یکشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۵ | ۰۹:۳۹
روایت سرلشکر صفوی از عملیات محرم

روایت سرلشکر صفوی از عملیات محرم

عملیات را ادامه دادیم و سنگر به سنگر پاک‌سازی می‌کردیم و به‌پیش می‌رفتیم. خود من آن‌قدر آر.پی.جی زده بودم که گوشم پر از خون شده بود... .

به گزارش ایسنا، عملیات محرم از تاریخ ۱۳۶۱/۰۸/۱۰ الی ۱۳۶۱/۸/۱۶ در جبهه جنوبی جنگ، عین خوش- زبیدات و با هدف تصرف سرپل در منطقه العماره و آزادسازی ارتفاعات مرزی انجام شد.

در این عملیات که با طراحی  و فرماندهی مشترک سپاه و ارتش اجرا شد، رزمندگان خودی در سه مرحله موفق شدند؛ ارتفاعات ۴۰۰ و ۲۹۸، حوزه نفتی بیات، نهر عنبر، پل و پاسگاه چم سری و موسیان را آزاد کنند.

علاوه بر این، جاده عین خوش- دهلران نیز از دید و تیر دشمن خارج شد و در مقابل، شهرک طیب عراق در دید و تیررس خودی درآمد.

گفتنی است که سه رودخانه میمه، دویرج و چیخواب فصلی هستند و بارندگی، آب آن‌ها را تا ده برابر می‌افزاید. هنگام اجرای عملیات محرم نیز بر اثر بارش باران شدید، برخی از رزمندگان خودی گرفتار سیلاب و جریان تند رودخانه شدند و اهداف این محور به تمامی تصرف نشد.»۱

همکاری ابر و ماه در پیشروی رزمندگان

با در دستور قرار گرفتن اجرای عملیات در منطقه عمومی زبیدات- عین خوش(عملیات محرم)  و افزایش فعالیت های مهندسی  و تردد در این منطقه، بخشی از توجه عراق معطوف به فعالیت ها در این منطقه شد.

شرایط جغرافیائی و حضور عراق روی ارتفاعات مسلط منطقه که امکان دید و تیر نیروهای عراقی را بر بخش های عمده ای از منطقه  و جاده های مواصلاتی تا محدوده پادگان عین خوش فراهم می کرد، برحساسیت دشمن درباره اقدامات آتی ایران افزود.

از این رو، عراق از آمادگی و هوشیاری کامل در این منطقه برخوردار بود و فعالیت‌های بمب‌افکن‌های دشمن در بمباران این منطقه و محدوده پادگان عین خوش از حدود ۱۰ روز قبل از آغاز عملیات محرم که تقریبا به شکل منظم  و روزمره انجام می‌شد، از افزایش این هوشیاری حکایت می‌کرد.

از سوی دیگر، اطلاعات دریافتی از شنود مبنی بر اینکه ارتش عراق به نیروهای زمینی و هوائی مستقر در شرق بصره، اروند و جبهه‌های اطراف، آماده باش داده است نیز موید همین مطلب بود.

بخشی از حساسیت‌های ارتش عراق، علاوه بر اطلاع از فعالیت‌های در خط و اقدامات مهندسی نیروهای ایرانی، به دلیل مصاف بودن این روزها با ایام دهه اول و دوم محرم بود و عراق بطور طبیعی، با نزدیکی به روزهای تاسوعا و عاشورا، منتظر اقدامات نیروهای ایران بود.

اما با وجود اطلاعات کافی که ارتش عراق از فعالیت نیروهای ایرانی داشت و اعلام آماده باش دو هفته قبل ارتش بعثی به نیروهای مستقر در این منطقه، به دلیل رخدادهای جوی، این نیروها به طرز غیر منتظره ای، آن هم چند ساعت قبل از آغاز عملیات، غافلگیر شدند.

پس از اعلام رسیدن نیروها به منطقه رهائی، نگرانی تازه ای ایجاد شد و آن صاف شدن هوا با وجود ماه  و در نتیجه روشن شدن منطقه و ایجاد دید غیر مسلح نیروهای عراقی در محدوده اطراف نیروهای در خط و کمین بود؛ زیرا در این لحظات حساس، نیروهای خودی باید به آرامی و بدون جلب توجه دشمن، از نقطه رهائی حرکت می‌کردند و خود را تا پای کمین و معبرهای جلو دشمن می‌رساندند.

این لحظات، لحظات حساسی بود و نیروهای عراقی بر این محورها که مسافت آنها از صد متر تا یک کیلومتر متفاوت بود، کاملا دید و تیر داشتند.

البته فرماندهان یگان‌ها برای زدن نیروهای کمین  و تیر بارهای دشمن، پیش‌بینی‌هایی کرده بودند، اما در صورت هرگونه درگیری نیروها قبل از رسیدن به خط  اول دشمن، نیروهای عراقی هوشیار و با نیروهای خودی درگیر می شدند و این درگیری، سبب رعایت نشدن اصل غافلگیری می‌شد و اساسا درگیری با خط دشمن محسوب نمی‌شد.

در این لحظات که وجود ماه، با صاف و شفاف بودن هوا، مسیر عبور نیروها را تا مسافت نسبتا طولانی روشن کرده بود، ذهن فرماندهان را به خود مشغول ساخته و سبب نگرانی آنها شده بود.

راه حل این مشکل، متحمل شدن تلفاتی بود که اجتناب ناپذیر به نظر می‌رسید، اما باز هم اتفاق دیگری افتاد و درست در همان زمانی که نیروها باید از نقطه رهائی به سمت خط دشمن حرکت می کردند، ابر  غلیظی که ارتفاعات داخلی ایران را پوشانده بود، در مقابل ماه قرار گرفت و به یکباره منطقه عملیات  در تاریکی مطلقی فرو رفت  تا جائی که یکی از نیروهای سنگر فرماندهی می گفت: از سنگر که بیرون آمدم، حتی تا۴ متری خودم را هم نمی‌دیدم و منطقه بطور کامل تاریک شد.

این تاریکی، نگرانی و دلهره نیروها را از بین برد و آنها در همین وضعیت تاریکی حرکت کردند و بدون آنکه توجه دشمن را به خود جلب کنند، زیر پای نیروهای عراقی در کمین‌ها، همچنین معبرها  و خط اول دشمن قرار گرفتند.

قائم ۲(تیپ ۲۵ کربلا) در ساعت ۱۹شامگاه ۱۳۶۱/۰۸/۱۰ ، قائم ۴(تیپ ۱۴ امام حسین(ع) و تیپ ۸۴ خرم آباد) در ساعت ۱۹:۳۰ و قائم۳(تیپ ۱۷ علی بن ابیطالب(ع) و تیپ ۱ لشکر ۲۱ حمزه) در ساعت ۲۰:۱۵، آمادگی خود را برای آغاز عملیات اعلام کردند.

در ساعت ۲۲:۱۰، حسین خرازی پس از دریافت رمز آغاز عملیات از حسن باقری، رمز را به فرماندهان یگان های تحت امر قرارگاه فتح اعلام کرد  و آنها نیز دستور شروع عملیات را به نیروهای خود ابلاغ کردند.

در لحظاتی که نیروهای خودی، آماده درگیری با دشمن بودند، اتفاق دیگری رخ داد و در حالی که نیروهای خودی بعد از استقرار در پای معبرها و سنگرهای عراقی، آماده هجوم به خط دشمن بودند، بار دیگر به دلیل حرکت ابرها در آسمان و تابش نور ماه، منطقه عملیاتی روشن شد.

راوی لشکر فتح در این باره می‌گوید:

بعد از اینکه نیروهای خودی به خط و سنگرهای دشمن رسیدند، از اینجا به بعد ارتفاعات بود که پیچیدگی و درد سر داشت و نیاز بود که روشنائی وجود داشته باشد. خیلی عجیب بود، چون همان ابری که در آسمان پدیدار شده  و جلوی تابش نور ماه را گرفته بود، دوباره کنار رفت و مثل این بود که به دست نیروها چراغ قوه داده باشند.

آنها می‌گفتند که ما، تک تک سنگرها را با چشم می‌دیدیم و سراغ آنها می‌رفتیم و به این ترتیب درگیری شروع شد.دشمن به دلیل تغییر وضعیت جوی که از غروب شروع شده بود، غافلگیر شد و این کاملا به نفع نیروهای خودی تمام شد.

با وجود مشکلات فراوان، تا آخرین ساعات روز (ساعت ۲۴)، نیروهای خودی توانستند در همه محورها، خطوط دشمن را بشکنند و نیروهای تیپ ۸،۲۵و ۱۷ به حرکت خود برای تصرف کامل اهداف ادامه دادند. به نحوی که گردان های خط شکن تیپ ۸ نجف با شکستن خط و بدون درگیری اساسی، راه نفوذ به پشت ارتفاعات ۲۹۲ را یافته، اقدام به دور زدن ارتفاع کردند و نیروهای تیپ ۲۵ کربلا هم بدون درگیری اساسی، به عمق منطقه  و با قصد دور زدن ارتفاعات نفوذ کردند.

از تیپ ۱۴ امام حسین(ع) نیز یک محور، موفق به شکستن خط  و آزاد کردن پل چم سری شد و نیروهای دو محور دیگر آن، عمدتا به دلیل طغیان رود دویرج و درگیر شدن با مشکلات آن، متوقف شدند و در جستجوی یافتن راهی برای عبور بودند. 

شدت جریان آب را شاید تا حدی بتوان از سخنان  محسن رخصت طلب، راوی قرارگاه لشکر ۳ صاحب الزمان(عج) در این عملیات، دریافت:

سرعت  و قدرت آب به میزانی بود که لوله‌ای قطور فولادی به طول ۱۰متر و قطر ۷۰ سانتی متر را که برای ساختن پل به منطقه آورده بودند، با خود برده  و لوله‌هایی به این عظمت را به هم پیچانده بود. نیروها در چنین شرایطی به آب زدند و فقط خدا می‌داند که چگونه عبور کردند؟! بعضی‌ها که به داخل آب رفتند، چند صد متر جلوتر، خود را به آن طرف رودخانه رساندند.»۲

حماسه‌سازی گردان امام حسن(ع) لشکر ۱۷ علی‌بن‌ابی‌طالب(ع)

فصیح رامندی، جانشین دوم گردان امام حسن (ع) لشکر ۱۷ علی بن ابیطالب (ع)، از شرایط این گردان در عملیات محرم چنین می‌گوید:

۲۴ ساعت در کانال بجلیه مستقر بودیم. شرایط سختی بود. می‌بایست تحمل می‌کردیم. با تاریکی هوا، از کانال خارج شدیم. هوا ناگهان ابری و بارانی شد. شدت باران بسیار زیاد بود و حرکت گردان را با دشواری روبرو کرده بود ولی بارندگی شدید باعث شده بود که دشمن اصلاً فکر نکند که ما عملیات خواهیم کرد. پشت میدان مین رسیدیم. معبر را باز کردیم. عراقی‌ها متوجه حضور ما شده بودند و گاهی به‌صورت نامنظم شلیک می‌کردند. نیروها را عبور دادیم و منتظر دستور حمله شدیم. با اعلام رمز عملیات، درگیری آغاز شد. دشمن که غافلگیر شده بود، مقاومت چندانی نکرد، اما یک تیر بارچی بود که خیلی سرسختی می‌کرد و بچه‌ها را زمین‌گیر کرده بود.

در حین درگیری، علیمردانی فرمانده گردان شهید شد. مجید نبیل، فرمانده گروهان یکم هم به علت اصابت گلوله قطع نخاع شد.

غلامپور جانشین گردان هم در ادامه درگیری پایش تیر خورد و به‌شدت مجروح شد. خودم را به غلامپور رساندم و گفتم: الآن تو فرمانده گردان هستی. باید عملیات را هدایت کنی. گفت: من هستم؛ نگران نباش.

عملیات را ادامه دادیم و سنگر به سنگر پاک‌سازی می‌کردیم و به‌پیش می‌رفتیم. خود من آن‌قدر آر.پی.جی زده بودم که گوشم پر از خون شده بود ولی با عنایت خداوند و سرعت عمل بچه‌های گردان با حداقل تلفات، توانستیم روی ارتفاعات حمرین مستقر شویم.»۳

اتفاق تلخ عملیات محرم

روایت سرلشکر رحیم صفوی:

در عملیات محرم اتفاق خیلی بدی افتاد.در این عملیات،تیپ ۱۴ امام حسین(ع) روی رودخانه دویرج پلی زده بود تا از روی آن عبور کند.آن شب در ارتفاعات بارندگی شد.ارتفاعات پشت کوه و سیاه کوه ارتفاعات بلندی‌اند که از ایلام تا خوزستان کشیده شده اند و تا دزفول ادامه پیدا می‌کنند. طول این ارتفاعات دویست کیلومتر است.

براثر بارندگی،سیلاب بزرگی راه افتاد و توی رودخانه دویرج و چیخواب ریخت و در حالی که نیروهای تیپ امام حسین(ع) داشتند از روی پل عبور می‌کردند،پل منهدم شد و تقریبا دو گردان از نیروها را سیل برد. سیل که گل‌آلود بود، توی دهن رزمندگان رفته و دهان‌شان خشک شده بود.

خاطرم هست که برای تشییع جنازه آنها به اصفهان رفتم.مردم اصفهان ۳۰۰ شهید را در یک روز به خاک سپردند. امام بزرگوار هم در پیامی فرمودند:کجای دنیا شهری مثل اصفهان می‌توانید پیدا کنید که در یک روز،۳۰۰ شهید را تشییع کنند. شهادت این عزیزان جزء اتفاقات فراموش نشدنی این عملیات است.ما در دوران دفاع مقدس حادثه ای مشابه این نداشتیم.»۴

منابع:

۱-جمعی از نویسندگان، اطلس جنگ ایران و عراق(فشرده نبردهای زمینی)، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛ مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و مجاهدت‌های سپاه، چاپ چهارم ۱۳۹۹، ص ۶۹

۲-لطف الله زادگان، علیرضا، روز شمار جنگ ایران و عراق، جلد ۲۲( عملیات محرم)، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛ مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، تهران،۱۳۹۳، صص۱۸۶،۱۸۷،۱۸۸،۱۹۰،۲۰۹،۲۱۵

۳-زارع زاده، نادر، اطلس لشکر ۱۷ علی بن ابیطالب (ع) در دوران دفاع مقدس، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و مجاهدت‌های سپاه ، تهران ۱۳۹۹، ص۱۲۲

۴- اردستانی،حسین تاریخ شفاهی دفاع مقدس:از شرق بصره تا مهران: روایت رحیم صفوی(جلد دوم) مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و مجاهدت‌های سپاه، تهران،۱۴۰۰،ص۶۹

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری