یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵ | ۰۳:۱۰
عبور از مقصرشناسی؛ راهکار تقویت ارتباط صنعت و دانشگاه

عبور از مقصرشناسی؛ راهکار تقویت ارتباط صنعت و دانشگاه

یک فعال حوزه علم و فناوری و ارتباط صنعت و دانشگاه با تأکید بر ضرورت عبور از مقصرشناسی در روابط میان دانشگاه و صنعت، گفت: نبود ادبیات مشترک، فاصله میان آموزش دانشگاهی و نیازهای واقعی محیط کار و بی‌توجهی به ظرفیت‌های منطقه‌ای، از جمله عواملی است که مانع تبدیل بخشی از توان علمی کشور به ارزش اقتصادی و صنعتی شده است.

رضا فرج‌تبار، فعال حوزه علم و فناوری و ارتباط صنعت و دانشگاه در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به تجربه فعالیت خود در حوزه علم و فناوری و همچنین همکاری با وزارت صنعت، معدن و تجارت، افزود: در اواخر سال ۱۳۹۳ با مأموریت در وزارت صنعت، معدن و تجارت و فعالیت حدود چهار ساله در این حوزه، امکان مواجهه مستقیم با دیدگاه‌ها، دغدغه‌ها و نیازهای صنعتگران و کارآفرینان را پیدا کردم. این تجربه دوگانه، از محیط آموزش عالی تا فضای صنعت و تولید، نشان داد که مساله ارتباط صنعت و دانشگاه را نمی‌توان صرفاً از منظر یکی از این دو بخش تحلیل کرد.

فرج‌تبار ادامه داد: اگر در مقطعی تصور می‌کردم مانع اصلی، توجه ناکافی صنعت به علم و فناوری است، حضور در محیط‌های صنعتی و گفت‌وگو با فعالان اقتصادی نشان داد که دانشگاه‌ها نیز با انتقادهای جدی درباره تناسب آموزش‌ها با نیازهای واقعی صنعت و میزان مهارت‌آموزی دانشجویان مواجه‌اند.

این فعال حوزه علم و فناوری با بیان اینکه چالش ارتباط صنعت و دانشگاه فراتر از کم‌توجهی یکی از طرفین به طرف دیگر است، ادامه داد: با مساله‌ای چندوجهی روبه‌رو هستیم که از نبود شناخت متقابل، ضعف ادبیات مشترک، فاصله میان آموزش و محیط کار و کم‌توجهی به نیازهای منطقه‌ای و آمایش سرزمینی تأثیر می‌پذیرد. برای تقویت پیوند صنعت و دانشگاه باید از مقصرشناسی عبور کنیم و به سمت شناخت نظام‌مند نیازمندی‌ها و توانمندی‌های یکدیگر، همکاری‌های مساله‌محور و فرهنگ‌ سازی میدانی حرکت کنیم. توسعه این ارتباط نه صرفاً مسئولیت دانشگاه است و نه فقط وظیفه صنعت، بلکه ضرورتی ملی برای ارتقای بهره‌وری، توسعه فناوری، تربیت نیروی انسانی ماهر و ساختن آینده‌ای بهتر برای ایران به شمار می‌رود.

نبود ادبیات مشترک میان صنعت و دانشگاه

فرج‌تبار با اشاره به فاصله میان ظرفیت‌های علمی دانشگاه‌ها و نیازهای واقعی صنعت کشور، اظهار کرد: این فاصله موجب شده است بخشی از توان علمی و پژوهشی دانشگاه‌ها به ارزش اقتصادی و صنعتی تبدیل نشود و در مقابل، صنایع نیز نتوانند آن‌گونه که باید از ظرفیت دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی و نخبگان علمی برای حل مسائل، ارتقای بهره‌وری و توسعه فناوری بهره‌مند شوند.

وی با بیان اینکه ارتباط صنعت و دانشگاه در دنیای امروز دیگر یک انتخاب یا همکاری تشریفاتی نیست، افزود: این ارتباط یکی از الزامات توسعه اقتصادی، رقابت‌پذیری صنعتی و حضور مؤثر کشورها در عرصه فناوری‌های نوین است. در شرایطی که فناوری با سرعت فزاینده‌ای در حال تحول است، کشورهایی می‌توانند مسیر پیشرفت را با موفقیت طی کنند که میان دانش، مهارت، نوآوری و نیازهای واقعی اقتصاد خود پیوندی مؤثر برقرار کرده باشند.

این فعال حوزه علم و فناوری ادامه داد: شکل‌گیری چنین ارتباطی صرفا با امضای تفاهم‌نامه، برگزاری همایش یا تعریف چند پروژه پژوهشی محقق نمی‌شود. دانشگاه باید مسائل واقعی صنعت را بشناسد و صنعت نیز باید به این باور برسد که دانش و فناوری می‌تواند بخشی از راه‌حل مسائل تولید، کاهش هزینه‌ها، افزایش کیفیت و توسعه بازارهای جدید باشد.

وی یکی از مسائل مهم در تعامل میان این دو حوزه را کمبود زبان و ادبیات مشترک دانست و خاطرنشان کرد: در بسیاری از موارد، دانشگاه از منظر تولید علم، انتشار مقاله، فعالیت پژوهشی و ارتقای جایگاه علمی به موضوع نگاه می‌کند، در حالی که صنعت بیش از هر چیز به حل مساله، کاهش هزینه، افزایش بهره‌وری، کیفیت محصول و بازگشت سرمایه توجه دارد. این تفاوت در اولویت‌ها لزوماً به معنای تعارض منافع نیست، اما اگر سازوکاری برای پیوند دادن این دو نگاه وجود نداشته باشد، می‌تواند به فاصله‌ای پایدار میان آنها تبدیل شود.

وی با اشاره به تأثیر ساختار اقتصاد کشور بر روابط دانشگاه و صنعت اظهار کرد: سهم قابل توجه بنگاه‌های بزرگ دولتی یا وابسته به دولت ممکن است بر این رابطه تأثیر بگذارد. در چنین ساختاری، گاهی انگیزه‌ها و ساز و کارهای لازم برای سرمایه‌گذاری مستمر در تحقیق و توسعه، پذیرش ریسک فناوری و همکاری بلندمدت با دانشگاه‌ها به اندازه کافی تقویت نمی‌شود.

این فعال حوزه علم و فناوری تأکید کرد: با این حال، نباید تمام مسئولیت را متوجه ساختار اقتصادی یا یکی از دو طرف دانست. پرسش اساسی این است که آیا دانشگاه و صنعت به اندازه کافی برای شناخت نظام‌مند نیازهای یکدیگر، شناسایی ظرفیت‌های موجود و تعیین اولویت‌های واقعی توسعه کشور وقت گذاشته‌اند؟

وی افزود: باید بررسی کنیم که آیا رشته‌های دانشگاهی، ظرفیت‌های پژوهشی و برنامه‌های آموزشی متناسب با نیازهای مناطق مختلف کشور طراحی شده‌اند و آیا صنایع نیز نیازهای فناورانه خود را به‌صورت روشن و قابل تبدیل به پروژه‌های پژوهشی و فناورانه در اختیار دانشگاه‌ها قرار می‌دهند. پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند مسیر اصلاح را روشن‌تر کند.

آمایش سرزمینی؛ حلقه مفقوده پیوند دانشگاه و صنعت

فرج‌تبار با تأکید بر ضرورت توجه به آمایش سرزمینی در بازتعریف ارتباط صنعت و دانشگاه گفت: هر منطقه از ایران با توجه به برخورداری از صنایع، منابع طبیعی، ظرفیت‌های کشاورزی، گردشگری، انرژی، زیرساخت‌ها و نیروی انسانی خود، نیازها و فرصت‌های متفاوتی دارد؛ بنابراین نمی‌توان بدون توجه به این تفاوت‌ها، نسخه‌ای یکسان برای توسعه رشته‌های دانشگاهی، آموزش مهارت‌ها و فعالیت‌های فناورانه در سراسر کشور تجویز کرد.

وی افزود: اگر در منطقه‌ای صنایع پتروشیمی و انرژی محور اصلی اقتصاد باشند، دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی آن منطقه باید بتوانند بخشی از نیازهای تخصصی و فناورانه این صنایع را پوشش دهند. در منطقه‌ای دیگر نیز ممکن است کشاورزی هوشمند، صنایع غذایی، معدن، گردشگری یا فناوری‌های مرتبط با محیط‌زیست اولویت داشته باشد.

این فعال حوزه علم و فناوری با بیان اینکه توجه به نیازهای منطقه‌ای به معنای محدود کردن دانشگاه‌ها به نیازهای فعلی صنعت نیست، اظهار کرد: هدف، ایجاد توازن میان آموزش‌های پایه و آینده‌نگر با نیازهای واقعی و فرصت‌های توسعه‌ای هر منطقه است. دانشگاه باید هم مسائل امروز صنعت را حل کند و هم برای فناوری‌ها و مشاغل آینده ظرفیت بسازد. در مقابل، صنعت نیز باید نیازهای کوتاه‌مدت و بلندمدت خود را شناسایی کند و برای توسعه فناوری و تربیت نیروی انسانی متخصص برنامه‌ریزی داشته باشد.

فرج‌تبار تغییر نگاه به آموزش دانشجویان را یکی دیگر از ضرورت‌های تقویت ارتباط دانشگاه و صنعت دانست و گفت: دانشجو نباید تنها در پایان دوره تحصیل با واقعیت‌های محیط کار مواجه شود. آشنایی با فرایندهای تولید، مسائل اجرایی، فناوری‌های مورد استفاده و مهارت‌های مورد نیاز بازار کار باید از دوران تحصیل آغاز شود.

وی افزود: برای تحقق این هدف می‌توان از ظرفیت‌های متنوعی مانند حضور دانشجویان در واحدهای صنعتی، تعریف پروژه‌های مشترک دانشگاهی و صنعتی، کارآموزی هدفمند، آموزش‌های مهارت‌محور، بازدیدهای تخصصی و مشارکت فعال متخصصان صنعت در فرایند آموزش استفاده کرد.

این فعال حوزه علم و فناوری با تأکید بر ضرورت حضور بیشتر استادان دانشگاه در محیط‌های صنعتی اظهار کرد: ارتباط با صنعت نباید صرفاً به مسئولان ارتباط با جامعه و صنعت در دانشگاه‌ها محدود بماند، بلکه باید به بخشی از فرهنگ آموزشی و پژوهشی دانشگاه تبدیل شود.

وی ادامه داد: مدیران صنعتی، مهندسان باتجربه، کارآفرینان و متخصصان فناوری نیز باید حضور پررنگ‌تری در محیط دانشگاهی داشته باشند. انتقال تجربه‌های عملی به دانشجویان، مشارکت در تدوین محتوای آموزشی و تعریف مسائل واقعی برای پایان‌نامه‌ها و پروژه‌های دانشجویی می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری نسلی توانمندتر و آشناتر با نیازهای کشور باشد. نتیجه چنین رویکردی صرفاً افزایش شانس اشتغال دانش‌آموختگان نیست، بلکه کاهش هزینه‌های آموزش مجدد نیروی انسانی برای بنگاه‌ها، افزایش بهره‌وری، تقویت نوآوری و ایجاد فرصت‌های جدید برای توسعه محصولات و خدمات نیز از پیامدهای آن خواهد بود.

ضرورت عبور از تفاهم‌نامه‌های کاغذی

وی با تأکید بر لزوم فاصله گرفتن از رویکردهای تشریفاتی در ارتباط صنعت و دانشگاه، گفت: برای تقویت این ارتباط باید به سمت همکاری‌های مبتنی بر مسئله و نتیجه حرکت کنیم. گام نخست، شناسایی و اولویت‌بندی نیازهای واقعی صنایع و در کنار آن، احصای توانمندی‌های دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، شرکت‌های دانش‌بنیان و گروه‌های فناور است.

این فعال حوزه علم و فناوری افزود: پس از شناسایی نیازها و ظرفیت‌ها باید میان آنها تطبیق هدفمند ایجاد و برای هر همکاری، مسئولیت‌ها، منابع مالی، زمان‌بندی و خروجی‌های مورد انتظار مشخص شود. در چنین مدلی، دانشگاه می‌داند کدام مسئله واقعی صنعت را دنبال می‌کند و صنعت نیز از ابتدا در جریان مسیر پژوهش، مراحل توسعه فناوری و نتایج مورد انتظار قرار می‌گیرد.

وی با اشاره به ضرورت مشارکت صنایع در تأمین مالی پروژه‌های پژوهشی و فناورانه اظهار کرد: باید سازوکارهای لازم برای ارزیابی نتایج و تبدیل دستاوردهای علمی به محصول، فرایند یا خدمت مورد نیاز صنعت شکل بگیرد.

فرج‌تبار نقش نهادهای واسط را در این زمینه مهم دانست و گفت: پارک‌های علم و فناوری، مراکز رشد، شرکت‌های دانش‌بنیان و تشکل‌های تخصصی می‌توانند در پیوند میان دانشگاه و صنعت نقش مؤثری ایفا کنند؛ به‌ویژه در مواردی که صنعت به راه‌حل فناورانه نیاز دارد، اما دانشگاه یا شرکت فناور به‌تنهایی امکان شناسایی بازار، تأمین منابع یا ورود به مرحله تجاری‌سازی را ندارد.

این فعال حوزه علم و فناوری با تأکید بر ضرورت فرهنگ‌سازی میدانی و تقویت روحیه همکاری میان دانشگاه و صنعت، اظهار کرد: تا زمانی که هر یک از دو طرف، دیگری را مقصر اصلی مشکلات بداند و موفقیت خود را جدا از موفقیت طرف مقابل تعریف کند، شکل‌گیری ارتباطی پایدار دشوار خواهد بود. دانشگاه و صنعت باید بپذیرند که هیچ‌یک به‌تنهایی قادر به پاسخ‌گویی به همه نیازهای توسعه‌ای کشور نیستند.

وی افزود: دانشگاه بدون ارتباط با مسائل واقعی جامعه و اقتصاد ممکن است بخشی از ظرفیت کاربردی دانش خود را بلااستفاده بگذارد؛ صنعت نیز بدون اتکا به دانش روز، پژوهش و نوآوری، در معرض کاهش رقابت‌پذیری و عقب ماندن از تحولات فناوری قرار می‌گیرد. به‌جای تأکید بر منیت‌های سازمانی، تعصب‌های نهادی و منافع کوتاه‌مدت، باید بر منافع مشترک و اهداف بلندمدت کشور تمرکز کنیم. این تغییر نگرش زمانی پایدار خواهد شد که در رفتار مدیران، شیوه تصمیم‌گیری سازمان‌ها، نظام ارزیابی عملکرد و سازوکارهای تشویقی نیز بازتاب پیدا کند.

وی با بیان اینکه موفقیت ارتباط صنعت و دانشگاه را نمی‌توان صرفاً با تعداد تفاهم‌نامه‌ها و نشست‌ها سنجید، گفت: میزان اعتماد متقابل، کیفیت همکاری‌های واقعی و نتایجی که در زندگی مردم، عملکرد صنایع و آینده دانش‌آموختگان مشاهده می‌شود، باید مبنای ارزیابی این ارتباط قرار گیرد.

فرج‌تبار برای تقویت ارتباط صنعت و دانشگاه پیشنهاد کرد که تعاملات موردی و تفاهم‌نامه‌های عمومی جای خود را به سازوکاری مستمر برای شناسایی نیازهای فناورانه صنایع، احصای ظرفیت‌های علمی و پژوهشی دانشگاه‌ها و تطبیق این دو بر مبنای آمایش سرزمینی بدهد.

وی افزود: در این مسیر، وزارتخانه‌های مرتبط، دانشگاه‌ها، پارک‌های علم و فناوری، شرکت‌های دانش‌بنیان و بنگاه‌های صنعتی می‌توانند با تقسیم مسئولیت و تعریف پروژه‌های مشترک، زمینه تبدیل ظرفیت‌های علمی کشور به محصولات، خدمات و راه‌حل‌های صنعتی را فراهم کنند. این سازوکار می‌تواند با تدوین بانک اطلاعاتی نیازهای فناورانه صنایع و توانمندی‌های دانشگاهی، انتخاب اولویت‌های هر منطقه، تشکیل گروه‌های مشترک دانشگاه و صنعت و اجرای پروژه‌های پایلوت آغاز شود. سپس نتایج هر پروژه بر اساس شاخص‌هایی مانند حل مسائل صنعت، توسعه فناوری، ارتقای مهارت دانشجویان، کاهش هزینه‌های تولید و ایجاد ارزش اقتصادی ارزیابی شود. چنین رویکردی کمک می‌کند همکاری‌ها از سطح گفت‌وگو و توافق‌های اولیه فراتر بروند و به نتایج ملموس و قابل ارزیابی برسند. در این میان، توجه به نیازهای واقعی صنعت باید با نگاه آینده‌نگر دانشگاه‌ها و ضرورت توسعه فناوری‌های نوین همراه باشد تا هم مسائل امروز کشور حل شود و هم ظرفیت رقابت‌پذیری ایران در آینده افزایش یابد.

فرج‌تبار ابراز امیدواری کرد که دانشگاه و صنعت با شناخت دقیق نیازمندی‌ها و توانمندی‌های یکدیگر و با تکیه بر آمایش سرزمینی، برای آبادانی ایران و پیشرفت علم، فناوری و نوآوری در کنار یکدیگر قرار گیرند.

وی تاکید کرد: هدف آن است که دانش دانشگاهی به ارزش اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود، صنعت از ظرفیت علمی کشور بهره بیشتری ببرد و دانشجویان با مهارت، تجربه و آمادگی بیشتری وارد میدان کار و سازندگی شوند. توسعه ایران می‌تواند حاصل هم‌افزایی صادقانه همه ظرفیت‌های علمی، صنعتی و انسانی کشور باشد.

انتهای پیام 

# علمی‌ و دانشگاهی

آخرین اخبار علمی‌ و دانشگاهی