نگار پوریوسف در گفتوگو با ایسنا درباره شکلگیری ایده نمایشگاه «ناخوان» اظهار کرد: این پروژه را چند سال پیش آغاز کردم. داستانهای شاهنامه از دوران کودکی برای من الهامبخش بودهاند و هفتخوان رستم جایگاه ویژهای در ذهن و تخیلم داشته است. با گذشت زمان، علاقهام به این روایت از سطح یک داستان اسطورهای فراتر رفت و به بستری برای تأمل درباره انسان، تجربههای درونی و مواجهه او با موانع و بحرانهای زندگی تبدیل شد.
وی ادامه داد: این مجموعه حاصل مواجهه شخصی من با روایت فردوسی و تلاشی برای بازخوانی داستانی آشنا از منظری متفاوت است؛ تجربهای تصویری که در آن اسطوره با جهان روانی انسان معاصر پیوند میخورد.
این هنرمند نقاش درباره دلیل انتخاب عنوان «ناخوان» برای نمایشگاه بیان کرد: برایم مهم بود از الگوی تکرارشونده روایتهای پهلوانی شاهنامه فاصله بگیرم و امکان خوانشی متفاوت را فراهم کنم. هفتخوان ساختاری مشخص از آزمونها و مواجهههای پیاپی دارد، اما من با افزودن خوان صفر و خوان هشتم با عنوان «پس از هفت»، این ساختار را گسترش دادم تا به وضعیت روانی و درونی پهلوان پیش از ورود به آزمونها و آنچه پس از عبور از آنها در وجودش باقی میماند، بپردازم.
پوریوسف با اشاره به ساختار نمایشگاه گفت: این مجموعه شامل ۹ تابلو در ابعاد متفاوت است که یک اثر با عنوان «خوان صفر»، هفت اثر مرتبط با هفتخوان رستم و یک اثر با عنوان «پس از هفت» را دربرمیگیرد.
وی درباره نگاه متفاوت خود به شخصیت رستم بیان کرد: در روایتهای پهلوانی، عبور از هفتخوان اغلب با رسیدن به کمال، رهایی یا پیروزی همراه است، اما رستم در روایت فردوسی صرفاً قهرمانی آرمانی و فراتر از انسان نیست و در کنار قدرت و تواناییهای پهلوانی، با آشفتگی، تردید و کشمکش نیز مواجه میشود. همین وجه انسانی شخصیت او برای من اهمیت ویژهای داشته است.

این هنرمند نقاش افزود: در این مجموعه هر خوان میتواند استعارهای از یک وضعیت روانی، بحران یا مواجهه درونی باشد. با الهام از برخی مفاهیم و نمادهای روانکاوانه، تلاش کردهام برداشت شخصی خود را از این مواجههها به زبان نقاشی ترجمه کنم و به بازنمایی صرف وقایع داستان محدود نمانم.
وی همچنین درباره تکنیک و ویژگیهای بصری آثار بیان کرد: آثار این مجموعه با تکنیک میکسمدیا و محوریت رنگ اکریلیک روی بوم اجرا شدهاند. رویکرد تصویری آنها عمدتاً بر پرترههای درهمتنیده و فیگوراتیو استوار است و پیکره انسانی، بهویژه چهره و حضور رستم، نقش محوری در شکلگیری تصاویر دارد. در انتخاب عناصر تصویری نیز بهجای بازنمایی مستقیم صحنههای شاهنامه، بر وضعیتهای انسانی و لایههای روانی شخصیت و نمادها تمرکز کردهام.
پوریوسف، فاصله گرفتن از تصویر تثبیتشده رستم در حافظه جمعی را یکی از مهمترین چالشهای خلق این مجموعه دانست و گفت: مواجهه با شاهنامه همواره با پیشزمینههای ذهنی و تصویری مخاطب همراه است. برای من مهم بود ضمن حفظ پیوند با جهان اسطورهای فردوسی، از بازگویی صرف داستان عبور کنم و به لایههایی برسم که از تجربه و دریافت شخصیام سرچشمه میگیرند. همچنین تبدیل مفاهیمی مانند تردید، آشفتگی و مواجهه با خویشتن به زبان تصویر، بدون آنکه اثر به روایتی مستقیم یا توضیحی تبدیل شود، چالش دیگری بود. درواقع، تلاش کردم میان روایت اسطورهای، دریافت شخصی و بیان تصویری تعادل برقرار کنم.
وی درباره انتظار خود از مخاطبان نمایشگاه اظهار کرد: قصد ندارم معنایی واحد یا تفسیری قطعی را به مخاطب تحمیل کنم و ترجیح میدهم هر بیننده با توجه به تجربه زیسته و جهان ذهنی خود با آثار ارتباط برقرار کند. اگر این نقاشیها بتوانند مخاطب را به تأمل درباره وجوه گوناگون وجود انسان، مواجهه با دشواریها و معنای عبور از بحرانها دعوت کنند، به بخشی از هدفم رسیدهام.

این هنرمند نقاش با اشاره به جایگاه هنر در جامعه امروز خاطرنشان کرد: ایرانیان در طول تاریخ پیوندی عمیق با هنر داشتهاند و هنر همواره بخشی از حافظه فرهنگی و شیوه بیان و درک جهان در این سرزمین بوده است. با این حال، تداوم این پیوند به حمایت از هنرمندان و فراهم بودن امکان حضور مؤثر هنر در زندگی اجتماعی وابسته است. حمایت از هنر نباید صرفاً به امری تشریفاتی یا محدود به مناسبتهای خاص تبدیل شود، بلکه باید بخشی ضروری از حیات فرهنگی جامعه باشد.
انتهای پیام