سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵ | ۰۸:۳۷
کمال‌گرایی والدین؛ چگونه سلامت روان دانش‌آموزان را تهدید می‌کند؟

در گفت‌وگو با ایسنا بررسی شد

کمال‌گرایی والدین؛ چگونه سلامت روان دانش‌آموزان را تهدید می‌کند؟

قم (ایسنا) - یک روان‌شناس بیان کرد: انتظارات غیرواقعی والدین از موفقیت تحصیلی باید ابزاری برای رشد باشد نه محدودیتی برای سلامت روان. برای خروج از تله کمال‌گرایی تحصیلی، باید به‌جای فشار مداوم برای بهترین بودن، قاعده «به اندازه کافی خوب» را جایگزین تفکر همه یا هیچ کرد؛ اقدامی که با تکیه بر خودآگاهی و جایگزینی خودشفقت‌ورزی به جای سرزنش، مسیر را برای آرامش درونی و انگیزه پایدار هموار می‌کند.

زهرا صالحی در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: زمانی که والدین درگیر کمال‌گرایی می‌شوند، استانداردهای آن‌ها روزبه‌روز سخت‌گیرانه‌تر شده و توانایی پذیرش نقص طبیعی فرزند را از دست می‌دهند. در چنین شرایطی، موفقیت تحصیلی دیگر یک هدف رشدی نیست، بلکه به مکانیزمی دفاعی برای فرار از اضطراب و شرم خانوادگی بدل می‌شود؛ امری که دانش‌آموز را از یادگیری واقعی دور کرده و در بلندمدت با تحلیل انرژی روانی، اضطراب مزمن و افت انگیزه را رقم می‌زند.

این روان‌شناس افزود: یکی از مهم‌ترین نشانه‌ها، ناتوانی در تحمل نمره یا عملکرد متوسط است؛ مثلا هنگامی که فرزند نمره خوبی گرفته اما کامل نبوده، والدین به‌جای تشویق تلاش، دچار اضطراب شده و احساس می‌کنند فورا باید همه‌چیز را اصلاح کنند. این چرخه مخرب، حس ناکافی بودن و خودانگاره منفی را در دانش‌آموز تقویت می‌کند و او را در تله کمال‌گرایی و اهمال‌کاری گرفتار می‌سازد؛ به‌طوری‌که حتی با افزایش ساعت مطالعه، ممکن است به همان آرامش کوتاه‌مدت پیشین نیز نرسد.

وی بیان کرد: صرف انرژی روانی والدین و فرزند برای رسیدن به استانداردهای غیرواقعی باعث می‌شود هر دو در برابر کوچک‌ترین چالش‌های تحصیلی، تاب‌آوری خود را از دست بدهند و با اضطراب، اجتناب یا پرخاشگری واکنش نشان دهند. علاوه بر این تداوم این فشار، زمینه بروز علائم روان‌تنی، اختلال خواب و آسیب جدی به رابطه والد-فرزندی را فراهم می‌کند.

صالحی گفت: این رفتار مختص حوزه تحصیل نیست و می‌تواند در سایر جنبه‌های زندگی نیز رخ دهد، بنابراین لازم است والدین با خودکاوی به این خودآگاهی برسند که فشارشان ناشی از کدام ترس، طرحواره یا فکر خودآیند است؟ آیا این اقدام یک حمایت سالم یا صرفاً فرار و جبران افراطی از اضطراب خودشان است؟ آگاهی از این الگوها، نخستین گام در بازیابی کنترل درونی و بازسازی اعتمادبه‌نفس فرزند خواهد بود.

قاعده «به اندازه کافی خوب» را جایگزین تفکر «همه یا هیچ» کنیم

وی اظهار کرد: برای جلوگیری از افتادن در چرخه کمال‌گرایی و اهمال‌کاری، باید قاعده «به اندازه کافی خوب» را جایگزین تفکر «همه یا هیچ» کنیم. به‌جای انتظار رتبه اول یا نمره کامل، کافی است تمرکز بر تلاش روزانه و پیشرفت نسبی قرار گیرد. تعیین اهداف واقع‌بینانه و قابل اندازه‌گیری، از نظر روانی آرامش ایجاد می‌کند و تداوم آن مؤثرتر از فشارهای افراطی است.

این روانشناس تأکید کرد: در این مسیر، جایگزینی تقویت مثبت به‌جای سرزنش نقشی اساسی دارد؛ یعنی والدین باید پیشرفت‌های کوچک و واقع‌بینانه فرزند را ببینند، به او بازخورد مثبت دهند و حس خودکارآمدی را درونی کنند. همچنین باید هوشیار بود که آیا فشار تحصیلی واقعاً برای رشد است، یا اینکه با دیدن کوچک‌ترین نقص، افکار آزاردهنده و رنج‌آور هجوم می‌آورند.

صالحی افزود: اگرچه توجه به درس و مسئولیت‌پذیری اثر مثبت دارد، اما والدین باید از خود بپرسند تمایل به موفقیت افراطی پاسخی به کدام کمبود یا جبران کدام اضطراب است؟ آیا صدای سخت‌گیرانه نسل قبل در درون آن‌ها بازتولید شده و این رفتار برای جلب تأیید دیگران شکل گرفته است؟ آگاهی از این تله تأییدطلبی مانع از آن می‌شود که خانواده قربانی الگوهای آسیب‌رسان گذشته شود.

این روان‌شناس بیان کرد: دانش‌آموزان مقطع ابتدایی بیشتر تحت تأثیر اضطراب جدایی و ترس از نارضایتی والدین قرار می‌گیرند و ممکن است علائم جسمانی مانند سردرد و دل‌درد نشان دهند. نوجوانان اما با چالش عمیق‌تر هویت و ارزشمندی روبه‌رو هستند. مقایسه اجتماعی و رقابت در این سن شدت می‌گیرد و پذیرش نمره پایین نوعی شکست شخصی تلقی می‌شود.

وی گفت: در نوجوانان یک والد سرزنش‌گر درونی فعال می‌شود که مدام احساس گناه و ناکافی بودن را یادآوری می‌کند. دختران به‌دلیل حساسیت‌های نقشی اغلب کمال‌گرایی خودانتقادگر قوی‌تری تجربه می‌کنند، در حالی که پسران ممکن است بیشتر به اجتناب یا پرخاشگری روی آورند.

وی افزود: شروع سال تحصیلی معمولاً نقطه اوج این فشار است. دانش‌آموز در هفته‌های نخست تنش‌های خانه و مدرسه را هم‌زمان تجربه می‌کند و ناخودآگاه موفقیت را تنها راه جلب محبت والدین می‌داند. تردد مداوم بین انتظارات خانواده و واقعیت کلاس، ثبات روانی را کاهش می‌دهد و فرآیند یادگیری را با چالش جدی مواجه می‌کند.

بازسازی انتظارات سالم؛ فرآیندی تدریجی

این روان‌شناس بیان کرد: بازسازی انتظارات غیرواقعی معمولاً بین چند ماه تا یک سال زمان می‌برد. دانش‌آموز در این مدت مراحلی چون شک، مقاومت و پذیرش تدریجی را پشت سر می‌گذارد تا از امن‌بودن رابطه حتی در صورت نمره متوسط مطمئن شود. مدت این دوره به سن، آگاهی والدین و سبک دلبستگی بستگی دارد.

وی افزود: کاهش فشار تحصیلی به‌معنای بی‌توجهی به درس نیست، بلکه شکل‌گیری رابطه‌ای سالم بر پایه تلاش، پیشرفت و خودشفقت‌ورزی است. با تمرکز بر فرآیند یادگیری به‌جای نتیجه صرف، دانش‌آموز متوجه می‌شود ارزش او وابسته به نمره نیست و می‌تواند با کنارگذاشتن کمال‌گرایی مخرب، به سازگاری سالم و حفظ سلامت روان دست یابد.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها