به گزارش ایسنا، سیوهشتمین جشنواره فیلم کودک و نوجوان در حالی برگزار میشود که سینمای کودک و انیمیشن ایران پس از دههها تلاش، همچنان بر سر دوراهی «کیفیت» و «کمیت» ایستاده است؛ از یک سو استعدادهای جوان و نسل تازهای از فیلمسازان پا به عرصه گذاشتهاند و از سوی دیگر، پرسشهای جدی درباره جایگاه ایران در بازارهای جهانی و توان رقابت با تولیدات بینالمللی بیپاسخ مانده است.
مازیار محمدینژاد کارگردان که اخیرا «نبرد با خرچنگ» را روی پرده داشت در گفتوگو با ایسنا با اشاره به وضعیت کیفیت فیلمهای کودک و نوجوان گفت: کیفیت با کمیت گره خورده است. اگر بتوانیم به اندازهی کافی محتوا تولید کنیم و بازار دائمی برای یک برند فیلم یا انیمیشن ایجاد کنیم، به تدریج کیفیت نیز افزایش مییابد، چون از محل درآمد حاصل، میتوانیم توسعه و ارتقا دهیم.
وی افزود:در همان نمونههای خارجی، نسخههای اولیه بسیار ضعیف بودند اما روزبهروز کیفیت بالاتر رفت. این یعنی هم کیفیت و هم کمیت، وابسته به برنامهریزی بلندمدت هستند.
این کارگردان انیمیشن در توصیهای به فیلمسازان جوان گفت: به اصول بنیادین و زیباییشناسی فیلمسازی، بسیار بیشتر از تکنیکها اهمیت دهید. من جوانان زیادی را میبینم که به فیلمسازی علاقه دارند، اما آنقدر درگیر تکنیک میشوند که از اصولی مثل زیباییشناسی فیلمنامه، کارگردانی و مطالعهی کتابهای داستانی غافل میشوند.
وی ادامه داد: مثلاً کارگردان جوانی را میبینیم که در یک فیلم چهار، پنج دقیقهای، انواع تکنیکهای فیلمبرداری و کاتها را رعایت کرده، اما فیلمش فاقد اوج، فراز و نشیب، تعلیق و غافلگیری است؛ یعنی از نظر زیباییشناسی میلنگد. یک فیلمساز خوب باید رمان بخواند، داستان بخواند، فیلم ببیند و همان لذتی که خود از این آثار میبرد را به مخاطب منتقل کند.
محمدینژاد درباره آیندهی سینمای کودک نیز گفت: دو مسئلهی اساسی وجود دارد که هر دو را مثبت ارزیابی میکنم، هرچند چالشهایی نیز برایشان متصورم. نخست، نسل جدید فیلمسازان که بنیانهای تفکری و نگاهش به زندگی با ما تفاوت دارد. این نگاه را به فیلمسازی خود نیز منتقل خواهند کرد. این یک تیغ دو لبه است؛ هم میتواند تحولآفرین باشد و هم ممکن است برخی داشتههای خوب را از دست بدهیم، اما در کل به نگاه جدید این نسل خیلی امیدوارم.
وی دومین مسئله را فناوری و هوش مصنوعی دانست و افزود: با انقلاب هوش مصنوعی، نه تنها در دهههای پیش رو، بلکه در سالهای آینده شاهد فیلمهای بسیار متفاوتی خواهیم بود. به زودی فیلمهای رئالی میبینیم که در ظاهر کامپیوتری به نظر نمیرسند اما کاملاً با هوش مصنوعی ساخته شدهاند. انیمیشنها هم کمهزینهتر و با کیفیتتر میشوند و کمیتشان افزایش مییابد.
اما چالش بزرگ، عدم دسترسی جوانان به این ابزارهاست. در همین یک سال گذشته، دانشجویان من به شدت در مضیقه بودند و از دسترسی به هوش مصنوعی محرومند؛ چه به دلیل تحریمها و چه نقص اینترنت. متأسفانه ۹۹ درصد نسل جوان ما از این ابزارها بیبهرهاند. اگر بستری برای دسترسی آنها فراهم کنیم، یک انقلاب بزرگ در سینمای کودک کشور رخ خواهد داد.
انیمیشن ایران با استراتژی کوتاهمدت، بازار جهانی را از دست داده است
محمدینژاد در بخش دیگری از این گفتوگو درباره وضعیت انیمیشن ایران در بازار جهانی اظهار کرد: الگویی که ما استفاده میکنیم، هیچ شباهتی با ساختار موفق جهانی ندارد. آن ساختار، ساختار «مرچایز» یا برندمحوری است؛ یعنی تولید محصولات متعدد و مرتبط با یک برند انیمیشنی.
وی افزود: در دنیا، پس از تولید یک انیمیشن سینمایی، بلافاصله چندین سریال، صدها محصول جانبی با شخصیتهای آن و دهها بازی کامپیوتری ساخته میشود. این رویکرد، هم بازار تجاری عظیمی ایجاد میکند و هم بستر فرهنگسازی گستردهای فراهم میآورد. جالب است بدانید که سریال باباسفنجی، ۲ میلیارد دلار از خودِ انیمیشن و ۸ میلیارد دلار از محصولات جانبی درآمد داشته است.
این کارگردان انیمیشن تأکید کرد: متأسفانه استراتژیهای ما در ایران بیشتر کوتاهمدت است و سرمایهگذاری بلندمدت انجام نمیدهیم؛ این بزرگترین نقصی است که اگر برطرف شود، میتوانیم وارد بازار انیمیشن کودک شویم.
متأسفانه استراتژیهای ما در ایران بیشتر کوتاهمدت است و سرمایهگذاری بلندمدت انجام نمیدهیم؛ این بزرگترین نقصی است که اگر برطرف شود، میتوانیم وارد بازار انیمیشن کودک شویم.وی درباره مهمترین گمشدهی سینمای کودک ایران برای دیدهشدن در عرصهی بینالملل گفت: بزرگترین گمشده، بحث ترجمه، دوبله و انتشار است. بدون شک، فیلمها باید به انگلیسی یا دیگر زبانهای پربیننده دوبله شوند و نمیتوان فقط به زیرنویس امید داشت. این کار نیازمند سرمایهگذاری است که شاید حتی از خود تولید هم بیشتر باشد.
محمدینژاد افزود: اما مهمترین و برجستهترین نکته، ناآشنایی حرفهایهای ایرانی با قوانین بینالمللی انتشار است. متأسفانه حتی حرفهایهای سینما و رسانهی ما از اصول اولیهی انتشار بینالمللی بیخبرند. وقتی ما فروشندهی حرفهای و شرکتهای متخصص در پخش بینالمللی نداشته باشیم، نمیتوانیم فیلمها را به شبکههای جهانی بفروشیم.
وی با اشاره به تجربهی شخصی خود گفت: من خودم در سالهای گذشته، به عنوان یکی از معدود افراد، موفق شدم پخش بینالمللی داشته باشم و یکی از سریالهای انیمیشنیمان در دهها شبکهی بینالمللی انگلیسیزبان پخش میشود. در این مسیر، متوجه شدم که دنیای پخش بینالمللی با ایران ، زمین تا آسمان تفاوت دارد و ما اصطلاحات، قواعد و تکنیکهای مذاکره و فروش را بلد نبودیم. خوشبختانه با یادگیری این اصول، دیدیم که چقدر راحت و قوی میتوان فیلمهای ایرانی را فروخت. اگر این بازار باز شود، امیدواری بسیار بزرگی برای تولید ایجاد میشود.
جشنوارهها انگیزهبخش است به شرطی که…
محمدینژاد که کارگردانی انیمیشنهای چون «هفت رنگ»،«جزیره چالاک»، «شهر راز»، «دشت بابونه»، «بابا دریا» را در کارنامه کاریش دارد در ادامه درباره نقش جشنوارههای داخلی و بینالمللی در رشد سینمای کودک گفت: جشنوارهها شروعکنندههای بسیار خوبی به ویژه برای فارغالتحصیلان و جوانان هستند. من در اولین سالی که ساخت انیمیشن را شروع کردم، جشنوارههای مراکز تولید و جشنوارههای تلویزیونی برایم بسیار انگیزهبخش بودند. بعدها در سالهای ۸۵ و ۹۳، دو پروانه زرین بهترین کارگردانی سینمای بلند را دریافت کردم.
وی افزود: با این حال، جشنوارهها به تنهایی کافی نیستند؛ برای ادامهی مسیر، نیازهای دیگری مثل بحث تجاری، هنری و ارتقای تواناییهای فیلمساز وجود دارد که فقط با جشنواره تأمین نمیشود. باید آموزش، حمایت از صنعت فیلمسازی و جشنوارهها هماهنگ با هم پیش بروند. اگر این سه رکن با هم تراز شوند و هماهنگ پیش بروند، میتوان به رشد چشمگیر سینمای کودک امیدوار بود.
این کارگردان انیمیشن درباره ویژگیهای یک جشنوارهی ایدهآل کودک نیز گفت: جشنوارههای دنیا هر کدام هدف و رویکرد خاصی دارند؛ برخی به محیطزیست، برخی به مسائل اجتماعی میپردازند. اما اگر هدف ما رشد سینمای کودک است، باید هدفگذاری متناسب با نیازهای این صنعت باشد؛ نه اینکه صرفاً به یک موضوع خاص بپردازیم و از دیگر موضوعات غافل شویم. باید سیاستگذاری کلیتر داشته باشیم تا همهی سلیقهها را پوشش دهد و به ویژه، به جذابیتهای کودکانه در انیمیشن بیشتر بپردازیم.
محمدینژاد درباره احیای جشنواره فیلم کودک و نوجوان اظهار کرد: مسلماً این جشنواره میتواند برای ایجاد پویایی، نشاط و امید در جامعه بسیار مؤثر باشد. البته در سالهای اخیر افت و خیزهایی داشته است اما میتواند همچون گذشته انرژی و پویایی کل جامعهی هنری را حول خود بیشتر کند. البته مدیریت جشنواره تا حدی میتواند با سیاستگذاری خوب، جذب حداکثری هنرمندان و گسترش در شهرهای مختلف اوضاع را بهبود بخشد، اما ریشهی اصلی مشکلات به سیاستهای فرهنگی کلی کشور بازمیگردد.
وی افزود: عمدهی مشکلاتی که الان در بخش فرهنگی و خستگی جامعهی هنری میبینیم، ناشی از مسائلی مثل مهاجرت هنرمندان (نه فقط فیزیکی، بلکه مهاجرت به معنای خستگی و کنارهگیری از فعالیت) است. وقتی هنرمندان فعال خسته شوند یا از فعالیت خود نتیجهی کافی نبینند، طبیعتاً سوخت جشنوارهها و هنر و فرهنگ نیز تحلیل میرود.
محمدینژاد درباره مؤلفههای موفق جشنوارههای بینالمللی نیز گفت: یکی از مؤلفههای، مهم، ارتباط جشنواره با صنعت سینما و سرگرمی از طریق برگزاری مارکت (بازار فروش) است. در جشنوارههای بزرگ دنیا، همزمان با جشنواره یا با فاصلهای مشخص، یک مارکت برگزار میشود. مثلاً در جشنواره انیمیشن انسی، مارکت نیفا و در جشنواره کن، مارکت میپکام را داریم که من خود دو سال پیش در آن شرکت کردم.
وی در پایان گفت: آنجا بهشدت حرفهای، تولیدکنندگان و خریداران فیلم را به هم مرتبط میکنند. در همان سال، ۱۱ هزار تولیدکننده و ۳ هزار خریدار حضور داشتند و میلیاردها دلار مبادله تجاری انجام شد. چنین مسالهای در جشنوارههای ما یا کاملاً جایش خالی است و یا اگر هست آنچنان حرفهای و کامل برگزار نمیشود. هرچند در چند سال اخیر شاهد برگزاری مارکتهایی در ایران بودهایم، اما کیفیت و کمیت آنها قابل قیاس با نمونههای جهانی نیست.
انتهای پیام
