سیدصابر امامی، هنرمند عکاس که این روزها آثارش در نمایشگاه «رامش شب» در فرهنگسرای ارسباران برپاست، در گفتوگویی با ایسنا، نقطه شروع این مجموعه را «نور و تجربهی نور در فضای شبانه» عنوان و تاکید میکند که این نوری نیست که صرفاً بخواهد آن را ثبت کند، بلکه نوری است که «در زمان و حرکت تجربه میشود».
او توضیح میدهد که «در این مجموعه از نوردهی طولانی و حرکت عمدی دوربین یا همان ICM استفاده کرده است. بنابراین بهجای اینکه یک صحنهی ثابت را همانطور که دیده میشود ثبت کند، اجازه داده حرکت دوربین و حرکت منابع نور در فرآیند عکاسی وارد تصویر شوند. نتیجه، شکلگیری خطوط، منحنیها، بافتها و فرمهای سیالی است که گاهی مستقیم و کشیده و گاهی مارپیچ و موجدار، و گاهی در هم تنیده و متراکم هستند.»
امامی رد نور را مهمترین عنصر بصری این مجموعه میداند و میگوید: نورهای سفید، زرد، قرمز، آبی، سبز و فیروزهای در تاریکی حرکت میکنند و از منبع اصلی خود فاصله میگیرند.
به گفته او، در بسیاری از تصاویر نمیتوان دقیقاً تشخیص داد این نور از چراغ، خودرو، تابلو، ساختمان یا بخشی از فضای شهری آمده است؛ چیزی که باقی میماند، خود اثر نور است؛ مسیری که نور در زمان طی کرده و ردی که در تصویر بر جای گذاشته است.
امامی توضیح میدهد که به همین دلیل است که این عکسها بهتدریج از عکاسی از یک مکان فاصله میگیرند و به عکاسی از یک تجربه نزدیک میشوند؛ تجربهای از نور، حرکت و گذر زمان.
امامی تأکید میکند که شهر و عناصر قابلشناسایی آن هنوز در پسزمینه بسیاری از تصاویر حضور دارند، اما دیگر موضوع اصلی نیستند؛ آنها تبدیل به ماده خامی شدهاند برای ساختن یک تصویر تازه؛ تصویری که در آن واقعیت میتواند به خط، منحنی، لکه، بافت و فرم انتزاعی تبدیل شود.
او در ادامه، با اشاره به نقش تاریکی در این مجموعه، آن را فضایی فعال در ترکیببندی توصیف میکند و نه صرفاً یک پسزمینه خنثی. امامی معتقد است این فضای خالی باعث میشود نورها استقلال پیدا کنند و با شدت بیشتری دیده شوند؛ گویی خطوط نور در یک فضای ناشناخته معلقاند. او این تضاد میان تاریکی و نورهای بسیار درخشان را یکی از زبانهای مشترک میان آثار مجموعه میداند.

او همچنین درباره نقش رنگ در این مجموعه تصاویر، توضیح میدهد: رنگ برای من صرفاً جنبه زیباییشناسانه ندارد، بلکه بخشی از ساختار تصویر است. آبی، فیروزهای، سبز، قرمز، نارنجی، زرد و سفید بارها در تصاویر تکرار میشوند؛ گاهی به شکل خطوط باریک و مشخص و گاهی به صورت لکهها و پهنههای محو و سیال. این رنگها در کنار تاریکی، نوعی انرژی و ریتم بصری ایجاد میکنند.
او مجموعه را صرفاً نمایش مجموعهای از نورهای رنگی نمیبیند، بلکه نوعی رفتوآمد میان سکون و حرکت، نظم و آشفتگی، وضوح و محوشدگی و در نهایت واقعیت و انتزاع را در آن شکلگرفته میداند.
امامی مجموعه «رامشِ شب» را در مرز میان عکاسی انتزاعی و بیان نقاشانه قرار میدهد. او معتقد است که در اینجا عکاسی دیگر فقط وسیلهای برای توصیف جهان بیرونی نیست؛ خودِ فرآیند عکاسی، یعنی زمان نوردهی، حرکت دوربین و مسیر نور، تبدیل به بخشی از موضوع تصویر میشود. به همین دلیل، مرز میان عکاسی، طراحی و نقاشی در این مجموعه تا حدی محو شده است.

او میگوید: تلاشم این بوده است که جهان شبانه را نه آنطور که اشیا در آن دیده میشوند، بلکه آنطور که نورِ آن در حرکت تجربه و ثبت میشود، به تصویر بکشم. در این نگاه، شهر و اشیای آن از موضوع اصلی به مصالح تصویری تبدیل میشوند و واقعیت در مسیر حرکت نور، به خط، رنگ، بافت و فرم بدل میشود.
امامی در پایان جمعبندی همه این ایده را در یک جمله خلاصه میکند: «این عکسها نه تصویرِ نور، بلکه تصویرِ تجربهشدنِ نور در زمان و حرکت هستند.»
انتهای پیام
