به گزارش ایسنا، تغییرات اقلیمی و تشدید نوسانات آبوهوایی در سالهای اخیر، مدیریت منابع آب و انرژی را به یکی از مهمترین چالشهای پیشروی کشور تبدیل کرده است. از تداوم دورههای خشکسالی و کاهش ذخایر آب زیرزمینی گرفته تا بارشهای شدید و وقوع سیلابهای ناگهانی، مجموعهای از تهدیدهای بههمپیوسته، ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت و توسعه زیرساختهای آبی را بیش از گذشته نمایان کرده است. در این میان، نقش سدها و مخازن ذخیره آب تنها به تأمین آب محدود نمیشود و موضوعاتی همچون کنترل سیلاب، تامین آب شرب و کشاورزی و تولید انرژی نیز با این زیرساختها پیوند خورده است.
در یادداشتی که مهدی کولیوند - کارشناس صنعت آب و برق - در اختیار ایسنا قرار داده، ضمن بررسی پیامدهای نوسانات اقلیمی بر منابع آب کشور، بر اهمیت توسعه زیرساختهای ذخیرهسازی و مدیریت هوشمند مخازن تاکید شده و نقش سدها در مواجهه همزمان با خشکسالی، سیلاب و چالشهای تامین انرژی مورد توجه قرار گرفته است که در ادامه می خوانیم:
یکی از این چالشهای بنیادین، پدیدهی نوسانی النینو است که با تغییر در الگوی جریانهای اتمسفری، میتواند توازن آب و هوای منطقه را به کلی برهم زند. برای کشور ایران، این نوسانات به معنای عبور از مرزهای پیشبینیپذیری و ورود به عصر بحرانهای دوگانه است: کشش میان خشکسالیهای طولانیمدت و بارشهای سیلآسا و ناگهانی.
در دهههای اخیر، مشاهده میکنیم که ایران با دو سیمای متفاوت از بحرانهای اقلیمی روبرو است. از یک سو، دورههای خشکسالی ممتد و کاهش سطح سفرههای زیرزمینی، امنیت آبی و در نتیجه امنیت غذایی کشور را هدف قرار داده است. از سوی دیگر، تغییر در الگوی بارشها باعث شده که وقتی بارندگی رخ میدهد، به جای بارشهای نرم و توزیعشده، با بارشهای بسیار شدید و متمرکز روبرو باشیم که منجر به وقوع سیلابهای فصلی، ناگهانی و ویرانگر میشود.
این سیلابها با قدرت خود، نه تنها زیرساختهای حیاتی شهرها و روستاها را تخریب میکنند، بلکه خاک حاصلخیز کشاورزی را با خود میبرند و خسارات اقتصادی سنگینی به اقتصاد ملی تحمیل میکنند. در چنین شرایطی، مدیریت منابع آب دیگر یک مدیریت ساده نیست، بلکه یک عملیات پدافند غیرعامل در برابر طبیعت است.
در مواجهه با این دو سیمای متضاد (خشکسالی و سیل)، تکمیل زیرساختهای ذخیرهسازی آب، نه یک انتخاب مدیریتی یا یک پروژه عمرانی ساده، بلکه یک ضرورت استراتژیک و رکن اصلی امنیت ملی است. سدسازی بزرگ، نخستین و مؤثرترین خط دفاعی در برابر نوسانات اقلیمی به شمار میرود. سدها در واقع باتریهای عظیم ذخیرهسازی انرژی و آب هستند که میتوانند نوسانات شدید طبیعت را هموار کنند.
این زیرساختها با ایفای نقش دوگانه، امنیت ملی را در دو جبهه تضمین میکنند: نخست، در جبهه دفاع از زیرساختها، سدها با مهار سیلابهای ویرانگر در پشت مخازن خود، عمل میکنند؛ آنها اجازه نمیدهند سیلابهای با قدرت تخریب بالا به مناطق پاییندست و مراکز جمعیتی برسند. این مهار، تنها از خسارت مالی جلوگیری نمیکند، بلکه جان شهروندان و پایداری زیرساختهای حیاتی کشور (مانند جادهها، پلها و شبکه برق، تاسیسات نفت و گاز) را حفظ میکند. دوم، در جبهه تأمین بقا، سدها با ذخیره کردن آب در دورههای وفور بارش، نقش «ذخیرهساز استراتژیک» را ایفا میکنند. این آب ذخیره شده، تکیهگاه اصلی کشاورزی، دامداری و تأمین آب شرب در سالهای خشک و دورههای خشکسالی است که بدون آن، مدیریت بحران در سطح کشور غیرممکن خواهد بود.
در این مسیر دشوار و حیاتی و با توجه به اینکه پیشبینی بارشها قطعی نیست و مدیریت مخازن باید بر اساس سناریوهای مختلف انجام شود به طوریکه نه سدها بیش از حد خالی شوند و نه بیش از حد پر بمانند بنابراین مدیریت هوشمند سدهای بزرگ تا اجرای ساختگاههای عظیم بتنی و خاکی، زنجیره تأمین امنیت آبی کشور را هدایت میکند. توانمندی در مدیریت این پروژههای پیچیده، تضمین میکند که سدهای ساخته شده، نه تنها ابزاری برای کنترل سیل، بلکه مخازنی ایمن و با طول عمر بالا برای ذخیرهسازی منابع ملی باشند.
یکی از ابعاد بسیار مهم و کمتر مورد توجه در بحث سدسازی، پیوند میان مدیریت آب و تامین انرژی است که با نگاهی آیندهنگرانه، فراتر از صرف ذخیره آب، به سمت ایجاد پایداری در زنجیره انرژی حرکت میکند. نیروگاههای برقآبی که در پس سدهای بزرگ ساخته شدهاند، یکی از پاکترین و پایدارترین منابع انرژی در جهان هستند.
در حالی که جهان به دنبال کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی و مبارزه با گرمایش زمین است، نیروگاههای برقآبی با استفاده از چرخه طبیعی آب، انرژی تجدیدپذیر و بدون آلایندگی تولید میکنند. این امر نه تنها هزینههای تولید برق را کاهش میدهد، بلکه با کاهش مصرف گاز و نفت در نیروگاههای حرارتی، خود به نوعی راهکاری برای کاهش اثرات تغییرات اقلیمی کمک میکند. در واقع، هر سد ساخته شده در قالب این پروژهها، همزمان یک مخزن آب و یک منبع انرژی پاک است که به چرخه اقتصاد سبز کشور کمک میکند.
در نهایت، به این مهم دست پیدا میکنیم که پروژههای سدسازی و توسعه زیرساختهای ذخیرهسازی، صرفاً هزینههای عمرانی در بودجههای سالانه نیستند؛ بلکه این پروژهها، سرمایهگذاری بر روی بقا هستند. هر سد، هر مخزن و هر نیروگاه برقآبی که امروز احداث میشود، در واقع یک بیمهنامه برای آینده است. ما با توسعه این زیرساختها، در حال ساختن سپری هستیم که نسلهای بعدی ایران را در برابر چالشهای پیشبینیناپذیر، تلاطمهای اقلیمی و بحرانهای احتمالی، محافظت خواهد کرد. امنیت آب، امنیت غذا و امنیت انرژی، همگی در یک نقطه تلاقی میکنند: در پشت دیوارههای سدهای ساخته شده با دانش و تعهد.
انتهای پیام
