دوستیابی یکی از مراحل مهم رشد اجتماعی کودکان است که در شکلگیری هویت اجتماعی، تقویت مهارتهای ارتباطی و یادگیری تعامل با دیگران نقش دارد؛ با این حال، چگونگی حمایت والدین از فرزندان در برقراری روابط دوستانه، تشخیص دوستیهای سالم از روابط آسیبزا و مدیریت ارتباطات در فضای مجازی، از جمله موضوعاتی است که نیازمند توجه و آگاهی خانوادههاست. در همین راستا، سمیهسادات حسیننژاد، درمانگر کودک، نوجوان و خانواده و مسئول علمی کارگروه روانشناسی جهاد دانشگاهی استان قم، در گفتوگو با ایسنا به بررسی اهمیت دوستیابی در دوران کودکی، نقش والدین در هدایت روابط دوستانه فرزندان، نحوه مواجهه با مشکلات ارتباطی و راهکارهای حفظ امنیت کودکان در دوستیهای آنلاین پرداخته است.
سمیهسادات حسینینژاد در گفتوگو با ایسنا با اشاره به روند شکلگیری دوستی در کودکان اظهار کرد: میل به برقراری ارتباط با دیگران از سالهای ابتدایی زندگی وجود دارد، اما شکلگیری دوستی به معنای واقعی، بهتدریج و همزمان با رشد شناختی، عاطفی و اجتماعی کودکان اتفاق میافتد.
مسئول علمی کارگروه روانشناسی جهاد دانشگاهی استان قم افزود: در سالهای اولیه زندگی، ارتباط کودکان بیشتر حول بازی و حضور در کنار دیگران شکل میگیرد. کودکان خردسال ممکن است در کنار یکدیگر بازی کنند، اما هنوز مفهوم دوستی را به معنایی که در سنین مدرسه تجربه میشود، درک نمیکنند.
این درمانگر کودک، نوجوان و خانواده با بیان اینکه تعامل با همسالان از حدود سه تا پنج سالگی اهمیت بیشتری پیدا میکند، گفت: کودکان بهتدریج یاد میگیرند نوبت را رعایت کنند، وسایل خود را با دیگران به اشتراک بگذارند، مذاکره کنند و اختلافهای کوچک میان خود را مدیریت کنند؛ هر چند پیش از این مرحله، بیشتر شاهد بازی موازی هستیم؛ به این معنا که کودکان در کنار یکدیگر مینشینند، اما هرکدام بازی خود را انجام میدهند.
حسینینژاد ادامه داد: با ورود کودکان به سن مدرسه، روابط با همسالان اهمیت بیشتری پیدا میکند و آنها دیگر صرفاً به دنبال همبازی نیستند، بلکه میخواهند در جمع پذیرفته شوند، احساس تعلق داشته باشند و دوستی را پیدا کنند که بتوانند علایق، احساسات و تجربیات خود را با او به اشتراک بگذارند.
مسئول علمی کارگروه روانشناسی جهاد دانشگاهی استان قم با اشاره به عمیقتر و پایدارتر شدن دوستیها در سالهای میانی کودکی بیان کرد: در این دوره، کودکان توجه بیشتری به ویژگیهایی مانند اعتماد، وفاداری، همکاری و حمایت متقابل نشان میدهند.
وی دوستی با همسالان را یکی از مهمترین محیطهای یادگیری اجتماعی دانست و افزود: گاهی برخی اختلالات در کودکان با فقر تجربه همبازی و فرصتهای ناکافی برای تعامل با همسالان ارتباط دارد؛ بنابراین، بازی با همسالان نقش بسیار مهمی در رشد اجتماعی کودکان ایفا میکند و باید حتماً در دنیای کودکی آنها جایگاه داشته باشد.
وی با بیان اینکه تعامل با همسالان فرصتهای ارزشمندی برای یادگیری مهارتهای اجتماعی فراهم میکند، اظهار کرد: کودکان در جریان این روابط با دیدگاههای دیگران آشنا میشوند، تحمل اختلافنظر را میآموزند، احساسات خود را بیان میکنند، عذرخواهی کردن را یاد میگیرند، مرزهای شخصی خود و دیگران را میشناسند و تمرین میکنند که از زاویه دید فرد دیگری به موقعیتها نگاه کنند.
حسینینژاد تأکید کرد: نباید دوستیابی را موضوعی حاشیهای یا صرفاً نوعی سرگرمی برای کودکان دانست؛ چراکه روابط سالم با همسالان میتواند به رشد عزتنفس، تقویت دلبستگی ایمن، توسعه مهارتهای ارتباطی، شکلگیری همدلی و تقویت هویت اجتماعی کودکان کمک کند. این موضوع به معنای آن نیست که هرچه تعداد دوستان کودک بیشتر باشد، وضعیت روانی بهتری خواهد داشت؛ بلکه کیفیت روابط، احساس امنیت در رابطه و تجربه مثبتی که کودک از دوستی به دست میآورد، اهمیت بیشتری از تعداد دوستان او دارد.
والدین؛ حامی دوستیابی کودکان، نه مدیر روابط آنها
حسینینژاد با تأکید بر ضرورت حمایت صحیح والدین از روابط دوستانه کودکان اظهار کرد: والدین نباید میل کودک به دوستیابی را رفتاری مشکلزا تلقی کنند؛ چراکه علاقه به پیدا کردن دوست، بخشی طبیعی از رشد اجتماعی و شکلگیری هویت اجتماعی کودک است. با این حال، پدر و مادرها باید میان حمایت از کودک و دخالت در روابط او تفاوت قائل شوند.

وی افزود: نقش والدین در سالهای اولیه زندگی کودک، بیشتر فراهم کردن فرصتهای امن برای تعامل با همسالان است؛ برای مثال، میتوانند زمینه حضور کودک در کلاسهای متناسب با سن، فعالیتهای گروهی و محیطهای بازی را فراهم کنند یا امکان ارتباط او با خانوادههایی را به وجود آورند که فضای تربیتی مناسبی دارند.
این درمانگر کودک، نوجوان و خانواده ادامه داد: با افزایش سن کودکان، لازم است میزان کنترل مستقیم والدین کاهش یابد و نقش آنها از مدیر روابط کودک به راهنما و مشاور تغییر کند. والدین نباید در هر اختلاف کوچک میان کودکان وارد عمل شوند، بلافاصله به جای فرزند خود تصمیم بگیرند یا برای او تعیین کنند که چه کسی را دوست داشته باشد و با چه کسی ارتباط برقرار نکند.
حسینینژاد با اشاره به یکی از اشتباهات رایج والدین در مواجهه با تعارضهای میان کودکان گفت: برخی والدین به محض مشاهده اختلاف میان فرزند خود و دوستانش، وارد عمل میشوند و مسئله را برای کودک حل میکنند؛ در حالی که این شیوه میتواند مانع شکلگیری مهارتهای حل مسئله و مدیریت تعارض در کودکان شود.
مسئول علمی کارگروه روانشناسی جهاد دانشگاهی استان قم تصریح کرد: کودکان باید بهتدریج یاد بگیرند چگونه اختلافهای معمول و متناسب با سن خود را در روابط دوستانه مدیریت و حل کنند و والدین نیز باید فرصت یادگیری این مهارتها را برای آنها فراهم کنند.
وی بر ضرورت مداخله والدین در موقعیتهای خطرناک تأکید کرد و گفت: هرگاه در روابط کودک با همسالان، موضوعاتی مانند آسیبرسانی، آزار، زورگویی، سوءاستفاده، تهدید، رفتارهای جنسی نامتناسب با سن یا خطرهای جدی دیگر مطرح باشد، والدین نباید به بهانه استقلال کودک از مداخله خودداری کنند. در چنین شرایطی، مداخله والدین باید با گفتوگو، آموزش و حمایت همراه باشد و به تنبیه و سرزنش کودک محدود نشود.
اهمیت آموزش معیارهای دوستی سالم به کودکان
حسینینژاد با تأکید بر ضرورت آموزش معیارهای دوستی سالم به کودکان اظهار کرد: والدین بهتر است بهجای منع کودک از دوستی با افراد خاص یا محدود کردن تجربههای دوستانه او، معیارهای یک رابطه سالم را به فرزند خود آموزش دهند.
وی افزود: والدین میتوانند با طرح پرسشهایی مانند اینکه وقتی با دوستت هستی چه احساسی داری؟ آیا دوستت به حرفهایت گوش میدهد؟ اگر با او مخالفت کنی، باز هم با تو دوست میماند؟ و آیا میتوانی در این رابطه خودت باشی و از علایق و بازیهای مورد علاقهات صحبت کنی؟ به کودک کمک کنند تا کیفیت روابط دوستانه خود را بهتر بشناسد. همچنین، توجه به اینکه دوست کودک به وسایل و حریم شخصی او احترام میگذارد یا خیر، میتواند در شناخت ویژگیهای یک رابطه سالم مؤثر باشد.
این درمانگر کودک، نوجوان و خانواده ادامه داد: چنین پرسشهایی به کودکان کمک میکند بهجای اینکه صرفاً از نظر والدین پیروی کنند، بهتدریج توانایی ارزیابی روابط خود را به دست آورند. والدین باید مفاهیمی مانند احترام متقابل، اعتماد، مرزبندی، همدلی، صداقت، امکان مخالفت و پذیرش تفاوتهای فردی و احساس امنیت را متناسب با سن کودک و با زبانی قابل فهم برای او توضیح دهند.
حسینینژاد با بیان اینکه دوست مناسب لزوماً کودکی نیست که کاملاً شبیه فرزند ما باشد، گفت: تفاوت در علایق، شخصیت و حتی برخی دیدگاهها و نظرات، امری طبیعی است. آنچه اهمیت دارد، این است که رابطه دوستانه بر پایه اجبار، سوءاستفاده، ترس از دست دادن دوست یا تحقیر شدن شکل نگرفته باشد.
وی با تأکید بر ضرورت پرهیز والدین از برچسب زدن به دوستان فرزندانشان اظهار کرد: استفاده از جملاتی مانند این بچه بدی است ممکن است باعث شود کودک از والدین فاصله بگیرد یا حتی برخی اطلاعات مربوط به دوست خود را از آنها پنهان کند.
مسئول علمی کارگروه روانشناسی جهاد دانشگاهی استان قم افزود: بهتر است والدین بهجای قضاوت کردن درباره شخصیت دوستان کودک، درباره رفتارهای مشخص آنها صحبت کنند؛ برای مثال، بهجای اینکه بگویند دوستت بچه خوبی نیست، میتوانند بگویند رفتاری که با تو کرده، درست نبوده است.
وی تصریح کرد: این تغییر در شیوه بیان، به کودک فرصت میدهد درباره رفتار دوست خود فکر کند و آن را مورد ارزیابی قرار دهد. واقعیت این است که هیچ فردی کامل نیست و نمیتوان شخصیت یک کودک را صرفاً به دلیل داشتن چند رفتار نامناسب، کاملاً بد دانست. والدین باید به استقلال و قدرت تصمیمگیری کودکان احترام بگذارند و به آنها بیاموزند که رفتار دیگران را ارزیابی کنند، نه اینکه درباره شخصیت افراد قضاوت کلی داشته باشند.

چگونه به کودکان خجالتی در دوستیابی کمک کنیم؟
حسینینژاد با اشاره به راهکارهای کمک به کودکانی که به دلیل خجالتی بودن، ضعف در مهارتهای ارتباطی یا تجربه طرد شدن در دوستیابی با مشکل مواجه هستند، اظهار کرد: نخستین اقدام والدین این است که از تثبیت این مشکلات با برچسبهایی مانند خجالتی، ضعیف یا غیراجتماعی بودن پرهیز کنند.
وی افزود: برخی کودکان بهطور طبیعی محتاطتر هستند، کمتر صحبت میکنند و برای ورود به گروههای اجتماعی به زمان بیشتری نیاز دارند. این ویژگی بهخودیخود اختلال یا مسئلهای جدی محسوب نمیشود؛ اما زمانی که کودک به دلیل اضطراب یا ضعف در مهارتهای اجتماعی، بهطور پایدار از روابط اجتناب کند، احساس تنهایی شدیدی داشته باشد یا عملکرد تحصیلی و روزمره او تحت تأثیر قرار گیرد، لازم است این موضوع جدیتر بررسی شود.
این درمانگر کودک، نوجوان و خانواده با تأکید بر ضرورت آموزش تدریجی مهارتهای اجتماعی به کودکان گفت: والدین میتوانند مهارتهایی مانند سلام کردن، معرفی خود، پرسیدن سؤال، پیشنهاد بازی، رعایت نوبت، بیان مخالفت و حتی پایان دادن محترمانه به یک رابطه دوستانه را در قالب بازیهای گروهی و خانوادگی یا با استفاده از عروسکها تمرین کنند. بازیهای نقشآفرینی نیز در آموزش این مهارتها بسیار مفید هستند.
حسینینژاد ادامه داد: برای مثال، والدین میتوانند نقش یکی از همکلاسیهای کودک را بازی کنند و از او بخواهند تمرین کند که چگونه به یک گروه وارد شود یا در برابر رفتار نامناسب دیگران، پاسخ منفی بدهد. این تمرینها به کودک کمک میکند تا در موقعیتهای واقعی، آمادگی بیشتری برای برقراری ارتباط داشته باشد.
وی با بیان اینکه قرار گرفتن تدریجی در موقعیتهای اجتماعی نیز میتواند به تقویت مهارتهای ارتباطی کودکان کمک کند، اظهار کرد: والدین میتوانند ابتدا از یک دوست مناسب برای بازی با کودک دعوت کنند و سپس بهتدریج فرصت تجربه تعاملهای گستردهتر و حضور در گروههای بزرگتر را برای او فراهم آورند.
مسئول علمی کارگروه روانشناسی جهاد دانشگاهی استان قم با اشاره به نحوه برخورد والدین با تجربه طرد شدن کودکان گفت: اگر کودک تجربه طرد شدن داشته باشد، والدین نباید با جملاتی مانند مهم نیست یا به آن اهمیت نده احساسات او را نادیده بگیرند یا بهگونهای رفتار کنند که کودک تصور کند نباید هیجان خود را ابراز کند؛ بلکه لازم است درباره احساسات او گفتوگو کنند و به او نشان دهند که ناراحتیاش را درک میکنند.
وی افزود: برای مثال، والدین میتوانند به کودک بگویند میفهمم وقتی تو را وارد بازی نکردند، ناراحت شدی تا احساس او به رسمیت شناخته شود و زمینه همدلی و گفتوگو فراهم شود. پس از آن نیز میتوانند درباره راههای مختلف واکنش نشان دادن به چنین موقعیتهایی با کودک صحبت کنند.
حسینینژاد با تأکید بر ضرورت توجه به تداوم و شدت مشکلات ارتباطی کودکان تصریح کرد: اگر کودک بهطور مداوم طرد شود، اضطراب اجتماعی شدیدی داشته باشد، از حضور در جمع اجتناب کند یا عزتنفس او بهشدت آسیب ببیند، بهتر است از سوی روانشناس کودک مورد ارزیابی تخصصی قرار گیرد؛ زیرا گاهی مشکل صرفاً به کمبود مهارتهای اجتماعی محدود نمیشود و ممکن است عواملی مانند اضطراب، مشکلات ارتباطی، اختلالات رشدی یا تجربههای آسیبزا در شکلگیری این دشواریها نقش داشته باشند.
چگونه دوستی سالم را از رابطه آسیبزا تشخیص دهیم؟
حسینینژاد با اشاره به تفاوت میان دوستی سالم و روابط آسیبزا در دوران کودکی اظهار کرد: هر رابطهای ممکن است با اختلافنظر، ناراحتی یا حتی مشاجرههای کوچک همراه باشد و وجود تعارض بهخودیخود به معنای ناسالم بودن دوستی نیست؛ بلکه معیار اصلی این است که کودک در مجموع این رابطه، احساس امنیت، احترام و ارزشمندی داشته باشد.
وی افزود: در یک دوستی سالم، کودکان میتوانند نظرات متفاوتی داشته باشند، به درخواستهای یکدیگر پاسخ منفی بدهند و اشتباه کنند، اما همچنان احساس کنند که مورد احترام هستند. همچنین، رابطه دوستانه باید دوسویه باشد و هیچکدام از کودکان نباید بهطور مداوم تحت سلطه یا کنترل دیگری قرار بگیرند.
این درمانگر کودک، نوجوان و خانواده با تأکید بر ضرورت توجه والدین به نشانههای هشداردهنده در روابط دوستانه کودکان گفت: ترس شدید کودک از یک دوست، تغییر ناگهانی و پایدار در خلقوخو، افت تحصیلی، اختلال خواب، شکایتهای جسمانی بدون علت مشخص، امتناع از رفتن به مدرسه، پنهانکاری، از دست دادن وسایل یا پول و تغییر ناگهانی در رفتارها و ارزشهای کودک، از جمله نشانههایی است که والدین باید آنها را جدی بگیرند.
حسینینژاد ادامه داد: اگر دوست کودک بهطور مداوم او را تحقیر یا تهدید کند، مجبورش کند کاری را انجام دهد یا بکوشد او را از سایر دوستان و اعضای خانواده جدا کند، این رفتارها میتواند نشانهای از کنترلگری و باجگیری عاطفی باشد و لازم است رابطه با دقت بیشتری بررسی شود.
وی با اشاره به اهمیت توجه به ویژگیهای عاطفی کودکان در روابط دوستانه بیان کرد: در برخی موارد، مشکلات مربوط به دلبستگی و روابط عاطفی میتواند در شکلگیری الگوهای ناسالم دوستی نقش داشته باشد؛ بنابراین، والدین باید به رفتارهای تکرارشونده و نحوه تعامل کودکان با یکدیگر توجه کنند. همچنین، در مورد کودکان کمسنتر، نشانههای رفتاری اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا ممکن است کودک نتواند تجربههای خود را بهروشنی توضیح دهد.
مسئول علمی کارگروه روانشناسی جهاد دانشگاهی استان قم تأکید کرد: والدین نباید هر اختلافی را بهعنوان نشانه یک رابطه سمی یا خطرناک تفسیر کنند. هدف این نیست که کودکان را از تمام تجربههای ناخوشایند دور نگه داریم، بلکه باید مهارتهایی را در اختیار آنها قرار دهیم تا بتوانند روابط سالم را تشخیص دهند، برای خود مرز تعیین کنند و در صورت نیاز، از یک رابطه ناسالم خارج شوند.

دوستیابی آنلاین کودکان؛ ضرورت آموزش و نظارت والدین
حسینینژاد با اشاره به گسترش روابط دوستانه در فضای مجازی و بازیهای آنلاین اظهار کرد: دوستیهای آنلاین از برخی جهات شبیه روابط دنیای واقعی هستند؛ زیرا کودکان در هر دو فضا به دنبال برقراری ارتباط، احساس تعلق، بازی مشترک و پذیرفته شدن از سوی دیگران هستند، اما تفاوت مهم این است که در فضای آنلاین، کودک همیشه نمیتواند هویت واقعی، سن، نیت و شرایط فرد مقابل را تشخیص دهد.
وی افزود: در روابط حضوری، والدین معمولاً شناخت بیشتری از دوستان فرزند خود و محیطی که کودک در آن حضور دارد، دارند؛ اما در فضای مجازی ممکن است کودک با فردی ارتباط برقرار کند که اطلاعات واقعی خود را بیان نکرده باشد. ناشناس بودن کاربران، دسترسی شبانهروزی، امکان ارسال تصویر، تبادل اطلاعات شخصی و شکلگیری ارتباطات خصوصی میتواند خطرهایی را برای کودکان ایجاد کند که مدیریت آنها در روابط آنلاین دشوارتر است.
این درمانگر کودک، نوجوان و خانواده با تأکید بر اینکه ممنوعیت کامل فضای مجازی راهکار مناسبی برای محافظت از کودکان نیست، گفت: زندگی امروز با فضای مجازی آمیخته شده است و نمیتوان این فضا را بهطور کامل از زندگی حذف کرد؛ بنابراین، بهجای ممنوع کردن کامل استفاده کودکان از فضای مجازی، باید در کنار آنها باشیم، آموزششان دهیم و متناسب با سنشان بر تجربههای آنها نظارت کنیم تا بتوانند بهتدریج مهارتهای لازم را به دست آورند.
حسینینژاد ادامه داد: والدین باید از سنین پایین، آموزش درباره اطلاعات شخصی، حریم خصوصی، رمزهای عبور، لینکهای ناشناس و نحوه ارتباط با افراد غریبه را آغاز کنند. کودکان باید بدانند اگر فردی در فضای مجازی از آنها خواست موضوعی را مخفی نگه دارند، تصاویر خصوصی خود را ارسال کنند، اطلاعات خانوادگی بدهند یا برای ملاقات حضوری قرار بگذارند، لازم است این موضوع را با یک بزرگسال قابل اعتماد در میان بگذارند.
وی با اشاره به ضرورت نظارت والدین بر بازیهای آنلاین بیان کرد: والدین نباید صرفاً بر مدتزمان بازی کردن کودک تمرکز کنند، بلکه باید بدانند فرزندشان با چه افرادی در بازی ارتباط دارد و آیا امکان گفتوگوی صوتی یا متنی با افراد ناشناس در آن بازی وجود دارد یا خیر.
مسئول علمی کارگروه روانشناسی جهاد دانشگاهی استان قم با تأکید بر اهمیت ایجاد فضای امن برای گفتوگو میان والدین و فرزندان گفت: والدین باید شرایطی فراهم کنند که کودک از ترس تنبیه شدن یا قطع دسترسی به اینترنت، مشکلات و تجربههای ناخوشایند خود در فضای مجازی را پنهان نکند. اگر کودک اطمینان داشته باشد که در صورت مواجهه با موقعیتی خطرناک یا آزاردهنده میتواند بدون ترس از سرزنش، موضوع را با والدین خود در میان بگذارد، امکان پیشگیری و مداخله بهموقع افزایش مییابد.
حسینینژاد در جمعبندی این موضوع اظهار کرد: هدف نباید دور نگه داشتن کودک از تمام روابط و تجربههای اجتماعی باشد، بلکه باید مهارت تشخیص روابط سالم، حفظ مرزهای شخصی، درخواست کمک و تصمیمگیری مسئولانه را در او تقویت کنیم. استقلال اجتماعی کودک زمانی ارزشمند است که در کنار آن، احساس امنیت و توانایی مراقبت از خود نیز رشد کند.
وی با بیان اینکه دوستیابی یکی از مهمترین عرصههای رشد اجتماعی و شکلگیری هویت اجتماعی کودکان است، افزود: والدین در این مسیر، بیش از آن که انتخابکننده دوستان فرزند خود باشند، باید نقش مربی مهارتهای ارتباطی و پناهگاه امن او را ایفا کنند. کودکی که یاد میگیرد دوستان خود را آگاهانه انتخاب کند، برای خود مرز بگذارد، مخالفت کند، پاسخ منفی بدهد، تعارضها را مدیریت کند و هنگام مواجهه با رفتارهای آسیبزا از یک بزرگسال آگاه کمک بخواهد، میتواند این مهارتها را در روابط عاطفی، خانوادگی و اجتماعی آینده خود نیز به کار بگیرد.
مسئول علمی کارگروه روانشناسی جهاد دانشگاهی استان قم در پایان تأکید کرد: نه رها کردن کامل کودک و نه کنترل افراطی روابط او، هیچکدام راهکار مناسبی نیست؛ بلکه مسیر مطلوب، حرکت تدریجی از نظارت مستقیم در سالهای اولیه کودکی به سمت هدایت و مشاوره در سالهای بعد است تا کودک بتواند بهتدریج روابط خود را با آگاهی، استقلال و مسئولیتپذیری مدیریت کند.
انتهای پیام