دنیا تهرانفر روانشناس در گفتوگو با ایسنا، با بیان اینکه بار ذهنی کارهای خانه با انجام کارهای فیزیکی متفاوت است، گفت: بار ذهنی کارهای خانه، مجموعه فکرها، برنامهریزیها، تصمیمگیریها و پیگیریهایی است که برای اداره زندگی روزمره انجام میدهیم. برای مثال، آمادهکردن غذا فقط به آشپزی محدود نمیشود، بلکه فکرکردن به اینکه چه غذایی بپزیم، چه موادی لازم داریم و چه زمانی خرید کنیم را هم شامل میشود، بنابراین انجام فیزیکی یک کار با مسئولیت ذهنی آن متفاوت است. ممکن است یک نفر کارها را انجام دهد، اما فکرکردن و برنامهریزی برای همه آنها همچنان بر عهده فرد دیگری باشد.
ماهیت نامرئی مدیریت خانه و نادیده گرفته شدن تلاشهای ذهنی
این روانشناس با اشاره به اینکه بار فکری خانه (مثل بهخاطر سپردن و پیگیری امور) کمتر دیده میشود، گفت: بخش زیادی از این بار، نامرئی است. ما مرتب شدن خانه را میبینیم، اما برنامهریزی، به خاطر سپردن کارها و نگرانی از امور انجامنشده کمتر به چشممان می آید. گاهی هم چون یک نفر سالها این مسئولیتها را بر عهده داشته، دیگران آن را وظیفه طبیعی او میدانند و در نتیجه، تلاش ذهنی او را نادیده میگیرند، در حالی که این فعالیتها نیز به زمان و انرژی زیادی نیاز دارند.
به گفته وی، در الگویی که یکی مدیریت میکند و دیگری فقط کمک میکند، فشار فکری همچنان روی یک نفر میماند. در این الگو، یک نفر همچنان مسئول اصلی خانه است و دیگری بیشتر نقش اجراکننده را دارد. برای مثال، ممکن است همسر خرید را انجام دهد، اما تشخیص اینکه چه چیزی لازم است، تهیه فهرست خرید و پیگیری کمبودهای خانه همچنان بر عهده طرف مقابل باشد. در چنین شرایطی، حتی اگر هر دو در کارهای خانه مشارکت کنند، بار ذهنی بهطور برابر تقسیم نشده است. به بیان دیگر مسئولیت مشترک یعنی هر دو نفر در برنامهریزی، تصمیمگیری و انجام کارها سهم داشته باشند، نه اینکه یک نفر دائما مدیر و یادآور باشد.
وی ادامه داد: تصمیمهای مکرر روزمره ذهن را فرسوده میکنند. هر تصمیم حتی اگر ساده باشد، مقداری از انرژی ذهنی ما را مصرف میکند و وقتی فرد در طول روز باید بارها درباره غذا، خرید، نظافت و نیازهای اعضای خانواده تصمیم بگیرد، فرصت کمتری برای استراحت ذهنی پیدا میکند. این فشار زمانی بیشتر میشود که مسئولیت همه امور بر عهده یک نفر باشد و او حتی هنگام استراحت نیز نگران کارهای انجامنشده بماند، بنابراین مساله فقط تعداد تصمیمها نیست، بلکه احساس مسئولیت دائمی و نداشتن فرصت کافی برای بازیابی ذهنی و رسیدگی به امور شخصی خود هم اهمیت دارد.
ضرورت درک ریشههای کمحوصلگی در خانواده
تهرانفر با بیان اینکه خستگی تصمیمگیری در خانه نشانههای رفتاری و روانی در فرد ایجاد میکند، گفت: این خستگی ممکن است با بیحوصلگی، تحریکپذیری، کاهش تمرکز، به تعویق انداختن کارها یا دشواری در تصمیمگیریهای ساده همراه شود و حتی فرد ممکن است تحمل کمتری در برابر درخواستهای اعضای خانواده داشته باشد یا از نظر عاطفی از آنها فاصله بگیرد. البته این نشانهها میتوانند دلایل دیگری هم داشته باشند. نکته مهم این است که گاهی آنچه بهشکل عصبانیت یا کمحوصلگی دیده میشود، میتواند بازتاب فشارهای انباشتهشده باشد؛ بنابراین بهجای سرزنش فرد، باید شرایط و میزان مسئولیتهای او را هم بررسی و تا جای ممکن مسئولیتش را کم کرد.
این روانشناس اظهار کرد: باورها و الگوهای خانوادگی در افزایش بار ذهنی یک فرد نقش دارند. الگوهایی که در خانواده خود تجربه کردهایم، بر انتظارات ما از زندگی مشترک اثر میگذارند. برای مثال، کسی که از کودکی دیده است مادرش مسئول همه امور خانه بوده، ممکن است این تقسیم نقش را طبیعی بداند. از سوی دیگر، باورهایی مانند «خانه باید همیشه مرتب باشد» یا «یک مادر خوب نباید خسته شود» میتوانند فشار بیشتری بر فرد وارد کنند. این باورها تغییرناپذیر نیستند؛ زوجین میتوانند با شناخت انتظارات خود و گفتوگو درباره نقشها، الگوهای منصفانهتری برای زندگی مشترک بسازند.
انتهای پیام