آمار، علمی است که به نظر دور از زندگی روزمره میآید اما در واقع بدون آن تصمیمگیریهای سادهترین بخشهای زندگی ما هم مختل میشود. هر بار که یک خانواده بودجه ماهانه خود را تنظیم میکند، یک مسافر با مقایسه قیمتها بلیت ارزانتری میخرد، یا یک بیمار با استناد به نتایج آزمایش درمان را پیگیری میکند، در واقع در حال استفاده از دادهها و تحلیلهای آماری است.
قیمتگذاری کالاها، نرخ تورم اعلامی مرکز آمار ایران و بانک مرکزی، پیشبینی وضعیت هوا، رتبهبندی تیمهای ورزشی و حتی آمار ترافیک و تصادفات جادهای همگی نمونههایی از حضور روزمره آمار هستند. این اعداد به ما کمک میکنند تا واقعیت را از حس شخصی، حدس و گمان جدا کنیم و بر اساس شواهد تصمیم بگیریم.
در سطح کلانتر، آمار زبان مشترک سیاستگذاری و برنامهریزی توسعه است؛ سرشماریها، آمار اشتغال و بیکاری، شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی و دادههای جمعیتی، به عنوان مبنای تخصیص بودجه، طراحی طرحهای مسکن، توسعه زیرساختها و برنامهریزی آموزشی و بهداشتی به شمار میآیند؛ چنانکه دادههای سرشماری عمومی نفوس و مسکن نیز نقش تعیینکنندهای در شناخت دقیق نیازهای شهرها و روستاها ایفا میکند.
اگر آمار دقیق وجود نداشته باشد، برنامهریزی بر پایه حدس و گمان صورت میگیرد و منابع ملی در مسیر نادرست مصرف میشود؛ به همین دلیل است که گفته میشود آمار تنها یک علم دانشگاهی نیست، بلکه ابزار حیات برای حکمرانی خوب و مدیریت اثربخش منابع کشور است.
آمار چگونه جریان زندگی را هدایت میکند؟
علی دستبرآورده در گفتوگو با ایسنا آمار را ابزاری برای شناخت بهتر جامعه، ارزیابی شرایط و برنامهریزی برای آینده دانست و اظهار کرد: برای فهم اهمیت آمار، نیازی نیست سراغ محاسبات پیچیده برویم؛ بسیاری از تصمیمهای روزمره ما، از مقایسه قیمتها و بررسی وضعیت هوا تا انتخاب کالا بر اساس نظر دیگران، بر پایه داده و اطلاعات شکل میگیرد.
وی با تاکید بر این که آمار فقط مجموعهای از عددها نیست، افزود: علم آمار کمک میکند تا از میان اطلاعات پراکنده، الگوها را پیدا کرده، تغییرات را سنجیده و بهجای اتکا به حدس و خاطره، شواهد در تصمیمگیری دخالت داده شود.
این استاد دانشگاه با بیان این که آمار در زندگی خانوارها نیز کاربرد دارد، ابراز کرد: اگر خانوادهای احساس کند هزینه خوراکش افزایش یافته، صرف یادآوری خریدهای اخیر برای تشخیص علت کافی نیست؛ ثبت هزینهها و مقایسه قیمت یک سبد نسبتاً ثابت در بازههای زمانی مختلف، نشان میدهد افزایش مخارج ناشی از گرانی کالاها بوده، از تغییر مقدار خرید آمده یا به تغییر الگوی مصرف مربوط است.
وی به تاثیر آمار در فعالیت کسبوکارها نیز اشاره کرد و به عنوان نمونه از کاربرد آمار در مدیریت یک نانوایی یا فروشگاه نام برد و در این باره افزود: وقتی فروش روزانه ثبت و روزهای شلوغ و خلوت با هم مقایسه شود، صاحب کسبوکار میتواند سفارشهای بعدی را بهتر تنظیم کند؛ تکیه بر فروش بالای یک روز ممکن است به خرید بیش از نیاز و باقیماندن کالا بینجامد؛ در حالی که ثبت منظم دخلوخرج گاهی از یک تصمیم پرهزینه جلوگیری میکند.
این عضو هیات علمی دانشگاه، درک مفهوم احتمال را از ویژگیهای آمار دانست و با بیان این که پیشبینی بارش، ارزیابی خطر بیماری و تفسیر نتیجه آزمایش، همگی به فهم احتمال نیاز دارند، گفت: وقتی هواشناسی احتمال بارش را ۷۰ درصد اعلام میکند، منظور این نیست که ۷۰ درصد ساعات روز باران میبارد یا هر فردی حتما خیس میشود؛ معنای دقیق این پیشبینی به روش محاسبه، محدوده زمانی و مکانی آن بستگی دارد اما همین اطلاعات میتواند برای همراه داشتن چتر یا تغییر برنامه مفید باشد.
وی با تاکید بر این که نتیجه آزمایش باید در کنار سایر اطلاعات پزشکی تفسیر شود، افزود: مثبت شدن یک آزمایش لزوماً به معنای ابتلای قطعی نیست؛ دقت آزمایش، احتمال ابتلا پیش از انجام آن و وضعیت فرد نیز اهمیت دارد؛ بنابراین علاوه بر آن که یک عدد آزمایشگاهی به تنهایی جای نظر پزشک را نمیگیرد، بیشتر بودن احتمال یک عارضه در گروهی از افراد نیز به منزله دچار شدن همه افراد آن گروه به آن نیست.
دستبرآورده با اشاره به این که شناخت تفاوت میان احتمال و قطعیت، ضمن جلوگیری از ترس بیجا، مانع اطمینان کاذب نیز میشود، تاکید کرد: احتمال کم به معنای ناممکنبودن نیست و احتمال زیاد هم وقوع را تضمین نمیکند.
وی تصریح کرد: همین منطق در تصمیمهای مالی هم کاربرد دارد؛ کسی که برای خرید وسیلهای گرانقیمت وام میگیرد، باید علاوه بر درآمد فعلی، احتمال تغییر هزینهها و توان بازپرداخت خود را نیز در نظر بگیرد.
بازیِ عددها؛ وقتی ذهن و تبلیغات گمراهمان میکنند
دستبرآورده در ادامه به کاربرد آمار در تبلیغات و نظرسنجیها پرداخت و با بیان این که عبارتهایی مانند «۹۰ درصد رضایت مشتریان» یا «پرفروشترین محصول» ممکن است در تصمیمگیری مفید باشند، اما تا وقتی روش بهدستآمدن این اعداد روشن نیست، نباید آنها را تنها مبنای انتخاب قرار داد، متذکر شد: بلکه باید پرسید چند نفر نظر دادهاند، رضایت چگونه تعریف شده و چه کسانی در نظرسنجی شرکت کردهاند.
این استاد دانشگاه با تاکید بر این که اگر فقط افرادی نظر داده باشند که تجربهای بسیار خوب یا بسیار بد داشتهاند، نمیتوان پاسخهای آنها را نماینده همه مشتریان دانست، ادامه داد: گاهی هم تبلیغات با انتخاب گزینشی عددها، تصویری بزرگتر از واقعیت میسازد. به طوری که عبارت «فروش دو برابر شد» بدون دانستن نقطه شروع، اطلاعات کاملی نمیدهد چرا که دو برابرشدن فروش از پنج به ۱۰ محصول با افزایش آن از پنجهزار به ۱۰هزار محصول یکی نیست.
دستبرآورده با تاکید بر این که برای انتخاب بهتر، باید نشانههای مختلفی را کنار هم گذاشت که از جمله آن میتوان به تعداد و تاریخ نظرها، تکرار مشکلات مشابه، شرایط ضمانت، قیمت و تناسب محصول با نیاز واقعی اشاره کرد، تصریح کرد: سواد آماری به معنای بیاعتمادی به همه تبلیغات نیست بلکه بررسی کردن کیفیت پیش از اعتماد کردن است.
وی با بیان این که گاهی برداشت ما از اطلاعات تحت تاثیر انتظارها و تجربههای قبلی قرار میگیرد، گفت: همه خطاها ناشی از کمبود اطلاعات نیستند؛ ذهن انسان گاهی دادهها را به شکلی تفسیر میکند که با باورهای پیشین او سازگار باشد که به این پدیده «سوگیری شناختی» میگویند.
استاد آمار دانشگاه برای توضیح این موضوع به «سوگیری تاییدی» اشاره کرد و افزود: در این حالت، بیشتر به اطلاعاتی توجه میکنیم که باور قبلی ما را تایید میکند؛ به عنوان نمونه، کسی که تصور میکند خرید اینترنتی همیشه پرخطر است، ممکن است یک تجربه ناموفق را بارها به یاد بیاورد اما دهها خرید موفق خود را کمتر ببیند.
دستبرآورده «دسترسپذیری ذهنی» را یکی دیگر از این سوگیریها دانست و گفت: رویدادی که تازه دیدهایم یا بار احساسی زیادی داشته، ممکن است در ذهن ما رایجتر از واقعیت جلوه کند. برای نمونه، خبرهای پرتکرار درباره سرقت از خودرو میتواند این تصور را ایجاد کند که چنین اتفاقی همهجا و همیشه انجام میشود در حالی که ارزیابی خطر باید بر دادههای مناسب تکیه داشته باشد.
وی به نوع دیگری از سوگیری به نام «لنگراندازی» نیز پرداخت و اظهار کرد: گاهی دیدن نخستین عددی، وابستگی بیش از اندازه را به دنبال دارد، به عنوان اگر فروشنده ابتدا قیمت بالایی اعلام کند و بعد تخفیف بدهد، ممکن است قیمت اولیه معیار ذهنی ما شود؛ حتی اگر قیمت نهایی در مقایسه با بازار مناسب نباشد.
این استاد دانشگاه با اشاره به تاثیر شیوه نمایش دادهها بر برداشت مخاطب نیز عنوان کرد: نمودارها میتوانند روندهای پیچیده را در زمانی کوتاه نشان دهند اما شکل ارائه آنها نیز اهمیت دارد. اگر محور عمودی نمودار از صفر شروع نشود، ممکن است اختلافی کوچک بزرگتر از اندازه واقعی به نظر برسد. چنین نموداری لزوماً نادرست نیست، اما برای تفسیر درست آن باید مقیاس را دید و اندازه واقعی اختلاف را سنجید.
ضرورت برخورداری از سواد آماری در تصمیمگیریها
وی در ادامه به نقش کاربردی آمار در برنامهریزی شهری نیز پرداخت و با بیان این که بررسی رفتوآمد در ساعتهای مختلف میتواند نقاط پرترافیک را مشخص کند، افزود: علاوه بر این که شمار دانشآموزان، فاصله خانهها تا مدرسه و تغییر جمعیت محلهها، برای ارزیابی نیاز به فضای آموزشی اهمیت دارد، سرشماریها و طرحهای آماری نیز درباره جمعیت و ویژگیهای آن اطلاعات فراهم کرده و میتوانند در برنامهریزی حملونقل، آموزش و خدمات درمانی به کار آیند.
دستبرآورده با بیان این که افزایش شمار سالمندان در یک محله، اهمیت دسترسی به مراکز درمانی را بیشتر میکند و افزایش شمار کودکان، توجه به ظرفیت مدارس و فضاهای بازی را ضروریتر میسازد، متذکر شد: البته کیفیت تصمیمها به دقت و بهروز بودن دادهها وابسته است و تعیین اولویتها همچنان به قضاوت انسانی نیاز دارد.
وی در ادامه برخورداری از سوادآماری را در راه سنجش اعتبار یک عدد ضروری خواند و با اشاره به این که سواد آماری یعنی توانایی خواندن عددها را در زمینه درست، شناسایی محدودیتهای آنها و عجولانه نتیجهگیری نکردن، ابراز کرد: هنگام روبهرو شدن با هر ادعا یا نمودار، باید منبع، حجم نمونه، مبنای مقایسه و اطلاعات مفقوده را به دقت بررسی کرد.
این استاد دانشگاه در اینباره با تاکید بر این که باید دید اطلاعات از چه پژوهشی، در چه زمانی و با چه روشی به دست آمده است، تصریح کرد: همچنین ضرورت دارد ارزیابی شود که چه کسانی در بررسی آن حضور داشتهاند و چه کسانی جا ماندهاند، نمونه چگونه انتخاب شده و چرا فقط یک بازه زمانی خاص نمایش داده شده است.
دستبرآورده با اشاره به این که افزایش ۵۰ درصدی از ۲ به ۳، از نظر درصدی با افزایش از ۲ میلیون به ۳ میلیون برابر است اما برای فهم معنای عدد، باید اندازه واقعی ارقام و زمینه مقایسه را هم در نظر گرفت، متذکر شد: این پرسشها احتمال فریبخوردن از عددهای چشمگیر را کاهش میدهند؛ هدف، بیاعتمادی به همه آمارها نیست بلکه باید اعتماد را بر شواهد و روشهای روشن بنا کرد.
وی با بیان این که آمار شاید دانشی مربوط به ادارهها و گزارشهای رسمی به نظر برسد اما در زندگی روزانه همه ما حضور دارد، تاکید کرد: خانوادهای که هزینههایش را ثبت میکند، دانشآموزی که نتایج امتحانهایش را در طول زمان میسنجد، فروشندهای که روند فروش را بررسی میکند و مسافری که پیشبینی هوا را میخواند، همگی از منطق آماری استفاده میکنند.
دستبرآورده با اشاره به این که آمار همه مسائل را حل نمیکند و هیچ عددی را نباید بدون توجه به منبع، زمینه و محدودیتهایش پذیرفت، خاطرنشان کرد: با این حال، دادههای درست میتوانند حدس را به بررسی، برداشت شتابزده را به پرسشگری و تصمیم پرهزینه را به انتخابی سنجیدهتر تبدیل کنند.
عضو هیات علمی دانشگاه یزد در پایان با تاکید بر این که برای بهرهبردن از آمار لازم نیست متخصص بود، تصریح کرد: کافی است هنگام دیدن یک عدد مکث کرده، درباره معنای آن پرسید و میان آنچه دادهها نشان میدهند و آنچه هنوز نمیدانیم تفاوت بگذاریم.
انتهای پیام