چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵ | ۱۳:۰۱
پس از ۳ سال؛ هراس اسرائیل از تکرار ۷ اکتبری دیگر

/گزارش/

پس از ۳ سال؛ هراس اسرائیل از تکرار ۷ اکتبری دیگر

خراسان رضوی (ایسنا) - سه سال از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ گذشته است؛ سه سالی که در نخستین ساعات آن، رژیم صهیونیستی یکی از روشن‌ترین اهداف خود را اعلام کرد از میان بردن حماس و جلوگیری از تکرار حمله‌ای مشابه‌بود. جنگی که با همین هدف آغاز شد، خیلی زود از مرزهای غزه فراتر رفت و در طول این سه سال، جبهه‌های مختلف منطقه را نیز درگیر کرد.

رژیم صهیونسیتی همزمان تلاش کرد توان نظامی حماس را هدف قرار دهد، ساختارهای آن را از بین ببرد و بازدارندگی ازدست‌رفته خود را بازسازی کند. اما اکنون، در سومین سالگرد ۷ اکتبر، یک پرسش اساسی همچنان پابرجاست آیا سه سال جنگ توانسته است تهدیدی که رژیم اسرائیل در ۷ اکتبر با آن مواجه شد را حل کند؟

پاسخ به این پرسش تنها با شمارش عملیات نظامی، حملات انجام‌شده یا فرماندهانی که هدف قرار گرفته‌اند، ممکن نیست. آنچه حماس در ۷ اکتبر انجام و با یک عملیات نظامی بزرگ خود را نشان داد، محصول چند دهه تحول یک جنبش فلسطینی بود؛ جنبشی که از دل فضای سیاسی-مذهبی فلسطین در اواخر دهه ۱۹۸۰ شکل گرفت، در جریان انتفاضه اول سازمان یافت و به ‌تدریج تلاش کرد خود را هم به عنوان نیروی مقاومت و هم به عنوان یک بازیگر اجتماعی و سیاسی تثبیت کند. حماس در دسامبر ۱۹۸۷، همزمان با آغاز انتفاضه اول، توسط شیخ احمد یاسین و فعالان شاخه فلسطینی اخوان‌المسلمین در غزه شکل گرفت و در نخستین سال‌های فعالیت، شبکه‌های اجتماعی، مذهبی و خدماتی در کنار فعالیت سیاسی و نظامی، بخشی از پایه‌های نفوذ این جنبش را تشکیل دادند.

حماس در سال‌های نخست، خود را در برابر جریان اصلی سیاست فلسطین، یعنی سازمان آزادی‌بخش فلسطین و سپس تشکیلات خودگردان، تعریف می‌کرد. توافق‌های اسلو در دهه ۱۹۹۰ که میان سازمان آزادی‌بخش فلسطین و رژیم صهیونسیتی شکل گرفت، از سوی حماس پذیرفته نشد و این جنبش در برابر مسیری قرار گرفت که رهبری وقت فلسطین برای دستیابی به یک توافق سیاسی دنبال می‌کرد. در همین دوره، حماس علاوه بر فعالیت اجتماعی و سیاسی، وارد مرحله‌ای از رویارویی مسلحانه با رژیم شد و حملات انتحاری و عملیات مسلحانه نیز به بخشی از الگوی تقابل آن تبدیل شد.

اما نقطه عطف بعدی برای حماس نه در میدان نظامی، بلکه در صندوق رأی رقم خورد. در انتخابات پارلمانی فلسطین در ژانویه ۲۰۰۶، حماس توانست اکثریت کرسی‌های شورای قانون‌گذاری فلسطین را به دست آورد و شهید اسماعیل هنیه دولت جدید را تشکیل داد. پیروزی انتخاباتی حماس، این جنبش را از یک بازیگر عمدتاً مخالف و مسلح به بازیگری تبدیل کرد که باید درباره اداره امور عمومی و مسئولیت سیاسی نیز تصمیم می‌گرفت. همین تحول، شکاف میان حماس و فتح را تشدید کرد و دو جریان اصلی فلسطینی، دیگر نه فقط بر سر شیوه مواجهه با رژیم اسرائیل، بلکه بر سر کنترل ساختار سیاسی فلسطین با یکدیگر رقابت کردند.

این رقابت در نهایت در ژوئن ۲۰۰۷ به رویارویی مسلحانه میان دو طرف در غزه انجامید. حماس کنترل نوار غزه را در دست گرفت و تشکیلات خودگردان به رهبری فتح، کنترل کرانه باختری را حفظ کرد. از آن زمان، شکاف سیاسی میان غزه و کرانه باختری به یکی از مهم‌ترین واقعیت‌های سیاست فلسطین تبدیل شد که طی نزدیک به دو دهه، بر همه تحولات بعدی فلسطین اثر گذاشت. همزمان، رژیم اسرائیل و مصر محدودیت‌های گسترده‌ای بر رفت‌وآمد افراد و کالاها به غزه اعمال کردند و حماس وارد تجربه‌ای متفاوت از حکمرانی در یک منطقه تحت محاصره‌ شد.

پس از ۳ سال؛ هراس اسرائیل از تکرار ۷ اکتبری دیگر

در آستانه ۷ اکتبر ۲۰۲۳؛ حماس دیگر همان جنبش ۱۹۸۷ نبود

از این نقطه به بعد، حماس دیگر تنها با مسئله «مقاومت مسلحانه» مواجه نبود. این جنبش باید همزمان یک حکومت بالفعل را اداره می‌کرد، خدمات عمومی ارائه می‌داد، با تشکیلات خودگردان و فتح رقابت، روابط منطقه‌ای خود را مدیریت و در برابر فشارهای امنیتی و نظامی صهیونیست‌ها مقاومت می‌کرد. به همین دلیل، طی سال‌های بعد ساختار حماس به مجموعه‌ای چندلایه تبدیل شد که شاخه‌ها و نهادهای سیاسی، نظامی و اجتماعی در آن ریشه دواندند.

در طول این سال‌ها، رویارویی حماس و رژیم صهیونسیتی نیز در چندین مرحله تکرار شد. جنگ‌ها و درگیری‌های ۲۰۰۸، ۲۰۱۲، ۲۰۱۴ و ۲۰۲۱ هر یک بخشی از معادله جدید غزه را شکل دادند که در آن، حماس از یک سو تلاش می‌کرد توان نظامی خود را حفظ کند و توسعه دهد و از سوی دیگر، در مقام حاکم بالفعل غزه با مسائل روزمره جامعه‌ای چند میلیونی مواجه بود. در این فاصله، شبکه تونل‌ها، موشک‌ها و ظرفیت‌های نظامی حماس نیز به تدریج توسعه یافت و توان این جنبش برای وارد کردن فشار نظامی به رژیم اسرائیل افزایش پیدا کرد.

در همین سال‌ها، حماس تنها در میدان نظامی باقی نماند. روابط آن با بازیگران منطقه‌ای نیز بخشی از مسیر تحولش بود. رابطه با ایران، ارتباط با قطر و ترکیه، تعامل با مصر و تماس با دیگر جریان‌های فلسطینی، همگی در شکل‌دادن به محیط سیاسی و امنیتی پیرامون این جنبش نقش داشتند. در نتیجه، حماس به تدریج به بازیگری تبدیل شد که تصمیم‌هایش فقط در محدوده غزه معنا نداشت و بخشی از معادلات منطقه‌ای نیز به رفتار آن وابسته بود.

لذا در آستانه ۷ اکتبر ۲۰۲۳، حماس دیگر همان جنبشی نبود که در سال ۱۹۸۷ در نخستین روزهای انتفاضه اول شکل گرفته بود و در فاصله نزدیک به چهار دهه، از یک جریان اسلام‌گرای فلسطینی با شبکه‌ای اجتماعی در غزه، به سازمانی با ساختار سیاسی، نظامی و اجتماعی تبدیل شده بود؛ در انتخابات شرکت کرده بود، دولت تشکیل داده بود، کنترل یک منطقه جغرافیایی را در اختیار گرفته بود، با فتح وارد منازعه شده بود و در چندین دور جنگ با رژیم صهیونسیتی درگیر شده بود. همین مسیر تاریخی است که اهمیت بررسی حماس پس از ۷ اکتبر را بیشتر می‌کند. موضوع فقط سرنوشت یک نیروی نظامی نیست، بلکه آینده جنبشی است که طی دهه‌ها اشکال مختلفی از حضور و قدرت را تجربه کرده است.

عملیات ۷ اکتبر، حماس را وارد مرحله‌ای کاملاً متفاوت کرد و به تن خسته آن قدرت بخشید، اما پاسخ نظامی رژیم صهیونیستی نیز جنگی را رقم زد که در مقیاس و مدت، با دوره‌های پیشین رویارویی قابل مقایسه نبود. از همان ابتدا، هدف اعلام‌شده نتانیاهو پایان دادن به توان حماس برای تکرار چنین حمله‌ای بود. سه سال بعد، این هدف همچنان یکی از مهم‌ترین معیارهایی است که می‌توان جنگ را بر اساس آن ارزیابی کرد. آیا آنچه در میدان رخ داده، به امنیت پایدارتر برای صهیونیست‌ها منجر شده است؟ آیا تهدیدی که ۷ اکتبر آشکار کرد، صرفاً از شکل قبلی خود خارج شده یا اساساً از میان رفته است؟ و اگر حماس دیگر همان سازمان پیش از جنگ نیست، این تغییر دقیقاً چه معنایی برای آینده آن دارد؟

سه سال جنگ، این جنبش را در شرایطی قرار داده که با تمام دوره‌های پیشین حیاتش تفاوت دارد؛ ساختار نظامی آن با فشارهای گسترده مواجه شده، رهبران و فرماندهان متعددی از صحنه خارج شده‌اند و آینده نقش آن در اداره غزه دیگر مانند سال‌های پیش از جنگ قابل تصور نیست. در سال ۲۰۲۶ و در چارچوب طرح ترامپ که در قطعنامه ۲۸۰۳ شورای امنیت سازمان ملل مورد تأیید قرار گرفت، بحث درباره ساختار آینده اداره غزه، تشکیل نهادهای تکنوکرات فلسطینی و تعیین تکلیف نقش گروه‌های مسلح، حماس را با پرسش‌هایی مواجه کرده که فراتر از میدان نظامی بود.

حماس در اواسط تیرماه و با هدف واگذاری مسئولیت‌ها به کمیته ملی اداره غزه در چارچوب توافق آتش‌بس، اعلام کرد ساختار حکومت بالفعل خود در غزه را منحل و مسئولیت اداره مدنی را به کمیته ملی تکنوکرات فلسطینی منتقل می‌کند. از همان زمان مسئله سلاح نیز به یکی از نقاط تعیین‌کننده مراحل توافق آتش بس تبدیل شد و همچنان درخصوص ترتیبات لازم و کافی برای اینکه حماس سلاح بر زمین بگذارد یا صهیونیست‌ها از غزه خارج شوند، اختلافات جدی وجود دارد. به‌ویژه آنکه سازمان ملل در ژوئن ۲۰۲۶ از کنترل حدود ۷۰ درصد نوار غزه توسط نیروهای صهیونیستی خبر داده بود و نگرانی‌ها درباره تداوم جابه‌جایی اجباری فلسطینیان نیز همچنان مطرح است. کارشناسان و نهادهای حقوق بشری سازمان ملل در سال ۲۰۲۶ نسبت به پیامدهای دستورهای مکرر جابه‌جایی، تخریب گسترده مناطق مسکونی و محدود شدن فضای قابل سکونت در غزه هشدار داده و درباره خطر انتقال اجباری و تغییر جمعیتی پایدار ابراز نگرانی کرده‌اند.

اما اکنون سؤال اصلی دیگر فقط این نیست که در سه سال جنگ چه میزان از توان حماس از بین رفته یا چه میزان از ساختار آن باقی مانده است. سؤال این است که جنبشی با چنین سابقه‌ای، پس از تجربه‌ای که از ۷ اکتبر تا امروز پشت سر گذاشته، چگونه جایگاه خود را در آینده فلسطین تعریف خواهد کرد؟ آیا این مرحله، ادامه همان مسیری است که حماس طی چهار دهه گذشته پیموده یا نقطه‌ای است که آن را وادار به بازتعریف نقش سیاسی، اجتماعی و سازمانی خود می‌کند؟ علاوه‌بر این باید دید بعد از سه سال ماشین جنگی نتانیاهو کجا متوقف می‌شود؟ آیا سه سال تلاش نظامی برای از میان بردن توان حماس، در نهایت به همان امنیت پایدار و جلوگیری از تکرار ۷ اکتبر منجر شده است که هدف اعلام‌شده جنگ بود؟

مطمئنا سرنوشت حماس و غزه با نتیجه امنیتی جنگ برای رژیم صهیونیستی به هم گره خورده و آینده هر کدام دو مسیر جداگانه نیست. لذا سومین سالروز واقعه ۷ اکتبر دیگر جایی برای بیان هزینه‌های وارد شده بر غزه و حماس نیست بلکه بهترین بهانه‌ برای روشن شدن وقایع امروز و آینده حاکم بر بازیگران غزه است.

نابودی حماس و جلوگیری از تکرار ۷ اکتبر؛ هدفی که محقق نشد

جعفر قنادباشی، تحلیلگر مسائل غرب آسیا، معتقد است سه سال پس از طوفان‌الاقصی نه‌تنها از نگرانی صهیونیست‌ها در حوزه امنیت کاسته نشده، بلکه بر آن افزوده شده است، چراکه انتظار ۷ اکتبر دیگری را می‌کشند.

قنادباشی در گفت‌وگو با ایسنا با بیان اینکه تلاش‌های کنونی نتانیاهو برای انجام عملیات‌های پشت سر هم در غزه، نمایانگر نگاه مقامات صهیونیستی به امنیت است، اظهار کرد: از ادامه کشتار در غزه، بمباران و هدف قرار دادن فلسطینی‌ها مشخص است که به شدت نگران شرایط غزه و خشم فروخفته‌ای هستند که در ابعاد گسترده‌ای افزایش یافته است. حتی افزایش عملیات‌های صهیونیستی طی هفته‌های اخیر نشان دهنده نگرانی آنها از حمله غافلگیرانه دیگری همچون طوفان‌الاقصی است.

وی با بیان اینکه نتانیاهو از انجام عملیات دیگری همچون ۷ اکتبر توسط جمعیت کمتر از ۲ میلیونی غزه هراسان است، اضافه کرد: علاوه بر این موارد، در فاصله ۷ اکتبر تاکنون رژیم صهیونسیتی وجهه بین‌المللی خود را به طور کامل از دست داد. برای نابودی و محو یک رژیم، نابودی مشروعیت بین‌المللی گام بزرگی است که در تازه‌ترین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل بازتاب یافت و ۷۸ کشور حاضر به شنیدن نطق نتانیاهو نشدند. علاوه بر این، خود نتانیاهو و دوستانش تحت تعقیب بین‌المللی هستند.

این تحلیلگر مسائل غرب آسیا بازسازی پیامدهای منفی ناشی از ۷ اکتبر برای رژیم را سخت و دشوار دانست و اظهار کرد: همه جرایم بین‌المللی در پاسخ به طوفان‌الاقصی به کار گرفته شده است. این مشروعیت آن‌ها در جهان را از بین برده است. یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های ازدست‌رفته، به تاخیر افتادن روند عادی‌سازی با کشورهای عربی بود. الان خشم ملت اسلامی و عربی به حدی علیه صهیونیست‌ها افزایش یافته که امکان یارگیری در منطقه را از مقامات صهیونیستی گرفته است.

قنادباشی با بیان اینکه صهیونیست‌ها امنیت دلخواه خود را به دست نیاوردند، گفت: ضرر و زیان سنگین‌تر از دستاوردهای رژیم صهیونیستی است. آن‌ها الان هم احساس خطر می‌کنند. در ذیل تمام پیامدهای منفی ذکر این نکته ضروری است که تا پیش از ۷ اکتبر، رژیم اسرائیل در اذهان عمومی کاملا شکست‌ناپذیر نقش بسته بود و از سازمان اطلاعاتی و جاسوسی آن، به عنوان سازمانی دقیق و بدون نقص یاد می‌شد. ارتش صهیونیست‌ها با سلاح‌های ابتدایی عده‌ای قلیل شکست خورد و اشراف اطلاعاتی آنان زیر سوال رفت. این باعث شد صهیونیست‌ها بیش از گذشته احساس خطر کنند، چون تبلیغات قدرت ماورایی آنان دیگر تأثیرگذاری لازم را ندارد.

وی با اشاره به اینکه طوفان‌الاقصی ابزار حقوق بشر را از قدرت‌های بزرگ گرفت، افزود: یکی از اهرم‌های استکبار جهانی، حقوق بشر بود. از جنگ غزه بیش از ۷۴ هزار نفر شهید و ۱۷۰ هزار مجروح به جا مانده است. بیش از ۲۰ هزار نفر از شهدا کودکان بودند و حدود ۷۰۰۰ نفر از این تعداد بر اثر گرسنگی به شهادت رسیدند. با این حال، کشورهای غربی و سازمان‌های بین‌المللی و حقوق بشری ساکت ماندند. این خودش نشان می‌دهد که تمام‌شان پشت نقاب حقوق بشر پنهان شدند. قطعا نسل‌کشی، پاک‌سازی قومی و حمله به بیمارستان و مدارس جرم و دارای مجازات است اما مورد حمایت غربی‌ها واقع شدند و از آن چشم‌پوشی شد.

حماس با تاکتیک جدید به مقابله با رژیم اسرائیل می‌آید

این تحلیلگر مسائل خاورمیانه در پاسخ به اینکه آیا تکرار حمله‌ای غافلگیرانه به اسرائیل در ابعاد ۷ اکتبر همچنان در اولویت‌های حماس قرار دارد؟ اظهار کرد: مردم فلسطین طی ۷۸ سال نشان دادند متوقف نخواهند شد. افراد و فرماندهان بسیاری از سال ۲۰۰۰ به این سو از دست داده‌اند که ممکن است نامشان برای مردم آشنا نباشد، اما فلسطین سرزمین پرورش مبارزان ضدصهیونیستی است که موثرترین و بی‌نظیرترین شکل مقاومت را به نمایش گذاشتند. همین الان در شرایط سخت غزه و با کمترین امکانات حماس در حال آموزش نیرو است.

قنادباشی با اشاره به اینکه مسلما حماس تاکتیک‌های جدیدی متناسب با شرایط موجود در حمله‌های آتی به کار خواهد گرفت، بیان کرد: آنها با توجه به نقاط ضعف صهیونیست‌ها عمل خواهند کرد. الان اسرائیل خودش را با تمام جبهه‌ها درگیر کرده است و نقاط ضعف بسیاری دارد. امروز این نقاط ضعف برای حماس بیشتر نمایان شده است. مهمترین مسئله برای سازمان آزادی بخشی مانند حماس، توان یارگیری است. در گذشته توانمندی حماس اثبات نشده بود، پس یارگیری آنچنانی نداشت. اما پس از ۷ اکتبر، مشخص شد که حماس آماده هرگونه فداکاری است. پس در شرایطی که آبرویی برای سازش‌کاران نمانده بهترین زمان برای تقویت حماس است.

پس از ۳ سال؛ هراس اسرائیل از تکرار ۷ اکتبری دیگر

وی ادامه داد: در حماس دو عنصر مهم نهفته است؛ اندیشه مبارزه با ظلم که از دین اسلام نشات گرفته و دیگری باور راسخ همه به درستی مبارزه. الان همه باور کرده‌اند بهترین راه مبارزه است. شاید برخی گمان کنند از نظر مردم فلسطین تقابل نظامی ناکارآمد است، اما مردم ایمان بیشتری به ادامه این راه پیدا کرده‌اند، زیرا مطمئن هستند می‌توانند ضربات سختی به رژیم وارد کنند، حتی اگر در کوتاه‌مدت به هدف نابودی دشمن دست نیابند. مردم دیده‌اند حماس کلان‌ترین ضربات را به پیکره صهیونیست‌ها زده است.

این تحلیلگر مسائل خاورمیانه مقاومت در بعد نظامی را امری ریشه دار دانست و اظهار کرد: الان بستر اقدام نظامی مهیاست. سلاح بدون بستر عقیدتی و علاقه به مبارزه ناکارآمد است. آمریکا بهترین سلاح‌ها را برای برخی گروهک‌ها در منطقه ارسال کرده، ولی چون بستر عقیدتی و زمینه برای یارگیری فراهم نبوده، با شکست مواجه شده است، در حالیکه علاقه‌مندی و اعتقاد مردم غزه به راهشان موجب شد هزاران نفر در استتار کامل پیروزی را رقم بزنند. این وفاداری جلوی هرگونه درز اطلاعات به جاسوسان را گرفت.

جایگاه فعلی حماس در حال و آینده 

قنادباشی با اشاره به طرح ترامپ برای آتش‌بس در غزه و تعیین شیوه اداره فلسطین در آینده، گفت: این طرح ترامپ نیز مانند تمام دیگر طرح‌های او، در عرصه عمل افتضاح بود و هیچ افتخاری نیافرید. هدف این طرح خالی‌کردن فلسطین از هر ساختار سیاسی و حکومتی بود که نه‌تنها حماس، بلکه ایجاد تشکیلاتی که مبتنی بر فرهنگ و عقیده مردمی باشد را از میان بردارد؛ این طرح نتیجه عکس داشت. از زمانی که طرح صلح دروغین ترامپ مطرح شد بیش از ۲۰۰۰ نفر شهید شدند. پس از این طرح، هیچ زمانی نبوده که حملات رژیم متوقف شده باشد و آتش‌بس نقض نشود.

وی با بیان اینکه طرح ترامپ، نجات‌دهنده صهیونیست‌هاست، افزود: نتانیاهو مورد انتقاد شدید در داخل و خارج بود و رئیس‌جمهور آمریکا او را از سقوط نجات داد. از سوی دیگر، درست است که خبرهایی مبنی بر انحلال حماس منتشر شد، اما الان نماینده این جنبش در تهران حضور دارد. بخشی از تشکیلات حماس زیرزمینی است و در شرایط امروزی که دستگاه‌های رصد چیزی را از جا نمی‌اندازند، نمی‌توان انتظار داشت حماس تشکیلات سیاسی مثل شرایط عادی داشته باشد. شرایط مبارزین فوق تصور ماست. به نظر می‌رسد گروه حماس شگردها و حرکت‌های پیچیده‌ای برای آینده در هم پیچیده است.

حماس همچنان زنده خواهد بود

این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با بیان اینکه مقاومت در مقابل تسلیم تعریف می‌شود، اظهار کرد: هر کسی مخالف تسلیم در برابر ظلم، تجاوز و اشغال سرزمین باشد و از خود ایستادگی نشان دهد، یعنی مقاومت کرده است. این مقاومت در درون مردم فلسطین نهادینه شده است. این مردم خانه، بچه و اعضای خانواده‌شان را از دست داده‌اند. الان درون آنها چیزی جز مقاومت وجود ندارد. نمی‌توانند اداره فلسطین توسط قاتلان فرزندانشان را بپذیرند. به خصوص که دشمنشان رسماً اعلام کرده قصد نابودی دارد و به آنان حق زندگی نمی‌دهد.

قنادباشی با بیان اینکه مقاومت در فلسطین طبیعت بشری است، ادامه داد: اینکه از ۷۰ کشور جهان سوار بر کشتی می‌آیند غزه را نجات دهند و در استادیوم‌های ورزشی جهان در دفاع از فلسطین شعار می‌دهند، به خاطر این بوده که فطرت بشری نمی‌پذیرد که غزه سر خم کند. مقاومت در اشکال مختلف در دنیا وجود دارد که با تمام آزادگی‌های فلسطین گره می‌خورد. الان سازمان حماس شناخته شده ترین سازمان آزادی بخش در ۱۰۰ سال گذسته است که نخبگان و دانشگاهیان و همراهان زیادی با آن همراه شدند.

وی یحیی سنوار را نمونه بارز مبارزات حماس در شکل‌های مختلف توصیف کرد و گفت: سنوار را شکنجه می‌کردند، اما از آن شخصیتی برجسته ساخته شد. او را زندانی کردند اما در همان زندان که به هیچ سلاحی دسترسی نداشت، کتاب خار و میخک را نوشت. شهید هنیه هم شخصیت سیاسی افتخارآمیز ملت فلسطین بود. الان باید منتظر رشد سنوارها نشست. احیای حماس توهم نیست، بلکه واقعیتی در جریان است.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها