به گزارش ایسنا، هالووین سالهاست از مرزهای جغرافیایی محل پیدایش خود عبور کرده و به واسطه سینما، شبکههای اجتماعی، بازیهای رایانهای و صنعت سرگرمی در نقاط مختلف جهان شناخته شده است. آنچه هم امسال در اینجا قابل توجه است، شکل حضور آن و استقبال بخشی از جوانان از آن است.
پیشواز هالووین در شرایط جنگی
این استقبال از هالووین و به نوعی حتی پیشواز رفتن برای آن، در شرایطی اتفاق میافتد که جامعه همچنان با نگرانی از احتمال تکرار یک جنگ دیگر و مسائل متعدد اقتصادی و اجتماعی روبهروست. در چنین وضعیتی، دیدن شور و هیجان برای برگزاری جشنی که ارتباط مستقیمی با دغدغههای روزمره بخش زیادی از مردم ندارد، پرسشهایی را درباره نیازهای فرهنگی جامعه و نسبت آن با سرگرمی و شادی ایجاد میکند؛ اینکه آیا نسل جوان به دنبال یک تنوع در زندگی روزمره است؟ یا هالووین بهانهای شده تا بخشی از نیازهای کمتر دیدهشده در فضای شهری فرصت بروز پیدا کند؟
به نظر میرسد برای پاسخ به این پرسشها لازم است از صدور حکمی کلی فاصله بگیریم؛ اینکه حضور بخشی از جامعه در جشن و سرگرمی را به معنای بیتوجهی آنها به اتفاقات پیرامونشان بدانیم یا اینکه صرفا موضوع را تهاجم فرهنگی بنامیم به نوعی تقلیل موضوع است. زندگی اجتماعی را نمیتوان به یک وجه محدود کرد. آدمها ممکن است همزمان نگران آینده باشند، اخبار را دنبال کنند، با مشکلات روزمره دستوپنجه نرم کنند و در عین حال برای یک مناسبت و دورهمی برنامه داشته باشند. این رفتارها یکدیگر را نفی نمیکنند. اتفاقا توجه به همین همزمانی میتواند تصویر دقیقتری از جامعهای را نشان دهد که در کنار نگرانیهایش، همچنان به دنبال فرصتهایی برای تفریح و ساختن لحظههای متفاوت است، به خصوص که بدانیم برای بسیاری از کسانی که این مناسبت را جدی گرفتهاند، شاید نه داستان شکلگیری آن اهمیت چندانی داشته باشد و نه شناخت دقیقی از باورهایی که در گذشته با آن پیوند داشته است. آنچه بیشتر به چشم میآید، فرصت تغییر ظاهر، انتخاب یک شخصیت، گریم، عکاسی، شوخی و حضور در فضایی متفاوت است.
رقص کردی با لباس هالووین!
در واقع هالووین به چشم بخشی از جوانان بیش از آنکه یک آیین وارداتی باشد، یک موقعیت برای سرگرمی است که هرکس میتواند به شیوه خودش در آن مشارکت کند. یکی کاملا جدی سعی میکند هالووین را جزء به جزء شبیه فیلمهایی که در فضای مجازی دیده است اجرا کند؛ از گریم تا لباس، تمام تلاشش را میکند تا ترسناک باشد، دیگری به گذاشتن یک کلاه جادوگری روی سر یا لباسی سادهتر رضایت داده و در نهایت برای تکمیل شادیِ دورهمی، شروع به رقص کردی میکند و فیلم آن را روی صفحه اینستاگرامش منتشر میکند.
نقش نسل جوان در پررنگشدن هالووین را نمیتوان نادیده گرفت. جوانان و نوجوانان امروز بخش قابل توجهی از تجربه فرهنگی خود را از مسیرهایی به دست میآورند که محدود به محیط خانوادگی، مدرسه یا رسانههای رسمی نیست. شبکههای اجتماعی، فیلم و سریال، بازیهای رایانهای و ... امکان آشنایی با مناسبتها و سبکهای تازه زندگی را برای آنها فراهم کرده است. بنابراین این نسل برای پذیرش یک مناسبت منتظر نمیمانند تا نهاد یا گروهی آن را به رسمیت بشناسد. گاهی یک تصویر، یک فیلم، یک شخصیت محبوب یا حتی یک ترند در شبکههای اجتماعی برای جلب توجه آنها کافی است. چه بسا که حتی ممکن است برخورد قهری با این موضوع به نوعی کنجکاویها برای تجربۀ یک شب هالووینی را بیشتر کند.
ترافیک لباسهای نمایشی در پیادهرو!
نکته دیگری که در مشاهدات امسال جلب توجه میکند، عبور هالووین از فضای مجازی و ورود بیشتر آن به محیطهای واقعی زندگی است. در سالهای گذشته نیز تصاویر و ویدیوهای مرتبط با این مناسبت در شبکههای اجتماعی دیده میشد، اما وقتی نشانههای آن به ویترین مغازهها میرسد یا در پیادهروهای برخی محلات حضور چشمگیر افرادی با لباسهای نمایشی، حتی عبور و مرور عابران عادی را با کندی مواجه میکند با شکل دیگری از تغییرات فرهنگی روبهرو هستیم.
زمانی که از فرهنگ عامه صحبت میکنیم یعنی با مقولهای مواجه هستیم که از مسیرهای رسمی و برنامهریزیشده اتفاق نمیافتد و جریانی فرهنگی از پایین و در میان مردم است که بهتدریج به محیطهای مختلف راه پیدا میکند و حتی کسبوکارها را نیز با خود همراه میکند. در این جریان، مردم فقط مصرفکننده یک محصول یا تماشاگر یک مناسبت نیستند؛ بلکه با مشارکت خود به آن شکل میدهند. در این بین کسبوکارها نیز در گسترش چنین مناسبتهایی بیتأثیر نیستند. وقتی یک جشن به فرصتی برای فروش لباس، لوازم گریم، تزئینات، خوراکیهایی خاص و... تبدیل میشود، پای جنبه تجاری آن هم به میان میآید و فروشگاهها و برندها هم میخواهند سهمی از این بازار داشته باشند.
یک پرسش همیشگی؛ چرا جشنهای ملی خودمان کمرونق است؟
در مواجهه با گسترش مناسبتهایی مانند هالووین، گاهی بحث به این سمت میرود که چرا جامعه ایرانی به جای مناسبتهای خود به جشنهای دیگر کشورها توجه میکند؟ چرا آنقدری که هالووین برای نسل جوان اهمیت پیدا کرده، جشنهای باستانی مانند جشن مهرگان، جشن تیرگان و... چندان اهمیتی برایش ندارد؟
این پرسش از جنبه فرهنگی قابل طرح است، اما اگر تمام مسئله را به تقابل میان مناسبتهای ایرانی و خارجی محدود کنیم، بخش مهمی از ماجرا را از دست میدهیم. پیش از آنکه از جوانان بپرسیم چرا هالووین را میشناسند و برای آن وقت و هزینه میگذارند، بد نیست از خودمان بپرسیم برای معرفی جشنهای ایرانی به آنها چه کردهایم؟ نظام آموزشی، نهادهای فرهنگی و رسانههای کشور تا چه اندازه توانستهاند این مناسبتها را از قالب توضیحات تاریخی و مطالب کتابهای درسی خارج کنند و با زبان و سلیقه نسل جدید به آنها معرفی کنند؟
جوان امروز هالووین را نه از طریق مطالعه تاریخ و پیشینه آن، بلکه با دیدن فیلمها، سریالها، انیمیشنها، بازیهای رایانهای، تصاویر شبکههای اجتماعی و تجربههایی که دیگران از این مناسبت به اشتراک میگذارند، میشناسد. این جشن در قالب تصویر، داستان، شخصیت، موسیقی، لباس و سرگرمی به او معرفی شده است. در واقع، پیش از آنکه کسی از او بخواهد هالووین را بشناسد، محصولات فرهنگی مختلف این مناسبت را به بخشی از دنیای سرگرمیاش تبدیل کردهاند.
اما در سوی دیگر، ما برای معرفی جشنها و مناسبتهای ریشهدار ایرانی چه کردهایم؟ آیا توانستهایم برای این جشنها روایت جذاب بسازیم؟ آیا کودکان و نوجوانان ما در انیمیشنها، فیلمها و سریالهای پرمخاطب با این مناسبتها آشنا شدهاند؟ یا سهم این جشنها همچنان به چند مطلب مناسبتی، توضیح درباره پیشینه تاریخی و برگزاری محدود برنامههایی در برخی مراکز فرهنگی خلاصه شده است؟
طبیعی است که نمیتوان از نسلی که بیشتر آشناییاش با جشنهای ایرانی به چند نام و توضیح کوتاه محدود شده، انتظار داشت همان اندازه که برای هالووین اشتیاق نشان میدهد، با مهرگان و تیرگان و... نیز ارتباط برقرار کند. شناخت فرهنگی تنها با گفتن اینکه یک مناسبت متعلق به گذشته و هویت ماست شکل نمیگیرد. برای آنکه یک جشن در زندگی نسل جدید جای پیدا کند، باید امکان شناختن، تجربهکردن و لذتبردن از آن وجود داشته باشد.
تغییر فرهنگ و نیاز به شادی
نکته مهمی که باید به آن توجه کرد این است که جامعه تا چه اندازه فرصتهای متنوعی برای شادی، تفریح و مشارکت اجتماعی در اختیار دارد. آیا به اندازه کافی برای تجربههای جمعی و سرگرمیهای متناسب با سلیقه نسل جدید فضا در نظر گرفتهایم؟ این به معنای آن نیست که باید هر مناسبت جهانی را بدون شناخت و بررسی پذیرفت یا از آن الگوبرداری کرد. همانطور که نمیتوان هر عنصر فرهنگی واردشده را نشانه تغییر عمیق در ارزشهای جامعه دانست. مسئله، شناخت نیازهایی است که در پس استقبال از چنین تجربههایی قرار دارند.
فرهنگ ایرانی نیز در طول زمان از عناصر مختلف تأثیر گرفته و در مواجهه با آنها تغییر کرده است. فرهنگ یک مجموعه بسته و بدون تغییر نیست که با ورود هر عنصر تازه، تمام هویت خود را از دست بدهد. آنچه اهمیت دارد، توانایی جامعه در انتخاب و ایجاد معناست. ممکن است یک مناسبت جهانی در اینجا با کارکردی متفاوت از خاستگاهش مورد استفاده قرار بگیرد و بهتدریج شکل بومی و متناسب با فضای اجتماعی خود را پیدا کند.
هالووین امسال میتواند بهانهای برای دیدن بخشی از واقعیت فرهنگی جامعه باشد؛ واقعیتی که در آن، علاقه به سرگرمی و تجربههای متفاوت در کنار دغدغههای جدی زندگی وجود دارد. در نهایت به جای آنکه از دیدن جوانانی با چهرههای گریمشده در خیابان صرفا تعجب کنیم، هرچند ممکن است همچنان افسوس بخوریم، شاید بهتر باشد این حضور را فرصتی برای فهمیدن یک نیاز اجتماعی بدانیم؛ نیاز به فضایی برای خلاقیت، معاشرت و تجربه شادی.
انتهای پیام