اباذر کریمی پنابندانی عضو آکادمی علوم اروپا و متخصص هوش مصنوعی در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده آورده است: «تجربه مواجهه با برخی نهادهای متولی حمایت از فناوری، یک هشدار جدی پیش روی ما قرار میدهد: مأموریت تسهیلگری ممکن است بهتدریج زیر سایه بروکراسی قرار گیرد. زمانی که دریافت حمایت به فرایندی طولانی، معیارها به قواعدی غیرشفاف و ارزیابیها به مراحل تکراری تبدیل شوند، نهاد حمایتی از هدف اولیه خود فاصله میگیرد. این پرسش حتی درباره پارکهای علم و فناوری نیز ضروری است: خدمات و فرایندهای آنها تا چه اندازه به رشد واقعی شرکتها کمک میکند؟
سازمان ملی هوش مصنوعی باید از آغاز، ساختار و عملکرد خود را بهگونهای طراحی کند که این تجربه تکرار نشود. هوش مصنوعی فناوریای محدود به یک صنعت یا یک رشته علمی نیست. این فناوری بر شیوه پژوهش، آموزش، تولید و تصمیمگیری در پزشکی، کشاورزی، صنعت، اقتصاد، علوم انسانی و خدمات عمومی اثر میگذارد. گستردگی این تأثیر، ضرورت یک نهاد راهبر و هماهنگکننده ملی را برجسته میکند؛ نهادی که بتواند میان حوزههای مختلف پیوند برقرار کند و تعارضها و موازیکاریها را کاهش دهد.
مأموریت محوری این سازمان باید تنظیمگری هوشمند و تسهیل توسعه باشد. تنظیمگری یعنی تدوین قواعد روشن، حفاظت از حقوق مردم، تعیین مسئولیتها و فراهمکردن محیطی قابل پیشبینی برای فعالیت. چنین مأموریتی با تصدیگری، رقابت با بخش خصوصی یا الزام همه ایدهها به عبور از یک دروازه اداری، تفاوت اساسی دارد.
البته تنظیمگری نیز اگر بدون شناخت فناوری و متناسبسازی الزامات انجام شود، میتواند مانع نوآوری شود. کاربرد هوش مصنوعی در تشخیص پزشکی یا تصمیمهای مؤثر بر حقوق شهروندان، به نظارت و ارزیابی دقیق نیاز دارد؛ اما تحمیل همان الزامات به یک ابزار ساده آموزشی یا تولید محتوا، منطقی نیست. قواعد باید متناسب با میزان خطر، حوزه کاربرد و پیامدهای واقعی هر سامانه تدوین شوند.
این سازمان باید با همکاری تنظیمگران تخصصی هر حوزه، چارچوبهای مشترک ایجاد کند تا شرکتها با دستورالعملهای متعارض و درخواستهای تکراری مواجه نشوند. راهبری ملی زمانی ارزشمند است که از پراکندگی تصمیمها بکاهد و مسئولیت دستگاهها را روشن کند.
تسهیلگری نیز باید از شعار به خدمات مشخص تبدیل شود: دسترسی عادلانه به زیرساخت پردازشی، دسترسی قانونمند و امن به دادههای باکیفیت، ایجاد محیطهای آزمون کنترلشده، پشتیبانی از پژوهشهای کاربردی و تسهیل ورود محصولات معتبر به بازار. شرکتها و پژوهشگران باید بدانند درخواستشان بر اساس چه معیارهایی و در چه مدت بررسی میشود و برای اعتراض به تصمیمها چه مسیری دارند.
حضور مؤثر بخش خصوصی، دانشگاهها و انجمنهای تخصصی در تصمیمسازی، شرط مهم تحقق این رویکرد است. کسانی که فناوری را توسعه میدهند و کسانی که از پیامدهای آن تأثیر میپذیرند، باید در تدوین قواعد شنیده شوند. همچنین، برخورداری از فرصت رشد نباید صرفاً به استقرار در یک پارک، عضویت در یک شبکه یا دسترسی به روابط اداری وابسته باشد.
موفقیت سازمان ملی هوش مصنوعی را باید با نتایج آن سنجید: آیا زمان و هزینه توسعه کاهش یافته است؟ آیا دسترسی به زیرساخت بهتر شده است؟ آیا کاربردهای مفید گسترش یافتهاند و حقوق مردم بهتر حفاظت میشود؟ تعداد جلسات، بخشنامهها و مجوزها، پاسخ این پرسشها نیست.
سازمان ملی هوش مصنوعی باید قواعد را روشن کند، موانع را بردارد و فرصت رشد را گسترش دهد. اعتبار این سازمان در کیفیت تنظیمگری و توان تسهیلگری آن شکل خواهد گرفت؛ در اینکه نوآوران برای حرکت، مسیر روشنتری پیش روی خود ببینند.»
انتهای پیام
