آسیبهای اجتماعی همیشه با فریاد، شکایت یا نشانههای آشکار همراه نیستند؛ گاهی در سکوت، در ترس از قضاوت دیگران، در شرم از بیان مشکلات و در عادی شدن رفتارهای آسیبزا ریشه میدوانند و زمانی خود را نشان میدهند که جبران پیامدهای آنها دشوارتر شده است.
همسر آزاری و کودکآزاری از جمله آسیبهایی هستند که اگر به موقع شناسایی نشوند، میتوانند امنیت روانی خانواده را متزلزل کنند و پیامدهایی ماندگار بر زندگی قربانیان بر جای بگذارند. در چنین شرایطی، سکوت و بیتوجهی نه تنها راهحل نیست، بلکه ممکن است به تداوم چرخه خشونت و محروم ماندن افراد آسیب دیده از حمایت منجر شود. مسئله مهم این است که بسیاری از افراد آسیب دیده، بهویژه زنان و کودکان، به دلایل مختلفی همچون ترس، وابستگی، ناآگاهی یا نگرانی از واکنش اطرافیان، امکان بیان صریح مشکلات خود را ندارند و سکوت میکنند؛ بنابراین، شناسایی نشانههای هشداردهنده و ایجاد مسیرهای امن برای دریافت کمک، ضرورتی انکارناپذیر است.
شناسایی مواردی از همسر آزاری و کودکآزاری
آسیبهای اجتماعی نیز معمولاً یکشبه شکل نمیگیرند؛ چهبسا مشکلاتی که در ابتدا قابل کنترل به نظر میرسند، در صورت بیتوجهی به بحرانهایی پیچیده تبدیل شوند و سلامت روان افراد، روابط خانوادگی و اعتماد اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهند. ازاینرو، پیشگیری مؤثر تنها به برخورد با پیامدهای آشکار محدود نمیشود، بلکه مستلزم شناخت عوامل زمینهساز، آموزش خانوادهها، تقویت مهارتهای ارتباطی و فراهمکردن دسترسی به خدمات تخصصی است.
سرپرست معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تربتحیدریه در خصوص اقدامات انجام شده برای پیشگیری از خشونت خانگی در این شهرستان گفت: طی یک سال گذشته، ۴۴ هزار و ۳۱۸ زن متأهل در گروه سنی ۱۰ تا ۵۹ سال از نظر همسر آزاری غربالگری شدند که در این بررسیها، ۳۴۶ مورد همسر آزاری شناسایی شد.
دکتر الهام بهرهمند، در گفت و گو با ایسنا با تشریح اقدامات این دانشگاه در حوزه سلامت روان و آسیبهای اجتماعی، از غربالگری ۱۳۵ هزار و ۴۹۳ نفر، شناسایی پنج هزار و ۵۰۱ مورد مثبت روانی و انجام صدها مداخله در حوزه پیشگیری از خودکشی خبر داد و بر ضرورت شناسایی زودهنگام مشکلات روانی و اجتماعی و افزایش آگاهی خانوادهها تأکید کرد.
وی با تأکید بر اهمیت توجه به ابعاد مختلف سلامت روان اظهار کرد: سلامت روان تنها به معنای نبود بیماری روانی نیست، بلکه توانایی افراد در مدیریت فشارهای روزمره، سازگاری با شرایط مختلف زندگی، برقراری ارتباط مؤثر با دیگران و حفظ تعادل روانی و اجتماعی را نیز شامل میشود.

بهرهمند با اشاره به ضرورت توجه مستمر به سلامت روان در سطح جامعه افزود: شناسایی به موقع مشکلات روانی و فراهم کردن زمینه دسترسی افراد به خدمات تخصصی، از مهمترین اقداماتی است که میتواند در پیشگیری از تشدید اختلالات و کاهش پیامدهای فردی، خانوادگی و اجتماعی آنها مؤثر باشد.
سرپرست معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تربتحیدریه غربالگری سلامت روان را یکی از مراحل اولیه شناسایی افراد نیازمند حمایت دانست و خاطرنشان کرد: پیگیری تخصصی موارد شناسایی شده، اهمیت ویژهای در روند مراقبت و مداخله دارد.
وی با تشریح آمار غربالگری سلامت روان در مناطق تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تربتحیدریه بیان کرد: طی یک سال اخیر، ۱۳۵ هزار و ۴۹۳ نفر از نظر وضعیت سلامت روان غربالگری شدند که از این تعداد، پنج هزار و ۵۰۱ نفر بهعنوان موارد مثبت روانی شناسایی و برای پیگیریهای تخصصی ارجاع شدند.
بهرهمند ادامه داد: در همین مدت، روانشناسان مراکز بهداشتی دو هزار و ۷۳۲ ویزیت روانشناختی ارائه کردند و پزشکان نیز ۱۰ هزار و ۵۸۲ شرح حال روانپزشکی را به ثبت رساندند. این خدمات با هدف بررسی وضعیت روانی مراجعان، شناسایی نیازهای آنان و فراهم کردن زمینه ارائه مراقبتهای متناسب با شرایط هر فرد انجام شده است.
سرپرست معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تربتحیدریه با تأکید بر اینکه غربالگری به تنهایی پایان فرایند مراقبت نیست، خاطرنشان کرد: شناسایی افراد در معرض خطر زمانی اثربخش خواهد بود که با ارزیابی دقیق، ارجاع مناسب و پیگیری مستمر همراه شود. از این رو، افزایش آگاهی عمومی درباره سلامت روان و تشویق افراد به استفاده از خدمات مشاورهای و تخصصی، از جمله موضوعات مهم در برنامههای بهداشتی به شمار میرود.
بهرهمند در ادامه با اشاره به اقدامات انجام شده در حوزه پیشگیری از اعتیاد و شناسایی افراد در معرض خطر گفت: طی یک سال اخیر، ۸۹ هزار و ۹۴۶ نفر از جمعیت ۱۵ تا ۵۹ سال در زمینه اعتیاد غربالگری شدند که در جریان این بررسیها، هفت هزار و ۲۲۳ نفر بهعنوان افراد درگیر اعتیاد شناسایی شدند.
وی افزود: از میان افراد شناسایی شده، ۶۵۳ نفر ویزیت روانشناس دریافت کردند. این اقدامات با هدف شناسایی نیازهای روانشناختی و فراهم کردن زمینه دریافت خدمات حمایتی و تخصصی صورت گرفته است.
سرپرست معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تربتحیدریه با بیان اینکه اعتیاد اختلالی قابل پیشگیری و درمان است، بر اهمیت برخورد آگاهانه و بهدور از قضاوت با افراد درگیر این مشکل تأکید کرد و گفت: خانوادهها نقش مهمی در شناسایی زودهنگام نشانههای خطر و تشویق افراد به دریافت کمک تخصصی دارند.
وی تصریح کرد: گفتوگوی بدون قضاوت در محیط خانواده، پرهیز از سرزنش و برخوردهای تنبیهی و مراجعه به موقع به مراکز مشاوره میتواند به تسهیل روند دریافت خدمات و کاهش آسیبهای ناشی از اعتیاد کمک کند. همچنین افزایش آگاهی درباره پیامدهای مصرف مواد و راههای دسترسی به حمایتهای تخصصی، از جمله موضوعات مهم در پیشگیری از این آسیب اجتماعی است.
بهرهمند در ادامه به برنامههای پیشگیری از خشونت خانگی اشاره و اظهار کرد: طی یک سال اخیر، ۴۴ هزار و ۳۱۸ زن متأهل در گروه سنی ۱۰ تا ۵۹ سال از نظر همسر آزاری غربالگری شدند که در نتیجه این بررسیها، ۳۴۶ مورد همسر آزاری شناسایی شد.
وی با تأکید بر اهمیت شناسایی نشانههای خشونت در محیط خانواده افزود: آگاهی از رفتارهای آسیبزا و شناخت نشانههایی که ممکن است بیانگر وجود خشونت باشند، میتواند به تشخیص زودهنگام موارد نیازمند حمایت کمک کند. فراهم کردن امکان دسترسی افراد آسیبدیده به خدمات مشاورهای و حمایتی نیز از موضوعات مهم در مواجهه با این آسیبهاست.
سرپرست معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تربتحیدریه در ادامه، آمار اقدامات مرتبط با پیشگیری و شناسایی کودکآزاری را تشریح کرد و گفت: در این حوزه، ۲۳ هزار و ۹۱۳ مورد غربالگری انجام شده و در جریان بررسیها، ۴۵ مورد کودکآزاری شناسایی شده است.

وی همچنین اعلام کرد: در مجموع، دو هزار و ۸۱۲ مورد آسیب اجتماعی در چارچوب اقدامات انجامشده شناسایی شده است؛ این آمار بر اهمیت استمرار برنامههای غربالگری، افزایش آگاهی خانوادهها و توجه به نشانههای هشدار دهنده در محیطهای خانوادگی و اجتماعی تأکید دارد.
بهرهمند با اشاره به ضرورت ارتقای آگاهی والدین درباره شیوههای صحیح تعامل با فرزندان اظهار کرد: شناخت رفتارهایی مانند تحقیر مکرر، کنترل افراطی و تنبیه بدنی کودک، از جمله مهارتهایی است که میتواند به شناسایی شرایط آسیبزا کمک کند. همچنین آشنایی خانوادهها با مسیرهای گزارشدهی و نحوه دریافت حمایتهای تخصصی، در پیشگیری از تداوم و تشدید آسیبها اهمیت دارد.
وی افزود: توجه به نیازهای عاطفی و روانی کودکان، ایجاد محیط امن در خانواده و برخورداری والدین از مهارتهای ارتباطی مناسب، از عوامل مهم در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و فراهم کردن زمینه رشد سالم کودکان به شمار میرود.
بهرهمند در ادامه به اقدامات انجام شده در حوزه پیشگیری از خودکشی پرداخت و خاطرنشان کرد: طی یک سال گذشته، ۴۹۲ مورد مداخله در حوزه خودکشی انجام شده است. همچنین ۷۹ خانواده در قالب طرح تقویت بنیان خانواده آموزش دیدهاند.
وی با تأکید بر اهمیت توجه به نشانههای هشدار دهنده و حمایت از افراد در شرایط دشوار روانی بیان کرد: شناسایی به موقع افراد نیازمند کمک و فراهم کردن زمینه دریافت حمایتهای تخصصی، از جمله اقدامات ضروری در حوزه پیشگیری از خودکشی است. در این زمینه، نقش خانوادهها و اطرافیان در توجه به تغییرات رفتاری و تشویق افراد به دریافت کمک حرفهای اهمیت دارد.
سرپرست معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تربتحیدریه همچنین از اجرای برنامههای آموزشی گسترده در حوزه سلامت روان خبر داد و گفت: روانشناسان مراکز در قالب آموزشهای گروهی و انفرادی، ۲۳ هزار و ۹۲۳ نفر را تحت آموزش قرار دادهاند.
وی ادامه داد: این آموزشها بر محورهایی همچون مهارتهای زندگی، مدیریت استرس، فرزندپروری و برقراری ارتباط مؤثر متمرکز بوده است؛ موضوعاتی که آگاهی و توانمندی افراد در مواجهه با چالشهای روزمره و مشکلات خانوادگی و اجتماعی را افزایش میدهد.
بهرهمند با اشاره به نقش آموزش در پیشگیری از مشکلات روانی و اجتماعی اظهار کرد: تقویت مهارتهای زندگی، یادگیری روشهای صحیح مدیریت فشارهای روانی، بهبود شیوههای ارتباطی و آشنایی با اصول فرزندپروری میتواند به افراد و خانوادهها کمک کند تا در مواجهه با موقعیتهای دشوار، تصمیمهای مناسبتری بگیرند و از تشدید برخی مشکلات جلوگیری کنند.
وی با تأکید بر اینکه سلامت روان یکی از ابعاد اساسی سلامت عمومی است، خاطرنشان کرد: ارتقای سلامت روان جامعه نیازمند افزایش آگاهی عمومی، مشارکت خانوادهها، شناسایی زودهنگام مشکلات و مراجعه بهموقع به مراکز ارائهدهنده خدمات تخصصی است. بسیاری از مشکلات روانی و اجتماعی را میتوان با تقویت مهارتهای فردی و ارتباطی، مدیریت مناسب استرس و فراهم کردن حمایت بهموقع، پیشگیری کرد یا از شدت پیامدهای آنها کاست.
شناسایی زودهنگام آسیبهای اجتماعی، مانع از عمیق شدن بحرانهای خانوادگی میشود
شناسایی آسیبهای اجتماعی پیش از آنکه به بحرانهای پیچیده خانوادگی و اجتماعی تبدیل شوند، یکی از ضرورتهای اساسی در سیاستگذاری اجتماعی و ارتقای سلامت جامعه است؛ ضرورتی که تحقق آن تنها به اجرای برنامههای غربالگری محدود نمیشود، بلکه به افزایش آگاهی عمومی، تقویت نهاد خانواده، دسترسی آسان به خدمات حمایتی و تغییر نگاه جامعه به افراد آسیبدیده نیاز دارد.
یک جامعهشناس و استاد دانشگاه پیامنور، در گفتوگو با ایسنا با تأکید بر اینکه آسیبهای اجتماعی معمولاً در خلأ شکل نمیگیرند، اظهار کرد: برای فهم درست این پدیدهها باید از نگاه صرفاً فردی فاصله گرفت و شرایط اقتصادی، فرهنگی، خانوادگی و اجتماعی مؤثر بر رفتار انسانها را نیز در نظر داشت. بسیاری از مشکلات اجتماعی حاصل برهمکنش عوامل مختلف هستند و به همین دلیل، مواجهه مؤثر با آنها به شناخت دقیق زمینهها و مداخله متناسب نیاز دارد.
دکتر عباس عابدی، افزود: زمانی که یک آسیب اجتماعی آشکار میشود، لزوماً به معنای آغاز آن در همان مقطع نیست. گاهی رفتارهای آسیبزا برای مدت طولانی در محیط خانواده یا روابط اجتماعی وجود دارند، اما به دلیل ترس، شرم، وابستگی اقتصادی، نگرانی از قضاوت دیگران یا ناآگاهی از مسیرهای دریافت کمک، گزارش نمیشوند؛ بنابراین، شناسایی به موقع باید به عنوان بخشی از یک فرایند مستمر مراقبت اجتماعی مورد توجه قرار گیرد.
این جامعهشناس با اشاره به اهمیت غربالگری در شناسایی افراد در معرض خطر بیان کرد: غربالگری میتواند به آشکار شدن مواردی کمک کند که در شرایط عادی کمتر دیده میشوند، اما نباید آن را معادل حل مسئله دانست. پس از شناسایی هر مورد، لازم است وضعیت فرد به صورت تخصصی بررسی شود و بر اساس نوع آسیب، شدت خطر و نیازهای او، خدمات مناسب در دسترس قرار گیرد.
عابدی ادامه داد: اگر فردی برای دریافت کمک شناسایی شود، اما پس از آن حمایت مؤثری دریافت نکند، ممکن است اعتماد خود را به نظام خدماتی از دست بدهد یا برای مراجعه مجدد دچار تردید شود. ازاینرو، پیوند میان مراکز بهداشتی، خدمات روانشناختی، مددکاری اجتماعی و نهادهای حمایتی اهمیت فراوانی دارد. هدف باید این باشد که فرد از مرحله شناسایی تا دریافت حمایت و کاهش خطر، در یک مسیر روشن و قابل پیگیری قرار گیرد.

وی با بیان اینکه آمارهای غربالگری باید با دقت و در چارچوب علمی تفسیر شوند، تصریح کرد: تعداد موارد شناسایی شده به تنهایی نمیتواند تصویر کاملی از میزان شیوع یک آسیب در جامعه ارائه دهد. برای ارزیابی دقیقتر، باید به دامنه پوشش برنامهها، تعریف شاخصها، روش شناسایی، میزان گزارشدهی و امکان دسترسی گروههای مختلف به خدمات نیز توجه کرد. افزایش موارد شناسایی شده ممکن است در برخی شرایط ناشی از بهتر شدن نظام شناسایی و افزایش اعتماد برای گزارشدهی باشد؛ بنابراین، تفسیر این ارقام به بررسیهای تکمیلی نیاز دارد.
این استاد دانشگاه درباره همسر آزاری و خشونت در محیط خانواده گفت: گاهی تصور میشود آنچه در خانواده رخ میدهد، مسئلهای کاملاً خصوصی است و دیگران نباید در آن دخالت کنند؛ درحالیکه وقتی امنیت جسمی و روانی افراد در معرض تهدید قرار میگیرد، موضوع از حریم خصوصی فراتر میرود و به مسئلهای اجتماعی تبدیل میشود.
خشونت خانگی را نباید تنها به آسیب جسمی محدود کرد. تحقیر مستمر، تهدید، ایجاد ترس، کنترل افراطی و محدود کردن استقلال فرد نیز میتواند پیامدهای جدی روانی و اجتماعی داشته باشد. عادیسازی چنین رفتارهایی، بهویژه هنگامی که با توجیهاتی مانند حفظ اقتدار خانوادگی همراه میشود، تشخیص آسیب و درخواست کمک را دشوارتر میکند.
عابدی با تأکید بر لزوم پرهیز از سرزنش افراد آسیب دیده اظهار کرد: اگر فردی پس از بیان تجربه خشونت با قضاوت، بیاعتنایی یا فشار برای سکوت روبهرو شود، احتمال دارد از ادامه پیگیری منصرف شود. برخورد حرفهای، حفظ محرمانگی اطلاعات، ارزیابی امنیت فرد و معرفی مسیرهای قابل اعتماد دریافت حمایت، از اصول مهم در مواجهه با این موارد است.
این جامعهشناس با اشاره به حساسیت موضوع کودکآزاری بیان کرد: کودکان به دلیل وابستگی به بزرگسالان و برخورداری محدود از قدرت تصمیمگیری، ممکن است نتوانند به روشنی درباره شرایط آسیبزا صحبت کنند یا از خود محافظت کنند. به همین دلیل، مسئولیت شناسایی نشانههای خطر تنها بر عهده خانواده نیست و محیطهای آموزشی، مراکز بهداشتی و سایر نهادهای مرتبط نیز باید نسبت به وضعیت کودکان حساس باشند.
وی ادامه داد: تغییرات رفتاری ناگهانی، ترس غیرمعمول، گوشهگیری، افت عملکرد تحصیلی یا نشانههای آسیب جسمی میتوانند نیازمند بررسی باشند، اما هیچ یک به تنهایی اثبات کننده کودکآزاری نیستند. تشخیص باید با دقت، رعایت اصول تخصصی و پرهیز از قضاوت عجولانه انجام شود تا هم امنیت کودک حفظ شود و هم از ایجاد اتهامهای بیپایه جلوگیری شود.
عابدی تأکید کرد: آموزش والدین درباره شیوههای فرزندپروری، مدیریت خشم و گفتوگوی مؤثر با کودکان میتواند از شکلگیری بسیاری از موقعیتهای آسیبزا جلوگیری کند. در کنار آموزش، باید راههای گزارشدهی و دسترسی به خدمات حمایتی نیز برای خانوادهها روشن باشد تا در صورت مشاهده نشانههای نگرانکننده، بدانند چگونه و از چه مسیری اقدام کنند.
وی با بیان اینکه پیشگیری از آسیبهای اجتماعی صرفاً با افزایش خدمات تخصصی محقق نمیشود، افزود: خانواده، مدرسه، مراکز بهداشتی، رسانهها و نهادهای اجتماعی هرکدام بخشی از مسئولیت پیشگیری را بر عهده دارند. این مسئولیت زمانی نتیجهبخش خواهد بود که میان این بخشها هماهنگی وجود داشته باشد و افراد برای دریافت کمک با مسیرهای پیچیده، مبهم یا دسترسناپذیر روبهرو نشوند.
این استاد دانشگاه بیان کرد: آموزش مهارتهای ارتباطی، حل تعارض، کنترل خشم و شناخت حقوق افراد باید از سنین پایین آغاز شود و در برنامههای عمومی نیز تداوم داشته باشد. همچنین لازم است فرهنگ کمک گرفتن از متخصصان تقویت شود؛ زیرا مراجعه به روانشناس، مشاور یا مددکار اجتماعی نباید نشانه ضعف یا ناتوانی تلقی شود.
عابدی خاطرنشان کرد: ارزیابی مستمر برنامههای پیشگیری نیز اهمیت دارد. صرف اعلام تعداد غربالگریها یا موارد شناساییشده برای سنجش اثربخشی کافی نیست؛ باید مشخص شود چه تعداد از افراد به خدمات مورد نیاز دسترسی پیدا کردهاند، چه موانعی در مسیر حمایت وجود داشته و مداخلات تا چه اندازه توانستهاند خطر تکرار یا تشدید آسیب را کاهش دهند.
وی تأکید کرد: جامعهای که میخواهد آسیبهای اجتماعی را کاهش دهد، باید بهجای انتظار برای بروز بحرانهای آشکار، به نشانههای اولیه توجه کند و امکان دریافت کمک را برای افراد فراهم سازد. شناسایی زودهنگام زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهد که با حمایت مستمر، حفظ کرامت انسانی، آموزش عمومی و مسئولیتپذیری نهادها همراه باشد؛ رویکردی که میتواند به کاهش هزینههای اجتماعی، تقویت امنیت خانواده و فراهم شدن زمینه رشد سالم کودکان و سایر گروههای آسیبپذیر کمک کند.
آنچه در مواجهه با آسیبهای اجتماعی اهمیت دارد، نه صرفاً شناسایی موارد موجود، بلکه جلوگیری از تبدیل مشکلات پنهان به بحرانهای عمیق و ماندگار است. خشونت خانگی، کودکآزاری، اعتیاد و مشکلات سلامت روان، پدیدههایی جدا از یکدیگر نیستند و گاه در پیوند با شرایط خانوادگی، اقتصادی و فرهنگی، یکدیگر را تشدید میکنند. ازاینرو، برخورد مقطعی و واکنشی نمیتواند پاسخگوی پیچیدگی این مسائل باشد.
واقعیت این است که بسیاری از بحرانها پیش از آشکار شدن، نشانههایی دارند؛ نشانههایی که اگر جدی گرفته شوند، میتوانند مسیر زندگی افراد و خانوادهها را تغییر دهند؛ بنابراین، معیار موفقیت جامعه در مواجهه با آسیبهای اجتماعی، فقط تعداد افراد غربالگری شده یا موارد شناسایی شده نیست، بلکه میزان اثربخشی حمایتها، کاهش تداوم آسیب و فراهم شدن فرصت بازگشت به زندگی امن و سالم است. جامعهای که میخواهد از هزینههای سنگین آسیبهای اجتماعی پیشگیری کند، باید پیش از وقوع فاجعه مداخله کند؛ زیرا نادیده گرفتن یک آسیب، آن را از بین نمیبرد، بلکه ممکن است فرصت مهار آن را از میان ببرد.
انتهای پیام