یکشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۵ | ۰۹:۵۷
چالش‌های برای «کوروش»/ تاریخ فقط برای افتخار کردن نیست
مرتضی اسماعیل کاشی در نمایش «کورش»/ عکس از مهدی آشنا

گفتگوی ایسنا با نادربرهانی مرند

چالش‌های برای «کوروش»/ تاریخ فقط برای افتخار کردن نیست

نادر برهانی مرند، نویسنده و کارگردان نمایش «کورش» معتقد است که اگر قرار باشد تاریخ صرفاً به ابزاری برای افتخارکردن تبدیل شود، بخش مهمی از ظرفیت آن را از دست داده‌ایم. تاریخ برای من زمانی اهمیت پیدا می‌کند که بتواند ما را به پرسش وادارد.

به گزارش ایسنا،نمایش «کورش» به نویسندگی و کارگردانی نادر برهانی مرند این روزها در تالار اصلی مجموعه تئاترشهر روی صحنه است.

این نمایش داستان زندگی کورش را از زمان تولد او تا رسیدنش به پادشاهی روایت می‌کند. آنچه پیش‌رو دارید، گفتگوی ایسنا با نادر برهانی مرند، نویسنده و کارگردان این اثر نمایشی است. 

ـ در میان شخصیت‌ها و شاهان ایران باستان چه شد که کوروش را انتخاب کردید؟
من فکر می‌کنم انتخاب یک شخصیت تاریخی برای تئاتر، پیش از آن‌که انتخاب یک موضوع باشد، انتخاب یک مسئله است. یعنی باید چیزی در آن شخصیت وجود داشته باشد که ذهن نمایشنامه‌نویس را به خودش مشغول کند و او را به نوشتن وادارد. برای من، کورش واجد چنین امکانی بود.
کورش در تاریخ ایران، شخصیتی است که نمی‌توان به‌سادگی از کنار او گذشت. اما آن‌چه مرا به او نزدیک کرد، صرفاً جایگاه تاریخی یا محبوبیت او نبود. مسئله برای من، لحظه‌ای بود که یک انسان در آستانه‌ی تبدیل‌شدن به یک شخصیت تاریخی قرار می‌گیرد. این‌که چه اتفاقی در زندگی یک انسان می‌افتد که او از محدوده‌ی زندگی شخصی خودش عبور می‌کند و به سرنوشت یک جامعه پیوند می‌خورد؟ به نظرم این لحظه، لحظه‌ی بسیار مهمی در درام است؛ لحظه‌ای که هنوز همه‌چیز اتفاق نیفتاده، اما امکان وقوع یک سرنوشت بزرگ وجود دارد. من به این امکان علاقه‌مند شدم. از طرف دیگر، کورش برای ما صرفاً یک شخصیت متعلق به گذشته نیست. او در حافظه‌ی تاریخی و عاطفی ایرانیان حضور دارد و همین حضور، امکان مواجهه‌ای تازه با او را فراهم می‌کند. البته من علاقه‌ای ندارم که تئاتر را به ابزاری برای بازتولید تصاویر تثبیت‌شده از شخصیت‌های تاریخی تبدیل کنم. تئاتر باید بتواند در برابر تاریخ بایستد، به آن نگاه کند و از دل آن پرسش‌های تازه‌ای بیرون بکشد.‌ بنابراین، انتخاب کورش برای من بیشتر از آن‌که انتخاب یک پادشاه باشد، انتخاب یک موقعیت انسانی و دراماتیک بود؛ موقعیتی که در آن، مسئله‌ی قدرت، سرنوشت و مسئولیت انسان در برابر دیگران مطرح می‌شود.

چک شود/ چالش‌های اجرای «کورش»/تاریخ فقط برای افتخار کردن نیست، قرار است پرسش ایجاد کند



ـ پرداختن به چنین شخصیتی محبوب، چه چالش‌هایی برایتان به همراه داشت؟
طبیعتاً وقتی به سراغ شخصیتی می‌روید که در حافظه‌ی جمعی مردم جایگاهی چنین ویژه دارد، با مسئولیت مضاعفی مواجه می‌شوید. شما دیگر صرفاً درباره‌ی یک شخصیت تاریخی نمی‌نویسید؛ درباره‌ی شخصیتی می‌نویسید که مردم نسبت به او احساس تعلق دارند و ممکن است هرکدام تصویری متفاوت از او در ذهن داشته باشند. اما به اعتقاد من، تئاتر نباید از ترس مواجهه با این تصاویر، از استقلال خودش دست بکشد. اگر قرار باشد ما صرفاً آن‌چه را که مخاطب از پیش درباره‌ی یک شخصیت می‌داند، روی صحنه بازتولید کنیم، دیگر چه ضرورتی برای خلق یک اثر نمایشی وجود دارد؟ من با این مسئله که شخصیت‌های تاریخی را به چهره‌هایی دست‌نیافتنی و بی‌مسئله تبدیل کنیم، موافق نیستم. اتفاقاً فکر می‌کنم عظمت یک شخصیت تاریخی، زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بتوانیم به موقعیت انسانی او نزدیک شویم؛ به انتخاب‌هایش، به لحظات دشوار زندگی‌اش و به نسبت او با قدرت. البته این به معنای بی‌اعتنایی به جایگاه تاریخی کورش یا حساسیت‌های مردم نیست. اتفاقاً احترام به یک شخصیت تاریخی، به نظر من، در این است که بتوانیم با جدیت و صداقت به او نزدیک شویم، نه این‌که او را از امکان پرسشگری خارج کنیم.‌ چالش اصلی برای من این بود که میان آن تصویر عمومی و آن‌چه دراماتیک است، نسبتی پیدا کنم. من نه قصد داشتم اسطوره‌ای را تخریب کنم و نه می‌خواستم اسطوره‌ای تازه بسازم. مسئله‌ام این بود که ببینم در دل این شخصیت تاریخی، چه امکانی برای خلق یک تجربه‌ی تئاتری وجود دارد.

چک شود/ چالش‌های اجرای «کورش»/تاریخ فقط برای افتخار کردن نیست، قرار است پرسش ایجاد کند


ـ شما در آثار گذشته‌تان عموماً اتفاقات اجتماعی یا تاریخی نزدیک به زمان معاصر را دستمایه قرار داده‌اید. تجربه نگارش و اجرای کورش با توجه به فاصله زمانی این دوره با دوران ما چگونه تجربه‌ای بود؟ به‌عنوان نمونه برای یافتن منابع تاریخی چه چالش‌ها و دغدغه‌هایی داشتید؟
برای من که بخش مهمی از تجربه‌ی نمایشنامه‌نویسی‌ام در مواجهه با مسائل اجتماعی و تاریخی معاصر شکل گرفته، ورود به جهان کوروش تجربه‌ی متفاوت و کمی چالش برانگیزی بود. در موضوعات معاصر، معمولاً با فاصله‌ای کمتر میان نویسنده و موضوع مواجه هستیم. بسیاری از مناسبات اجتماعی، زبان و موقعیت‌های انسانی برای ما قابل لمس‌اند. اما در تاریخ باستان، شما با جهانی مواجه می‌شوید که بخش‌هایی از آن برای ما ناشناخته است و نمی‌توانیم به‌سادگی از تجربه‌ی زیسته‌ی خودمان برای بازسازی آن استفاده کنیم. البته من فکر می‌کنم فاصله‌ی تاریخی، اگر درست با آن مواجه شویم، الزاماً مانع نیست. گاه همین فاصله به تو اجازه می‌دهد که از جزئیات روزمره عبور کنی و به لایه‌های عمیق‌تری از تجربه‌ی انسانی برسی. من در این پروژه با چنین رویکردی مواجه بودم. مسئله‌ی منابع تاریخی نیز مسئله‌ی مهمی است. در مواجهه با تاریخ باستان، با روایت‌هایی روبه‌رو هستیم که گاه از منظرهای متفاوتی به یک شخصیت یا واقعه نگاه می‌کنند. تاریخ همیشه یک روایت یکپارچه و بدون ابهام در اختیار ما نمی‌گذارد. بنابراین، نمایشنامه‌نویس باید بداند که کجا با یک داده‌ی تاریخی مواجه است و کجا ناگزیر است از تخیل دراماتیک استفاده کند.

ـ نگاه شما به نخیل دراماتیک چیست؟

برای من، تخیل دراماتیک به معنای جعل تاریخ نیست، بلکه به معنای یافتن آن چیزی است که می‌تواند از دل داده‌های تاریخی، یک موقعیت زنده و انسانی خلق کند. تاریخ به ما می‌گوید چه اتفاقی افتاده است؛ اما درام می‌پرسد که انسان در آن موقعیت چه تجربه‌ای داشته، چه چیزی را از دست داده، چه چیزی را به دست آورده و چه انتخابی پیش روی او بوده است؟ دغدغه‌ی دیگرم این بود که در مواجهه با چنین موضوعی، گرفتار بازسازی صرف یک دوره‌ی تاریخی نشوم. من تئاتر را موزه نمی‌دانم. تئاتر قرار نیست فقط گذشته را به ما نشان بدهد؛ باید بتواند گذشته را به اکنون پیوند بزند.‌ به همین دلیل، تجربه‌ی «کورش» برای من تجربه‌ای بود از مواجهه با تاریخی دور، با این امید که بتوانم از دل آن، به مسئله‌ای انسانی و نزدیک برسم.

چک شود/ چالش‌های اجرای «کورش»/تاریخ فقط برای افتخار کردن نیست، قرار است پرسش ایجاد کند



ـ از دیگر نکات مهم در اجرای این نمایش، پر بازیگر بودن آن است. شما نمایش‌های زیادی با بازیگران پرشمار اجرا کرده‌اید، اما در حال حاضر اجرای نمایشی پر بازیگر برای گروه‌های نمایشی چه چالش‌هایی دارد؟
نمایش پربازیگر در شرایط امروز تئاتر، پیش از هر چیز با مسئله‌ی اقتصاد مواجه است. هزینه‌ی تولید، دستمزد بازیگران، زمان تمرین و امکانات اجرایی، همگی شرایطی را ایجاد کرده‌اند که تولید یک نمایش با گروهی پرشمار، کار دشواری باشد.‌ اما من همیشه فکر کرده‌ام که مسئله‌ی نمایش پربازیگر، صرفاً تعداد بازیگران نیست. مهم این است که چگونه می‌توان از حضور تعداد زیادی بازیگر، یک کلیت زنده و یکپارچه ساخت. در تئاتر، جمعیت به‌خودی‌خود معنا تولید نمی‌کند. آن‌چه اهمیت دارد، نسبت میان افراد و کلیتی است که روی صحنه شکل می‌گیرد.
در نمایش «کورش»، جهان روایت به‌گونه‌ای است که نمی‌توان آن را صرفاً به زندگی خصوصی یک شخصیت محدود کرد. کورش در نسبت با یک جامعه، با مناسبات قدرت و با مجموعه‌ای از نیروهای انسانی معنا پیدا می‌کند. بنابراین، حضور جمعی بازیگران برای من صرفاً یک انتخاب اجرایی نبود؛ با ماهیت جهان نمایش ارتباط داشت.‌ از طرف دیگر، کار با بازیگران پرشمار، نوعی اخلاق جمعی را نیز می‌طلبد. هر بازیگر باید بداند که حضورش چه نقشی در شکل‌گیری کلیت اثر دارد. در چنین نمایشی، هیچ حضوری نباید صرفاً تزئینی باشد. حتی اگر یک بازیگر در لحظه‌ای کوتاه روی صحنه حضور دارد، باید نسبت خود را با جهان نمایش پیدا کرده باشد. به نظرم امروز یکی از مشکلات جدی تئاتر ما این است که شرایط اقتصادی، بسیاری از امکان‌های اجرایی را از گروه‌ها می‌گیرد. این موضوع فقط مسئله‌ی کارگردان یا تهیه‌کننده نیست؛ مستقیماً بر تجربه‌ی هنری مخاطب نیز تأثیر می‌گذارد. با این حال، من همچنان به ظرفیت تئاتر گروهی اعتقاد دارم. تئاتر یکی از معدود هنرهایی است که در آن، حضور انسان‌ها در کنار یکدیگر، به‌صورت زنده و بی‌واسطه اتفاق می‌افتد. فکر می‌کنم نباید به‌سادگی از این امکان چشم‌پوشی کرد.

چک شود/ چالش‌های اجرای «کورش»/تاریخ فقط برای افتخار کردن نیست، باید پرسش ایجاد کند



ـ اجرای نمایش کورش با تعدادی دیگر از نمایش‌هایی که به اساطیر ملی می‌پردازند، همچون آرش، سیاوش و پسران آفتاب هم‌زمان شد. این هم‌زمانی را چگونه می‌بینید؟ آیا به زبان پروژه‌ای مانند نمایش شما نشد؟

این‌که اجرای این نمایش‌ها حاصل یک اراده‌ی مشترک و برنامه‌ریزی واحد بوده یا نه، اطلاعی ندارم و طبیعتاً نمی‌توانم در این باره اظهارنظر کنم. اما درباره‌ی نمایش «کورش» می‌توانم با اطمینان بگویم که شکل‌گیری و زمان‌بندی اجرای آن، کاملاً مستقل از این آثار بوده است.
من از سال گذشته، با پیشنهاد مدیر تئاتر شهر، مانند بسیاری از کارهای قبلی‌ام، برای اجرای نمایش برنامه‌ریزی کردم و سالن رزرو کردم. نوبت اجرای «کورش» در تابستان تعیین شده بود و این برنامه‌ریزی، پیش از آن‌که بحث هم‌زمانی این آثار مطرح شود، انجام گرفته بود. بنابراین، هم‌زمانی «کورش» با آن سه نمایش، نه حاصل یک تصمیم مشترک بود و نه بخشی از یک برنامه‌ریزی واحد. البته این‌که در یک مقطع زمانی، چند گروه به سراغ تاریخ و اساطیر ایران رفته‌اند، به‌خودی‌خود اتفاق قابل تأملی است. اما من ترجیح می‌دهم درباره هر اثر، بر اساس هویت مستقل خودش صحبت کنم. «کورش» برای من پروژه‌ای مستقل با پیشینه‌ی پژوهشی، نگارشی و اجرایی مشخص است. این نمایش حاصل دغدغه‌ای است که از مدت‌ها پیش با آن درگیر بوده‌ام و مسیرشکل‌گیری‌اش را، از پژوهش و نگارش تا انتخاب شیوه اجرا، به‌صورت مستقل طی کرده است. اگر امروز نمایش من در کنار چند اثر دیگر با موضوعات تاریخی روی صحنه قرار گرفته، این هم‌زمانی را نباید به معنای هم‌سویی در تصمیم‌گیری یا شکل‌گیری یک پروژه مشترک تلقی کرد. هرکدام از این آثار باید با جهان فکری، زبان اجرایی و انتخاب‌های هنری سازندگانشان سنجیده شوند. من به استقلال هویت هنری هر اثر اعتقاد عمیقی دارم.

چک شود/ چالش‌های اجرای «کورش»/تاریخ فقط برای افتخار کردن نیست، قرار است پرسش ایجاد کند

ـ با توجه به هزینه‌های بالای ساخت تئاتر در شرایط فعلی، تعدادی از گروه‌های نمایشی از بسیاری از ایده‌های خود در زمینه طراحی صحنه و لباس چشم‌پوشی می‌کنند. شما هم چنین وضعیتی داشتید؟
به نظرم مسئله‌ی اقتصاد در تئاتر امروز ما به یک مسئله‌ی جدی و ساختاری تبدیل شده است. هزینه‌های تولید به‌گونه‌ای افزایش پیدا کرده که گاهی گروه‌ها ناگزیر می‌شوند پیش از آن‌که به امکان‌های هنری یک ایده فکر کنند، به این فکر کنند که آیا امکان اجرای آن را دارند یا نه.‌ این وضعیت به‌خصوص در نمایش‌های تاریخی دشوارتر است؛ چون تصور عمومی از یک نمایش تاریخی، معمولاً با صحنه‌های بزرگ، لباس‌های متعدد و بازسازی یک دوره تاریخی همراه است. اما من فکر می‌کنم تئاتر الزاماً به این عناصر وابسته نیست. برای من، طراحی صحنه و لباس زمانی اهمیت پیدا می‌کند که بتواند در شکل‌گیری جهان نمایش نقش داشته باشد. یک طراحی خوب، صرفاً بازسازی ظاهری یک دوره نیست؛ بلکه می‌تواند به بخشی از زبان اجرایی اثر تبدیل شود.
البته این به معنای بی‌اهمیت بودن امکانات نیست. من معتقدم هنرمند باید امکان انتخاب داشته باشد. این که یک گروه به دلیل محدودیت مالی از یک ایده صرف‌نظر کند، با این که از ابتدا به یک راه‌حل خلاقانه و متناسب با جهان اثر برسد، دو مسئله‌ی متفاوت است.‌ در شرایط امروز، گاهی ناگزیر هستیم میان ایده‌آل‌های هنری و امکانات موجود نسبتی برقرار کنیم. اما این نسبت نباید به‌گونه‌ای باشد که در نهایت، کیفیت و جهان زیبایی‌شناختی اثر قربانی شود.‌ فکر می‌کنم یکی از وظایف ما به‌عنوان هنرمند این است که در چنین شرایطی، همچنان به امکان خلق فکر کنیم. با این حال، نباید از یاد ببریم که تئاتر برای ادامه‌ی حیات و تولید آثار بزرگ‌تر، به حمایت جدی‌تر و زیرساخت‌های مناسب‌تری نیاز دارد.

چک شود/ چالش‌های اجرای «کورش»/تاریخ فقط برای افتخار کردن نیست، قرار است پرسش ایجاد کند



ـ نمایش درباره تولد کورش تا رسیدن او به پادشاهی است. در نظر نداشتید که بخشی از دوران پادشاهی او را نیز به نمایش بگذارید؟

 ببینید، زندگی یک شخصیت تاریخی را می‌توان از منظرهای مختلفی روایت کرد. اما به اعتقاد من، درام بیش از آن‌که به تعداد وقایع زندگی یک شخصیت وابسته باشد، به انتخاب یک موقعیت و کشف معنای آن موقعیت وابسته است. در «کورش»، برای من مسئله‌ی اصلی، مسیر شکل‌گیری این شخصیت و رسیدن او به نقطه‌ای بود که به پادشاهی می‌رسد. این لحظه، از نظر دراماتیک، لحظه‌ی بسیار مهمی است؛ زیرا پایان یک مسیر و آغاز مسیری دیگر است.
من فکر می‌کنم رسیدن به پادشاهی، در این نمایش، صرفاً یک واقعه‌ی تاریخی نیست. این لحظه می‌تواند به‌عنوان نقطه‌ای در نظر گرفته شود که در آن، تمام آن‌چه شخصیت تا پیش از این تجربه کرده، به یک موقعیت تازه منتهی می‌شود.
از طرف دیگر، پرداختن به دوران پادشاهی کورش، خود نیازمند یک ساختار دراماتیک متفاوت است. آن دوره، دوره‌ی مواجهه او با قدرت، تصمیم‌های سیاسی و مسئولیت‌های گسترده‌تر است. اگر قرار باشد به آن بپردازیم، باید بتوانیم منطق دراماتیک مستقل آن را پیدا کنیم. بنابراین، محدودکردن روایت به تولد تا رسیدن به پادشاهی، برای من به معنای نادیده‌گرفتن دوران بعدی زندگی کوروش نیست. مسئله این است که هر اثر نمایشی باید بداند از کجا آغاز می‌شود و در کجا به پایان می‌رسد. پایان یک نمایش، الزاماً پایان زندگی شخصیت نیست. گاهی نمایش درست در لحظه‌ای تمام می‌شود که زندگی شخصیت وارد مرحله‌ای تازه می‌شود. این همان نقطه‌ای است که می‌تواند مخاطب را با پرسش‌های بیشتری از سالن بیرون بفرستد.

چک شود/ چالش‌های اجرای «کورش»/تاریخ فقط برای افتخار کردن نیست، باید پرسش ایجاد کند



ـ نکته دیگری هم هست که مایل به مطرح کردن آن باشید؟
نکته‌ای که دوست دارم در پایان به آن اشاره کنم، مسئله‌ی نسبت ما با تاریخ است. ما گاهی تصور می‌کنیم که بازگشت به تاریخ، به معنای بازگشت به یک گذشته‌ی باشکوه است. اما من فکر می‌کنم اگر قرار باشد تاریخ صرفاً به ابزاری برای افتخارکردن تبدیل شود، بخش مهمی از ظرفیت آن را از دست داده‌ایم. تاریخ برای من زمانی اهمیت پیدا می‌کند که بتواند ما را به پرسش وادارد. این‌که انسان در موقعیت‌های دشوار چه انتخاب‌هایی می‌کند؟ قدرت چه نسبتی با مسئولیت دارد؟ یک فرد چگونه می‌تواند بر سرنوشت جمعی تأثیر بگذارد؟ و اساساً چه چیزی از یک شخصیت تاریخی در حافظه نسل‌های بعد باقی می‌ماند؟
این پرسش‌ها فقط متعلق به گذشته نیستند. ما امروز هم با آنها مواجهیم. تئاتر می‌تواند این امکان را فراهم کند که ما به گذشته نگاه کنیم، اما در واقع درباره‌ی اکنون خودمان فکر کنیم. برای من، «کورش» نیز تلاشی در همین مسیر است؛ تلاشی برای مواجهه با یک شخصیت تاریخی، بدون آن‌که او را صرفاً به یک تصویر تثبیت‌شده تبدیل کنیم.
امیدوارم مخاطب پس از دیدن این نمایش، صرفاً با اطلاعات بیشتری درباره کورش از سالن بیرون نرود؛ بلکه با پرسش‌هایی تازه درباره‌ی انسان، تاریخ و مسئولیت مواجه شود. به نظرم این همان جایی است که تاریخ می‌تواند از یک موضوع صرفاً مطالعاتی، به یک تجربه‌ی زنده تئاتری تبدیل شود.

به گزارش ایسنا، نمایش «کورش» با بازی حمیدرضا ‌آذرنگ، محمودرضا ‌رحیمی، مرتضی ‌اسماعیل ‌کاشی، امین ‌میری، روزبه ‌حصاری، باران ‌نیکراه، پیمان قریب پناه، نیلوفر هوشمند، مهسا ‌باقری، حمید ‌ایزدپناه، میثم ‌صدرا، میثم ‌شهاب ‌الدینی، نیما ‌زنده ‌روحیان، داریوش ‌برهانی ‌مرند، متین ‌صفرزاده هر شب ساعت ۱۹:۳۰ در تالار اصلی مجموعه تئاترشهر روی صحنه می‌رود.

چک شود/ چالش‌های اجرای «کورش»/تاریخ فقط برای افتخار کردن نیست، باید پرسش ایجاد کند
نادر برهانی مرند

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری