مریم عباسی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به ایده شکلگیری نمایش «شنل قرمزی»، اظهار کرد: «شنل قرمزی» ازجمله قصههای آشنایی است که تقریباً همه ما با آن خاطره داریم، اما جذابیت این اثر برای من در این بود که بتوانم به این داستان قدیمی با نگاهی تازه و متناسب با دنیای امروز کودکان نزدیک شوم.
وی ادامه داد: تلاش کردم در کنار حفظ فضای آشنای قصه، موقعیتهای طنز، شخصیتهای متفاوت و اتفاقات غیرمنتظرهای خلق کنم که نمایش برای کودکان امروز هم سرگرمکننده باشد و هم حرفی برای گفتن داشته باشد. به نظرم استفاده از قصههای شناخته شده این فرصت را به هنرمند میدهد که ضمن حفظ ارتباط اولیه مخاطب با داستان، مفاهیم و موقعیتهای تازهای را در قالب یک اجرای نمایشی ارائه کند.
این کارگردان تئاتر درباره داستان و پیام اصلی نمایش «شنل قرمزی»، اضافه کرد: در این اثر با شنل قرمزی و شخصیتهایی روبهرو میشویم، که هرکدام به شکلی در مسیر اتفاقات داستان قرار میگیرند. ماجراها با فضایی شاد، طنز و موسیقی پیش میروند و در طول داستان، موضوعاتی مانند همکاری، همدلی و اهمیت تصمیمگیری آگاهانه مورد توجه قرار میگیرد.
عباسی با تأکید بر پرهیز از انتقال مستقیم و شعاری پیام به کودکان، اظهار کرد: برای من مهم است که پیام نمایش به صورت مستقیم به کودک گفته نشود، بلکه مخاطب در جریان اتفاقات خودش به درک و دریافت برسد. معتقدم تئاتر کودک زمانی اثرگذارتر است که کودک در کنار لذت بردن، فرصت فکر کردن هم داشته باشد. هدف این است که کودک با شخصیتها و اتفاقات داستان همراه شود و بدون آنکه احساس کند در حال شنیدن یک آموزش مستقیم است، با مفاهیم موردنظر آشنا شود.
وی درباره نحوه انتخاب بازیگران نمایش گفت: در انتخاب بازیگران، علاوه بر تواناییهای اجرایی، به قدرت برقراری ارتباط با مخاطب کودک، انعطافپذیری، توانایی اجرای طنز و هماهنگی با فضای موسیقایی نمایش توجه داشتم. تئاتر کودک به ظاهر ساده به نظر میرسد، اما اجرای آن دقت و انرژی زیادی میطلبد، زیرا بازیگر باید بتواند همزمان با حفظ کیفیت بازی، توجه و همراهی کودکان را نیز حفظ کند.

این کارگردان تئاتر با اشاره به اهمیت هماهنگی گروه اجرایی، ادامه داد: برای من هماهنگی میان اعضای گروه و باورپذیر بودن شخصیتها اهمیت ویژهای داشت. بازیگر در تئاتر کودک باید بتواند ارتباطی زنده با تماشاگر برقرار کند و در عین حال، از چارچوب داستان و شخصیت خود خارج نشود. حفظ این ارتباط و همراه نگه داشتن کودکان در طول اجرا، به آمادگی و تمرین مستمر نیاز دارد.
عباسی در تشریح چالشهای تولید اثر اضافه کرد: یکی از چالشهای اصلی، ایجاد تعادل میان سرگرمی، ریتم مناسب، موسیقی و محتوای آموزشی بود. در تئاتر کودک نمیتوان صرفاً به انتقال پیام فکر کرد، نمایش باید از نظر بصری جذاب باشد، ریتم خود را حفظ کند و اجازه ندهد ارتباط مخاطب با داستان قطع شود. از سوی دیگر، هماهنگی میان بازیگران، طراحی صحنه، لباس و سایر بخشهای اجرایی نیازمند تمرین و دقت زیادی است.
این کارگردان تئاتر درباره بازخورد تماشاگران از اجرای نمایش خاطرنشان کرد: خوشبختانه تاکنون بازخوردهای بسیار خوبی از مخاطبان دریافت کردهایم. در پایان نمایش نیز فرصتی برای عکاسی تماشاگران با شخصیتهای داستان فراهم میکنیم که با استقبال آنها همراه بوده و رضایت مخاطبان را به دنبال داشته است.
عباسی با بیان اینکه واکنش زنده کودکان از ارزشمندترین بخشهای اجرای تئاتر کودک است، ادامه داد: خندهها، هیجان، دنبال کردن اتفاقات و ارتباطی که کودکان با شخصیتها برقرار میکنند، برای گروه نمایشی اهمیت زیادی دارد. بازخورد مخاطب به ما کمک میکند نقاط قوت کار و زمینههای قابل بهبود را بهتر بشناسیم.
این کارگردان تئاتر اظهار کرد: خانوادهها نقش مهمی در آشنایی کودکان با هنرهای نمایشی دارند و حضور مشترک والدین و فرزندان در سالنهای تئاتر میتواند به شکلگیری خاطرات فرهنگی و هنری ماندگار کمک کند. همچنین اجرای آثار کودک برای مدارس و مراکز آموزشی میتواند زمینه آشنایی بیشتر بچهها با هنر نمایش را فراهم کند و فرصت مناسبی برای گسترش ارتباط کودکان با فعالیتهای فرهنگی و هنری باشد.
عباسی با اشاره به نقش عناصر فنی و هنری در شکلگیری فضای نمایش، خاطرنشان کرد: در تئاتر کودک، عناصر بصری و شنیداری بخش مهمی از روایت هستند. طراحی صحنه به شکلگیری فضای جنگل و محیطهای داستان کمک میکند، نور در ایجاد حالوهوا و تمرکز نگاه مخاطب نقش دارد، موسیقی به ریتم و انرژی اجرا جان میدهد و لباسها نیز به شخصیتپردازی و تشخیص بهتر کاراکترها کمک میکنند.

وی ادامه داد: در این نمایش تلاش شده است این عناصر در کنار بازی بازیگران، دنیایی زنده و قابلباور برای کودکان بسازند. به اعتقاد من، طراحی در تئاتر کودک صرفاً تزئین صحنه نیست و هر عنصر باید در خدمت قصه و تجربه تماشاگر باشد. هماهنگی میان این بخشها میتواند به درک بهتر فضای داستان کمک کند و تخیل کودک را در طول اجرا درگیر نگه دارد.
این کارگردان تئاتر درباره تفاوت این اثر با تجربههای قبلی خود، اضافه کرد: هر نمایش برای من تجربهای تازه و فرصتی برای یادگیری است. در این نمایش تلاش کردم از ظرفیت یک قصه شناختهشده استفاده کنم و در عین حفظ ارتباط مخاطب با فضای آشنای داستان، به شخصیتها و موقعیتهای نمایشی نگاه تازهای داشته باشم.
عباسی با اشاره به تجربه فعالیت در حوزههای مختلف تولید تئاتر، بیان کرد: تجربه همزمان در حوزه نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی باعث میشود از مرحله شکلگیری ایده تا اجرای نهایی، به هماهنگی همه اجزای اثر توجه داشته باشم. هدفم این است که با هر اجرا، کیفیت کارم را ارتقا بدهم و به زبان نمایشی مناسبتری برای مخاطب کودک نزدیکتر شوم.
وی به ارزیابی وضعیت تئاتر مشهد پرداخت و گفت: مشهد از ظرفیتهای انسانی و هنری ارزشمندی برخوردار است و هنرمندان مستعدی در حوزههای مختلف تئاتر، بهویژه تئاتر کودک و نوجوان، فعالیت میکنند، با این حال، برای رشد پایدار این حوزه، استعداد هنرمندان بهتنهایی کافی نیست و باید زمینه فعالیت مستمر و حرفهای گروههای نمایشی نیز فراهم شود.
این کارگردان تئاتر با تأکید بر ضرورت حمایت از گروههای نمایشی، خاطرنشان کرد: حمایت مستمر از گروههای نمایشی، فراهم کردن امکان اجرای منظم، توجه جدیتر به اقتصاد تئاتر و ایجاد ارتباط مؤثر میان مدارس، خانوادهها و سالنهای نمایش، از ضرورتهای رشد این هنر در مشهد است. گروههای نمایشی برای تولید آثار باکیفیت به فرصت کافی برای تمرین، امکانات اجرایی و شرایطی نیاز دارند که بتوانند برای فعالیتهای خود برنامهریزی کنند.
عباسی با بیان اینکه تئاتر کودک در شکلگیری تخیل، احساس و نگرش کودکان به جهان اهمیت ویژهای دارد، ادامه داد: مخاطب کودک در مرحلهای از زندگی قرار دارد که تجربههای فرهنگی و هنری میتوانند بر رشد فکری و عاطفی او تأثیرگذار باشند. به همین دلیل، اگر بخواهیم این بخش از تئاتر رشد کند، باید آن را یک فعالیت فرهنگی اثرگذار بدانیم، نه صرفاً سرگرمی مناسبتی.
انتهای پیام