به گزارش ایسنا، فرشاد مومنی ـ رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ـ در نشستی با عنوان «جنگ و ظرفیتهای ملی» و معرفی کتاب «بیا تماشا کن» که در موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار شد با اشاره به خاطراتی از دوران دفاع مقدس و برخی چهرههای آن دوره، گفت: اگر بخواهیم درباره آن دوران با موازین اسلامی و اخلاقی سخن بگوییم، نباید دچار اغراق، خلافگویی یا کمگویی شویم و باید حقوق همه کسانی را که در آن دوران نقش داشتند، به رسمیت بشناسیم.
وی با اشاره به خاطرهای از شهید حسن باقری اظهار کرد: در یکی از درگیریهای نظامی، مهندس موسوی نیز برای حضور در خط مقدم به منطقه رفته بود. در آنجا چند سؤال تخصصی مطرح شد که فرماندهان حاضر نتوانستند پاسخ دهند. بعد از بازگشت، فرمانده مربوطه توضیح داده بود که سطح این سؤالات به اندازهای بالا بوده که فقط شهید باقری میتوانسته به آنها پاسخ دهد.
مومنی ادامه داد: مهندس موسوی در ذهن خود تصور میکرد شهید باقری باید فردی با ویژگیهای خاص و متفاوت باشد؛ اما وقتی وارد شد و دید همان فردی است که او را میشناسد، او را در آغوش گرفت و بوسید و شهید باقری نیز توضیحات خود را ارائه کرد. من همچنین خاطرات نزدیکی از شهید داوود کریمی دارم و معتقدم او از جهات متعدد در تراز اولیای برجسته خدا بود.
هزاران انسان مؤثر که نامی از آنها باقی نمانده است
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: اگر بخواهیم منصفانه درباره آن دوره صحبت کنیم، باید ببینیم چه نمونههایی به جامعه عرضه شدند. ما امروز نام برخی از آنها را میبریم، اما هزاران نفر در همان تراز بودند که نامی از آنها باقی نمانده است. حتی بسیاری از کسانی که امروز زندهاند، به دلیل اینکه نخواستند چاپلوسی کنند، دنیاپرست شوند یا با باندهای مختلف همراه شوند، کمتر شناخته شدهاند.
مومنی با بیان اینکه از ذکر نام برخی افراد به دلیل حفظ رضایت آنها خودداری میکند، گفت: این افراد همچنان زندهاند و در تراز همان انسانهای بزرگ قرار دارند، اما خودشان را به برخی مناسبات نفروختند و به همین دلیل نامی از آنها مطرح نمیشود. این توفیق برای ما وجود داشت که برخی از این افراد را از نزدیک ببینیم و عملکرد و وجود نورانی آنها را مشاهده کنیم. حقوق این افراد باید محترم شمرده شود.
۹۰ درصد بار انسانی دفاع مقدس بر دوش نیروهای داوطلب بود
مومنی در ادامه با اشاره به ضرورت توجه به نحوه اداره کشور در دوران دفاع مقدس اظهار کرد: در برخی موارد، افراط و تفریط، اغراق یا کمگوییهای غیرعادی موجب تضییع حقوق کسانی میشود که اداره کشور در آن دوران را بر عهده داشتند.
وی افزود: وقتی در اسناد مختلف میبینیم که بخش عمده بار انسانی دفاع مقدس بر دوش نیروهای داوطلب بوده است، باید از خود بپرسیم چرا چنین اتفاقی رخ داد. بخش بزرگی از کسانی که برای دفاع رفتند، نظامی حرفهای نبودند؛ آنها به دلیل احساس مسئولیت نسبت به کشور و انقلاب، لباس نظامی پوشیدند و داوطلبانه به جبهه رفتند. اینکه بخش بزرگی از جامعه، فرزندان و اعضای خانواده خود را با چنین آرامشی برای دفاع میفرستادند، نشاندهنده وجود سطوحی از امنیت اقتصادی و اجتماعی در کشور بود. نادیده گرفتن این واقعیت علاوه بر تضییع حقوق صاحبان آن دوران، موجب میشود از تجربههای مهم اداره اقتصاد ملی نیز محروم شویم.
بدون امنیت اقتصادی، چنین مشارکتی در جنگ شکل نمیگرفت
این اقتصاددان با اشاره به ادبیات توسعه گفت: در میان پژوهشگرانی که جنگها را از ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و بینالمللی بررسی کردهاند، این دیدگاه وجود دارد که عالیترین جلوههای حیات تمدنی انسانها در شرایطی ظهور میکند که سطوحی از امنیت اقتصادی وجود داشته باشد.
وی ادامه داد: اگر مردم در آن دوران با مناسباتی مبتنی بر رانت، ربا، سوداگری، دروغگویی و فریب مواجه بودند، نمیتوانستند چنین سطحی از همدلی و همراهی با حکومت ایجاد کنند.
عالینسب می گفت وقتی مسئولیت قبول میکنیم احساس نکنیم وارد مرکزی برای غارت، رانتخواری یا بهکارگیری فامیل و هممحلی و همقومی شدهایم
مومنی افزود: اگر یک رزمنده احتمال میداد که با خروج او از خانه، خانوادهاش برای تأمین معاش با مشکلات جدی مواجه شود، آیا حاضر بود داوطلبانه به جنگ برود؟ بنابراین باید دید چه نظامی طراحی شده بود که مردم با احساس امنیت و اعتماد، داوطلبانه در دفاع از کشور مشارکت میکردند.
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تأکید کرد: برخی تلاش میکنند تمام آن اتفاق را به تحریک احساسات مردم نسبت دهند، اما سؤال این است که چه نوع احساسی میتواند هشت سال دوام بیاورد؟ آن مشارکت اجتماعی، به واقعیتهای عینی و نوعی فداکاری و اعتماد متقابل میان مردم و حکومت متکی بود.
عالینسب: ورود به دولت یعنی ورود به دریای خون
مومنی با اشاره به نقش مرحوم محسن عالینسب گفت: زمانی که قرار شد با من مصاحبه شود تا به عنوان دستیار ایشان مشغول به کار شوم، بعد از پایان گفتوگوها به من گفتند شرط اصلی برای همکاری این است که من و تو با خدا عهد کنیم وقتی وارد ساختمان نخستوزیری میشویم، احساس نکنیم وارد مرکزی برای غارت، رانتخواری یا بهکارگیری فامیل و هممحلی و همقومی شدهایم.
وی ادامه داد: ایشان به من گفت باید با خودت عهد کنی که وقتی وارد نخستوزیری میشوی، احساس کنی پایت را در دریای خون گذاشتهای؛ چراکه بخش بزرگی از نزدیکترین دوستان و همرزمان او شهید شده بودند. پیام او این بود که خون هیچکس از خون سربازی که در خط مقدم شهید میشود رنگینتر نیست. بنابراین مسئولیت دولتی، فرصتی برای غنیمت جمع کردن یا سوءاستفاده نیست.
این اقتصاددان گفت: همین مناسبات بود که در آن دوره شکل گرفته بود. حتی درباره نحوه زندگی شخصی مهندس موسوی نیز میتوان گفت که او تلاش میکرد سطح زندگی خود را پایینتر از زندگی کسانی تنظیم کند که در خط مقدم جبهه بودند.
وقتی وزیر بازرگانی، خرید از بازار آزاد را حرام میدانست
مومنی با اشاره به حسن عابدی جعفری، وزیر بازرگانی دوران دفاع مقدس، اظهار کرد: چندی پیش در مراسمی از ایشان به عنوان استاد دانشگاه بازنشسته و نمونه تجلیل شد. همسر ایشان در آن مراسم خاطرهای نقل کرد که برای من بسیار تأثیرگذار بود. همسر ایشان گفت زمانی که قطعی شد عابدی جعفری به عنوان وزیر بازرگانی به مجلس معرفی میشود، او به خانوادهاش گفته بود از امروز که وزیر بازرگانی میشوم، اگر برای تأمین نیازهایی که از طریق کوپن قابل تهیه نیست، از بازار آزاد خرید کنید، مرتکب فعل حرام شدهاید؛ زیرا وزیر بازرگانی باید زندگی خود را متناسب با زندگی مردم تنظیم کند. چنین وزیر بازرگانی میتوانست از دروازههای اقتصاد ملی دفاع کند و احساس آرامش و اعتماد ایجاد کند؛ به گونهای که نیروهای داوطلب برای حضور در جبهه از یکدیگر سبقت بگیرند.
موسوی: اولویت من معیشت مردم است، نه منافع صاحبان نفوذ
مومنی با استناد به خاطرات منتشرشده از آیتالله هاشمی رفسنجانی از دیماه ۱۳۶۰ گفت: در نخستین جلسه سران قوا پس از پذیرش نخستوزیری مهندس موسوی، او تأکید کرد که اولویت خود را دفاع از معیشت مردم قرار خواهد داد، نه منافع افراد پرنفوذ. در این خاطرات آمده است که مهندس موسوی تأکید کرده بود هیچ اقدامی که اعتماد مردم به دولت را متزلزل کند انجام نخواهد داد.
مومنی گفت: در آن دوره، تأمین نیازهای اساسی مردم از جمله اشتغال، مسکن، تغذیه، آموزش و پرورش و سلامت در صدر اولویتها قرار داشت. بر اساس گزارشی که مرکز تحقیقات سپاه پاسداران درباره اقتصاد ایران در دوران جنگ تحمیلی منتشر کرده، در دوره هشتساله جنگ، میزان تخصیص منابع به امور اجتماعی نسبت به دوره مشابه پیش از انقلاب افزایش قابل توجهی داشته است.
اگر یک سیاست بارها شکست خورده باید درباره آن تجدیدنظر کرد اما گاهی منافع گروههای خاص و مافیاها باعث میشود سیاستهای شکستخورده همچنان ادامه پیدا کنند
این اقتصاددان با اشاره به حضور فرزندان و نزدیکان مسئولان در جبههها گفت: مردم میدیدند نزدیکترین افراد به سران قوا، اعضای دولت و مجلس نیز در جبهه حضور دارند. اینگونه نبود که عدهای مردم را به تحمل ریاضت دعوت کنند و خودشان در شرایط کاملاً متفاوتی زندگی کنند. صداقت در سطح نظر و عمل وجود داشت و مردم این رفتار را میدیدند. دولت نیز تلاش میکرد تا حد امکان فشار کمتری به مردم وارد شود، حتی اگر این مسئله به معنای تحمل فشار بیشتر از سوی دولت باشد. این رفتارها و نشانههای صداقت بود که موجب همراهی مردم شد.
مقابله با دلالی و حمایت از تولید در دوران دفاع مقدس
مومنی با اشاره به مواضع مهندس موسوی در جلسات سران قوا اظهار کرد: یکی از محورهای مورد تأکید او، تشویق تولید و افزایش هزینه فرصت مفتخواری بود. محور دیگر، عبور از مصرفهای لوکس و تمرکز منابع ارزی و ریالی کشور بر تأمین نیازهای اساسی مردم بود.
این اقتصاددان ادامه داد: محور سوم، مقابله با دلالسالاری در تجارت داخلی و خارجی و اختصاص بیشترین حمایتها به ارتقای بنیه تولید ملی بود. پایبندی به چنین تعهداتی در یک اقتصاد سیاسی رانتی، نیازمند پایداری و شجاعت است؛ زیرا منافع گروههای قدرتمند را تحت تأثیر قرار میدهد.
سیاستهای شکستخورده نباید بارها تکرار شوند
مومنی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: یکی از گرفتاریهای ایران این است که برای هر کارنامه یا فردی که افتخارآفرینی کرده، روایتهای جعلی و نمونههای بدلی ساخته میشود تا جامعه نتواند اولویتهای واقعی خود را تشخیص دهد. در چهار دهه گذشته، سیاستهایی بارها شکست خوردهاند، اما دوباره همان سیاستها با این استدلال که باید یک بار دیگر آنها را آزمایش کنیم، تکرار شدهاند. اگر یک سیاست بارها شکست خورده است، باید درباره تکرار آن تجدیدنظر کرد. اما گاهی منافع گروههای خاص و مافیاها باعث میشود سیاستهای شکستخورده همچنان ادامه پیدا کنند.
توقف سیاستهای مخرب، بخشی از راهحل است
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: برخی منتقدان سیاستهای اقتصادی به سیاهنمایی یا نداشتن راهحل متهم میشوند، در حالی که گاهی نخستین گام برای حل مسئله، متوقف کردن سیاستهای مخربی است که نتایج نامطلوب آنها بارها مشاهده شده است. وقتی آثار یک سیاست در آمارهای رسمی نیز مشاهده میشود، نمیتوان صرفاً با شعار از ادامه آن دفاع کرد.
مومنی ادامه داد: ممکن است فردی خود را صادقانه مدافع فقرا بداند، اما همزمان آمارهای رسمی نشان دهد سیاستی که تحت مسئولیت مجموعه او اجرا شده، فشار سنگینی بر معیشت مردم وارد کرده است. در چنین شرایطی باید به جای تداوم سیاستهای مسئلهزا، ابتدا درباره توقف و اصلاح آنها تصمیم گرفت.
وی تأکید کرد: تجربه دفاع مقدس نشان میدهد اعتماد عمومی، عدالت، صداقت مسئولان، تأمین نیازهای اساسی مردم و احساس مسئولیت دولت در برابر جامعه، عواملی هستند که میتوانند سرمایه اجتماعی ایجاد کنند؛ بنابراین اگر امروز از کاهش اعتماد و مشارکت اجتماعی سخن میگوییم، باید ریشههای اقتصادی و اجتماعی این مسئله را نیز مورد توجه قرار دهیم.
با چند گرم گوشت و پنیر نمیتوان خسارت سیاستهای تورمزا را جبران کرد
این اقتصاددان با انتقاد از سیاستهای حمایتی مبتنی بر کالابرگ گفت: قدرت خرید کالابرگی که امروز توزیع میشود، در برابر خسارتهایی که سیاستهای تورمزا به معیشت خانوارها وارد کرده، بسیار محدود است.
وی افزود: وقتی یک سیاست تورمزا اتخاذ میشود، هزینه آموزش، درمان و حملونقل خانوار افزایش پیدا میکند و دسترسی آن به لوازم خانگی و سایر نیازهای ضروری کاهش مییابد. حالا نمیتوان با چند گرم گوشت قرمز، چند گرم گوشت سفید و مقداری پنیر، خسارتهایی را که به خانوار وارد شده جبران کرد. اگر از سر دلسوزی و با نگاه کارشناسی بگوییم که باید مراقب سیاستهای اقتصادی باشیم، متهم میشویم که با دولت مشکل سیاسی داریم. در حالی که مسئله ما دفاع از معیشت مردم است.
جنگ روایتها نباید جای واقعیتهای اقتصادی را بگیرد
این اقتصاددان با اشاره به مفهوم «جنگ روایتها» اظهار کرد: در جنگ روایتها، کسانی که در داخل و خارج از کشور از پشتیبانی شبکههای رسانهای برخوردارند، میتوانند برخی صداها را بیش از اندازه برجسته و برخی دیگر را کاملاً خاموش کنند. مسئله من دفاع از یک فرد یا یک دستگاه نیست. بحث من درباره نظام تبلیغاتی است که میگوید باید چشمبسته از افراد، گروهها یا حتی سیاستهای غلط دفاع کرد.
مومنی گفت: در پنج ماه گذشته، ۱۴ بار خطاب به سران قوا گفتهام یک «شاغول» به ما بدهید تا بدانیم اگر یک سیاست اقتصادی چند بار شکست خورد، چه زمانی قرار است از آن دست برداریم. در گذشته گفته میشد یک بار شکست برای کنار گذاشتن یک سیاست کافی است، اما امروز در عمل به نظر میرسد حتی شکستهای متعدد نیز برای توقف برخی سیاستها کافی نیست.
وی ادامه داد: سیاستهای غلط، اقتصاد ملی را تضعیف و کشور را در حوزههایی که توان تولید داخلی داریم به واردات وابسته میکنند و نتیجه آن افزایش فقر و فشار بر مردم است. در برخی سیاستهای اقتصادی نیز منافع اقلیت بر منافع اکثریت ترجیح داده میشود.
مردم زیر فشار معیشتی؛ اما اولویتها جای دیگری است
مومنی با انتقاد از برخی تصمیمهای اقتصادی گفت: مردم از نظر تبلیغاتی بسیار بیپناه شدهاند. گاهی مقام رسمی اعلام میکند که برای رفاه مردم مجوز مالکیت و خریدوفروش کالاهای لوکس صادر شده است، در حالی که گزارشهای رسمی از گستردگی فقر و آسیبپذیری بخش بزرگی از جمعیت حکایت دارد. اگر بخش بزرگی از جامعه با یک شوک کوچک در قیمت مواد غذایی ممکن است به زیر خط فقر سقوط کند، چگونه میتوان سیاستی را که اولویت آن تأمین رفاه اقلیت است، سیاست رفاهی نامید؟
مومنی تاکید کرد: همزمان از یک سو درباره فقر و حمایت از مردم سخن گفته میشود و از سوی دیگر، سیاستهایی اجرا میشود که موجب جهش قیمت مواد غذایی، پوشاک، آموزش و سلامت میشود. حتی در حوزه دارو، مسئله امروز فقط قیمت نیست، بلکه گاهی دسترسی به دارو نیز به مشکل تبدیل شده است.
مقام پولی باید مسئول حفظ ارزش پول ملی و کنترل تورم باشد، اما اگر به جای انجام این وظایف، از محل واردات طلا یا سوداگری در بازار ارز به سودهای بالا دست پیدا کند، این مسئله نیازمند بررسی جدی است
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با اشاره به ساختار نقدینگی کشور گفت: درباره نقدینگی دائماً صحبت میشود، اما باید به نحوه توزیع آن نیز توجه کرد. بخش قابل توجهی از سپردههای بلندمدت بانکی در اختیار درصد بسیار کوچکی از سپردهگذاران است و این نشاندهنده ابعاد جدی نابرابری در اقتصاد ایران است. وقتی درباره این وضعیت سؤال میکنیم که چه سیاستهایی چنین توزیعی را ایجاد کردهاند، ممکن است به سیاهنمایی متهم شویم؛ در حالی که باید درباره واقعیتهای اقتصادی کشور صحبت کرد.
وقتی سیاستگذار پولی از سوداگری سود میبرد
وی با انتقاد از آنچه تعارض میان وظایف سیاستگذار پولی و فعالیتهای سوداگرانه میخواند، اظهار کرد: مقام پولی باید مسئول حفظ ارزش پول ملی و کنترل تورم باشد، اما اگر به جای انجام این وظایف، از محل واردات طلا یا سوداگری در بازار ارز به سودهای بالا دست پیدا کند، این مسئله نیازمند بررسی جدی است.
مومنی افزود: نهادی که باید منافع ملی و مصالح اکثریت مردم را در اولویت قرار دهد، نباید به گونهای عمل کند که فشار مضاعفی بر معیشت خانوارها و بقای واحدهای تولیدی وارد شود. اگر چنین فعالیتهایی سودآوری ایجاد کند و سپس همین سودآوری مبنای پاداشهای بزرگ قرار گیرد، با تعرض مضاعف به حقوق مردم مواجه هستیم.
تفاوت اقتصاد دوران جنگ با امروز
مومنی تأکید کرد: اگر شرایط اقتصادی و اجتماعی دوران دفاع مقدس با امروز تفاوت داشت، دلیلش این بود که مناسبات اقتصادی و مدیریتی نیز متفاوت بود. در آن دوره، اصل بر این بود که هر هزینهای لازم است برای حفظ حریم کشور و امنیت مردم پرداخت شود. البته همیشه استثنا وجود داشته است، اما گرایش غالب این بود که منافع شخصی، خانوادگی، قومی و گروهی در اولویت قرار نگیرد.
مومنی با اشاره به موضوع تخصیص دلارهای نفتی گفت: در دوران جنگ، مسئولان به این جمعبندی رسیدند که تخصیص منابع ارزی باید شفاف شود، حتی اگر شفافیت باعث شود برخی اختیارات محدود شود. این تصمیم از نظر کارشناسی به نفع کشور تشخیص داده شد. برخی این استدلال را مطرح میکردند که اگر اطلاعات منابع ارزی شفاف شود، دشمنان از آن مطلع خواهند شد. اما با توجه به دسترسی گسترده جهان امروز به اطلاعات، پنهان کردن منابع و مصارف ارزی از دیگران عملاً امکانپذیر نیست.
مردم محرم هستند یا نه؟
این اقتصاددان گفت: من در حوزه تجارت خارجی فعالیت داشتهام و به دادههای بینالمللی دسترسی داشتهام. نمیتوان حتی یک سنت درآمد ارزی کسب کرد که دیگران از آن مطلع نشوند یا یک سنت هزینه کرد که قابل ردیابی نباشد. بنابراین مسئله اصلی این نیست که دیگران چه میفهمند؛ مسئله این است که آیا مردم خودمان را محرم میدانیم یا نه. وقتی از مشارکت مردم در سرنوشت کشور سخن میگوییم، این مشارکت الزاماتی دارد. نمیتوان از دانشگاهیان خواست در تصمیمگیریهای اقتصادی مشارکت کنند، اما اطلاعات واقعی را در اختیار آنها قرار نداد.
وی با اشاره به تجربهای در زمینه بودجه گفت: حتی اگر به یک استاد دانشگاه گفته شود برای مشارکت در تدوین بودجه کشور دعوت شده است، اما در عمل هماهنگیهای لازم انجام نشود و او پشت درهای دستگاه اداری بماند، نمیتوان بعداً گفت دانشگاهیان آمدند و نتوانستند کمکی کنند.
اقتصاد را نمیتوان با شعار اداره کرد
مومنی با انتقاد از برخی استدلالهای اقتصادی گفت: امروز گاهی اظهاراتی درباره سیاستهای اقتصادی مطرح میشود که با اصول اولیه علمی سازگار نیست. برای مثال، اگر سیاستی موجب افزایش شدید قیمت کالاهای اساسی شود و بخش بزرگی از مردم را تحت فشار قرار دهد، نمیتوان بعداً گفت اگر این سیاست اجرا نمیشد، قحطی رخ میداد.
مومنی ادامه داد: در اقتصادی که بخش عمده نیازهای اساسی آن در داخل تولید میشود و واکنش تولیدکننده، بهویژه در بخش کشاورزی، با وقفه زمانی نسبت به تغییرات قیمت صورت میگیرد، نمیتوان انتظار داشت که یک شوک قیمتی امروز، بلافاصله تولید فردا را افزایش دهد. اگر مبنای تصمیمگیری علم است، باید این واقعیتها در سیاستگذاری مورد توجه قرار گیرد.
دو شاغول برای سنجش عملکرد اقتصاد
مومنی با اشاره به تجربه دوران دفاع مقدس گفت: در آن دوران، دو «شاغول» برای سنجش عملکرد اقتصادی وجود داشت که حاصل مطالعات تخصصی چندینساله بود.
وی نخستین شاغول را چنین توضیح داد: مناسبات اقتصادی و اجتماعی باید به گونهای باشد که یک انسان با یک شیفت کار شرافتمندانه بتواند از عهده یک زندگی شرافتمندانه برآید. این مسئله امروز نیز قابل اندازهگیری است. شاخصهای مربوط به تغذیه، مسکن و سایر نیازهای اساسی در اختیار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، کمیته امداد، بهزیستی و دیگر دستگاهها قرار دارد. حتی بر اساس قانون، دولت هنگام تعیین حداقل دستمزد باید هزینههای زندگی را در نظر بگیرد. بنابراین این موضوع یک مسئله مجهول یا غیرقابل اندازهگیری نیست.
شاغول دوم؛ کاهش وابستگی اقتصاد به خارج
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد شاغول دوم را میزان استقلال و کاهش وابستگی اقتصاد ایران به خارج دانست و گفت: هیچ کشوری نمیتواند بدون داشتن استقلال اقتصادی روی پای خود بایستد.
وی با اشاره به گزارشی از مرکز پژوهشهای مجلس در مهرماه ۱۳۹۲ اظهار کرد: بر اساس آن گزارش، در دوره هشتساله دولت احمدینژاد، وابستگی هر واحد تولید ناخالص داخلی ایجادشده در ایران به خارج از کشور، نسبت به دوره هشتساله مشابه قبل، به میزان قابل توجهی افزایش یافته بود. این مسئله به معنای وابستگی یکسویه رشد اقتصادی به اقتصاد جهانی است، نه یک وابستگی متقابل و متوازن.
اقتصاد مستقل باید از الگوی خامفروشی فاصله بگیرد
وی گفت: اگر ایران بخواهد مستقل باشد، باید از الگوی سنتی تقسیم کار بینالمللی که در آن کشورهای در حال توسعه صادرکننده مواد خام و واردکننده کالاهای ساختهشده هستند، فاصله بگیرد.
مومنی با اشاره به تصمیمهای سالهای نخست پس از انقلاب افزود: از نخستین تصمیمهای شورای انقلاب، کاهش صادرات نفت خام ایران بود؛ به گونهای که صادرات نفت خام از حدود چهار میلیون بشکه در روز در سال ۱۳۵۶، به هدف ۸۰۰ هزار بشکه در روز کاهش یابد. امروز باید بررسی شود که در سالهای بعد چه اتفاقی برای روند خامفروشی در کشور رخ داده است. حتی گاهی صادرات برخی محصولات وابسته به نفت با عنوان صادرات غیرنفتی معرفی میشود، در حالی که این تغییر عنوان، ماهیت اقتصادی آن را تغییر نمیدهد. تعمیق خامفروشی یکی از مهمترین ریشههای شکنندگی اقتصاد ملی است.
مونتاژ نباید به نام تولید داخلی معرفی شود
وی افزود: در کنار خامفروشی، پدیده دیگری نیز شکل گرفته که مونتاژ کالا به صورت CKD را به عنوان تولید داخلی معرفی میکند. این روند در بلندمدت به اقتصاد کشور آسیب میزند؛ زیرا وقتی اقتصاد بر خامفروشی و مونتاژ متکی باشد، نمیتواند برای نیروهای متخصص و تحصیلکرده خود فرصتهای شغلی و چشمانداز مناسبی ایجاد کند.
وی ادامه داد: ما بهترین و بااستعدادترین فرزندان خود را برای تحصیل در بالاترین سطوح علمی میفرستیم، اما اگر ساختار اقتصاد بر تعمیق خامفروشی استوار باشد، نمیتوانیم برای آنها فرصتهای شغلی مناسب ایجاد کنیم و بخشی از این سرمایه انسانی را از دست میدهیم.
نفوذ واقعی را باید در ساختار اقتصادی جستوجو کرد
مومنی گفت: باید درک خود را از مفهوم نفوذ اصلاح کنیم. هر اقدامی که ایران را در الگوی سنتی اقتصاد جهانی، یعنی صادرکننده مواد خام و واردکننده کالاهای ساختهشده، نگه دارد، باید از منظر استقلال اقتصادی مورد توجه قرار گیرد. مسئله نفوذ فقط در اقدامات آشکار سیاسی خلاصه نمیشود؛ گاهی ساختارهایی که اقتصاد کشور را برای سالها به خامفروشی و واردات وابسته میکنند، آثار عمیقتری بر استقلال کشور دارند.
مومنی با اشاره به شاخص «رابطه مبادله» اظهار کرد: برای سنجش این مسئله میتوان از شاخصی استفاده کرد که در صورت آن قیمت کالاهای صادراتی و در مخرج آن قیمت کالاهای وارداتی قرار میگیرد. در کتابی که درباره تاریخنگاری ۶۰ ساله اقتصاد ایران منتشر کردهام، با استناد به دادههای مستند نشان دادهام که شاخص رابطه مبادله در دوره پس از جنگ، سه سقوط بزرگ داشته است.
مومنی بیان کرد: سقوط رابطه مبادله به معنای تعمیق خامفروشی، تضعیف بنیه تولیدی و افزایش اتکا به واردات برای اداره امور جاری کشور است.
عرضه آیفون ۱۸ در ایران دو روز پس از رونمایی در آمریکا
این اقتصاددان در ادامه با اشاره به تحولات اقتصادی روزهای اخیر گفت: برای فهم بهتر این موضوع کافی است به اخبار اقتصادی هفته پایانی شهریور ۱۴۰۵ نگاه کنیم. در شرایطی که ایران از سوی مقامات آمریکایی تحت فشار شدید تحریمی معرفی میشود، همزمان شاهد ورود سریع برخی کالاهای مصرفی و فناوریهای جدید به بازار ایران هستیم.
مومنی با اشاره به عرضه سریع آیفون ۱۸ در ایران به فاصله ۴۸ ساعت پس از رونمایی آن در آمریکا گفت: بلافاصله پس از این عرضه نیز تمام آیفونها به فروش رسید. این مسئله پرسشهای مهمی درباره ساختار واردات، مسیرهای تأمین کالا و اولویتهای ارزی کشور ایجاد میکند.
وی تأکید کرد: باید همه این مسائل را در کنار هم دید و درباره آنها پرسش کرد. اینکه یک سیاستگذار در یک حوزه دچار خطا میشود، به معنای نادیده گرفتن سوابق و عملکرد طرف مقابل نیست؛ اما از سوی دیگر، نباید اجازه داد روایتهای فریبکارانه مانع دیدن واقعیتهای اقتصادی کشور شود.
مومنی در پایان گفت: مسئله اصلی این است که باید شاغولهای روشن و قابل اندازهگیری برای سنجش عملکرد اقتصادی داشته باشیم؛ شاغولهایی مانند توانایی یک خانوار برای تأمین یک زندگی شرافتمندانه با یک شیفت کار و میزان وابستگی اقتصاد به خارج. اگر این معیارها مبنا قرار گیرند، بسیاری از روایتهای فریبکارانه کنار میروند و درباره راهحلهای اقتصادی نیز میتوان دقیقتر تصمیم گرفت.
مردم مهمترین ظرفیت اجتماعی در دوران دفاع مقدس
در ابتدای این نشست محمدصادق درویشی، نویسنده کتاب «بیا تماشا کن»، در سخنانی با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای ایران و شهدای دوران دفاع مقدس گفت: انتخاب آغاز جنگ برای بزرگداشت دفاع مقدس میتواند نشاندهنده این واقعیت باشد که ایران آغازگر جنگ نبود و در موضع دفاع قرار داشت.
این نویسنده اظهار کرد: با همه تلخیها، سختیها و جنایتهایی که بر ملت ایران رفت، کشور در موضع دفاع قرار داشت؛ آن هم در شرایطی که پس از انقلاب، آمادگی لازم برای یک جنگ تمامعیار وجود نداشت. به نظر من، همین مسئله یکی از مهمترین وجوه اخلاقی دفاع ملت ایران است؛ ملتی که زیر شدیدترین حملات ارتش عراق قرار گرفت، اما از کشور خود دفاع کرد.
درویشی با اشاره به حضور اقشار مختلف مردم در جنگ گفت: وجه دیگری که شکوهمندی و شرافتمندی دفاع مردم را نشان میدهد، انسانهایی هستند که در جنگ حضور پیدا کردند؛ افرادی که آموزش نظامی ندیده بودند و اساساً برای جنگاوری تربیت نشده بودند، اما از گوشه و کنار کشور خود را به صحنه نبرد رساندند. زن و مرد، پیر و جوان، هر کدام به نحوی تلاش کردند در دفاع از کشور و تمامیت سرزمینی و اجتماعی خود نقش داشته باشند. به نظر من، همین حضور مردم، وجه اخلاقی دفاع را تکمیل میکند.
وی با بیان اینکه بسیاری از ظرفیتهای اجتماعی و ملی کشور را میتوان در همین افراد مشاهده کرد، گفت: اگر بخواهیم منابع اجتماعی و ظرفیتهای ملی را بشناسیم، یکی از نمادینترین نمونههای آن همین انسانهایی هستند که در جنگ اثرگذار بودند. معرفی این افراد، وجه اخلاقی جنگ ما را پررنگتر و کاملتر میکند.
هنر حکمرانی در شناخت و بهکارگیری ظرفیتهای اجتماعی
درویشی با طرح این پرسش که ظرفیتهای اجتماعی چگونه در دوران جنگ مورد استفاده قرار گرفتند، اظهار کرد: موضوع نحوه استفاده از این ظرفیتهای ملی و مردمی، به مسئله حکمرانی بازمیگردد. اینکه این ظرفیتها چگونه شناخته شدند، به رسمیت درآمدند، استخراج و بهکار گرفته شدند و مهمتر از همه، چگونه تجهیز شدند و به درجات بالاتری رسیدند، موضوع مهمی برای بازخوانی تجربه تاریخی ماست.
وی ادامه داد: اگر بخواهیم تجربه جنگ را بازخوانی انتقادی کنیم، باید ببینیم حکمرانی در آن مقطع تاریخی چگونه از ظرفیتهای اجتماعی خود استفاده کرد و امروز نیز در مقطع مهمی که قرار داریم، با این ظرفیتها چگونه مواجه میشود.
این نویسنده با اشاره به پیچیدگی ظرفیتهای اجتماعی گفت: در صنعت نفت، یک چرخه مشخص از اکتشاف و استخراج تا پالایش و تبدیل منابع طبیعی به ثروت اقتصادی وجود دارد و در تمام این مراحل، دانش، تجربه و یک ذخیره دانایی از آن پشتیبانی میکند. اما منابع اجتماعی بسیار پیچیدهتر و چندلایهتر هستند.
درویشی افزود: هنر حکمرانی این است که در بزنگاههای مهم، وقتی شیپور جنگ به صدا درمیآید، بتواند ظرفیتهای اجتماعی را بشناسد، آنها را به رسمیت بشناسد، استخراج و بهکارگیری کند و در نهایت این منابع را تجهیز و تقویت کند.
تجربه دفاع مقدس و بسیج ظرفیتهای ملی
وی با بیان اینکه تجربه هشت سال جنگ بدون کاستی و ضعف نبود، اظهار کرد: در تجربه جنگ هشتساله، در حوزههای نظامی، پشتیبانی، مدیریت جنگ و تبلیغات، قطعاً ضعفها و کاستیهایی وجود داشته است؛ اما به نظر میرسد تجربه جنگ ایران و عراق از این منظر قابل توجه است که بخش مهمی از ظرفیتهای اجتماعی کشور در آن به کار گرفته شد.
درویشی ادامه داد: از دل تجربههای متعدد و متنوع جنگ میتوان صدایی را از اعماق جامعه ایران شنید؛ جامعهای که میل به ماندگاری و بقا داشت و نشان داد مستحق شکست نیست.
وی گفت: تنوع و تکثر نیروهایی که وارد صحنه جنگ شدند، نشان میدهد که جامعه ایران توانسته بود در آن مقطع از نیروهای اجتماعی و ظرفیتهای ملی خود استفاده کند. همین ظرفیتها به نیرویی بزرگ و مثبت برای حفاظت از کشور تبدیل شدند و حتی بسیاری از خردهظرفیتهای موجود نیز در جریان جنگ تعریف و رشد پیدا کردند.
شهید حسن باقری؛ نمونهای از ظرفیتهای اجتماعی جنگ
این نویسنده با اشاره به نمونههایی از فرماندهان دفاع مقدس اظهار کرد: یکی از نمونههای روشن، شهید حسن باقری است. او پیش از ورود به جنگ، تجربه نظامی نداشت و به عنوان یک روزنامهنگار و فردی آموزشندیده در حوزه نظامی وارد صحنه جنگ شد، اما بعدها به یکی از چهرههای برجسته و تأثیرگذار در فرماندهی و سازماندهی جنگ تبدیل شد.
درویشی افزود: شهید حسن باقری به یک فرمانده راهبردی و سازمانساز تبدیل شد و از جمله افرادی بود که در تغییر شیوه جنگیدن و ایجاد بنیانهای جدید در حوزههای مختلف نقش داشت.
وی ادامه داد: در کنار شهید حسن باقری، فرماندهان و رزمندگان دیگری مانند شهید مهدی باکری، شهید احمد کاظمی، شهید محمد و شهید داود کریمی و بسیاری از فرماندهان و رزمندگان گمنام نیز در این مسیر نقش داشتند.
روایتی از ظرفیتهای اجتماعی جنگ
درویشی درباره کتاب خود گفت: روایت زندگی شهید مهدی باکری در مقاطع مختلف، بخش مهمی از این کتاب است. باکری یکی از فرماندهان مهم و ماندگار دفاع مقدس بود، اما پیش از ورود به جنگ نیز در عرصههای مختلف اجتماعی حضور داشت. باکری در دوران پیش از انقلاب در تبریز فعالیت داشت و پس از انقلاب نیز به عنوان نخستین شهردار منتخب تبریز در نخستین انتخابات شهرداریها در سال ۱۳۵۸ و همچنین مدیر جهاد سازندگی آذربایجان فعالیت کرد.
این نویسنده ادامه داد: تجربه زندگی افرادی مانند شهید باکری نشان میدهد که چگونه ظرفیتهای اجتماعی موجود در جامعه توانستند وارد صحنه جنگ شوند و در قالب نیروهای رزمنده و نیروهای اثرگذار، بخشی از بار دفاع از کشور را بر دوش بگیرند.
وی با تأکید بر نقش مردم در روایت دفاع مقدس گفت: اساساً بدون مردم، روایت جنگ ناقص خواهد بود. نمیتوان جنگ را صرفاً از زاویه فرماندهان نظامی و نهادهای نظامی روایت کرد؛ چراکه مردم، یکی از مهمترین نمادهای ظرفیتهای ملی و منابع اجتماعی در دوران جنگ بودند.
بازخوانی تجربه جنگ برای آینده ایران
درویشی گفت: تلاش شده است در کتاب «بیا تماشا کن» روایت جنگ بر این واقعیت استوار باشد که جنگ ایران و عراق چگونه توانست در شرایطی خاص، فرماندهان، نیروهای شاخص و نمادهای خود را از دل جامعه به وجود آورد. اسناد و خاطرات فراوانی در مراکز مختلف وجود دارد و به نظرم این تجربه باید بازخوانی شود؛ نه صرفاً برای روایت گذشته، بلکه برای اینکه بتوانیم از آن برای آینده ایران استفاده کنیم.
این نویسنده در پایان با اشاره به مفهوم امید گفت: اگر قرار است تجربه تاریخی خود را دوباره بازآفرینی کنیم، باید به آینده امیدوار باشیم. امید به آینده، یکی از مهمترین فضیلتهای اخلاقی است و میتواند به عنوان نیرویی برای بازآفرینی و ادامه مسیر تاریخی ایران مورد توجه قرار گیرد.
انتهای پیام
