به گزارش ایسنا، «ناصر قندیل» سردبیر روزنامه لبنانی البناء در یادداشتی تحلیلی درباره حضور هیئتهای عربستان، ترکیه و پاکستان در ایران نوشت: نگاه به سفر هیئت «ائتلاف مکه» به تهران صرفاً بهعنوان هشداری در آخرین لحظات پیش از جنگ احتمالی یا مأموریتی برای ترسیم خطوط قرمز در برابر ایران، به معنای گرفتار شدن در چارچوبی است که تحولات منطقه را تنها از زاویه تهدیدهای آمریکا بررسی میکند. این سفر شایسته تحلیل در چارچوب نیازهای طرفهای شرکتکننده و تحولاتی است که عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را به نشستن پای میز گفتوگو با مقامات ایران سوق داده است.
وزارت خارجه عربستان اعلام کرده است که هدف این سفر کاهش تنش، تشویق راهحلهای دیپلماتیک و حمایت از میانجیگری قطر و پاکستان است. ایران نیز از ایجاد سازوکارهایی برای تأمین امنیت منطقه سخن گفته است. این نقطه آغاز برای درک ابعاد سیاسی این رویداد است.
به اعتقاد نویسنده، این سفر در شرایطی انجام میشود که هزینههای جنگ برای طرفهایی که به آن امید بسته بودند، رو به افزایش است. دونالد ترامپ با انتخابات پیشرو و فشار ناشی از افزایش قیمت انرژی و کاهش رضایت از سیاستهایش روبهرو است. بنیامین نتانیاهو نیز بدون آنکه جنگ را به یک پیروزی راهبردی تبدیل کند، وارد آزمون انتخاباتی خود میشود. در همین حال، فشارهای یمن بر تأسیسات و فرودگاههای عربستان نیز افزایش یافته است.
در چنین شرایطی، توصیه ترکیه و پاکستان به ریاض برای تفاهم با ایران، اقناعکنندهتر به نظر میرسد؛ زیرا متحدان میتوانند در دفاع از عربستان مشارکت کنند، اما راهکاری برای تضمین ثبات پایدار این کشور در صورت ادامه جنگ در اختیار ندارند.
این رویارویی نشان داده است که نمیتوان امنیت عربستان را از سرنوشت جنگ منطقهای جدا کرد. ریاض میتواند سامانههای رهگیری، کارشناسان و تجهیزات نظامی وارد کند، اما حفاظت از سرمایهگذاریها، صنعت هوانوردی و تأسیسات نفتی مستلزم پایان دادن به عوامل فرسایشی جنگ است. حمایت خارجی در دسترس عربستان نیز به معنای آمادگی برای ورود به جنگ زمینی با هدف تعیین تکلیف نهایی بحران یمن نیست.
از این منظر، سفر عربستان به تهران را میتوان تلاشی برای آزمودن مسیر سازش دانست؛ تلاشی که پس از آشکار شدن محدودیتهای اتکا به تغییر واقعیتها از طریق زور و ناتوانی متحدان آمریکا در تحمل هزینههای این راهبرد صورت میگیرد.
مشارکت خالد بن سلمان و پیام سیاسی آن
قندیل میگوید: حضور خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان در این سفر فراتر از جایگاه رسمی او معنا دارد. وی برادر ولیعهد و از چهرههای برجسته حلقه حاکم در عربستان است؛ ازاینرو، حضورش وزنی سیاسی و خانوادگی دارد که با مشارکت یک مقام فنی مسئول پرونده نظامی متفاوت است.
مشارکت شخصیتی در این سطح نشان میدهد که موضوع گفتوگو به انتخابهای کلان عربستان و روابط این کشور با محیط پیرامونیاش مربوط میشود و تفاهم مورد نظر به تضمینی از درون کانون تصمیمگیری نیاز دارد. از این منظر، سفر تهران آزمونی برای سنجش توانایی رهبران عربستان در گذار از درخواست حمایت در برابر پیامدهای جنگ به مشارکت در تعیین شرایط پایان دادن به آن است.
در این میان، بازنگری در مسیری که پس از تفاهمنامه اسلامآباد طی شد، اهمیت ویژهای دارد. تجربه مختل شدن تفاهمها این پرسش سیاسی را مطرح میکند که آیا ریاض خواهان توافقی برای متوقف کردن جنگ است یا توافقی که تمام دستاوردهای مورد انتظارش از جنگ را برای آن تضمین کند؟
همین پرسش در سال ۲۰۱۵ و در جریان توافق هستهای نیز بر موضع عربستان سنگینی میکرد. بازگشت به مسیر تفاهم مستلزم عبور از این منطق است که با افزودن شروط منطقهای، یک راهحل ممکن به طرحی برای بازآرایی موازنه قدرت تبدیل شود.
عربستان، مصر، ترکیه و پاکستان پیشتر از تفاهمنامه اسلامآباد استقبال کرده و خواستار دستیابی به توافقی نهایی شده بودند؛ موضوعی که میتواند مبنایی سیاسی برای ازسرگیری مذاکرات فراهم کند.
تنگه هرمز؛ محور توافق امنیتی منطقهای
در ادامه این یادداشت آمده است: مسیر عملی این تلاشها از امنیت منطقهای و در قلب آن، تنگه هرمز میگذرد. موافقت عربستان با تفاهم ایران و عمان درباره ساماندهی کشتیرانی میتواند پشتوانهای از سوی کشورهای حاشیه خلیج فارس برای راهحل دریایی فراهم کند و گفتوگوها را به سمت تضمین آزادی عبور و تأمین منافع متقابل سوق دهد.
پیشنهاد عمان برای دستیابی به توافقی منطقهای تحت عنوان «معاهده عدم تعرض» نیز از آن جهت اهمیت دارد که جایگزینی قابل بررسی برای اتکای دائمی به قدرتهای خارجی ارائه میکند. کشورهای مشرف به تنگه هرمز به قواعدی نیاز دارند که مانع جنگ شود و از تجارت حفاظت کند؛ همچنین به تعهدات متقابلی نیاز دارند که امنیت هر کشور را با امنیت دیگران پیوند دهد.
نقش روسیه و قطر در مسیر مذاکرات
قندیل میگوید: این روند با تحرکات روسیه تکمیل میشود. کرملین اعلام کرده است که ولادیمیر پوتین روز سهشنبه در دو دیدار مرتبط با یک موضوع مشترک، یعنی جنگ و روند مذاکرات، با مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران و تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر دیدار خواهد کرد.
همزمانی این دیدارها زمینه را برای تحلیلی سیاسی فراهم میکند که میان کانال میانجیگری قطر و توانایی مسکو برای کمک به حل گره پرونده هستهای ارتباط برقرار میسازد.
در چنین چارچوبی، میتوان وظایف را میان سه مسیر تقسیم کرد؛ تفاهم منطقهای درباره امنیت و کشتیرانی، بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد بهعنوان چارچوبی برای توقف جنگ و پیگیری مذاکرات هستهای با حمایت میانجیگری روسیه و نقش قطر در حل مسئله داراییهای مسدودشده ایران.
تلاش برای یافتن راه خروج واشنگتن از جنگ
سردبیر روزنامه البناء در ادامه یادداشت خود آورده است: با کنار هم قرار دادن این عوامل درمییابیم، سفر هیئت ائتلاف مکه بیش از آنکه صرفاً اقدامی برای هشدار دادن به ایران باشد، به تلاشی برای فراهم کردن راه خروجی برای واشنگتن و متحدانش شباهت دارد.
دلایلی که ترامپ را به پذیرش تفاهمنامه سوق داد، اکنون با شدت بیشتری مطرح است؛ ازجمله این دلایل، ناتوانی در دستیابی به پیروزی قاطع، تداوم توانایی ایران برای پاسخگویی، بیثباتی بازار انرژی، گسترش فرسایش ناشی از جنگ، نزدیک شدن موعد انتخابات و کاهش ذخایر موشکهای پدافندی آمریکا و متحدانش است.
قندیل همچنین معتقد است: تهدیدهای تازه تا زمانی میتوانند در خدمت مذاکرات قرار بگیرند که نتوانند نتیجهای متفاوت از جنگ را تضمین کنند. بنابراین، پرسشی که در پسزمینه رفتوآمد هیئتها مطرح است، چگونگی تدوین توافق، تعیین طرفهای تضمینکننده آن و یافتن راهی است که به ترامپ امکان دهد از جنگی خارج شود که اهداف مورد نظرش را محقق نکرده است.
انتهای پیام