حجتالاسلام والمسلمین محمدعلی میرزایی، در بزرگداشت و پیشهمایش کنگره علمی و بینالمللی عالم مجاهد شهید سیدحسن نصرالله که امروز، پنجشنبه ۲۳ مهر، در سالن شیخ طوسی ساختمان ستاد دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برگزار شد، با اشاره به تجربه رهبری و اندیشه سیاسی شهید سیدحسن نصرالله، اظهار کرد: یکی از مسائل مهم جهان امروز، چگونگی ایجاد پیوند میان منافع ملی و محلی با آرمانهای امتمحور و تمدنی است؛ مسئلهای که نظامهای سیاسی، مدیریتی، اقتصادی و فرهنگی در جوامع مختلف با آن مواجه هستند.
عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی العالمیه افزود: آینده جهان به معنای واقعی، از آن کسانی است که بتوانند با ارائه الگویی عملی و فکری، میان منافع داخلی و محلی از یک سو و منافع بشری، عقلانی، منطقهای و فراملی از سوی دیگر، هماهنگی برقرار کنند. هر فرد یا جریانی که توانایی بیشتری در تنظیم این سطوح و پیوند دادن آنها داشته باشد، از صلاحیت عینی، اخلاقی و سیاسی بیشتری برای نقشآفرینی در عرصه جهانی برخوردار خواهد بود.
میرزایی با بیان اینکه برخی جریانها منافع جهانی را فدای منافع محلی میکنند و برخی دیگر ممکن است منافع ملی و محلی را در پای آرمانهای امتگرایانه و جهانگرایانه نادیده بگیرند، تصریح کرد: مسئله اساسی این است که چگونه میتوان بدون قربانی کردن یکی از این دو سطح، میان هویت ملی و افقهای امتمحور و تمدنی پیوند برقرار کرد. تجربه شهید سیدحسن نصرالله، در امتداد تجربه کلان امام راحل، رهبر شهید انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران، از جمله تجربههای درخشان در این زمینه است.
عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی العالمیه ادامه داد: تجربه شهید سیدحسن نصرالله نشان میدهد که میتوان میان سطوح مختلف هویت و منافع، از سطح ملی و محلی تا سطح امت و تمدن، ارتباطی سازنده برقرار کرد. بررسی سیره عملی و شیوه رهبری ایشان، شواهد متعددی از موفقیت این الگو در ایجاد پیوند میان این سطوح به دست میدهد.
وی با اشاره به جایگاه اجتماعی شهید سیدحسن نصرالله در لبنان اظهار کرد: ایشان از محبوبترین شخصیتهای سیاسی تاریخ لبنان بود؛ کشوری که از تنوع گسترده قومی، مذهبی و طایفهای برخوردار است. این میزان از محبوبیت در میان گروههای مختلف جامعه لبنان نشان میدهد که الگوی رهبری ایشان توانسته بود فراتر از مرزهای مذهبی و طایفهای، اعتماد بخش گستردهای از جامعه را جلب کند.
میرزایی افزود: تحولات اجتماعی، فرهنگی و راهبردی لبنان در دوره رهبری شهید سیدحسن نصرالله بر جریان مقاومت، از اهمیت ویژهای برخوردار است. اینکه میلیونها نفر در لبنان، با وجود تنوع هویتی و مذهبی، به ایشان علاقهمند بودند و الگوی رهبری او را میپذیرفتند، نشان میدهد که این الگو توانایی ایجاد پیوند میان منافع داخلی و افقهای فراتر از مرزهای ملی را داشته است.
وی با تأکید بر ضرورت توجه به این الگوی رهبری در جمهوری اسلامی ایران بیان کرد: امروز بهشدت نیازمند برجستهسازی الگویی از رهبری هستیم که بتواند میان سطوح مختلف منافع راهبردی، از سطح ملی و منطقهای تا سطوح امتمحور و تمدنی، نظم و هماهنگی برقرار کند. هنر رهبری در این است که ضمن حفظ پیوند با جامعه شیعی، بتواند جامعه اسلامی و سپس جامعه دینی و انسانی را نیز مخاطب قرار دهد و با آنها ارتباط برقرار کند.
میرزایی با اشاره به مفهوم امامت، اظهار کرد: امامت به یک گروه مذهبی خاص محدود نمیشود؛ بلکه برکات آن باید به همه انسانها بازگردد. منطق امامت، منطق تقابل میان منافع خودی و دیگری نیست؛ بلکه بر اساس آن، رهبر باید بتواند دایره مسئولیت و خدمت خود را به سطوح گستردهتری از جامعه انسانی توسعه دهد. تجربه شهید سیدحسن نصرالله نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است.
وی با بیان اینکه طی سالها آشنایی نزدیک با تجربه لبنان، کمتر شاهد بوده است که بدنه اصلی جامعه این کشور، مسئولیت بحرانها را متوجه شخص شهید سیدحسن نصرالله بداند، گفت: البته دشمنان در مقاطع مختلف تلاش میکردند با طرح اتهاماتی، مسئولیت بحرانها را متوجه ایشان کنند؛ اما محبوبیت اجتماعی شهید نصرالله را باید در الگوی رهبری و مدیریتی ایشان جستوجو کرد؛ الگویی که از اندیشه امامت و ولایت سرچشمه میگرفت.
عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی العالمیه با تبیین جایگاه امامت در این الگو اظهار کرد: به نظر میرسد عامل اصلی این موفقیت را باید در نظریه امامت جستوجو کرد. امامت، شأنی متمایز از نبوت و رسالت است و در اینجا منظور از تمایز، برتری ارزشی نیست؛ بلکه سخن از تفاوت در جایگاه و کارکرد است. شهید سیدحسن نصرالله خود را جزئی از شبکه امامت و ولایت میدانست و در همین چارچوب فعالیت میکرد؛ ازاینرو، خود را در برابر همه انسانها مسئول میدید و میکوشید با مهربانی، رأفت و خدمت، این مسئولیت را محقق کند.
وی ادامه داد: شهید سیدحسن نصرالله در سخنان خود غالباً از کل لبنان سخن میگفت و کشورش را با همه تنوع و تکثر آن در نظر میگرفت. ایشان در مقطعی به من توصیه کرد که هر نظریهای را که میخواهیم ارزیابی و آزمایش کنیم، در جامعه لبنان بسنجیم؛ زیرا اگر آن نظریه در لبنان پاسخگو باشد، در جوامع دیگر نیز قابلیت اجرا خواهد داشت. این توصیه، با توجه به تنوع اجتماعی، مذهبی و فرهنگی لبنان، از اهمیت بسیاری برخوردار است.
میرزایی با اشاره به ضرورت بازخوانی این تجربه در فضای فکری ایران تصریح کرد: مسئله این نیست که تنها بتوانیم جامعه همسو با خود را همراه کنیم؛ بلکه هنر اصلی آن است که الگویی از رهبری ارائه دهیم که بتواند با گروههای مختلف جامعه ارتباط برقرار کند و در سطوح گستردهتری از جهان اسلام و جامعه انسانی اثرگذار باشد. به نظر میرسد بخش مهمی از این ظرفیت، در اندیشه امامت و ولایت و شیوه تحقق عملی آن در سیره رهبران مقاومت نهفته است.
وی با تأکید بر ضرورت تبیین الگوی شهید سیدحسن نصرالله برای جریانهای مقاومت در منطقه، بیان کرد: جمهوری اسلامی ایران نیاز دارد این الگو را برای جریانهای مقاومت در کشورهایی همچون یمن و عراق ترویج، تبیین و تثبیت کند و برای معرفی ابعاد نظری و عملی آن سرمایهگذاری فکری و فرهنگی انجام دهد.
عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی العالمیه افزود: در مقایسه با برخی ادبیات موجود در ایران درباره دوگانه امت و تمدن از یک سو و دولت و ملت از سوی دیگر، به این باور رسیدهام که ادبیات شهید سیدحسن نصرالله، بهویژه هنگامی که در کنار سلوک و کنش مدیریتی ایشان بررسی شود، از ظرفیت اقناعی و پاسخگویی بیشتری برخوردار است. این مسئله نشان میدهد که نباید تصور کنیم در ایران به اندازه کافی درباره چگونگی پیوند میان منافع ملی و افقهای فراملی اندیشه و نظریهپردازی کردهایم.
وی ادامه داد: باید این مسئله را برای جامعه تبیین کنیم که علاقهمندی به ایران و تعهد به منافع ملی، نهتنها با توجه به افقهای گستردهتر امت اسلامی و تمدن انسانی منافاتی ندارد، بلکه میتواند در پرتو این افقها تقویت شود. در واقع، نگاه فراملی و امتمحور نباید بهعنوان عاملی در برابر منافع ملی معرفی شود؛ بلکه باید ظرفیت آن برای تأمین و تقویت این منافع را نشان داد.
میرزایی با اشاره به تجربه حزبالله لبنان اظهار کرد: اندیشه امامت و ولایت در تجربه حزبالله، صرفاً یک نظریه انتزاعی باقی نمانده، بلکه در قالب یک ساختار و الگوی عملیاتی تحقق یافته است. تجربه شهید سیدحسن نصرالله و حزبالله میتواند به ما در عبور از چالش میان هویت ملی و تعهدات امتمحور کمک کند؛ زیرا بسیاری از پرسشها و انتقادهایی که درباره این الگو مطرح میشود، با مراجعه دقیق به مبانی نظری و اسناد رسمی حزبالله قابل بررسی و پاسخگویی است.
وی با اشاره به اسناد رسمی حزبالله از جمله سند سال ۱۹۸۵ و اسناد بعدی این جریان، بیان کرد: در این اسناد میتوان دو سطح متمایز اما مرتبط از راهبری و مدیریت را مشاهده کرد؛ سطح نخست، به مرجعیت بنیادین باورها، ارزشها، آرمانها و چشماندازها مربوط است و سطح دوم، میدان کنشگری و تصمیمگیریهای اجرایی و متناسب با شرایط را در بر میگیرد.
میرزایی افزود: شهید سیدحسن نصرالله و دیگر رهبران حزبالله، بهویژه در دوره رهبری ایشان، بر این تفکیک تأکید داشتند که پایبندی به ولایت فقیه و نظریه امامت، با کنشگری در عرصه داخلی لبنان و تعهد به وطن منافاتی ندارد. بر همین اساس، دفاع از لبنان و تأمین امنیت و منافع این کشور، همواره از محورهای اصلی راهبرد حزبالله بوده است؛ با این تفاوت که این اهداف در چارچوبی گستردهتر از مبانی اعتقادی و تعهد به ولایت تعریف میشوند.
وی در پایان تأکید کرد: تجربه شهید سیدحسن نصرالله نشان میدهد که میتوان همزمان به هویت ملی و مسئولیتهای فراملی پایبند بود و میان این دو سطح، رابطهای سازنده برقرار کرد. بازخوانی دقیق این تجربه و تبیین مبانی نظری و عملی آن میتواند زمینهساز تقویت ادبیات فکری ایران در زمینه نسبت میان دولت و ملت، امت و تمدن و ارائه الگویی کارآمد برای جریانهای مقاومت باشد.
انتهای پیام
