مریم اسدی در گفتوگو با ایسنا، با بیان اینکه فرسودگی شغلی صرفاً یک مسئله مدیریتی در محیطهای اداری نیست، اظهار کرد: این پدیده آثار خود را به خانه، روابط خانوادگی و در نهایت جامعه منتقل میکند و زمانی که نیروی کار دچار فرسودگی روانی و جسمی میشود، پیامدهای آن از مرزهای سازمان فراتر میرود.
وی افزود: فرسودگی شغلی را نباید فقط به کاهش کیفیت کار محدود کرد، زیرا تضعیف توانمندیهای روانی فرد میتواند زمینهساز انزوا، افزایش تنشهای خانوادگی و تضعیف روابط عاطفی در خانواده شود.
این مددکار اجتماعی ادامه داد: فردی که در محیط کار با بیعدالتی، فشار بیش از حد و نبود حمایت روانی مواجه است، معمولاً با انرژی کمتری به خانه بازمیگردد و خستگی مزمن میتواند به بیحوصلگی، پرخاشگری یا بیتفاوتی نسبت به همسر و فرزندان منجر شود.
اسدی با تأکید بر اهمیت انگیزه کارکنان، گفت: انگیزه در محیط کار نباید صرفاً به دریافت پاداش مالی محدود شود، بلکه احساس امنیت، احترام و حفظ کرامت انسانی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
وی بر ضرورت توجه سازمانها به تعادل میان کار و زندگی تأکید کرد و گفت: سازمانها باید در کنار توجه به بهرهوری و عملکرد، بر همکاری، حمایت روانی متقابل و ایجاد محیط کاری سالم تمرکز کنند و توازن میان کار و زندگی را به عنوان یک ضرورت مورد توجه قرار دهند.
این کارشناس برگزاری کارگاههای مدیریت استرس و تقویت تابآوری را از جمله اقدامات مؤثر در حمایت از سلامت روان کارکنان دانست و افزود: سازمانها باید علائم اولیه فرسودگی شغلی از جمله انزوا و کاهش مشارکت اجتماعی کارکنان را بهموقع شناسایی و برای حمایت از آنان مداخله کنند.
اسدی خاطرنشان کرد: توجه به سلامت روان نیروی کار میتواند در پیشگیری از بخشی از آسیبهای اجتماعی مؤثر باشد و اصلاح ساختارهای کاری و ایجاد محیطهای سالمتر، علاوه بر کمک به کارکنان و خانوادههای آنان، میتواند از تحمیل بخشی از هزینههای ناشی از آسیبهای اجتماعی به نظامهای حمایتی و بهداشت و درمان جلوگیری کند.
انتهای پیام
