فقهی، کلامی و تفسیری پاسخ میدادند، بلکه به عنوان یک سپر محافظ در برابر جریانهای غالی (افراطی) و شبهات القایی حکومت ایستادند، آن حضرت با معرفی شاگردان برجسته و مورد وثوق، تفسیر صحیح دین را از تفسیرهای حکومتی و انحرافی جدا کردند و این مرجعیت علمی، پشتوانه فکری شیعه برای بقا در عصر فقدان دسترسی مستقیم به امام بود.
سیاست امام عسکری(ع) مدیریت استمرار مکتب بود، ایشان با استفاده از شبکه وکالت، جامعه شیعه را در قالب یک جامعه پویا و پایا سازماندهی کردند و این شبکه، مدیریت امور اجتماعی، مالی و فقهی شیعیان را بدون نیاز به دولت وقت بر عهده داشت، امام با این روش، قدرت حکومت عباسی را در نفوذ به ساختار درونی شیعه خنثی کردند و ایشان با مدیریت هوشمندانه تضادها و معرفی امام دوازدهم به خواص، انسجام درونی جامعه را برای یک گذار تاریخی مهیا کردند.
ضرورت الگوگیری از سیره اهلبیت(ع) در شرایط امروز
امروز، جامعه ما با چالشهایی همچون شکافهای اجتماعی، فشارهای اقتصادی، جنگهای رسانهای، جنگ شناختی و بیاعتمادی به نهادها روبهرو است و الگوگیری از سیره امام عسکری(ع) به معنای بازسازی ساختارهای اعتماد و عدالت است.
امام عسکری(ع) در زمانی که اعتماد به نهادهای رسمی حکومت وجود نداشت، اعتماد درونی میان شیعیان را تقویت کردند. امروز نیز برای بهبود شرایط کشور، ضروری است که شفافیت، پاکدستی، پاسخگویی، دلسوزی و واقعگرایی به عنوان تنها راه بازیابی اعتماد عمومی در اولویت قرار گیرد؛ الگوگیری یعنی مسئولان بدانند که قدرت واقعی در رضایت و اعتماد مردم است، نه در ابزارهای فشار که مخالف سیره اهل بیت(ع) است.
سیره اهلبیت(ع) نشان میدهد که حتی در شرایط اختناق، دینداری به معنای گوشهگیری یا نظارهگر بودن نیست. شبکه وکالت، شبکهای برای حل مسئله و گذر از بحران و برنامهای برای پایهگذاری نهاد مرجعیت بود، الگوگیری یعنی جوانان و نخبگان مهدویت را نه یک باور انتزاعی، بلکه به عنوان تعهد به اصلاح و کاهش آلام مردم تعریف کنند؛ هر کنشگری که باری از دوش مردم بردارد در علم، اقتصاد، یا فرهنگ در حال زیست مهدوی است.
امام در عصر روایتسازیهای دروغین حکومتی، با ارتقا سطح تحلیل و سواد جامعه، دروغها را خنثی میکردند و در عصر امروز که جنگ شناختی (شایعه، دوقطبیسازی و شبهات) بر فضای مجازی حاکم است، الگوگیری از امام یعنی پرهیز از هیجانات تفرقهافکن، گسلساز و نفاق آلود. مطالبهگری در شرایط امروز باید بر اساس معیارها باشد، نه بر اساس جریانسازیهای سلبریتیمحور.
باید نسل جوان به توانمندی علمی و قدرت تحلیل و تعقل انتقادی تا فریب اخبار رسانههای دشمن تجهیز شوند تا فریب عوامل موساد و سیا(CIA) و القائات دشمن را نخورند؛ خصوصا القاء ضعف و اختلاف و شکست.
در شرایط امروز کشور، بیش از هر زمان دیگری به وحدت در اصول نیاز داریم؛ بسیاری از تفرقهها، حاشیهای هستند و انرژی جامعه را برای حل مشکلات اصلی هدر میدهند؛ الگوگیری یعنی تمرکز بر نقاط مشترک و دوری از نزاعهای جناحی که هدفشان تنها سهمخواهی است، نه خدمت به مردم و مردم از این رفتارها گریزان و رنجیده خاطرند و ممکن است با دیدن این صحنههای غلط از میدان بیرون بروند؛ لذا مسئولین باید هوشیار باشند.
امام حسن عسکری(ع) به ما آموختند که حتی در سختترین شرایط، میتوان با مدیریت خردمندانه، شبکهسازی نخبگانی، حفظ کرامت مردم و ایستادگی بر اصول حق، جامعه را به سلامت از بحرانها عبور داد؛ الگوگیری از ایشان برای امروز یعنی تبدیل دینداری به خدمت صادقانه و انتظار به کنشگری اصلاحگرانه، تا جامعه از بحرانها به سمت ثبات، عقلانیت و عدالت حرکت کند.
آمادهسازی جامعه شیعه برای عصر غیبت در سیره امام هادی(ع) و امام عسکری(ع)
دوران امامت امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) در پادگان نظامی سامرا، حساسترین مقطع تاریخ تشیع از حیث سازماندهی ساختاری بود؛ جامعهای که دو قرن به دسترسی مستقیم به امام معصوم عادت کرده بود، میبایست وارد عصر و دوره انقطاع ظاهری و غیبت طولانی میشد؛ دو امام عسکریین این رسالت تاریخی را با یک راهبرد چند وجهی عملیاتی کردند.
حیاتیترین اقدام، جایگزینی تدریجی ارتباط مستقیم با واسطههای معتمد بود، امام هادی(ع) حوزه نفوذ وکلای منطقهای (در قم، بغداد، کوفه، مدائن و نیشابور) را توسعه دادند و امام حسن عسکری(ع) به این تشکیلات انضباطی دقیق بخشیدند. تمرین رجوع به غیرمعصوم(فقها وعلما و مرجعیت) را به شیعیان آموختند تا پرسشهای فقهی، حقوق شرعی و وجوهات خود را به وکلای امین بسپارند و پاسخها را در قالب توقیعات و مکاتبات دریافت کنند.
شناساندن شخصیتهای وثیقی چون «عثمان بن سعید عمری» که بعدها نخستین نایب خاص عصر غیبت صغری شد، اعتماد اجتماعی را به این ساختار جدید پیوند زد، نواب اربعه قطبی برای صیانت شیعه در این دوران بسیار سخت بودند.
همچنین یکی از تاکتیکهای رفتاری این دو امام، محدود کردن آگاهانه دیدارهای عمومی و پردهنشینی (احتجاب) بود که امام هادی و امام عسکری(ع) حتی در مواردی که امکان دیدار حضوری وجود داشت، پاسخها را از پشت پرده یا از طریق مکاتبه صادر میکردند و این تمرینی برای پیروان بود که آینده را ترسیم میکرد.
این رویه، شوک روانی ناشی از عدم رؤیت فیزیکی امام را در ذهن شیعه تعدیل کرد و جامعه را آماده پذیرش امامی ساخت که هست، ولی در انظار حضور ندارد. آمادهسازی فکری و عقیدتی برای جلوگیری از انشعاب و تفرقه در سه سطح انجام گرفت؛ بیان ضرورت، ابعاد و دشواریهای دوران غیبت که در احادیث بهصورت صریح، از امتحان سخت مؤمنان و لزوم صبر و حفظ دین در عصر حیرت سن به میان آمده است.
امام حسن عسکری(ع) برای رفع هرگونه شک در تداوم امامت، فرزند خویش را صرفا به خواص اهل یقین مانند چهل تن از معتمدان به روایت احمد بن اسحاق قمی نشان دادند و بر امامت او پس از خود تصریح فرمودند.
رسالت امام هادی و امام عسکری(ع) یک مهندسی رفتاری و تشکیلاتی کمنظیر بود، آنان از یک سو با نهادسازی از طریق شبکه وکالت و ارتقا جایگاه فقها و مراجع؛ استقلال ساختاری تشیع را تضمین کردند و از سوی دیگر با کاهش گامبهگام دیدارهای حضوری و روشنگریهای کلامی، شیعه را از پرتگاه بحران مشروعیت و حیرت عمومی پس از شهادت امام یازدهم به سلامت عبور دادند.
امام حسن عسکری(ع) برای آمادهسازی شیعه منتظر، انتظار را از یک مفهوم انتزاعی به یک مهارت زیستن و کنشگری تبدیل کردند. برای انتقال این نگاه به نسل جوان امروز که با موج شبهات، ناامیدیهای اجتماعی و فضای مجازی مواجه است، میتوان از این چهار راهبرد کلیدی امام بهره برد، چرا که امام عسکری(ع) با وجود خفقان، اجازه نمیدادند شبهات در ذهن شیعیان باقی بماند.
جوانان امروز با سوالات بنیادین درباره عدالت، حضور خدا و ضرورت غیبت روبهرو هستند که باید به جای پاسخهای کلیشهای، همان مدل امام را اجرا کرد؛ مواجهه صادقانه و عقلانی با شبهات، یعنی مهدویت نه تنها به عنوان یک باور تعبدی صرف، بلکه به عنوان یک پاسخ عقلانی به بحران بیعدالتی جهان معرفی شود تا در ذهن پرسشگر جوان تثبیت گردد.
امام در این دوره با وجود انواع نظارتهای امنیتی گماشتگان عباسی به ارتباط با مردم اهمیت بسیار میداد و به روشهای مختلف از نامهنگاری و انتخاب وکیل و پیامهای شفاهی با مردم ارتباط گسترده داشت. امام عسکری(ع) با تعیین شاخصهای دقیق برای شناسایی وکلا و راویان معتمد، شیعه را از دجالها و مدعیان دروغین مصون داشت.
در عصر اطلاعات انبوه و فیکنیوز، بزرگترین خدمت به مهدویت، آموزش سواد رسانهای و مرجعشناسی است، جوان باید بیاموزد که در دینشناسی و تحلیلهای سیاسی، اجتماعی، به چه کسی اعتماد کند و شاخصهای عدالت و خرد را چگونه در مدعیان امروز جامعه جستوجو کند. نباید مهدویت را تعطیل کردن تلاش و منتظر معجزه نشستن معنا کرد، سیره امام عسکری(ع) میآموزد که یار امام بودن یعنی تلاش برای اصلاح و کاهش آلام مردم.
جوان مهدوی باید در رشته علمی، کاری یا اجتماعی خود، سدی از سدهای جامعه را بردارد؛ این یعنی تمرین حکمرانی عدالتخواهانه در مقیاس کوچک برای آمادگی ظهور، همچنین امام عسکری(ع) با کاهش تدریجی دیدارها، به شیعه آموختند که پیوند با امام به دیدار جسمی و فیزیکی نیست، بلکه به پیروی از سیره و روش و مشی فکری و اخلاقی است.
برای جوان، یاد امام زمان(عج) باید از دعا برای ظهور به تطبیق اخلاق با امام تبدیل شود؛ وقتی جوان در محیط دانشگاه یا کار، بر اساس عدالت و انصاف رفتار میکند (چیزی که امام عسکری بر آن تأکید داشت)، در واقع در حال زیست مهدوی است؛ ما باید مهدویت را نه در جمکران و یا مسجد سهله، بلکه در اخلاق فردی و مسئولیتپذیری اجتماعی به جوان نشان دهیم.
راهبردهای امام حسن عسکری(ع) در برابر توطئههای دشمن
آموزش مهدویت به سبک امام عسکری(ع)، یعنی پرورش نسلی متفکر و پرسشگر و مهمتر از همه کنشگر تربیت کنیم؛ مهدویت عسکری، مهدویت عافیتطلبی نیست؛ مهدویت سازماندهی برای عدالت است که جوان را از کنج عزلت به میدان اصلاح و مقاومت در برابر ناراستیها میکشاند.
دوران امام حسن عسکری(ع) عصر جنگ شناختی تمامعیار بود، حکومت عباسی نه تنها با قدرت نظامی، بلکه با مدیریت ادراک، نفوذ در میان شیعیان و تولید روایات جعلی علیه خاندان پیامبر(ص)، تلاش میکرد جایگاه اجتماعی ایشان را تخریب و جامعه شیعه را به درگیریهای داخلی و خشونت بکشاند؛ امام با راهبردهای چندلایه، این روایتسازیها را خنثی کردند.
دشمن با نفوذ عناصر تندرو (غُلات) در میان شیعیان، میخواست چهرهای خشونتطلب و مرتد از مکتب اهلبیت(ع) ترسیم کند تا زمینه سرکوب مشروع در نگاه افکار عمومی ایجاد شود که امام عسکری(ع) بدون ملاحظه، جریانهای انحرافی و مدعیان دروغین را علنا تکذیب و طرد کردند و امام با این اقدام، مرز میان حقیقت و انحراف را شفاف کرد و به جامعه پیرامون حتی غیرشیعیان نشان داد که شیعه، جریانی عقلانی و معتدل است، نه فرقهای تندرو که این مرزبندی دقیق، بهانههای روایتسازی رسانهای دشمن را گرفت.
حکومت با در اختیار داشتن ابزارهای تبلیغاتی رسمی، حقیقت را وارونه جلوه میداد که امام با استفاده از وکلای خود، حقیقت وقایع را به لایههای زیرین جامعه رساند؛ وقتی مخاطب، اخبار را از طریق منابع وثوق و امین دریافت میکند، اثر روایتسازیهای دولتی خنثی میشود که امام با این کار، انحصار رسانهای دشمن را شکست.
عباسیان به شدت بر شکافهای داخلی شیعه مثل نزاعهای کلامی بر سر جانشینی دامن میزدند تا جامعه را فرسوده کنند. ایشان با تأکید بر اصول واحد و پرهیز از دامن زدن به اختلافات فرعی، جامعه شیعه را در یک جبهه واحد فکری حفظ کردند.
امام عسکری(ع) با صدور توقیعات و نامهها، به جای بحثهای حاشیهای، بر مسائل کلان و حیاتی تمرکز میکردند؛ این تمرکز بر مسائل اصلی اجازه نمیداد انرژی جامعه در منازعات داخلی هدر رود. دشمن با تولید شبهات کلامی پیدرپی، حیرت و سردرگمی ایجاد میکرد تا اراده جامعه را سلب کند و امام عسکری(ع) با ارتقا سطح علمی اصحاب و فقهای شیعه، آنها را به قدرت تحلیل مجهز کردند.
وقتی مخاطب جوان یا عامه شیعه به اصول استدلال و معیارهای شناخت (رجوع به راویان معتمد) مجهز شود، دیگر هر روایتی را به سادگی نمیپذیرد؛ ایشان تفکر انتقادی را در بدنه جامعه شیعه نهادینه کردند تا در برابر جنگ روانی مصون بمانند.
پیامها و درسهای سیره امام حسن عسکری(ع) برای مسئولان و مدیران امروز جامعه اسلامی به این ترتیب است:
۱- اولویتبخشی به اعتماد عمومی از طریق پاکدستی و صداقت
۲- ساختادسازی کارآمد بر مبنای شایستهسالاری و امانتداری
۳- مردمیسازی و گرهگشایی مستقیم از معیشت مستمندان
۴- اولویتبخشی به اعتماد عمومی از طریق پاکدستی و صداقت
۵- مردمیسازی و گرهگشایی مستقیم از عموم مردم با تاسیس مراکز ارتباطی خاص
۶-مقاومت در برابر جنگ شناختی با شفافیت و روایتِ حقیقت»
انتهای پیام
