دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۳
منبع: نمایندگی فارس
حافظ با تکیه بر انسان‌دوستی و آزاداندیشی، هویت فرهنگی ایرانیان را بازتاب داد

یک مدرس دانشگاه:

حافظ با تکیه بر انسان‌دوستی و آزاداندیشی، هویت فرهنگی ایرانیان را بازتاب داد

فارس (ایسنا) - شاعر، نویسنده، پژوهشگر و دکترای زبان و ادبیات فارسی، با تشریح نقش اندیشه حافظ در پاسداشت هویت ایرانی و اسلامی، گفت: انسان‌محوری توحیدی، دعوت به دوستی، پرهیز از دشمنی، مدارا با مخالفان و دفاع از آزاداندیشی، از محورهای مهم شعر حافظ است که می‌توان از آن‌ها برای تقویت پیوندهای اجتماعی و وحدت ملی بهره گرفت.

کاظم دهقانیان‌فرد در گفت‌وگو با ایسنا، در پاسخ به این پرسش که حافظ چگونه در شعر خود در برابر تهاجم فرهنگی از هویت اصیل ایرانی پاسداری کرده است، اظهار کرد: یکی از کارکردهای شعر حافظ، هویت‌بخشی به انسان و توجه دادن او به حقیقت وجودی خویش است. حافظ در بیت «دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند» به آفرینش انسان و جایگاه عشق در سرشت او اشاره می‌کند.

وی با اشاره به بیت «بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح‌گوی / کاندر آنجا طینت آدم مخمر می‌کنند»، افزود: در نگاه حافظ، انسان موجودی است که عشق را می‌شناسد و می‌تواند در مسیر عشق به معشوق ازلی حرکت کند. از این منظر، انسان در کانون جهان‌بینی حافظ قرار می‌گیرد و وجود او به جهان معنا می‌بخشد؛ البته این انسان‌محوری با برداشت‌های رایج از انسان‌گرایی در برخی مکاتب غربی تفاوت دارد، زیرا انسان در شعر حافظ، انسانی توحیدی است.

هویت ایرانی و اسلامی در شعر حافظ

این استاد زبان و ادبیات فارسی با بیان اینکه شخصیت انسان در شعر حافظ از میراث ادبی و فکری ایران و عرفان اسلامی تأثیر پذیرفته است، گفت: حافظ حاصل مطالعات و تأملات خود در آثاری چون شاهنامه فردوسی، شعر سعدی و عرفان اسلامی را در هم آمیخته و در شعرش تصویری از انسان ارائه کرده است که با فرهنگ ایرانی و اسلامی پیوند دارد.

دهقانیان‌فرد با اشاره به بیت «آسمان بار امانت نتوانست کشید / قرعه فال به نام من دیوانه زدند»، اظهار کرد: درباره امانت الهی برداشت‌های گوناگونی وجود دارد و برخی آن را عشق و برخی دیگر انسانیت یا جانشینی خداوند می‌دانند. با این حال، توجه به جایگاه انسان و مسئولیت او از موضوعات مهمی است که در این برداشت‌ها مطرح می‌شود.

وی ادامه داد: در این نگاه، انسان متمدن کسی است که به دیگران محبت می‌کند و از دشمنی پرهیز دارد. حافظ در بیت «درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد / نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد» انسان را به دوستی و کنار گذاشتن دشمنی دعوت می‌کند. این نگاه، احترام به انسان‌های دیگر و توجه به روابط انسانی را در مرکز توجه قرار می‌دهد.

دهقانیان‌فرد در ادامه با اشاره به بیت «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است / با دوستان مروت با دشمنان مدارا»، گفت: در تفسیر این بیت، مدارا با دشمن به معنای کنار آمدن با فردی نیست که به کشور حمله کرده و درصدد غارت آن است؛ بلکه می‌توان آن را دعوت به مدارا با مخالفان و پرهیز از دشمنی در روابط انسانی دانست.

این مدرس دانشگاه آزاد اسلامی کازرون افزود: حافظ در کنار دعوت به دوستی و مدارا، در برابر دشمنی که به کشور حمله می‌کند، موضع دیگری دارد و می‌گوید: «دشمنان را ز خون کفن سازیم / دوستان را قبای فتح دهیم». بنابراین، در بررسی اشعار حافظ باید میان مخالفت در روابط اجتماعی و دشمنی و تهاجم به کشور تفاوت قائل شد.

این شاعر با اشاره به اهمیت حفظ اسرار و وفاداری در شعر حافظ، اظهار کرد: حافظ در بیتی می‌گوید: «به شمشیرم زد و با کس نگفتم / که راز دوست از دشمن نهان به». این مضمون بر ضرورت حفظ راز دوست و خودداری از در اختیار گذاشتن اطلاعات او به دشمن دلالت دارد.

وی همچنین با اشاره به ابیاتی از حافظ درباره مواجهه با دشواری‌ها، گفت: در شعر حافظ، دعوت به استقامت در برابر مشکلات نیز دیده می‌شود؛ از جمله در بیت «با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام / نی گر از زخم رسد آی چنگ اندر خروش». این مضمون، در کنار دیگر آموزه‌های اخلاقی شعر حافظ، بر چگونگی مواجهه انسان با رنج و دشواری تأکید دارد.

کاربرد واژه «وطن» در شعر حافظ

دهقانیان‌فرد در ادامه با اشاره به کاربرد واژه «وطن» در دیوان حافظ، اظهار کرد: واژه «ایران» در شعر حافظ نیامده و کاربرد واژه «وطن» در اشعار او نیز با مفهوم میهن و کشور در برخی آثار حماسی و شعرهای دوره مشروطه تفاوت دارد. به گفته وی، وطن در شعر حافظ بیشتر در برابر غربت و به معنای محل زندگی و زادگاه به کار رفته است.

این پژوهشگر ادبی برای توضیح این موضوع به بیت «دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت / رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم» اشاره کرد و گفت: در این بیت، ملک سلیمان به فارس اشاره دارد که حافظ آن را در نسبت با محل زندگی خود در نظر می‌گیرد.

این مدرس دانشگاه همچنین بیت «تا دل هرزه‌گرد من رفت به چین زلف او / زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌کند» را نمونه دیگری از کاربرد این واژه دانست و توضیح داد: در اینجا نیز وطن به معنای محل بازگشت دل و در پیوند با تصویر شعری حافظ مطرح شده است.

رندی؛ جلوه آزاداندیشی در شعر حافظ

دهقانیان‌فرد در پاسخ به این پرسش که چرا حافظ نماد آزاداندیشی است و این مفهوم چه جایگاهی در حفظ استقلال فرهنگی دارد، گفت: حافظ در شعر خود شخصیتی به نام «رند» آفریده که نماد انسان آزاداندیش است. مفهوم رندی پیش از حافظ در آثار شاعرانی چون خیام، سنایی، عطار، سلمان ساوجی و خواجوی کرمانی زمینه‌هایی داشته، اما این شخصیت در شعر حافظ به مرحله تکامل رسیده است.

وی با بیان اینکه حافظ در بخش مهمی از شعر خود از شخصیت رند دفاع می‌کند، افزود: رند در جهان شعری حافظ انسانی آزاده، کامل، عاشق و دور از تظاهر است. حافظ در بیت «حافظا می‌خور و رندی کن و خوش باش ولی / دام تزویر مکن چون دگران قرآن را» میان رندی و تظاهر به دینداری تفاوت می‌گذارد و رفتار کسانی را نقد می‌کند که از دین برای رسیدن به مقام و منافع مادی استفاده می‌کنند.

این شاعر ادامه داد: در شعر حافظ، رند در برابر زاهدی قرار می‌گیرد که ظاهر دیندارانه دارد، اما ممکن است در پی منافع دنیوی باشد. حافظ در بیت «صوفی شهر که چون لقمه شبهه می‌خورد / ببرم از سر او زین هیوان خوش علف» چنین رویکردی را به نقد می‌کشد.

دهقانیان‌فرد با اشاره به دیگر ویژگی‌های رند در شعر حافظ، اظهار کرد: رند در این جهان شعری، انسانی است که به دیگران وابستگی ندارد، برای رسیدن به منافع خود دست نیاز به سوی دیگران دراز نمی‌کند و در عین حال، عشق، آزادگی و پاک‌بازی را در زندگی خود دنبال می‌کند. حافظ در بیت «غلام همت آن رند عافیت‌سوزم / که در گداصفتی کیمیاگری داند» به همین ویژگی اشاره دارد.

وی در ادامه افزود: رندی در شعر حافظ با عشق، خوش‌باشی و دوری از ریا پیوند دارد. این شخصیت، با وجود آنکه ممکن است از سوی دیگران به‌درستی شناخته نشود، در جهان‌بینی شاعر جایگاهی ویژه دارد و در برابر ظاهرسازی و قضاوت درباره دیگران قرار می‌گیرد.

پرهیز از عیب‌جویی و احترام به تفاوت‌ها

این استاد زبان و ادبیات فارسی با اشاره به غزل «عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت / که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت»، گفت: این غزل از نمونه‌های برجسته آزاداندیشی در شعر حافظ است. شاعر در این ابیات، مخاطب را از عیب‌جویی و سرزنش دیگران برحذر می‌دارد و می‌گوید: «من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش / هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت».

وی با تأکید بر تفاوت میان دعوت به نیکی و سرزنش افراد، اظهار کرد: دعوت به رفتار درست با عیب‌جویی و تحقیر دیگران تفاوت دارد. انسان آزاداندیش به جای سرزنش دیگران، باید از داوری شتاب‌زده درباره آنان پرهیز کند. حافظ در عین حال در بخش دیگری از شعر خود، انسان را به دوستی و نیکی دعوت می‌کند؛ بنابراین، پرهیز از عیب‌جویی به معنای کنار گذاشتن دعوت به خوبی نیست.

دهقانیان‌فرد با اشاره به بیت «همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست / همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت»، گفت: این بیت بر گستردگی مفهوم عشق در نگاه حافظ دلالت دارد. کنشت به معنای معبد یهودیان است و شاعر با کنار هم قرار دادن مسجد و کنشت، از حضور عشق در مکان‌های گوناگون سخن می‌گوید.

وی ادامه داد: این نگاه، مخاطب را از سرزنش پیروان ادیان دیگر و قضاوت درباره آنان بر اساس تفاوت‌های اعتقادی دور می‌کند. حافظ در همین غزل، با طرح این بیت که «ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل / تو چه دانی که پس پرده که خوب است و که زشت»، بر محدودیت داوری انسان درباره دیگران تأکید می‌کند.

این شاعر با اشاره به جایگاه امید و بخشایش در شعر حافظ، افزود: حافظ در اشعار خود از امکان برخورداری انسان از لطف الهی سخن می‌گوید و از ناامیدی برحذر می‌دارد. در این چارچوب، خطاپذیری انسان نیز مورد توجه قرار می‌گیرد و شاعر، مخاطب را به داوری قطعی درباره سرنوشت دیگران دعوت نمی‌کند.

دهقانیان‌فرد با بیان اینکه احترام به تفاوت‌ها می‌تواند در حفظ استقلال فرهنگی نقش داشته باشد، اظهار کرد: به جای تبدیل اختلاف‌ها به زمینه‌ای برای دشمنی، می‌توان بر پذیرش متقابل انسان‌ها و احترام به یکدیگر تکیه کرد. زندگی مشترک مسلمانان، مسیحیان و یهودیان در شهرهای مختلف ایران، از جمله شیراز، کازرون، آبادان و تهران، نمونه‌هایی از همزیستی میان پیروان ادیان مختلف است که وی به آن اشاره کرد.

حافظ و تقویت پیوندهای اجتماعی

دهقانیان‌فرد در پاسخ به این پرسش که چگونه می‌توان از ظرفیت شعر حافظ برای تقویت پیوندهای اجتماعی و وحدت ملی بهره گرفت، گفت: برگزاری نشست‌های مستمر حافظ‌خوانی و شرح و تفسیر آثار ادبی می‌تواند زمینه‌ای برای گردهم آمدن افراد از گروه‌های اجتماعی مختلف و آشنایی بیشتر آنان با اندیشه‌های حافظ فراهم کند.

وی همچنین با اشاره به تجربه ۲۳ سال فعالیت خود در زمینه شرح متون ادبی، اظهار کرد: وی طی این مدت، در فرهنگسرای مردانیه کازرون وابسته به شهرداری، به مدت ۶ سال و نیم به تفسیر اشعار حافظ پرداخته و پس از آن نیز شاهنامه فردوسی و مثنوی را شرح داده است. او اکنون جلساتی درباره گلستان سعدی برگزار می‌کند و شمار شرکت‌کنندگان این نشست‌ها حدود ۳۰ تا ۴۰ نفر است که تعداد آنان در دوره‌های مختلف تغییر می‌کند.

این پژوهشگر ادبی افزود: حضور افراد با پیشینه‌ها و دیدگاه‌های مختلف در جلسات ادبی، امکان آشنایی آنان با مفاهیم انسان‌دوستی، عشق، گذشت و آزاداندیشی را فراهم می‌کند. از این منظر، شعر حافظ می‌تواند زمینه‌ای برای گفت‌وگو و تقویت روابط میان گروه‌های مختلف جامعه باشد.

دهقانیان‌فرد با اشاره به ظرفیت‌های آموزشی و فرهنگی شعر حافظ، گفت: پیشنهاد می‌کنم مسئولان دانشگاه‌ها، مدارس، به‌ویژه دبیرستان‌ها، و فرهنگ‌سراها، در صورت نبود چنین برنامه‌هایی با همکاری اداره‌های فرهنگ و ارشاد اسلامی، گروه‌هایی برای حافظ‌خوانی و شرح اشعار این شاعر تشکیل دهند و از استادان حافظ‌شناس برای حضور در این نشست‌ها دعوت کنند.

وی ادامه داد: در این برنامه‌ها، مردم می‌توانند در کنار یکدیگر اشعار حافظ را بخوانند و درباره مفاهیم ادبی، عرفانی و حکمی آن گفت‌وگو کنند. همچنین می‌توان برای دانش‌آموزان و دانشجویانی که غزل‌های حافظ را حفظ می‌کنند، برنامه‌های تشویقی در نظر گرفت تا آشنایی با شعر و اندیشه این شاعر در محیط‌های آموزشی گسترش یابد.

این شاعر و نویسنده با اشاره به پیوند شعر حافظ با مفاهیم قرآنی، اظهار کرد: بسیاری از اشعار حافظ با مفاهیم و آموزه‌های قرآن ارتباط دارند و بخشی از ابیات او نیز امیدبخش است. وی بیت «عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ / قرآن ز بر بخوانی با چهارده روایت» را نمونه‌ای از اشاره حافظ به قرآن و قرائت‌های آن دانست.

دهقانیان‌فرد در پایان، گسترش نشست‌های حافظ‌خوانی، تفسیر اشعار و آشنایی نسل جوان با اندیشه‌های این شاعر را از راهکارهایی دانست که می‌توان از طریق آن‌ها مفاهیم آزاداندیشی، انسان‌دوستی و حکمت را در جامعه ترویج کرد.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها