پریسا ارجمندی در گفتوگو با ایسنا، اظهار کرد: تعارض والدین، جدایی، تغییرات بزرگ خانوادگی یا تولد فرزند جدید میتواند موقتا منابع توجه و انرژی روانی کودک را درگیر کند،اما این به معنی آن نیست که هر کودکی که چنین تجربهای داشته باشد حتما افت تحصیلی پیدا میکند؛ اما اگر همزمان با یک تغییر خانوادگی، تغییر رفتاری یا تحصیلی محسوسی ایجاد شد، باید به وضعیت عاطفی کودک نیز توجه کرد.
وی بیان کرد: معلم بهدلیل مشاهده کودک در محیط آموزشی میتواند الگوهایی را ببیند که والدین در خانه متوجه آنها نمیشوند. مقایسه عملکرد کودک با انتظارات آموزشی همان پایه، بررسی روند پیشرفت و ارتباط منظم با والدین بسیار مهم است. البته معلم نباید بهتنهایی تشخیص اختلال یادگیری بدهد؛ بلکه در صورت وجود نشانههای پایدار میتواند کودک را برای ارزیابی تخصصی ارجاع دهد.
راهکارهای حمایت والدین برای بهبود یادگیری
به گفته وی، والدین در خانه میتوانند بدون سرزنش و فشار به کودک برای درسخواندن کمک کنند و به جای اینکه بگوییم «برو درست رو بخون»، میتوانیم بگوییم «بیا ببینیم امروز کدوم قسمت برات سختتره». برای تحقق این امر چند اصل مهم وجود دارد؛ اینکه تکلیف را به بخشهای کوچک تقسیم کنیم، زمان مطالعه را کوتاه و قابلمدیریت کنیم، بین فعالیتها استراحت کوتاه داشته باشیم، پیشرفت کودک را ببینیم نه فقط نتیجه را، او را با خواهر، برادر یا همکلاسیها مقایسه نکنیم و در صورت نیاز از معلم یا متخصص کمک بگیریم.
وی ادامه داد: برنامهریزی درسی برای کودک کمتمرکز دارای ویژگیهایی است. برنامه باید کوتاه، مشخص، قابل پیشبینی و متناسب با توان کودک باشد.مثلا به جای امروز ریاضی بخوان، بگوییم ۱۰ دقیقه، فقط تمرینهای ۱ تا ۵، بعد یک استراحت کوتاه و سپس بخش بعدی. همچنین بهتر است درسهای دشوار در زمانی قرار بگیرند که کودک هوشیارتر است و محیط مطالعه تا حد امکان از موبایل، تلویزیون و عوامل حواسپرتی دور باشد.
شناسایی ریشههای گریز کودک از تکالیف درسی
وی با بیان اینکه اگر کودک از مدرسه، تکلیف یا درسخواندن فرار میکند والدین باید بهدنبال علت آن باشند، گفت: دراین شرایط تنها به اجبار برای توقف رفتار اکتفا نکنیم. باید از کودک بپرسیم کدام قسمت مدرسه یا تکلیف برایش سخت است، چرا که ممکن است مساله اضطراب، تکلیف بیش از حد دشوار، مشکل با همکلاسی، ترس از معلم، خستگی یا تجربه شکستهای مکرر باشد. در نهایت باید دانست اجبار، تهدید و تنبیه ممکن است کودک را موقتا سر تکلیف بنشاند، اما اگر علت اصلی حل نشود مقاومت او بیشتر خواهد شد.
وی ادامه داد: تشویق کارآمد باید مشخص، فوری و دقیقا معطوف به تلاش یا رفتار مطلوب کودک باشد و والدین باید از کلیگویی پرهیز کنند. برای مثال بهجای عبارت کلی «تو خیلی باهوشی!»، بهتر است بازخوردی توصیفی ارائه دهید، مثلا بگویید دیدم با اینکه این تمرین سخت بود باز هم برای حلش تلاش کردی. پاداشها لزوما نباید مادی یا خریدنی باشند.گاهی اختصاص زمان باکیفیت تاثیر عمیقتری دارد. انتخاب یک بازی خانوادگی، اختصاص زمان بیشتر برای معاشرت با والدین یا فرصت انتخاب یک فعالیت مورد علاقه، میتواند پاداشی انگیزهبخش باشد. در مقابل باید نسبت به روشهای تربیتی مخرب هوشیار بود.
وی هشدار داد: تنبیههایی نظیر تحقیر، مقایسه با همسالان، محرومیتهای شدید یا تهدید به قطع محبت والدین، نهتنها اصلاحکننده نیستند، بلکه میتوانند پیامدهایی کاملا معکوس در رفتار و روان کودک داشته باشند.
به گفته وی، افت تحصیلی کودکان همیشه نشانه بیمسئولیتی یا تنبلی نیست. گاهی کودک انگیزه کافی برای درس خواندن ندارد، اما در مواردی نیز او با شیوههای معمول آموزشی قادر به یادگیری نیست.
وی با اشاره به لزوم شناخت ریشهای مشکل گفت: وظیفه والدین و مربیان پیش از هرگونه قضاوت یا برچسبزنی، ریشهیابی و کشف علت اصلی این افت است. در صورت مشاهده اختلالات یادگیری پایدار و عمیق، مداخله و ارزیابی بهموقع ضرورت دارد. مراجعه به روانشناس کودک، متخصص اختلالات یادگیری و در صورت لزوم، انجام معاینات پزشکی نظیر سنجش بینایی و شنوایی، مسیر تشخیص دقیق علت و درمان را هموار میسازد.
انتهای پیام