جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵ | ۱۳:۳۳
شاهنامه خواهان دارد؟
نمایش «بستور»

شاهنامه خواهان دارد؟

در پی اجرای نمایش «بستور، سپهسالار کوچک» و روایت یکی از داستان‌های کمترشناخته‌شده شاهنامه برای کودکان و نوجوانان، اشکان رهگذر، نویسنده و کارگردان انیمیشن سینمایی «آخرین داستان»، از ظرفیت ادبیات کهن برای ارتباط با مخاطب امروز گفت.

به گزارش ایسنا، خالق رمان گرافیکی «جمشید» درباره ماندگاری شاهنامه و امکان بازآفرینی داستان‌های آن برای نسل امروز گفت: شاهنامه اساساً با هویت ایرانی ما گره خورده است. ما به‌عنوان یک ایرانی، وقتی نفس می‌کشیم، مفاهیمی وجود دارند که هویت ما را شکل می‌دهند و شاهنامه قطعاً یکی از آن مفاهیم است. در کنار اینکه روایتگر بخشی از تاریخ کشور ماست، روایتگر باورها، آیین‌ها، سنت‌ها و خیلی چیزهای دیگر است؛ یعنی هویت، آن چیزی که واقعاً می‌شود در قالب هویت از آن اسم برد، در شاهنامه وجود دارد. بنابراین، شاهنامه زمان ندارد و شما هر زمانی روی آن کار کنید، آن را بخوانید، با آن آشنا شوید یا اثری در رابطه با آن تولید کنید، چون به همان هویت ایرانی برمی‌گردد، همیشه خواهان دارد و همیشه می‌تواند جذاب باشد.

او درباره تأثیر داستان‌های کهن مثل «بستور» بر کودکان نیز گفت: باز هم همان بحث هویت مطرح است. وقتی یک کودک در حال رشد است و با هویت خودش آشنا می‌شود و مفهومی به نام وطن برایش شکل می‌گیرد، نیاز به ورودی‌هایی دارد. وقتی ما کاری را بر اساس شاهنامه و ادبیات کهن خودمان که گویای هویت ما هستند تولید می‌کنیم، باعث می‌شود آن کودک یا نوجوان، هویت خودش را در آثار خارجی یا کارهایی که در کشور دیگری تولید می‌شوند و هویت فرهنگی متفاوتی دارند، نبیند و هویت خودش را در وطن و کشور خودش، بر اساس داشته‌های خودش ببیند. بنابراین این موضوع فارغ از زمان می‌تواند در هر دورانی کارکرد داشته باشد و یک هنرمند می‌تواند آثاری خلق کند که در ذهن مخاطب، چه کودک، چه نوجوان و چه بزرگسال، باقی بماند.

هنرمند در اقتباس آزاد است

کارگردان «آخرین داستان» درباره نسبت میان وفاداری به جهان اصلی داستان‌های شاهنامه و نزدیک شدن به جهان امروز مخاطب نیز توضیح داد: اینجا بحث اقتباس است و هنرمندان مختلف رویکردهای مختلفی نسبت به اقتباس دارند. کسی هست که خیلی به متن اصلی وفادار است و کسی هست که صرفاً از پیرنگ آن اثر و آن متن استفاده می‌کند و به یک متن جدید می‌رسد. نمی‌شود فرمولی برای این تدوین کرد یا نسخه‌ای پیچید که بگوییم همه باید همین کار را بکنند.

رهگذر ادامه داد: به نظر من جهان هنر، جهان آزادی است و هنرمند آزاد است برای اینکه برداشت و دریافت خودش را از آن متن داشته باشد و اثر خودش را خلق کند. حتماً از نظر من باید بین جهان داستان و جهان امروزی مخاطب ارتباط ایجاد شود، ولی این به این معنا نیست که باید همان باشد؛ باید ارتباط درستی ایجاد کند. بنابراین احساس می‌کنم هر هنرمندی آزاد است که نسبت به متنی که از آن تأثیری می‌گیرد ـ چون هنر ورطه تأثیر گرفتن و تأثیر گذاشتن است ـ اگر احساس می‌کند می‌تواند اثری خلق کند که تأثیرگذار باشد، این کار را انجام دهد.

او درباره مرز بازآفرینی و از دست رفتن هویت اصلی یک داستان نیز توضیح داد: به نظرم هر آن چیزی که پدیدآورنده اثر تشخیص بدهد برای بازآفرینی اثر لازم است، باید انجامش بدهد و در نهایت قضاوت با مخاطب است؛ مخاطب آن بخش را می‌پسندد یا دوست ندارد. این تغییر می‌تواند اساسی باشد؛ تغییر حتی شخصیت‌ها باشد، تغییر متن باشد، تغییر هویت داستانی یا حتی زمان داستان باشد. خیلی چیزها می‌تواند تغییر کند.

رهگذر در ادامه تأکید کرد: به نظر من مهم‌ترین موضوع این است که اثری که خلق می‌شود بتواند ارتباط درستی با مخاطب ایجاد کند و در نهایت پیرنگ آن داستان اصلی را به مخاطبش برساند؛ آن چیزی که فارغ از آن، در پوست شاهنامه فردوسی، می‌خواسته به مخاطب خودش عرضه کند. به نظر من آن الماس گرانبهایی که در بطن هر اثر ادبی وجود دارد، همین است و هنرمندی که اثری را خلق می‌کند باید در وهله اول به آن الماس، به آن پیرنگ، دست پیدا کند؛ با شناخت درست از آن متن و بعد به بازآفرینی اثر خودش بپردازد. اگر گروه نمایش «بستور، سپهسالار کوچک» هم بدین نحو به شاهنامه پرداخته باشند، راه درستی در پیش گرفته‌اند.

چرا بعضی داستان‌های شاهنامه ماندگارتر شده‌اند؟

رهگذر درباره اینکه چرا برخی شخصیت‌ها و داستان‌های شاهنامه مانند رستم و سهراب و سیاوش در حافظه عمومی شناخته‌شده‌ترند، اما شخصیت‌هایی مانند بستور کمتر شناخته شده‌اند، گفت: پاسخ به این پرسش، کمی مشکل است. این را باید کسانی توضیح بدهند که تخصص در حوزه شاهنامه و شاهنامه‌پژوهی دارند. من در این حوزه تخصصی ندارم که بتوانم اظهار نظر کنم، ولی حس خودم این است که بعضی از داستان‌های شاهنامه با روند زیسته بشر همواره همسان‌تر و همخوان‌تر بوده‌اند و به همین دلیل بیشتر نقل شده‌اند، بیشتر راجع به آنها صحبت شده، بیشتر تعریف شده‌اند و بیشتر به آنها پرداخته شده است.

او افزود: بعضی از قصه‌ها و بعضی از شخصیت‌ها و بخش‌ها کمتر با آن روند زیسته تکرار شده‌اند و در طول تاریخ کمتر به آنها پرداخته شده است. احساس می‌کنم یکی از دلایلش می‌تواند این باشد که بشر در طول زیست خودش در تاریخ، همزادپنداری کمتری با بخشی از داستان‌های شاهنامه داشته است.

رسانه‌های امروز؛ دروازه‌ای برای ورود به ادبیات

این کارگردان درباره نقش رسانه‌هایی مانند انیمیشن، تئاتر و سینما در ارتباط مخاطب امروز با ادبیات کهن نیز اظهار کرد: من فکر می‌کنم که تجربه است؛ همه اینها. همان‌طور که به‌درستی در سؤال اشاره شده، چه چیزی به تجربه مخاطب اضافه می‌شود؟ احساس می‌کنم هیچ چیزی نمی‌تواند جای متن اصلی و ادبیات را به آن شکلی که باید بگیرد. به نظر من ادبیات یکی از والاترین اشکال فکر و یکی از والاترین اشکال هنری است.

او ادامه داد: ولی وقتی مثلاً در قالب انیمیشن یا تئاتر یا سینما می‌آید، یک تجربه جدیدی را به مخاطب ارائه می‌کند که شاید مخاطب علاقه‌مند شود به فکر کردن، به عمیق شدن در مفاهیم. شاید خیلی کم پیش بیاید یا سخت باشد که یک نوجوان یا کودک یا حتی بزرگسال، شاهنامه را ورق بزند و داستان‌ها را بخواند و به‌درستی درکشان کند. ولی رسانه‌هایی که امروز هستند، چه بازی باشد، چه انیمیشن باشد و چه تئاتر، یک دریچه، یعنی یک دروازه برای ورود مخاطب به‌عنوان یک تجربه جدید به آن متن اصلی هستند؛ دعوت به تفکر، دعوت به شناخت، دعوت به بهتر شدن و بیشتر دانستن و در واقع بالاتر رفتن.

رهگذر با بیان اینکه کارکرد رسانه‌ها می‌تواند ایجاد چنین مسیری باشد، گفت: به نظر من کارکرد همه رسانه‌ها همین می‌تواند باشد.

پرداختن به شاهنامه  محدود به زمان خاصی نیست

گذشته نباید برای مخاطب امروز بی‌کارکرد به نظر برسد

او درباره اینکه یک اثر اقتباسی مثل «بستور، سپهسالار کوچک» از داستانی کهن چگونه می‌تواند برای کودک امروز جذاب باشد، توضیح داد: بستر داستانی، آن جهان داستانی، در همان لحظه و ثانیه اول، دارد به مخاطب عرضه می‌شود و مخاطب کاملاً می‌فهمد که این قصه مربوط به گذشته است. کما اینکه اگر آن اثر ارتباط خوبی با مخاطب خودش برقرار کند، با تمام شدن زمان آن تئاتر یا فیلم یا انیمیشن، داستان برای مخاطب حرفه‌ای یا مخاطب پیگیر تمام نمی‌شود و او می‌رود کنکاش می‌کند و به دریافت‌های جدیدی می‌رسد.

رهگذر ادامه داد: بنابراین متوجه خواهد شد که داستان، داستان گذشته است، ولی نباید احساس کند که همان‌طور که در سؤال آمده، داستان قدیمی است و به درد ما نمی‌خورد. این دیگر هنر آن هنرمندی است که آن اثر جدید را خلق می‌کند و باید همان‌طور که قبلاً گفتم، ارتباط درستی با مخاطبش برقرار کند.

او افزود: صحبت درباره گذشته، درباره اساطیر و تاریخ، همیشه بخشی از ذهن‌مشغولی‌های هنرمندان بوده است و این هنرمندی آن پدیدآورنده است که بتواند کاری کند که مخاطب با آن همراه شود و این فکر را نکند که این یک اثر قدیمی مربوط به گذشته است که هیچ کارکردی ندارد.

مفاهیم انسانی تاریخ مصرف ندارند

رهگذر درباره اینکه چرا همچنان باید داستان‌های کهن را برای کودکان و نوجوانان امروز روایت کرد، گفت: یک مفاهیمی در زندگی بشری وجود دارند که تاریخ مصرف ندارند؛ مثل مسائل اخلاقی. اخلاق همیشه اخلاق است، چه سه هزار سال پیش و چه امروز. درست است که تغییر شکل می‌دهد، کامل‌تر می‌شود و تعاریف مفصل‌تری پیدا می‌کند و در چارچوب قانون و فرهنگ دیده می‌شود، ولی برخی از مفاهیمی که در این آثار وجود دارند و در ادبیات و داستان‌های کهن وجود دارند، مفاهیم انسانی‌اند و تا زمانی که انسان زیست می‌کند، این مفاهیم با او همراه‌اند. بنابراین هیچ‌وقت تاریخ مصرف ندارند.

او در ادامه گفت: اصلاً هنر افرادی مثل فردوسی، حافظ و سعدی این بوده که توانسته‌اند کاری انجام دهند که فارغ از زمان باشد یا حتی فارغ از مکان باشد؛ اینکه در هر مقطعی، در هر زمانی و برای هر کسی می‌تواند جذاب باشد.

شناخت درست از شاهنامه و مدیوم، شرط بازآفرینی موفق

رهگذر که خود از کودکی با روایت پدرش با شاهنامه آشنا شده و بعدها بخشی از جهان آن را در «آخرین داستان» بازآفرینی کرده است، درباره اینکه چگونه می‌توان یک میراث ادبی را به تجربه‌ای زنده برای کودک تبدیل کرد، گفت: من احساس می‌کنم که باید آن مدیومی را که می‌خواهیم آن داستان را در آن تعریف کنیم بشناسیم. به نظر من اگر در قالب یک بازی ویدئویی، انیمیشن، سینما یا تئاتر است، اینها می‌توانند رویکردهای متفاوتی از هم داشته باشند و نباید با یک چشم به همه اینها نگاه کرد.

او توضیح داد: احساس می‌کنم اگر مدیوم را بشناسیم، یعنی اگر حالا کار من، اگر بخواهم انیمیشن در رابطه با شاهنامه بسازم، باید هم شاهنامه را به‌درستی بشناسم، هم انیمیشن را به‌درستی بشناسم و هم جهان انیمیشن را به‌درستی بشناسم. با این شناخت است که من می‌توانم اثری خلق کنم که امروزه کارکرد داشته باشد، امروزه جذاب باشد و امروزه مخاطب بتواند با آن ارتباط ـ یا بخشی از مخاطب بتواند با آن ارتباط ـ برقرار کند. طبیعتاً آدم نمی‌تواند همه مخاطبان را راضی نگه دارد.

رهگذر در پایان تأکید کرد: شناخت، به نظر من، در آن مدیومی که ما داریم در آن کار انجام می‌دهیم بسیار مهم است و ورود به قالب‌هایی که امروزه کارکرد دارند برای ارتباط با مخاطب و از طریق این قالب‌ها داستان‌های مختلفی عرضه می‌شود. در واقع شناخت این قالب‌ها می‌تواند کمک کند برای اینکه ما اثری خلق کنیم که چه‌بسا درباره گذشته است، ولی امروزه مخاطب خودش را دارد و می‌تواند جذاب باشد.

پرداختن به شاهنامه  محدود به زمان خاصی نیست
اشکان رهگذر

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری