پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵ | ۱۲:۱۵
«من کجا خوابم برد»؛ بازی با زمان میان گذشته و آینده

«من کجا خوابم برد»؛ بازی با زمان میان گذشته و آینده

خراسان رضوی (ایسنا) - نمایش در حالی روی صحنه می‌رود که با وجود مضمون اجتماعی و دراماتیک، تلاش دارد مخاطب را در فضایی میان تلخی و شیرینی با خود همراه کند. فضای اجرا در عین پرداختن به دغدغه‌هایی درباره زمان، گذشته، آینده و تأثیر آن بر زندگی انسان، لحظاتی از شادی و طنز را نیز در خود جای داده و همین تضاد، حال‌وهوای متفاوتی به اثر بخشیده است.

در کنار فضای جدی و گاه تلخ نمایش، لحظاتی از طنز و شادی نیز دیده می‌شود که از سنگینی فضای اثر می‌کاهد و ریتم اجرا را متنوع‌تر می‌کند. بازی بازیگران نیز به‌ویژه در بخش‌های احساسی، نقش مهمی در انتقال مضمون نمایش دارد و مونولوگ پایانی یکی از نقاط قابل توجه اجراست، جایی که فضای نمایش به سمت احساسی‌تر شدن پیش می‌رود و واکنش تماشاگران نیز بیشتر به چشم می‌آید.

«من کجا خوابم برد» روایتی است که مخاطب را با مفهوم زمان و انتخاب‌های انسان مواجه می‌کند، اینکه آیا دانستن آینده می‌تواند زندگی را بهتر کند یا گاهی تنها بر اضطراب و رنج انسان می‌افزاید. نمایش در کنار این مضمون، بر اهمیت زیستن در زمان حال تأکید دارد و تلاش می‌کند مخاطب را پس از پایان اجرا با این پرسش همراه کند که تا چه اندازه درگیر گذشته یا آینده است و چه میزان از «اکنون» زندگی خود بهره می‌برد.

جلال شهبازنژاد، نویسنده و کارگردان تئاتر « من کجا خوابم برد»، در گفت‌وگو با ایسنا درباره شکل‌گیری ایده اصلی این نمایش اظهار کرد: این نمایشنامه در سال ۱۳۸۷ نوشته شده است. در آن زمان، درگیری ذهنی من با زمان و اینکه در آینده چه اتفاقاتی قرار است رخ دهد، بسیار جدی بود و این موضوع همچنان یکی از دغدغه‌های اصلی من در نمایشنامه‌هایی است که نوشته‌ام.

وی ادامه داد: زمان برای من اهمیت زیادی دارد و به همین دلیل همیشه برایم جذاب بوده است که با زمان بازی کنم و ببینم زمان چگونه می‌گذرد، آیا می‌توان به گذشته بازگشت یا به آینده رفت و اگر چنین امکانی وجود داشته باشد، چه اتفاقی برای انسان رخ خواهد داد. همین دغدغه باعث شد ایده این نمایشنامه در ذهنم شکل بگیرد و آن را بنویسم.

«من کجا خوابم برد»؛ بازی با زمان میان گذشته و آینده

این نویسنده درباره چالش‌های تولید نمایش بیان کرد: یکی از نخستین چالش‌های ما، ترکیب بازیگران باتجربه با افرادی بود، که برای نخستین بار روی صحنه می‌رفتند. هماهنگ کردن این دو گروه با یکدیگر کار ساده‌ای نبود، چراکه طبیعتاً شیوه کار با بازیگران باتجربه با کسانی که نخستین تجربه حضورشان روی صحنه است، تفاوت دارد. چالش دیگری که تقریباً همه تئاتری‌های مشهد با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند، مسئله نبود سالن و کمبود امکانات است. در کنار این مسائل، نبود تبلیغات مناسب نیز یکی از مشکلات جدی تئاتر است. متأسفانه رسانه‌ای که به شکل جدی از تئاتر حمایت کند نداریم و در این زمینه تنها تعدادی از خبرگزاری‌ها فعالیت می‌کنند.

شهبازنژاد درباره پیامی که تلاش کرده از طریق نمایش به مخاطب منتقل کند، گفت: حرف اصلی نمایش این است که حتی اگر بتوانیم آینده را ببینیم، لزوماً نمی‌توانیم تقدیر را تغییر دهیم. دانستن آینده الزاماً اتفاق خوبی نیست و ممکن است حتی باعث شود انسان بیشتر عذاب بکشد. حتی اگر بهترین اتفاقات آینده را بدانیم و بخواهیم آن‌ها را تغییر دهیم، ممکن است خودمان به بخشی از همان تقدیر تبدیل شویم. بنابراین، از نظر من نه زندگی کردن در آینده و نه ماندن در گذشته مشکلی را حل نمی‌کند.

وی با بیان اینکه مشکلات اقتصادی همواره یکی از مسائل تئاتر بوده است، تصریح کرد: تئاتر هیچ‌وقت از نظر مالی وضعیت چندان مناسبی نداشته و معمولاً برای تهیه‌کننده، کارگردان و بازیگران آورده مالی قابل توجهی نداشته است، اما با وجود همه این مشکلات همچنان کار می‌کنیم و چاره‌ای جز ادامه دادن نداریم.

بازی در نقش یک بیمار سرطانی؛ چالشی برای رسیدن به درد شخصیت

حمیدرضا جندقی، بازیگر تئاتر «من کجا خوابم برد» درباره حضورش در این نمایش اظهار کرد: زمانی که آقای شهبازنژاد کار روی این نمایش را آغاز کرد، از من برای ایفای نقش پدر دعوت کرد و من نیز با کمال میل پذیرفتم. مضمون اجتماعی و دراماتیک نمایش برایم جذاب بود و در کنار آن، اثر دارای فضایی کمدی‌تراژیک و رئالیستی است که می‌تواند ارتباط خوبی با تماشاگر برقرار کند.

«من کجا خوابم برد»؛ بازی با زمان میان گذشته و آینده

این بازیگر تئاتر درباره چالش‌های ایفای نقش خود، بیان کرد: از نظر سن و سال، این شخصیت تا حدودی به من نزدیک بود، اما بیماری سرطان که درگیر آن است، چالش اصلی من برای رسیدن به نقش بود. تجربه مواجهه با چنین بیماری‌ای را در میان خانواده، دوستان و اطرافیان دیده بودم و همین موضوع کمک کرد تا بتوانم بخشی از درد و رنج این شخصیت را درک کنم. برای رسیدن به نقش تحقیق کردم و از تجربیاتی که در اطراف خود دیده بودم نیز استفاده کردم، تا بتوانم این درد را به تماشاگر منتقل کنم. اینکه تا چه اندازه در این کار موفق بوده‌ام، قضاوتش با تماشاگر است.

وی درباره وضعیت تئاتر مشهد، خاطرنشان کرد: بعد از دوران کرونا و همچنین اتفاقات و جنگ‌هایی که رخ داد، شرایط تئاتر مشهد تا حدودی ناامیدکننده شد و فعالیت‌ها کاهش پیدا کرد، اما خوشبختانه تلاش هنرمندان باعث شده این موتور دوباره راه بیفتد. هنرمندان تئاتر مشهد با کمترین امکانات و حمایت در حال فعالیت هستند. بسیاری از آن‌ها خانواده و مسئولیت‌های زندگی خود را دارند، اما با وجود مشکلات، از خود و خانواده‌شان می‌گذرند و به کار ادامه می‌دهند.

 تنها راه آسیب ندیدن، زندگی کردن در لحظه حال است

علی عبدالهی، بازیگر دیگر تئاتر «من کجا خوبم برد» اظهار کرد: اعضای گروه مدت زیادی مشغول تمرین بودند و حدود دو ماه پیش آقای جلال شهبازنژاد که از دوستان نزدیک من هستند، پیشنهاد حضور در تیم اجرایی این نمایش را مطرح کردند. موضوع برایم جذاب بود، به‌خصوص اینکه تعدادی از دوستان قرار بود برای نخستین بار روی صحنه بروند. اینکه بتوانم در این تجربه تأثیری داشته باشم و کمکی به گروه اجرایی بکنم، برای من اتفاق خوبی بود. خوشبختانه این همکاری شکل گرفت و بچه‌های گروه نیز بسیار خوب بودند و در مدت کوتاهی که برای رسیدن به نقش داشتم، کمک زیادی به من کردند.

عبدالهی درباره سخت‌ترین بخش بازی خود در این نمایش، بیان کرد: صحنه پایانی و مونولوگ آخر، سخت‌ترین بخش بازی برای من است. در این بخش، پس از اینکه گره‌های نمایش برای مخاطب باز می‌شود، مونولوگی دارم که به پایان نمایش منتهی می‌شود. این لحظه برای خودم بسیار سخت و احساسی است و تلاش می‌کنم آن را به بهترین شکل اجرا کنم.

«من کجا خوابم برد»؛ بازی با زمان میان گذشته و آینده

وی درباره پیامی که نمایش قصد دارد به مخاطب منتقل کند، خاطرنشان کرد: من در این نمایش در قالب شخصیت «خسرو» معتقدم فرقی نمی‌کند در گذشته چه اتفاقی برای انسان افتاده یا در آینده قرار است چه اتفاقی رخ دهد، اگر انسان در لحظه حال زندگی نکند و دائماً دغدغه آینده را داشته باشد، خودش را در معرض آسیب قرار می‌دهد. ذهن انسان زمانی که دائماً درگیر گذشته یا آینده باشد، آرامش خود را از دست می‌دهد و ممکن است با اتفاقات ناخوشایندی مواجه شود. به نظر من مهم‌ترین راه، زندگی کردن در لحظه حال است و هیچ چیزی مهم‌تر از همان لحظه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم وجود ندارد.

عبدالهی درباره تأثیر واکنش تماشاگران بر بازی خود، اضافه کرد: هنگام اجرا تقریباً به‌طور کامل از دنیای بیرون جدا می‌شوم و تا زمانی که صدای تشویق تماشاگران را نشنوم، احساس نمی‌کنم در سالن تئاتر هستم. واکنش مخاطب معمولاً تأثیر مستقیمی بر بازی من ندارد، مگر در صحنه‌های خنده‌دار که ممکن است با شنیدن خنده تماشاگر مکث کوتاهی داشته باشم.

نمایش «من کجا خوابم برد» با ترکیب فضای اجتماعی و دراماتیک با لحظات طنز و احساسی، تلاش می‌کند مخاطب را با مفهوم زمان و تأثیر آن بر انتخاب‌های انسان مواجه کند. روایتی که در پایان، مخاطب را با این پرسش تنها می‌گذارد که اگر گذشته قابل تغییر نیست و آینده نیز قابل پیش‌بینی نیست، سهم انسان از زندگی چیزی جز همین لحظه است؟

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها