فروزان سبحانزاده در گفتوگو با ایسنا درباره شکلگیری ایده برگزاری نمایشگاه نقاشی «شاهنامه»، اظهار کرد: علاقهمندی به ادبیات، زمینهساز ورودم به دنیای تصویرسازی داستانهای ادبی شد. پیش از این، تابلویی با موضوع عطار خلق کرده بودم و پس از آن پیشنهاد شد داستانی از آثار شاعران بزرگ را انتخاب و تصویرسازی کنم. در آن زمان شناخت چندانی از تصویرسازی نداشتم و آموزش آکادمیک نقاشی را نیز بهصورت جدی دنبال نکرده بودم.
وی ادامه داد: پس از این تجربه، داستان سیاوش را از شاهنامه برای نقاشی انتخاب کردم. جذابیت روایتهای این اثر باعث شد تصمیم بگیرم مجموعهای از داستانهای آن را به تصویر بکشم. در نهایت، طی دو سال ۱۹ تابلو خلق کردم که اکنون در قالب یک نمایشگاه در معرض دید علاقهمندان قرار گرفته است.
این هنرمند نقاش با بیان اینکه هدفش از برگزاری نمایشگاه، فراتر از به تصویر کشیدن داستانهای شاهنامه بوده است، اظهار کرد: میخواستم نشان دهم شاهنامه را نباید تنها مجموعهای از روایتهای جنگ، خونریزی و انتقام دانست، بلکه داستانهای آموزنده بسیاری دارد که پیامهای آنها به یک دوره تاریخی محدود نیست و میتواند برای زندگی انسان امروز نیز راهگشا باشد.
سبحانزاده افزود: برای نمونه، داستان ضحاک نشان میدهد چگونه خواستهها، ضعفها و تسلیم شدن در برابر وسوسهها میتواند زمینهساز سقوط انسان شود. در این روایت، فریب شیطان ضحاک را به مسیری میکشاند که سرنوشت او و جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین در داستان سیاوش، رفتار سودابه و اتفاقات پس از آن زمینهساز رنجها و جنگهای پیدرپی میشود. این روایتها نشان میدهند گاهی یک دروغ، خواسته نادرست یا تصمیم اشتباه میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد؛ مسائلی که نمونههای آن را در جوامع امروزی نیز میتوان دید.

وی با تأکید بر اهمیت خرد در شاهنامه، خاطرنشان کرد: انسان باید ضعفهای خود را بشناسد و اجازه ندهد خواستهها، هوسها و اشتباهات کوچک، او را به تصمیمهایی با پیامدهای بزرگ برای خود و دیگران سوق دهد. تلاش کردم با انتخاب و تصویرسازی این داستانها، مخاطب را به تأمل درباره رفتارها و تصمیمهای انسانی دعوت کنم.
این هنرمند درباره ویژگیهای آثار نمایشگاه اظهار کرد: هر یک از ۱۹ تابلو به یکی از روایتها یا شخصیتهای شاهنامه میپردازد. سبک من خودآموخته است و نمیتوانم آن را در قالب سبکی مشخص تعریف کنم، اما در آثارم میتوان تأثیراتی از نقاشی قهوهخانهای و نگارگری را مشاهده کرد. برایم مهم بود که مخاطب علاوه بر ارتباط با شخصیتها و اتفاقات، درباره مفهوم و پیام داستانها نیز فکر کند.
خلاصهنویسی داستانهای شاهنامه؛ یکی از دشواریهای خلق مجموعه
سبحانزاده با اشاره به چالشهای خلق این مجموعه، گفت: حجم زیاد مطالب شاهنامه و انتخاب بخشهایی که قابلیت ارائه در قالب تابلوهای نقاشی داشته باشند، از دشواریهای اصلی کار بود. خواندن داستانها، بررسی جزئیات و خلاصه کردن آنها زمان زیادی میبرد، زیرا بسیاری از بخشها نکات قابلتوجهی دارند و کنار گذاشتن بعضی از آنها آسان نیست.
وی ادامه داد: میخواستم بازدیدکنندگان علاوه بر مشاهده آثار، با محتوای داستانها نیز آشنا شوند. به همین دلیل، برای هر تابلو توضیحاتی تهیه کردم تا مخاطبان بتوانند با مطالعه آنها از جزئیات روایت آگاه شوند. خلاصه کردن داستانها بهگونهای که مفهوم اصلی حفظ شود و مخاطب در زمانی کوتاه با آن ارتباط برقرار کند، چالشبرانگیز بود، اما این توضیحات با استقبال بازدیدکنندگان مواجه شد.

نقاشی از نگاه جامعه دور مانده است
این هنرمند نقاش با ارزیابی جایگاه نقاشی در جامعه امروز، اظهار کرد: به اعتقاد من، نقاشی آنطور که باید مورد توجه قرار نگرفته است. در مواجهه با برخی هنرمندان و استادان این حوزه، احساس کردهام شماری از آنها از میزان توجه جامعه به آثارشان رضایت ندارند و نوعی سرخوردگی را تجربه میکنند؛ زیرا تصور میکنند آثارشان به اندازه کافی دیده نمیشود.
سبحانزاده افزود: فضای نمایشگاههای نقاشی تا حد زیادی به گروه مشخصی از هنرمندان و علاقهمندان محدود مانده است و بخش قابلتوجهی از مردم ارتباط چندانی با این فضاها ندارند. اگر آثار هنری بیشتر در معرض دید عموم قرار بگیرند، افراد بیشتری میتوانند با نقاشی آشنا شوند و درباره مفاهیم و پیامهای آن فکر کنند.
وی با اشاره به علاقه خود به نمایش عمومی آثارش، اظهار کرد: دوست دارم روزی تابلوهای این مجموعه در فضای شهری و در معرض دید مردم قرار بگیرند تا افرادی که در خیابان رفتوآمد میکنند نیز بتوانند آنها را ببینند. ارتباط با نقاشی نباید تنها به نگارخانهها و نمایشگاههای تخصصی محدود شود؛ عرضه آثار در فضاهای عمومی میتواند زمینه آشنایی افراد بیشتری با هنر را فراهم کند.
سبحانزاده با اشاره به جایگاه داستان سیاوش در این نمایشگاه، گفت: این روایت برای من اهمیت ویژهای دارد و چهار تابلو را به آن اختصاص دادهام. سرگذشت سیاوش از داستانهای تأثیرگذار شاهنامه است که مظلومیت انسانی بیگناه و پیامدهای رفتارهای نادرست دیگران را به تصویر میکشد.

وی ادامه داد: سیاوش از کودکی مادرش را از دست میدهد و رستم مسئولیت تربیت او را بر عهده میگیرد. رستم فنون رزمی و مهارتهای لازم را به او میآموزد و پس از رسیدن سیاوش به جوانی، او را نزد پدرش، کیکاووس، بازمیگرداند. با وجود شایستگیهای سیاوش، ماجرای سودابه و اتفاقات پس از آن، او را در موقعیتی دشوار قرار میدهد و سرانجام به کشته شدنش میانجامد.
این هنرمند نقاش با اشاره به یکی از تابلوهای این مجموعه، اظهار کرد: خلق آخرین تابلوی مربوط به داستان سیاوش حدود سه ماه زمان برد. این اثر به بخشی از روایت میپردازد که رستم از سرنوشت سیاوش آگاه میشود، سودابه را میکشد و سپس با اسب خود، رخش، آنجا را ترک میکند. این بخش برایم بسیار تأثیرگذار بود، زیرا رستم در واکنش به اتفاقی که برای سیاوش افتاده است، بدون سخن گفتن دست به عمل میزند.
انتهای پیام
