مهدی محمدی در گفتوگو با ایسنا، درباره عوامل اصلی گرایش برخی افراد بهسمت تجربه مصرف مواد مخدر گفت: اگرچه نابسامانیهای اقتصادی میتواند زمینهساز این موضوع باشد، اما معمولا اولین تجربه مصرف ناشی از یک عامل منفرد نیست. این وضعیت حاصل تعامل چندین متغیر فردی، خانوادگی و اجتماعی است که در کنار هم قرار میگیرند.
وی افزود: نخستین عامل در دوران نوجوانی و جوانی، حضور در گروههای دوستانه و محیط رشد فرد است. وجود دوستانی که مصرفکننده هستند، تعارفات دوستانه و عادیسازی مصرف در محیط، از مهمترین دلایل شروع است. نتایج مطالعات گسترده در کشور نشان میدهد که خانه و دوستان، شایعترین محل برای تجربه نخستین مصرف است.
این روانشناس با اشاره به نقش کنجکاوی، اظهار کرد: دومین عامل، حس کنجکاوی است، بسیاری از نوجوانان در مسیر رشد بهدنبال تجربههای جدید هستند. تصور اینکه "فقط یکبار امتحان میکنم" نقطه شروعی است که فرد را در چالهای میاندازد که ممکن است به چاهی عمیق تبدیل شود. تحقیقات داخلی نیز همبستگی معناداری میان کنجکاوی و شروع زودهنگام مصرف مواد نشان داده است. عامل سوم سوق یافتن به سمت تجربه مصرف، فشارهای روانی است. استرسهای روزمره، مشکلات هیجانی دوره نوجوانی، افسردگی، اضطراب، احساس بیآیندگی، تعارضات شخصی و برخی اختلالات روانشناختی، فرد را در برابر مصرف مواد آسیبپذیر میکند و میتواند از نشانههای خطر باشد.
به گفته وی، وجود مشکلات خانوادگی، عامل مهم دیگری است. نظارت ضعیف والدین، تعارضات شدید در خانواده، زندگی در خانوادههای تکوالد یعنی خانوادههایی که یک والد دارد بار زندگی را بهدوش میکشد یا خانوادههایی با سابقه مصرف مواد، بهشدت با رفتارهای پرخطر و شروع مصرف مواد مرتبط است. گرایش کلی به هیجانطلبی و رفتارهای پرخطر نیز تاثیرگذار است، بهطوری که استفاده زودهنگام از سیگار و تمایل به فعالیتهایی که هیجان بالایی دارند، فرد را بیشتر در معرض تجربه مواد مخدر قرار میدهد.
این روانشناس خاطرنشان کرد: در نهایت، فشار اقتصادی، بیکاری و محرومیتهای اجتماعی نیز عامل دیگر است. البته فشار اقتصادی بهتنهایی توضیحدهنده نیست، چراکه همه خانوادههای کمبرخوردار درگیر مصرف مواد نیستند، اما این فشار از طریق ایجاد استرس مزمن، ناامیدی نسبت به آینده و کاهش فرصتهای اجتماعی، خطر گرایش به مواد را بر اثر پژوهشهایی که در این حوزه انجام شده در کشور ما افزایش میدهد.
این روانشناس افزود: ما باید این موضوع را بهصورت یک زنجیره و مسیر بههم پیوسته ببینیم، وقتی فرد دچار فشار و نارضایتی میشود به مواد دسترسی دارد یا در جمع مصرفکنندگان حضور دارد، در کنار کنجکاوی و پیشنهاد دوستان و با این تصور که «یک بار مصرف کمخطر است»، اولین تجربه رقم میخورد.
وی تاکید کرد: فقر یا مشکلات اقتصادی مستقیما فرد را معتاد نمیکند، بسیاری از افراد در شرایط اقتصادی دشوار هم هرگز سراغ مصرف مواد مخدر نمیروند، اما عواملی مانند سلامت روان، روابط خانوادگی، شبکه دوستان، دسترسی به مواد و مهارت مقابله با فشار تعیین میکنند که فرد در فشار اقتصادی به مصرف مواد روی بیاورد یا خیر.
تبدیل مصرف تفننی به اعتیاد
محمدی بیان کرد: معمولا مصرف یکدفعه و ناگهانی به وابستگی تبدیل نمیشود، بلکه اغلب چرخه و فرایندی را طی میکند؛ چرخهای از یادگیری روانی، تغییرات مغزی، شرایط محیطی و نیازهای هیجانی که فرد بهدنبال آن است.
این روانشناس ادامه داد: وقتی فرد تجربه لذتبخش یا آرامشکنندهای دارد و برای مدیریت حال بد خود از آن استفاده میکند، دفعات و مقدار مصرف افزایش مییابد، بهطوری که کمکم ولع و عادتی در فرد بهوجود میآید و کنترل فردی او کاهش مییابد. در ابتدای کار فرد ممکن است فقط در مهمانیها، جمع دوستان یا موقعیتهای خاص مصرف کند، اما اگر ماده تجربه مثبتی مانند لذت، انرژی، آرامش یا کاهش اضطراب ایجاد کند، مغز یاد میگیرد که مصرف، راه سریعی برای تغییر حال است و این همان فرایند تقویت رفتاری است که احتمال تکرار را بسیار زیاد میکند.
به گفته وی، در مرحله بعد انگیزه مصرف از خوشگذرانی به تنظیم احساسات تبدیل میشود، یعنی فرد از مواد مخدر به عنوان ابزاری برای تنظیم احساسات خود استفاده میکند. مثلا وقتی فرد مضطرب میشود، تنهاست، فشار مالی دارد یا دچار تعارض خانوادگی و بیخوابی است، برای آرام کردن احساسات خود سراغ ماده مخدر میرود. در این مرحله ماده مخدر دیگر فقط برای ایجاد حال خوب نیست، بلکه دارویی برای فرار از حال بد است که این «تقویت منفی» یکی از سازوکارهای مهم در تداوم مصرف محسوب میشود.
نقش محرکهای محیطی و شرطیسازی
این روانشناس با اشاره به نقش محرکهای محیطی، تصریح کرد: همزمان محرکهای محیطی مانند دیدن دوستان مصرفکننده، رفتن به محلهای مصرف، پایان هفته و دورهمیها یا حتی پخش یک نوع موسیقی خاص میتوانند میل به مصرف را فعال کنند. به همین دلیل است که فرد در ابتدا تصور میکند هر وقت بخواهد میتواند مصرف نکند و خود را کنترل کند، اما متوجه میشود که در موقعیتهای مشخص کنترل، کار بسیار دشواری است. با مصرف مکرر، در برخی موادمخدر تحمل ایجاد میشود، یعنی مقدار قبلی دیگر اثر گذشته را ندارد و فرد برای رسیدن به اثر سابق، باید مقدار مصرف را بیشتر کند. همچنین قطع یا کاهش مصرف پس از استفاده مداوم میتواند علائم ترک را ایجاد کند و سازمان جهانی بهداشت، تحمل، علائم ترک، میل شدید و دشواری در کنترل مصرف موادمخدر را از ویژگیهای مهم وابستگی و اعتیاد میداند.
محمدی تاکید کرد: مصرف مداوم لزوما بهمعنای هر روز مصرف کردن نیست. ممکن است فردی بگوید تفننی و فقط آخر هفتهها مصرف میکنم، اما این که هیچ آخر هفتهای را نمیتواند بدون ماده مخدر سپری کند، نشان میدهد که این رفتار مدام تکرار میشود. نشانههای مهم وابستگی شامل مواردی چون کاهش کنترل، اولویت یافتن مصرف مواد نسبت به سایر فعالیتها (ترجیح دادن مصرف به کارهای دیگر) و ادامه مصرف موادمخدر با وجود پیامدهای منفی است.
انتهای پیام
