سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵ | ۰۷:۴۴
مکتب ایرانی صلح باید از اندیشه به عمل برسد

دبیر علمی همایش نهم انجمن علمی مطالعات صلح ایران:

مکتب ایرانی صلح باید از اندیشه به عمل برسد

دبیر علمی نهمین همایش انجمن علمی مطالعات صلح ایران با تأکید بر ضرورت پیوند اندیشه و عمل در مکتب ایرانی صلح، گفت: این مکتب باید با سیاست‌گذاری، دیپلماسی، آموزش و کنش مدنی پیوند بخورد و به راهکارهایی عملی برای کاهش رنج انسان‌ها و تقویت صلح پایدار تبدیل شود.

دکتر موسی اکرمی در گفت‌وگو با ایسنا، با تشریح مبانی نظری ایرانی صلح، ریشه‌های آن در سنت فکری و فرهنگی ایران، محورهای مقالات ارائه‌شده به همایش و چشم‌انداز آینده این حوزه، بر ضرورت پیوند میان اندیشه، سیاست‌گذاری و عمل در مسیر تحقق صلح تأکید کرد.

اکرمی در توضیح چرایی انتخاب سه بنیاد هستی‌شناختی، شناخت‌شناختی و روش‌شناختی برای موضوع این همایش، با استفاده از تمثیل یک بنای مستحکم اظهار کرد: یک بنای مستحکم سه رکن دارد: شالوده، ستون و سقف. اگر یکی از این سه نباشد، بنا فرو می‌ریزد. مکتب ایرانی صلح نیز چنین است. اگر تنها بر بنیاد هستی‌شناختی تأکید کنیم، به یک نظام فلسفی انتزاعی می‌رسیم که در آسمان معلق است و با زمین زندگی مردم پیوند نمی‌یابد. اگر تنها بر بنیاد شناخت‌شناختی تأکید کنیم، به یک نظام معرفتی بسته توجه می‌کنیم که خود را می‌شناسد، اما نمی‌داند چگونه در جهان عمل کند. اگر هم تنها بر بنیاد روش‌شناختی تأکید کنیم، مکتب را به مجموعه‌ای از تکنیک‌ها و ابزارها فرو می‌کاهیم که ریشه‌های وجودی و معرفتی خود را از دست می‌دهد و در برابر بحران‌ها شکننده می‌شود.

وی با اشاره به اینکه بنیادهای ارزش‌شناختی نیز از ارکان این مکتب به شمار می‌روند، اما در عنوان این همایش مورد توجه قرار نگرفته‌اند، افزود: بنیاد هستی‌شناختی به ما می‌گوید صلح در هستی چه جایگاهی دارد؛ آیا صلح امری عارضی است یا حقیقتی ذاتی که در نظم کیهانی ریشه دارد. بنیاد شناخت‌شناختی به ما می‌گوید چگونه صلح را می‌شناسیم و چه موانعی بر سر شناخت آن وجود دارد. بنیاد روش‌شناختی نیز به ما می‌گوید چگونه از نظر به عمل برسیم و صلح را در نهادها، سیاست‌ها و کنش‌های روزمره محقق سازیم.

دبیر علمی نهمین همایش انجمن علمی مطالعات صلح ایران با تأکید بر به‌هم‌پیوستگی این بنیادها تصریح کرد: این سه، به‌هم‌پیوسته و جدانشدنی‌اند. همان‌گونه که در سنت حکمت ایرانی، «نظر» و «عمل» دو روی یک سکه‌اند، در مکتب ایرانی صلح نیز این سه بنیاد، همراه با بنیادهای ارزش‌شناختی، چهار ضلع یک مربع‌اند که بدون هر یک، مربع کامل نمی‌شود.

مکتب ایرانی صلح؛ بازشناسی و بازآفرینی یک سنت فکری

اکرمی در ادامه، در تبیین چرایی استفاده از عنوان «مکتب ایرانی صلح» به‌جای اصطلاحاتی مانند «رویکرد» یا «گفتمان»، گفت: «رویکرد» یک زاویه دید است و می‌تواند موقت، جزئی و محدود باشد. «گفتمان» مجموعه‌ای از گزاره‌ها و مفروضات است که در یک دوره تاریخی شکل می‌گیرد و می‌تواند تغییر کند؛ اما «مکتب» یک چارچوب نظری منسجم است که سه ویژگی دارد: نخست، بنیادهای هستی‌شناختی، شناخت‌شناختی، روش‌شناختی و ارزش‌شناختی روشنی دارد؛ دوم، از ظرفیت تولید نظریه و پاسخ به مسائل جدید برخوردار است؛ و سوم، در یک سنت فکری و فرهنگی ریشه دارد و در عین حال، جهان‌شمول است.

وی با بیان اینکه نام‌گذاری این مکتب به معنای طرح ادعایی تازه و بی‌سابقه نیست، اظهار کرد: آنچه امروز «مکتب ایرانی صلح» می‌نامیم، نامی برای سنتی است که هزاران سال در این سرزمین وجود داشته، اما تاکنون به‌صورت منسجم و نظام‌مند صورت‌بندی نشده بود.

اکرمی ادامه داد: از «اشه» در کیهان‌شناسی ایرانی تا «راستی» در متون و کتیبه‌ها، از «عدالت» در اندیشه شماری از فیلسوفان تا «مدارا» و آشتی در عرفان مولوی و جهان‌بینی حافظ، از «صلح» در بوستان سعدی تا «همزیستی» در آیین‌های مردمی، همگی عناصری از این مکتب‌اند. کار ما امروز، گردآوری، نقد، نظام‌مندسازی و صورت‌بندی این عناصر پراکنده در یک چارچوب منسجم است. ما نمی‌خواهیم مکتب بسازیم؛ می‌خواهیم مکتبی را که در تاریخ ما زیسته است، بازشناسی و بازآفرینی کنیم.

هفت محور موضوعی در مقالات همایش

دبیر علمی نهمین همایش انجمن علمی مطالعات صلح ایران با اشاره به مقالات ارائه‌شده به این همایش گفت: دفترچه این همایش نزدیک به ۴۰ چکیده را در بر می‌گیرد که در هفت گروه موضوعی سامان یافته‌اند. این مقالات، ابعاد مختلف مکتب ایرانی صلح را از مبانی نظری و فلسفی تا راهبردهای عملی، فرهنگ، فناوری و محیط زیست بررسی می‌کنند.

وی با اشاره به نخستین محور این مقالات، یعنی «بنیادهای هستی‌شناختی»، توضیح داد: مقالاتی درباره کیهان‌شناسی «اشه»، ایدئولوژی صلح در کتیبه‌های هخامنشی، انسان‌شناسی الهیات صلح بر پایه یافته‌های باستان‌شناختی، پیوند صلح با طبیعت و عناصر چهارگانه و هستی‌شناسی جنگ و صلح در شاهنامه ارائه شده‌اند. این مقالات نشان می‌دهند که در سنت ایرانی، صلح نه یک قرارداد اجتماعی، بلکه یک حقیقت وجودی و کیهانی است.

اکرمی «نقد شناخت‌شناختی» را دومین محور مقالات معرفی کرد و گفت: مقالاتی درباره چرایی نگارش‌نیافتن تاریخ صلح ایران، فقر خردورزی به‌عنوان مانع تأسیس مکتب، نقد انگاره‌های ذات‌باورانه و تحلیل صلح در چارچوب نظریه بوردیو در این گروه قرار دارند. این مقالات به‌ویژه از این جهت مهم‌اند که به ما هشدار می‌دهند هرگونه تلاش برای تأسیس مکتب، بدون نقد شناخت‌شناختی، محکوم به شکست است.

وی با اشاره به سومین محور، یعنی «راهبرد و دیپلماسی»، اظهار کرد: مقالاتی درباره دیپلماسی صلح بر پایه حکمت عملی خواجه نصیرالدین توسی، نقش اصول قانون اساسی، دیپلماسی ایران در سه سطح ملی، منطقه‌ای و جهانی، روابط‌عمومی صلح، حق بر صلح و آموزش صلح در این گروه قرار می‌گیرند. این مقالات، پل میان نظر و عمل‌اند.
دبیر علمی همایش افزود: چهارمین محور به «ادبیات، عرفان و حکمت» اختصاص دارد و موضوعاتی مانند زنان در شاهنامه، صلح در اندیشه سعدی، ادبیات توسعه‌گرا، فقه امامیه و حقوق بشردوستانه و علوی‌گری خراسان و آناتولی را در بر می‌گیرد.

اکرمی با تشریح پنجمین محور گفت: «هویت، فرهنگ و جامعه» شامل مقالاتی درباره هویت ایرانی ـ اسلامی، تکثر فرهنگی و اقلیت‌ها، آیین‌های صلح‌طلبی، صلح مثبت و عدالت توزیعی و رواداری است.

وی «فناوری‌های نوین» را ششمین محور دانست و اظهار کرد: در این بخش مقالاتی درباره هوش مصنوعی و دیپلماسی و همچنین اخلاق فناوری و تهدیدهای تسلیحات خودکار ارائه شده‌اند. هفتمین محور نیز به محیط زیست اختصاص دارد و مقاله‌ای درباره دیپلماسی محیط‌زیستی منطقه‌ای در این گروه قرار گرفته است.

خلأهای نظری و عملی در مطالعات صلح

اکرمی در ادامه، درباره خلأهای موجود در مقالات و مطالعات این حوزه گفت: صادقانه باید بگویم که هم به حوزه‌های نظری توجه درخور نشده است و هم به حوزه‌های عملی و پیوند میان آن‌ها. در نتیجه، موضوعاتی مانند صلح اقتصادی و نسبت آن با عدالت توزیعی و رفاه اجتماعی، نقش رسانه‌های نوین و شبکه‌های اجتماعی، حکمرانی محلی و ملی، مباحث مربوط به رابطه ملت و دولت و پیوند این مباحث با ساختارهای دموکراتیک مدرن، به توجه بیشتری نیاز دارند.

برگزاری مجازی همایش و انتشار مقالات منتخب

دبیر علمی نهمین همایش انجمن علمی مطالعات صلح ایران درباره نحوه برگزاری این رویداد و برنامه‌های پیش‌بینی‌شده برای تعامل میان‌رشته‌ای نیز توضیح داد: همه آرزو و امید ما این بوده است که همایش تنها مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها نباشد، بلکه فضایی برای گفت‌وگوی واقعی و میان‌رشته‌ای فراهم شود. متأسفانه به علت شرایط، ناگزیر شده‌ایم همایش را در فضای مجازی برگزار کنیم و از گردهمایی سخنرانان و شنوندگان در فضای واقعی و برگزاری برنامه‌های جنبی، مانند کارگاه‌های روش‌شناختی برای آموزش روش‌های پژوهش در حوزه صلح، محروم شویم.

وی با اشاره به نمونه‌هایی از این کارگاه‌ها گفت: تحلیل گفتمان، هرمنوتیک، پدیدارشناسی و روش‌های ترکیبی از جمله روش‌هایی هستند که می‌توانستند در قالب کارگاه‌های روش‌شناختی مورد آموزش قرار گیرند.

اکرمی ادامه داد: سخنرانی‌ها در چهار گروه مشخص مرتبط با بنیادهای مورد نظر در عنوان همایش برگزار می‌شوند و فرصت پرسش و پاسخ نیز فراهم است. علاوه بر انتشار دفترچه جامع چکیده‌ها، در نظر است مجموعه مقالات برگزیده به‌صورت کتاب چاپ و منتشر شود. همچنین گواهی پذیرش مقالات برای استفاده‌های آکادمیک سخنرانان صادر خواهد شد.

مکتب ایرانی صلح باید با مسائل عملی مردم گره بخورد

اکرمی با اشاره به نسبت این همایش با شرایط کنونی ایران و منطقه، بر ضرورت خروج مطالعات صلح از فضای صرفاً دانشگاهی تأکید کرد و گفت: این پرسش بسیار مهمی است. پاسخ این است که مکتب ایرانی صلح، اگر نتواند با مسائل عملی مردم گره بخورد، یک سرگرمی دانشگاهی است و بس.

وی افزود: ما در شرایطی هستیم که منطقه ما، غرب آسیا، یکی از پرتنش‌ترین مناطق جهان است. جنگ، بحران، بی‌ثباتی، افراط‌گرایی و رقابت‌های ژئوپلیتیکی، بخشی از واقعیت روزمره ما شده است. در سطح جهانی نیز چندجانبه‌گرایی در بحران است، نهادهای بین‌المللی تضعیف شده‌اند و فناوری‌های نوین، از هوش مصنوعی تا تسلیحات خودکار، چالش‌های بی‌سابقه‌ای برای امنیت و صلح ایجاد کرده‌اند.

دبیر علمی همایش با تشریح کارکردهای عملی مکتب ایرانی صلح در چنین شرایطی، نخستین کارکرد را «بازتعریف روایت‌ها» دانست و اظهار کرد: ما باید به نقد روایت‌های خشونت‌محور و جنگ‌طلبانه بپردازیم و روایت‌های صلح‌محور را تقویت کنیم. این کار هم در سطح رسانه‌ها، هم در سطح آموزش و هم در سطح سیاست‌گذاری قابل انجام است.

وی دومین کارکرد را تقویت نهادهای مدنی عنوان کرد و گفت: بدون جامعه مدنی نیرومند، بدون نهادهای مستقل و بدون فضای گفت‌وگوی آزاد، صلح پایدار ممکن نیست. ما باید نهادهای مدنی، انجمن‌های علمی، رسانه‌های مستقل و سازمان‌های مردم‌نهاد را تقویت کنیم.

اکرمی با تأکید بر ضرورت پیوند نظر و عمل ادامه داد: مکتب ایرانی صلح نباید در سطح انتزاع باقی بماند. باید با سیاست‌گذاری، دیپلماسی، آموزش و کنش مدنی پیوند یابد. پیشنهادهای مشخصی در مقالات این همایش مطرح شده‌اند؛ از بازآفرینی صلح در برنامه درسی و طراحی الگوی روابط‌عمومی صلح تا تقویت دیپلماسی محیط‌زیستی و بهره‌گیری از ظرفیت زنان در بازتولید اجتماعی صلح. این‌ها باید به دستور کار نهادهای اجرایی تبدیل شوند.

وی تقویت دیپلماسی فرهنگی را از دیگر کارکردهای این مکتب برشمرد و گفت: ایران با پشتوانه تمدنی و فرهنگی غنی خود می‌تواند در دیپلماسی فرهنگی نقش پیشرو داشته باشد.

دبیر علمی نهمین همایش انجمن علمی مطالعات صلح ایران همچنین با تأکید بر اهمیت محیط زیست در تحقق صلح پایدار اظهار کرد: صلح با طبیعت، بخشی جدایی‌ناپذیر از صلح پایدار است. بحران‌های زیست‌محیطی، از تغییر اقلیم تا کم‌آبی، می‌توانند به منازعه و جنگ منجر شوند. ایران با ظرفیت‌های طبیعی و تمدنی خود می‌تواند در دیپلماسی محیط‌زیستی منطقه‌ای نقش پیشرو داشته باشد.

چشم‌انداز مکتب ایرانی صلح؛ از نظریه منسجم تا برنامه عملیاتی

اکرمی درباره چشم‌انداز آینده مکتب ایرانی صلح گفت: من به آینده مکتب ایرانی صلح امیدوارم، اما امیدواری من ساده‌لوحانه نیست. می‌دانم که راه دشواری در پیش داریم و نقدهای جدی وجود دارد. می‌دانم که برخی این مکتب را ذات‌باورانه، برخی دیگر بومی‌گرایانه افراطی و برخی دیگر آرمان‌گرایانه و بی‌عمل می‌دانند. این نقدها را می‌پذیرم و آن‌ها را سازنده می‌دانم؛ مکتبی که نقد نمی‌پذیرد، نمی‌تواند زنده بماند.

وی نخستین بخش از چشم‌انداز خود را تبدیل مکتب ایرانی صلح به چارچوبی نظری، منسجم، نقدپذیر و جهان‌شمول دانست و افزود: این مکتب نباید به یک ایدئولوژی بسته یا آرزویی رمانتیک تبدیل شود، بلکه باید نظریه‌ای علمی باشد که بتواند با نظریه‌های جهانی صلح گفت‌وگو کند و در عین حال، ریشه در سنت ایرانی داشته باشد.

اکرمی دومین گام را تبدیل این مکتب به برنامه‌ای عملیاتی دانست و گفت: ما باید سند راهبردی «دیپلماسی صلح» را تدوین کنیم، برنامه ملی آموزش صلح را طراحی کنیم و شبکه ملی سازمان‌های مردم‌نهاد صلح‌ساز را ایجاد کنیم. این‌ها آرزوهای دوری نیستند، بلکه کارهایی هستند که می‌توانند با همت جمعی انجام شوند.

وی با تأکید بر ضرورت پیوستن این مکتب به گفت‌وگوی جهانی تصریح کرد: ما نباید در حصار مرزهای ملی بمانیم، بلکه باید با پژوهشگران، نهادها و جنبش‌های صلح در سراسر جهان گفت‌وگو کنیم. مکتب ایرانی صلح، اگرچه ریشه در ایران دارد، اما پیام آن جهان‌شمول است: صلح، نه صرفاً فقدان جنگ، بلکه زیست مشترک در تکثر و در شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نامطلوب است.

دبیر علمی نهمین همایش انجمن علمی مطالعات صلح ایران در پایان خاطرنشان کرد: آرزوی قلبی من این است که این همایش و این مکتب، سهمی هرچند کوچک در کاهش رنج انسان‌ها، تقویت همبستگی اجتماعی و ساختن جهانی صلح‌آمیزتر داشته باشد. من به‌عنوان یک معلم فلسفه باور دارم که اندیشه می‌تواند جهان را تغییر دهد، اما این تغییر بدون عمل، گفت‌وگو و همدلی ممکن نیست.

انتهای پیام

# علمی‌ و دانشگاهی

آخرین اخبار علمی‌ و دانشگاهی