یکشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۵ | ۱۸:۱۱
بازی در نقش پسر داریوش فرضیایی چه حسی دارد؟

گفت‌وگو با آرین محمودی ـ بازیگر سریال «اکسیر»

بازی در نقش پسر داریوش فرضیایی چه حسی دارد؟

آرین محمودی که در «اکسیر» نقش پسرِ «پیروز» با بازی داریوش فرضیایی را بازی می‌کند، مهم‌ترین پیام سریال را این می‌داند که مسئله جوان شدن دوباره نیست؛ مسئله این است که با زمانی که الان داریم چه می‌کنیم.

بازیگر «اکسیر» تأکید می‌کند حتی اگر اکسیر جوانی واقعاً وجود داشت و دوباره جوان می‌شدیم، تا زمانی که بلد نباشیم از لحظه‌های زندگی استفاده کنیم، همان فرصت دوباره هم چیزی را حل نمی‌کند.

آرین محمودی، بازیگر نقش «بامداد» در مجموعه تلویزیونی «اکسیر» در گفت‌وگو با ایسنا درباره تجربه حضور در این سریال و بازی در نقش پسر «پیروز» با بازی داریوش فرضیایی بیان کرد: اولین چیزی که درباره این کار و نقش برایم جذاب بود، همکاری با تیمی بود که سال‌ها قبل و در دوران کودکی، مثل بسیاری از بچه‌های نسل دهه هشتاد، مخاطب برنامه‌هایشان بودم. حتی حدود ۱۳ سال پیش در یکی از برنامه‌های آنها شرکت کرده بودم و به همین دلیل، حضور در پروژه‌ای با این گروه برایم حس متفاوت و جذابی داشت. بازی کردن نقش پدر و پسر در کنار آقای داریوش فرضیایی، کسی که خاطرات جذابی از دوران کودکی‌ام از ایشان در ذهن دارم، قطعاً تجربه لذت‌بخشی بود. همین پیشینه و خاطرات باعث شد ارتباط میان دو شخصیت در لحظات پدر و پسری برای من راحت‌تر شکل بگیرد و بتوانم رابطه «بامداد» و «پیروز» را با حس بیشتری دنبال کنم.

محمودی درباره ویژگی‌های «بامداد» گفت: «بامداد» کاراکتری مسئولیت‌پذیر است و تلاش می‌کند اتفاقات اطرافش را تحلیل کند و برای هر چیزی دلیل و منطقی داشته باشد. نکته جالب درباره این شخصیت این است که وقتی پدرش جوان می‌شود، در ابتدا هیچ تحلیل و منطق مشخصی برای این اتفاق ندارد و نمی‌تواند آن را برای خودش توضیح دهد. همین تضاد موقعیت برای «بامداد» جذاب است. شخصیتی که معمولاً برای اتفاقات مختلف دنبال دلیل و تحلیل می‌شود، ناگهان با اتفاقی مواجه می‌شود که از نظر منطقی قابل توضیح نیست. همین موضوع می‌تواند او را در موقعیت‌های متفاوتی قرار دهد و به شخصیت‌پردازی او کمک کند.

«پیروز» بعد از جوان شدن

این بازیگر درباره تأثیر جوان شدن «پیروز» بر رابطه او با فرزندانش تصریح کرد: «پیروز» بعد از جوان شدن انگار فرصت پیدا می‌کند از زاویه‌ای متفاوت به زندگی و رابطه‌اش با بچه‌هایش نگاه کند. جوان شدن فقط تغییر ظاهر نیست و باعث می‌شود او بیشتر متوجه ارزش زمان، خانواده و لحظه‌هایی شود که شاید پیش از این به‌راحتی از کنارشان عبور می‌کرد. این اتفاق باعث می‌شود «پیروز» نسبت به روابط خانوادگی و لحظاتی که در کنار فرزندانش دارد، نگاه متفاوتی پیدا کند. گاهی آدم تا زمانی که چیزی را از دست نداده، ارزش آن را به‌طور جدی درک نمی‌کند و «اکسیر» نیز از همین موقعیت برای روایت بخشی از دغدغه‌های انسانی استفاده می‌کند.

محمودی درباره مهم‌ترین پیام «اکسیر» خاطرنشان کرد: مهم‌ترین حرف «اکسیر» درباره ارزش زمان است؛ چیزی که شاید خیلی از ما حواسمان به آن نیست. گاهی داریم وقتمان را هدر می‌دهیم و متوجه گذر آن نمی‌شویم. اگر همین حالا و در لحظه‌ای که داریم، درست زندگی نکنیم، حتی دوباره جوان شدن هم نمی‌تواند فایده‌ای داشته باشد و چیزی را حل نمی‌کند. این سریال تلاش می‌کند به مخاطب یادآوری کند که مسئله فقط جوان ماندن یا دوباره جوان شدن نیست، بلکه مهم این است که با زمانی که در اختیار داریم چه می‌کنیم. اگر نتوانیم از فرصت‌های زندگی استفاده کنیم، داشتن فرصت دوباره هم لزوماً نمی‌تواند گذشته را جبران کند.

فضای مجازی؛ بخشی از زندگی امروز

بازیگر نقش «بامداد» درباره پرداختن «اکسیر» به موضوع بازی‌های رایانه‌ای و فضای مجازی تاکید کرد: امروز درگیری با فضای مجازی یا بازی‌های مجازی دیگر موضوعی مرتبط با یک نسل خاص نیست و تقریباً همه ما با این فضا درگیر هستیم. سبک زندگی ما به نوعی با فضای مجازی گره خورده و نمی‌توان این واقعیت را نادیده گرفت.

وی افزود: مسئله اصلی مقدار و نوع استفاده از این فضاست. فضای مجازی می‌تواند بخشی از زندگی روزمره باشد، ولی اگر استفاده از آن از حد مشخصی عبور کند، می‌تواند زمان زیادی از ما بگیرد. «اکسیر» در کنار وجه سرگرم‌کننده خود، به چنین موضوعاتی نیز توجه دارد و تلاش می‌کند مخاطب را نسبت به نحوه استفاده از زمان و امکاناتی که در اختیار دارد، حساس کند.

اگر «اکسیر جوانی» واقعاً وجود داشت

محمودی درباره ایده اکسیر جوانی و اینکه اگر چنین امکانی در دنیای واقعی وجود داشت، آیا حاضر بود از آن استفاده کند، گفت: وجود اکسیر جوانی و امکان استفاده از آن می‌تواند برای اکثر آدم‌ها جذاب و حیرت‌انگیز باشد. طبیعتاً اینکه انسان بتواند دوباره جوان شود و فرصت دیگری برای تجربه زندگی داشته باشد، وسوسه‌کننده است.

وی ادامه داد: با این حال، اگر واقعاً یاد بگیریم درست زندگی کنیم، از لحظه‌لحظه زندگی استفاده کنیم و از فرصت‌هایی که داریم لذت ببریم، دیگر شاید نیازی به چنین اکسیر جادویی نداشته باشیم. اگر قرار باشد تمام عمر منتظر فرصتی باشیم که دوباره جوان شویم، ممکن است همان زمانی را که در اختیار داریم از دست بدهیم.

بازی در نقش پسر داریوش فرضیایی چه حسی دارد؟

تجربه همکاری با داریوش فرضیایی

وی درباره تجربه بازی مقابل داریوش فرضیایی توضیح داد: کار کردن در کنار آقای فرضیایی برای من تجربه بسیار جذابی بود. همان‌طور که گفتم، من از دوران کودکی با کار و برنامه‌های ایشان خاطره دارم و زمانی مخاطب برنامه‌هایشان بوده‌ام. به همین دلیل قرار گرفتن در موقعیت بازیگر در مقابل کسی که زمانی بخشی از خاطرات کودکی‌ام بوده، حس متفاوتی داشت.

محمودی افزود: این پیشینه برای شکل دادن به رابطه «بامداد» و «پیروز» هم کمک‌کننده بود. از طرف دیگر، تجربه کار کردن در کنار ایشان باعث شد چیزهایی یاد بگیرم که در مسیر بازیگری برایم ارزشمند است و امیدوارم این تجربه در ادامه مسیر حرفه‌ای‌ام نیز به کارم بیاید.

سخت‌ترین و بامزه‌ترین صحنه «اکسیر»

این بازیگر درباره سخت‌ترین و در عین حال بامزه‌ترین صحنه‌ای که در «اکسیر» بازی کرده است، گفت: بامزه‌ترین و سخت‌ترین سکانس برای من صحنه‌ای بود که «بامداد» بین پدر و شوهر خاله‌اش می‌خوابید. موقعیت بسیار بامزه‌ای بود و در عین حال واقعاً سخت بود که در آن شرایط خنده‌ام نگیرد.

وی افزود: گاهی در چنین صحنه‌هایی، خود موقعیت آن‌قدر خنده‌دار است که حفظ جدیت برای بازیگر دشوار می‌شود. همین موضوع باعث شد آن سکانس برای من هم از نظر اجرایی چالش داشته باشد و هم تبدیل به یکی از خاطرات بامزه‌ام از پشت صحنه شود.

محمودی در پایان درباره دلیل تماشای «اکسیر» گفت: «اکسیر» علاوه بر اینکه یک مجموعه سرگرم‌کننده است، یک پیام مهم درباره زمان و وقتی که در اختیار ماست دارد. اینکه مخاطب توانسته این پیام را در قالب یک کار سرگرم‌کننده و به دور از کلیشه دریافت کند، قطعاً حاصل فکر و ایده‌پردازی نویسنده و کارگردان خلاق این اثر است. به نظرم جذابیت «اکسیر» در این است که تلاش کرده در کنار سرگرمی، مخاطب را به فکر کردن درباره زمان، خانواده و نحوه استفاده از فرصت‌های زندگی دعوت کند. «بامداد» هم به عنوان شخصیتی که تلاش می‌کند برای اتفاقات مختلف دلیل و منطق پیدا کند، در مواجهه با ماجرای جوان شدن پدرش وارد موقعیتی متفاوت می‌شود و همین تضاد می‌تواند جذاب باشد.

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری