لیدا شفقی، دکترای تخصصی علوم اعصاب دانشگاه اصفهان، چهارشنبه ششم آبان در «هشتمین کنفرانس بینالمللی بازیهای رایانهای؛ فرصتها و چالشها» که در این دانشگاه برگزار شد، با اشاره به سابقه طولانی مطالعات مربوط به خود و پردازشهای مرتبط با آن، اظهار کرد: در پژوهشهای مرتبط با بازیهای رایانهای معمولاً تأثیر بازی بر کارکردهای شناختی و هیجانی بررسی میشود، اما ابعاد عمیقتری از تجربه انسان نیز وجود دارد که میتوان آنها را در محیط بازی مطالعه کرد. یکی از این ابعاد، احساس عاملیت است؛ یعنی اینکه فرد تا چه اندازه احساس میکند پیامدهای حاصل از کنشهایش به رفتار و تصمیمهای خودش وابسته است.
وی افزود: احساس عاملیت تنها به عملکرد فرد در یک لحظه محدود نمیشود، بلکه با ارزیابی گذشته، پیشبینی پیامدهای آینده و میزان اطمینان فرد به تصمیمهایش ارتباط دارد. بازیکن در جریان بازی، علاوهبر بررسی نتیجه اقدامات خود، به این موضوع نیز توجه میکند که آیا پیامد بهدستآمده با انتظار او مطابقت داشته است یا خیر.
دکترای تخصصی علوم اعصاب در دانشگاه اصفهان با اشاره به اهمیت تجربه بدنمندی در بازیهای رایانهای، ادامه داد: یکی دیگر از ابعاد قابل بررسی، احساس فرد نسبت به بدن خود و تجربهای است که از حضور و کنشگری در محیط دارد. بررسی این تجربهها میتواند به شناخت بهتر نحوه ارتباط فرد با محیط بازی و چگونگی شکلگیری تجربه ذهنی او کمک کند.
شفقی اضافه کرد: اگر هدف، طراحی بازیهایی با تأثیر عمیقتر بر بازیکن باشد، لازم است شرایطی فراهم شود که فرد در جریان بازی، عملکرد خود را ارزیابی کند، درباره تصمیمهایش تأمل داشته باشد و در صورت نیاز، راهبرد خود را تغییر دهد. چنین فرایندی میتواند زمینه بررسی خودآگاهی و شیوه تنظیم رفتار را فراهم کند.
وی با اشاره به ارتباط احساس عاملیت با برخی فرایندهای شناختی و روانشناختی، توضیح داد: برای شناخت بهتر تجربه فرد، باید بررسی کرد که او تا چه اندازه خود را عامل تصمیمها و پیامدهای حاصل از آنها میداند. این موضوع در کنار سایر فرایندهای شناختی میتواند در ارزیابی تجربه بازیکن اهمیت داشته باشد.
دکترای تخصصی علوم اعصاب با بیان اینکه ذهن انسان تنها به پیامدهای واقعی تصمیمها توجه نمیکند، گفت: افراد بهصورت همزمان پیامد گزینههایی را که انتخاب کردهاند و گزینههایی را که کنار گذاشتهاند، ارزیابی میکنند. این فرایند که با تفکر خلافواقع و شبیهسازی ذهنی ارتباط دارد، به فرد کمک میکند سناریوهای مختلف را تصور کند، از تجربههای گذشته بیاموزد و درباره تصمیمهای آینده پیشبینیهایی انجام دهد.
شفقی افزود: این نوع پردازش ذهنی تنها در تصمیمگیریهای پیچیده رخ نمیدهد، بلکه در انتخابهای روزمره نیز نقش دارد. ذهن انسان میتواند در بازههای زمانی کوتاه، پیامد گزینههای مختلف را بررسی کند و بر اساس آنها، تصمیم خود را اصلاح کند. در محیط بازی نیز بازیکن با ارزیابی پیامدهای کنشها و تصور گزینههای جایگزین، راهبردهای خود را شکل میدهد یا تغییر میدهد.
وی با تأکید بر ارتباط میان پیشبینی و ارزیابی پیامدها، اظهار کرد: فرد در جریان بازی، بر اساس انتظارات خود درباره نتیجه اقدامات تصمیم میگیرد. تفاوت میان پیامد مورد انتظار و نتیجه واقعی میتواند به شکلگیری خطای پیشبینی منجر شود. بررسی این فرایندها به پژوهشگران کمک میکند تا نحوه یادگیری، ارزیابی شکستها و موفقیتها و تغییر راهبردهای بازیکنان را بهتر بشناسند.
این متخصص با اشاره به ارتباط متقابل کارکردهای شناختی، خاطرنشان کرد: فرایندهایی مانند احساس عاملیت، توجه، پیشبینی، ارزیابی پیامدها و خودآگاهی بهصورت مستقل عمل نمیکنند، بلکه در تعامل با یکدیگر شکل میگیرند و بر تجربه کلی فرد اثر میگذارند. از این رو، برای بررسی علمی تجربه بازیکنان، لازم است این ابعاد در ارتباط با یکدیگر مطالعه شوند.
شفقی با اشاره به نقش شبکههای مغزی در شکلگیری تجربه ذهنی انسان، افزود: شبکه حالت پیشفرض مغز در فرایندهای مرتبط با خود، تجربه درونی و ارزیابی ذهنی نقش دارد. در کنار آن، شبکههای دیگری نیز در تنظیم توجه و تخصیص منابع شناختی مشارکت میکنند. تعامل میان این شبکهها به مغز کمک میکند تا متناسب با نیازهای فرد، اهداف و شرایط محیطی، منابع شناختی خود را تنظیم کند.
وی ادامه داد: در جریان بازی، ممکن است بازیکن در یک لحظه به تمرکز بر محیط نیاز داشته باشد و در لحظهای دیگر، لازم باشد عملکرد خود را ارزیابی کند یا راهبردش را تغییر دهد. هماهنگی میان فرایندهای شناختی و شبکههای مغزی در این جابهجاییها نقش دارد و میتواند بر تجربه فرد از بازی اثر بگذارد.
دکترای تخصصی علوم اعصاب با تأکید بر ضرورت توجه به تجربه ذهنی بازیکنان در طراحی بازیهای رایانهای، گفت: ارزیابی بازی نباید فقط بر اساس امتیاز، سرعت یا میزان موفقیت بازیکن انجام شود. لازم است مشخص شود فرد تا چه اندازه از عملکرد خود آگاه است، چقدر به ارزیابی خود اطمینان دارد و چگونه احساس عاملیت او در طول بازی تغییر میکند.
شفقی خاطرنشان کرد: شناخت این ابعاد میتواند به طراحی بازیهایی کمک کند که علاوهبر توجه به عملکرد، تجربه ذهنی و فرایندهای شناختی بازیکنان را نیز در نظر میگیرند. چنین رویکردی میتواند مسیرهای تازهای برای توسعه بازیهای هدفمند و بررسی تأثیر آنها بر یادگیری، خودآگاهی و تنظیم رفتار فراهم کند.
انتهای پیام