مهدی نجفزاده در گفتوگو با ایسنا در تشریح نسبت نظام سیاسی و وحدت ملی، اظهار کرد: از لحاظ نظری، شکاف و تعارضی میان سیستم سیاسی و وحدت ملی وجود ندارد. در واقع، سیستم سیاسی قدرت را در درون واحد ملی و از طریق حاکمیت اعمال میکند. حاکمیت نیز یکی از ارکان اصلی دولت و ملت در نظریههای مربوط به دولت و ملت به شمار میرود و سیستم سیاسی نماینده قانونی اعمال حاکمیت است.
وی گفت: جامعه یک واحد ایستا نیست، بلکه موجودیتی پویا و در حال تغییر است. نمیتوان گفت جامعه ایران امروز همان جامعه دوره قاجار یا پهلوی است؛ زیرا در طول زمان، تحولات متعددی در ساختار و خواستههای آن رخ داده است.
نجفزاده با اشاره به عوامل مؤثر در تغییرات اجتماعی، اظهار کرد: بخشی از این تحولات درون جامعه و در نتیجه فرایندهایی مانند افزایش شهرنشینی و گسترش شیوههای تولید سرمایهدارانه رخ میدهد. در کنار آن، عوامل بیرونی نیز بر جوامع تأثیرگذارند. فناوریهای ارتباطی و درهمتنیدگی زمان و مکان موجب شدهاند سرعت و گستره تغییرات اجتماعی بهمراتب بیشتر شود.
وی افزود: جامعه ایران نیز مانند دیگر جوامع در معرض این تحولات قرار دارد و نمیتوان آن را از تأثیر تغییرات جهانی جدا دانست. امروزه به واسطه فناوریهای ارتباطی، ارتباط میان جوامع بسیار گستردهتر شده و ایرانیان نسبت به گذشته، حتی در مقایسه با جامعه دوره قاجار، درک و شناخت مشترک بیشتری از تحولات و مسائل جهانی دارند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه تغییرات اجتماعی دیگر صرفاً در دورههای تاریخی طولانی رخ نمیدهد، گفت: امروزه میتوان بسیاری از این تغییرات را حتی بهصورت روزانه رصد کرد. یکی از مهمترین ابزارهای این تحول نیز فناوریهای ارتباطی است که نوعی رابطه بینالاذهانی جهانی ایجاد کرده است. ما بیش از یک ایرانی دوره قاجار فهم مشترک نسبت به مسائل جهانی داریم که یکی از تغییرات اساسی در جامعه است.
نجفزاده اضافه کرد: در چنین شرایطی، دولت و حاکمیت سیاسی باید خود را با تحولات جامعه تطبیق دهند؛ چراکه واحدهای ملی از نظر تاریخی پدیدههایی دیرپا هستند و این واحد سیاسی است که باید تابع هویت ملی و آمال اجتماعی باشد، نه اینکه جامعه را تابع خواستههای خود کند.
وی با بیان اینکه حاکمیت سیاسی واحدی مستقل از جامعه نیست، اظهار کرد: حاکمیت در واقع تبلور قدرت واحد ملی است. حاکمیت زمانی قدرتمند خواهد بود که بتواند هویت ملی و آمال اجتماعی جامعه را بازتاب دهد و نمایندگی کند. این نمایندگی هم در عرصه بینالمللی اهمیت دارد و هم در داخل کشور؛ به این معنا که میان علایق حاکمیت و خواستههای طبقات و گروههای اجتماعی شکاف عمیقی وجود نداشته و یکسان باشد.
عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی با اشاره به سابقه تاریخی شکاف دولت و ملت در ایران، بیان کرد: تعارض دولت و ملت در ایران پدیدهای تازه نیست و سابقهای طولانی دارد. این مسئله ریشههای مذهبی، سیاسی و اجتماعی دارد و باید آن را در بستر تاریخی بررسی کرد. از نظر مذهبی، یکی از مفاهیمی که در ادبیات سیاسی ایران، بهویژه در دوره قاجار مطرح بوده، تلقی از دولت بهعنوان دولت مستبد یا جائر است؛ یعنی حکومتی که بهناحق بر جامعه مسلط شده است. در کنار این مسئله، ریشههای سیاسی و اجتماعی شکاف دولت و ملت را نیز باید در ناکارآمدی دولتها جستوجو کرد.
نجفزاده با تأکید بر نقش کارآمدی در کاهش شکاف میان دولت و جامعه، اظهار کرد: اگر دولت ناکارآمد باشد، این شکاف سریعتر رقم میخورد. دولتها علاوه بر مشروعیت فلسفی و سیاسی، به مشروعیت ابزاری نیز نیاز دارند. مشروعیت سیاسی به پذیرش و مقبولیت حاکمیت از سوی مردم مربوط میشود، اما مشروعیت ابزاری از کارآمدی دولتها ناشی میشود.
وی ادامه داد: هر اندازه دولتها، بهویژه در حوزه اقتصادی، کارآمدتر عمل کنند، زمینه کاهش تعارض میان دولت و ملت بیشتر فراهم میشود. بنابراین برای ارزیابی وضعیت این شکاف در جامعه امروز نیز باید بررسی دقیقی از عملکرد دولتها و میزان پاسخگویی آنها به نیازهای جامعه انجام شود.
این استاد علوم سیاسی دانشگاه با اشاره به نسبت هویت مذهبی و تمدنی حاکمیت با هویت جامعه ایرانی، اظهار کرد: نمیتوان مذهب شیعه را بهعنوان بخشی جدا از هویت تمدنی ما در نظر گرفت. تشیع بخشی از نظام هویتی و تمدنی جامعه ایران است و از زمان شکلگیری دولت ملی در دوره صفویه، مذهب یکی از مهمترین مؤلفههای هویت ملی ایران بوده است.
نجفزاده افزود: در کنار مؤلفه مذهبی، دو عنصر دیگر نیز در شکلگیری هویت ایرانی نقش دارند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. نخست، هویت مدرن جامعه ایرانی است. جامعه ایران از زمان انقلاب مشروطه در مسیر مدرنیته قرار گرفته و بازگشت از مسیر مدرنیته و آمال آن برای ایران و دیگر جوامع پیرامونی امکانپذیر نیست. حتی میتوان گفت ایران در مقایسه با بسیاری از کشورهای منطقه، تجربه بیشتری از مدرنیته داشته است. عنصر سوم، ایران فرهنگی و باستانی است که ریشههای تاریخی آن به دورهای بسیار دور بازمیگردد و از نظر تاریخی حتی پیشینهای فراتر از دو مؤلفه دیگر دارد.
وی با توصیف هویت ایرانی بهعنوان رودخانهای متشکل از سه جریان تاریخی، بیان کرد: آنچه ایران مینامیم، در واقع رودخانهای هویتی است که از سه شعبه اصلی، یعنی هویت مذهبی، هویت مدرن و ایران فرهنگی و باستانی شکل گرفته است. هر سه این مؤلفهها باید مورد توجه قرار گیرند و میان آنها هماهنگی و هارمونی وجود داشته باشد.
عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی ادامه داد: اگر هر یک از این مؤلفهها کنار گذاشته شود یا مورد بیتوجهی قرار گیرد، در واقع به شکاف دولت و ملت دامن زدهایم و آن را گسترش دادهایم. بنابراین دولت و هیأت حاکمه باید درک جامعی از همه ابعاد هویت ایرانی داشته باشند و هیچیک از این عناصر را نادیده نگیرند.
نجفزاده در پاسخ به این پرسش که برای جلوگیری از گسترش شکاف تاریخی دولت و ملت چه باید کرد، گفت: دولت باید به آمال و خواستههای جامعه توجه کند و این خواستهها را در سیاستگذاریها مورد پذیرش قرار دهد. قابل توجیه نیست که روشنفکران، دولت یا هر گروه دیگری، مطالبات اجتماعی جامعه ایران را نادیده بگیرند و اجازه ندهند این مطالبات در سیاستگذاریها بازتاب پیدا کند.
وی با تأکید بر ضرورت توجه به جامعه بهعنوان یک کلیت، اظهار کرد: باید جامعه را مبنای تصمیمگیری قرار داد. البته صیانت از هویت ملی و مؤلفههایی که به آن اشاره شد نیز ضروری است، اما نمیتوان جامعه را به دلیل مسیری که در طول تاریخ پیموده، سرزنش کرد.
عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی افزود: نمیتوان جامعه ایران را به دلیل انقلاب مشروطه یا ... مورد شماتت قرار داد؛ زیرا چنین رویکردی در واقع به معنای ایجاد تردید در هویت و بنیادهای جامعه است. اگر جامعه را به موجودی زنده تشبیه کنیم، باید بپذیریم که این موجود در طول تاریخ آزمونها و خطاهایی داشته و مسیر خود را تا امروز پیموده است.
نجفزاده ادامه داد: ما در جایگاهی نیستیم که درباره مسیر تاریخی یک جامعه حکم قطعی صادر کنیم و آن را به دلیل انتخابها و تجربههای گذشته متهم کنیم. متهم کردن اصل و بنیاد جامعه، رویکردی نادرست است و میتواند به یک خطای تاریخی و راهبردی تبدیل شود.
وی با تأکید بر ضرورت توجه ویژه به نسل جوان و خانوادهها، اظهار کرد: در کنار صیانت از هویت ملی، باید به نسل جدید و آمال و خواستههای آن توجه جدی داشت. نمیتوان در برابر مطالبات جدید مقاومت کرد؛ زیرا بیتوجهی به گروهها و نسلهای جدید و خواستههای آنان مانع رشد جامعه میشود.
این استاد دانشگاه با اشاره به تفاوت زبان و مطالبات نسل جدید با نسلهای گذشته، اظهار کرد: زبان و آمال نسل جدید با نسلهای پیشین متفاوت است و باید این تفاوتها را به رسمیت شناخت. جامعه در حال حرکت است و مسیر تاریخی خود را دنبال میکند؛ بنابراین باید به آنچه در بطن جامعه در حال شکلگیری است توجه داشته باشیم. متهم کردن نسل جدید به اینکه نمیفهمد یا خواستههایش قابل قبول نیست، رویکرد درستی نیست. نشاندن جامعه در جایگاه متهم در برابر مسیر تاریخیای که پیموده است، میتواند یک خطای تاریخی و راهبردی باشد.
انتهای پیام