شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵ | ۱۱:۴۹
تازه‌های شعر

تازه‌های شعر

مجموعه شعر «شکوه زوال» از احمد افروز و مجموعه‌ شعرهای «طلوع نگاه تو»، «کشتی‌نجات» و «فانوس روشن انتظار» از رضا بیرجندی راهی بازار کتاب شده‌اند.

به گزارش ایسنا، «شکوه زوال» از احمد افروز که در آن موضوعاتی همچون انسان، عشق، تنهایی، رنج، امید و مسائل اجتماعی مورد توجه قرار گرفته در ۱۵۷ صفحه با طرح جلد شیما شریفی در نشر گنجور منتشر شده است.

در معرفی این اثر عنون شده است: افروز در این مجموعه، زوال را صرفاً به معنای پایان و فروپاشی دنبال نمی‌کند و در شماری از شعرها، آن را زمینه‌ای برای تأمل درباره انسان و مفهوم امید قرار داده است. شب، تنهایی و رنج از مضامین تکرارشونده در این دفتر هستند و در کنار آنها، مفاهیمی مانند روشنایی، عشق و امکان دوباره برخاستن نیز دیده می‌شود.

نخستین دفتر این شاعر با عنوان «در آستانه زوال» منتشر شده بود. به گفته افروز، تفاوت رویکرد دو مجموعه را می‌توان در این عبارت خلاصه کرد: دفتر اول، امیدِ پس از سکوت بود؛ دفتر دوم، امیدِ در دلِ زوال.

در بخشی از شعرهای شکوه زوال، عشق به‌عنوان تجربه‌ای انسانی و پناهی در برابر رنج مطرح شده و تنهایی نیز فرصتی برای مواجهه فرد با خود و جهان پیرامون است. برخی شعرهای مجموعه نیز به مسائل اجتماعی و انسانی از جمله عدالت، آزادی، فقر، بی‌مهری، خاموشی و فراموشی می‌پردازند.

عنوان کتاب «شکوه زوال»، نیز بر دوگانه‌ای میان فروپاشی و معنا تأکید دارد؛ رویکردی که در مجموعه، زوال را نه فقط به‌عنوان یک وضعیت، بلکه به‌عنوان موضوعی برای تأمل درباره انسان و جهان مطرح می‌کند.

تازه‌های شعر

همچنین دو کتاب غزل با نام‌های «طلوع نگاه تو»(شامل پنج کتاب غزلیات عاشقانه رضا) و «کشتی نجات» (شامل پنج کتاب غزلیات آئینی و عرفانی رضا) از غلامرضا ابراهیمی (رضای بیرجندی) در انتشارات ستاره جاوید به چاپ رسید.

در مقدمه این کتاب‌ها می‌خوانیم: در شعر فارسی، عشق موجب حیات کائنات و امری مقدس است. اما صورت‌بندی کلی آن در ادبیات کلاسیک فارسی به دو قسم است: عشق حقیقی و عشق مجازی. از دیرباز، عشق حقیقی و عشق مجازی، دو عنصر مهم در ادبیات عاشقانه فارسی است. مولانا جلال‌الدین در دفتر اول مثنوی شریف می‌فرماید:

هرچه گویم عشق را شرح و بیان

چون به عشق آیم خجل باشم از آن

گرچه تفسیر زبان روشنگر است

لیک عشق بی‌زبان روشنتر است

چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت

چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت

عشق عرفانی، نوعی توصیف‌ناپذیر از عشق است که در احوال درونی آدمی تاثیر زیادی دارد. در کلام عرفا این نوع از عشق، مانند خورشید سوزاننده است. در عین حال تجربه عشق عرفانی تجربه شخصی است. عرفا این صورت از عشق راز آلود را قابل وصف نمی‌دانند. عطار نیشابوری درباره عشق عرفانی می‌گوید:

خاصیت عشقی که برون از دو جهان است

آن است که هر چیز که گویند نه آن است

شاعر در جستجوی مضمون، درون و بیرون را می‌کاود اگر شاعران را اهل الهام دانسته‌اند سخن اغراق‌آمیزی نیست. اشعار، آیات نازل شده در جان شاعرند که از ملکوت عالم بر زبان و قلم می‌تراوند و تلاوت می‌شوند. آیاتی که نه در افق وحی، امّا همسایه وحی‌اند.

این هنر بزرگی است که انسان چیزی بیابد که چشم‌ها و گوش‌های عادی نمی‌یابند.چیزی بفهمد که اندیشه‌های معمولی پیدا نکنند و سپس سخاوتمندانه در قالب شعر به دیگران ببخشد تا دیگران دریابند که به دیگرگونه هم می‌توان جهان را دید.

شاعری که عاشق است، حساس است به آنچه که در اطرافش می­‌گذرد، زیبایی‌­های دریای روح آدم­‌ها را می‌­بیند و مرواریدهای درون آنها را... و لذت می‌­برد، گاهی خباثت‌­های درون آدم‌ها را... و مکدّر می‌شود و می‌­گذرد.

کتاب «طلوع نگاه تو» شامل پنج کتاب «در کوچه باغ بیرجند»، «در لحظه­ دلواپسی»، «کوچه دلتنگی»، «چکاوک صبور» و «شبانه‌­های بی­‌شما» است که از سال ۱۳۹۳ تاکنون به تدریج به چاپ رسیده و مشتمل بر ۲۰۳ غزل است.

تازه‌های شعر

کتاب «کشتی نجات» نیز  شامل پنج کتاب «در کوچه باغ نور»، «کوثر چشمان تو»، «در کوچه باغ انتظار»، «آئینه­ عرفان» و «نان و عرفان»، غزل آئینی و عرفانی است که از سال ۱۳۹۳ تاکنون به تدریج به چاپ رسیده و مشتمل بر ۲۲۰ غزل است.

تازه‌های شعر

در ادامه غزلی از کتاب «طلوع نگاه تو» را می‌خوانیم:

ردّ پای عشق(به یاد مولایمان حضرت امیرالمومنین علی (ع))

به دنبال کسی هستم ندیدی ردپایش را؟

تو ای مهتاب روشنگر شنیدی ناله‌هایش را؟

زمین گرم و زمان سرد و سراپا گوش و مدهوشم

به گوش دل شنیدم،  آه! پژواکِ صدایش را

شبی شبتابِ شبگردی چه خوش درکوچه‌ها می‌رفت

نسیمی بوسه می‌زد در شبانگاهان ردایش را

چه پنهان می‌رود درکوچه، می‌جوید یتیمان را

که تا نانی دهد هر شب فقیر و بینوایش را

چکید از ابر عاشق اشک و باران تا سحر بارید

مبادا کس ببیند، برد باخود ردّ پایش را

به یاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

چه زود رفت

چه دیر آمده بود چه زود رفت

شبیه یاس کبود، کبود رفت

بگو که فاطمه چشمه کوثر است

و کوثری که شب آمده بود رفت

شکوفه‌های دلش همه نور بود

و او شبیه ترانه‌ی رود رفت

به غنچه‌ای که شکفته نشد قسم

و محسنی که نیامده زود رفت

چکیده شبنم اشک به گونه‌اش

ز جورِ  بد گهرانِ عنود رفت

به یاد امام حسین علیه السلام

رضای بیرجندی(غلامرضا ابراهیمی) یکم فروردین ۱۳۴۹ در شهرستان چناران (استان خراسان رضوی) به دنیا آمد و در مشهد رشد و نمو کرد و در سال ۱۳۶۱ به همراه خانواده به بیرجند هجرت کرد و از دبیرستان دکتر مصطفی چمران بیرجند(شوکتیه)  دیپلم گرفت و در سال ۱۳۶۸ وارد دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران شد. او دانش آموخته رشته دکترای دامپزشکی در سال۱۳۷۴ است.

دیگر مجموعه شعر چاپ شده از رضا بیرجندی مجموعه «فانوس روشن انتظار» شامل اشعار سپید و نیمایی این شاعر است که در طی سالهای ۱۳۸۸ لغایت ۱۴۰۴ سروده شده است.

این مجموعه شامل اشعاری با مضامین مذهبی، اخلاقی و عرفانی، شهید و شهادت و انتظار فرج امام زمان علیه السلام است امید است.

در ادامه شعری از این مجموعه را می‌خوانیم:

چوپان سحر

آهای چوپان سحر

پیراهن شوق به تن

و اسب نسیم را زین کن

فانوس خیالم را بگیر

و از جنگل شب باورانِ شب پرست

عبور کن

تا به سنگلاخ عشق و ایمان برسی

از دوشِ صخره‌های توکّل که بالا رفتی

به کولی مهتاب می‌رسی

از او بپرس

چگونه می‌توان از قشلاق غرور

عبور کرد

و با کمند نقره بافی که او به تو می‌دهد

گله‌های نور را

هدایت کن

تا صبح تن پهن کند در آب

آنگاه

سواران حصار آفتاب

بر قیام قامت گل

گلابِ نور

خواهند پاشید

در آنجا باغِ روشنِ فردا را

می‌بینی

از باغبانش بپرس

چگونه حصارِ حیرتِ خویش را بشکنیم

تا به آزادی یقین برسیم

اقیانوس غریزه

سوار بر آرزوهای خیالی

می‌تازی سمندر وار

در اقیانوس غریزه

سوار بر موجِ شهوت

نه!دیو است سوار تو! 

دراقیانوس غریزه

هیچ کس را

هوای مردنی در کار نیست

و می‌تازی

تا مرزهای واهی خواهش

و می­بالی بر خویش

که روسپی را فریبش داده­ ای؟

اما روسپی فریبت داده است

دریاب!

تازه‌های شعر

انتهای پیام 

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری