به گزارش ایسنا، محمود جعفری دهقی، در نهمین همایش سالانه انجمن علمی مطالعات صلح ایران با موضوع «بنیادهای هستیشناختی، شناختشناختی و روششناختی مکتب ایرانی صلح در مقایسه با سایر مکاتب صلح در جهان» به تبیین ریشههای فرهنگی و تاریخی صلح در اندیشه ایرانی پرداخت و با اشاره به تعریف انجمن از مکتب ایرانی صلح گفت: مکتب ایرانی صلح، جریانی فکری و پژوهشی در ایران معاصر است که تلاش میکند مفهوم صلح را بر اساس میراث فرهنگی، ادبی، فلسفی و دینی ایران بازتعریف کند. در این مکتب، صلح صرفا به معنای نبود جنگ نیست، بلکه وضعیتی جامع و مثبت تلقی میشود که در هویت و تاریخ ایرانی ریشه دارد. بر اساس این تعریف، اگر به پیشینه این سرزمین توجه کنیم، درمییابیم که در هزاره نخست پیش از میلاد، اتفاق مهمی در این منطقه رخ داده است. گروههای بومی ساکن این سرزمین با مهاجرانی که به آن وارد شدند، از جمله اقوام ایرانی مانند پارسها، مادها و سکاها، درآمیختند و به باور من، جریان فکری تازهای در این سرزمین شکل گرفت.
وی با بیان اینکه این جریان فکری ایرانیان را بر پایه باورها و عقایدی شکل گرفت که در آن دوران از سوی متفکران ایرانی مطرح میشد، افزود: بر اساس آنچه در اوستا آمده است، اهورامزدا خواهان آشتی است و هنگامی که با اهریمن روبهرو میشود، در وهله نخست پیشنهاد آشتی میدهد؛ موضوعی که در متون اوستایی و پهلوی نیز به آن اشاره شده است.
جعفری دهقی با اشاره به جایگاه ایزدان و فرشتگان در باورهای ایران باستان اظهار کرد: در این اندیشه، اهورامزدا برای پدیدههای گوناگون جهان، فرشتگان و ایزدانی میآفریند و آنها را نگهبان و مسئول مراقبت از این پدیدهها قرار میدهد. برای نمونه، سپندارمذ با زمین و خرداد با آب ارتباط دارد و برای پدیدههایی که انسان با آنها روبهروست، نگهبان یا مسئول مشخصی در نظر گرفته شده است. حتی برای پیمان میان انسانها، ایزد مهر بهعنوان نگهبان پیمان شناخته میشود و برای چهارپایان نیز ایزدی به نام گوشورون در نظر گرفته شده است که از آنها مراقبت میکند. این نگاه نشان میدهد که در آن نظام فکری، پدیدههای گوناگون جهان و روابط انسانی در چارچوبی از مسئولیت، مراقبت و نظم معنا پیدا میکردند.این مکتب فکری بهتدریج گسترش یافت و تأثیر خود را در دورههای بعد آشکار کرد.
رئیس انجمن ایرانشناسی با توصیف این با اشاره به جایگاه «اَشه» در اندیشه ایرانی باستان ادامه داد: در اوستا، ایزدی به نام اشه با نظم کیهانی، راستی و قانون حاکم بر جهان ارتباط دارد. در گاهان اوستا نیز سه مفهوم صلح، راستی و خرد با یکدیگر پیوند دارند و همواره در کنار هم مطرح میشوند. به باور من، این مفاهیم از عناصر مهم اندیشهای هستند که در آن دوره شکل گرفته است.
جعفری دهقی با تاکید بر اینکه آشتی و صلح نیز در این سنت جایگاه ویژهای دارند و ایزدبانویی با این مفهوم پیوند خورده است که وظیفه این ایزدبانو بخشیدن پاداش و سهم دیگران و اعطای فراوانی، برکت، بخت و اقبال عنوان شده است. در کتاب ویسپرد اوستا، صلح پیروزمند بهعنوان امری شکستناپذیر و تزلزلناپذیر ستوده شده است. همچنین فرمانروایانی که خواهان صلح هستند، مورد ستایش قرار گرفتهاند.
رئیس انجمن ایرانشناسی با اشاره به جایگاه مهر در متون اوستایی خاطر نشان کرد: "مهر"، که پیشتر بهعنوان نگهبان پیمان به آن اشاره کردم، یکی از ایزدان مهم در اوستا است و در مهر یشت، صلح و آشتی بهعنوان امری آرمانی معرفی میشوند. حاصل این پیامهای دینی و باورهای اسطورهای آن است که میتوان زمینههای فکری و فرهنگی توجه به صلح را در سنتهای ایران باستان بررسی کرد؛ زمینههایی که در ادامه تاریخ این سرزمین نیز جلوههایی از آنها را میتوان مشاهده کرد. در چنین بستری است که شخصیتی مانند کوروش ظهور میکند.
جعفری دهقی با اشاره به پیشینه فکری و فرهنگی کوروش با تاکید بر اینکه به اعتقاد من، کوروش بدون هیچ پیشینهای ظهور نکرده است، اضافه کرد: نکته جالب این است که در دورهای که کوروش دستور نگارش استوانه معروف خود را صادر کرد و معیارها و اقداماتش را در بابل شرح داد، بر اساس کتیبههای بهدستآمده از دیگر تمدنهای بینالنهرین، شاهد جنگهای مستمر میان تمدنهایی مانند سومر، اکد، بابل و آشور هستیم. در کتیبههای این تمدنها، فرمانروایان به حمله به سرزمینهای دیگر، یورش به معابد و بهغنیمتگرفتن خدایان آنها افتخار میکردند و حتی تصاویر این اقدامات را در کتیبههای خود به نمایش میگذاشتند. در مقابل، اگر آثار هخامنشیان، بهویژه تخت جمشید، را بررسی کنیم، با جلوههای متفاوتی از این نگرش روبهرو میشویم.
رئیس انجمن ایرانشناسی با بیان اینکه آنچه در تخت جمشید میبینیم، به اعتقاد من، بازتاب همان جریان فکری و اندیشهای است که از آن سخن گفتم، یادآور شد: در نقشبرجستههای تخت جمشید، تصاویری از سرو، مهمانی و صحنههایی با مضمون آشتی و همزیستی دیده میشود که بسیار قابل توجه است. کتیبههای ایران باستان، بهویژه کتیبههای هخامنشی، پیامهای خود را با ستایش اهورامزدا و درخواست شادی برای انسانها و برقراری آشتی و صلح آغاز میکنند. این موضوع را نیز میتوان از پیامدهای همان پیشینه فکری و فرهنگی دانست که از دورههای پیشین شکل گرفته بود.
جعفری دهقی با اشاره به تداوم اندیشه صلح در متون پهلوی اظهار کرد: اگر از دوره هخامنشی عبور کنیم و به متون پهلوی باقیمانده از دورههای بعد برسیم، باز هم با توجه به موضوع صلح و آشتی روبهرو میشویم. این مفاهیم عمدتاً در اندرزنامهها و متون حقوقی و کلامی مطرح شدهاند و مفهوم صلح در آنها بیشتر در قالب اخلاق عملی و عدالت حقوقی گسترش یافته است. اندرزهایی که از آن دوره برای ما باقی ماندهاند، حاصل تجربههای هزارانساله مردم و نیاکان ما هستند. این اندرزها چنان اهمیت داشتند که بعدها، در اوایل دوره اسلامی، به زبان عربی ترجمه شدند. در بغداد نیز مرکزی به نام بیتالحکمه شکل گرفت که در آن، متون علمی و اخلاقی از زبانهای یونانی، سریانی، سنسکریت و پهلوی ترجمه شدند و در شکلگیری پایههای دوران طلایی تمدن اسلامی نقش داشتند.
رئیس انجمن ایرانشناسی با بیان اینکه عبدالله ابن مقفع از چهرههایی بود که در انتقال این میراث فکری و اخلاقی نقش داشت، تاکید کرد: آثار و اندیشههای برگرفته از اندرزهای ایران باستان را بعدها میتوان در متون ادبی فارسی و دیگر آثار ادبی مشاهده کرد؛ آثاری که در آنها به مسئله صلح و آشتی توجه ویژهای شده است. در اندرزهای آذرباد و متونی مانند مهرستان، بر دوری از کینه و کینهورزی تأکید شده است. در متن «دینکرد ششم» نیز این توصیه مطرح میشود که نباید به سبب گناهی که کسی مرتکب شده است، بدخواه او بود؛ بلکه باید زمینه آشتی را فراهم کرد و به جای انتقامگرفتن، در اندیشه اصلاح فرد خطاکار بود. همچنین در اندرزنامهای با عنوان «دانا»، آشتیجویی و پرهیز از جنگ و آشوب توصیه شده و در متن «مینوی خرد» که از متون مهم اندرزی ایران باستان است، بر گسترش مهر و آشتی تأکید میشود. این نمونهها نشان میدهند که صلح و پرهیز از کینهورزی، در سنت اندرزگویی ایران باستان جایگاه مهمی داشتهاند.
وی با اشاره به بازتاب مفهوم آشتی در متون پهلوی اظهار کرد: ایزدبانوی آشتی که در متون پیشین با نامهایی از جمله اَشِه یا اَشَی از آن یاد شده است، در برخی متون پهلوی نیز با صورتهای دیگری از نام خود معرفی میشود. این ایزدبانو با بخشندگی، پیروزی، خرد و کامیابی پیوند دارد و در مجموع، نمادی از برکت و آشتی به شمار میرود.
رئیس انجمن ایرانشناسی با اشاره به جایگاه صلح در متون حقوقی دوره ساسانی گفت: یکی از متون حقوقی بسیار مهم این دوره، «مادیان هزار دادستان» است که مجموعهای از مباحث و مواد حقوقی دوره ساسانی را در بر میگیرد و برای شناخت نظام حقوقی آن دوره اهمیت دارد. در این متن، به موضوع برقراری آشتی میان مردم از طریق جبران خسارت اشاره شده است؛ به این معنا که برای رفع اختلاف و برقراری آشتی، باید زیانهایی را که به افراد وارد شده است، جبران کرد. این رویکرد نشان میدهد که آشتی صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه در نظام حقوقی نیز برای تحقق آن راهکارهایی در نظر گرفته شده است. جبران خسارت واردشده به دیگران میتواند زمینه رفع اختلاف و برقراری دوباره روابط میان افراد را فراهم کند.
جعفری دهقی با بیان اینکه بر اساس منابع اوستایی و پهلوی، صلح و آشتی از نظمی کیهانی سرچشمه میگیرند و در زندگی انسان به شکل اخلاق عملی، از جمله دوستی، بخشش و اعتدال، و در حوزه حقوق به صورت عدالت ترمیمی نمود پیدا میکنند، ادامه داد: در این نگاه، صلح وضعیتی منفعل نیست، بلکه امری پویا و فعال است که تحقق آن به تلاش آگاهانه انسان برای هماهنگی با راستی، مهار کینه و گسترش مهرورزی نیاز دارد. در این چارچوب، آشتی هم با ایزدبانویی مرتبط با برکت و کامیابی پیوند دارد و هم مسئولیتی اخلاقی برای هر فرد در قبال دیگران و کل هستی به شمار میرود.
رئیس انجمن ایرانشناسی با تأکید بر تداوم این اندیشهها در دورههای بعد اظهار کرد: به اعتقاد من، باورهایی که در آن جریان فکری ایران باستان شکل گرفته بودند، در دورههای بعد استمرار یافتند و به دوره اسلامی رسیدند و به شاعران و ادیبان ما نیز منتقل شدند؛ هرچند ممکن است این مفاهیم در برخی موارد بهصورت ناخودآگاه در آثار آنان حضور یافته باشند. دستکم میتوان به این بیت معروف حافظ اشاره کرد که میگوید: «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است؛ با دوستان مروت، با دشمنان مدارا.»
انتهای پیام
