به گزارش ایسنا، سیزدهم آبان در حافظه تاریخی ملت ایران، روایت ایستادگی نسلی است که در یکی از سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ این سرزمین، کلاس درس را به میدان مسئولیت تاریخی خود تبدیل کرد.
صبح ۱۳ آبان ۱۳۵۷، دانشآموزان همصدا با دانشجویان و دیگر اقشار مردم، راهی دانشگاه تهران شدند تا صدای اعتراض خود را به گوش تاریخ برسانند. اما پاسخ فریادهای حقطلبانه آنان گلوله بود؛ گلولههایی که در ساعت یازده صبح، سینه دانشآموزان بیگناه را نشانه رفت و ۵۶ تن را به شهادت رساند.
از آن روز، سیزدهم آبان به نماد آگاهی، شجاعت و حضور مسئولانه دانشآموزان در سرنوشت یک ملت تبدیل شد؛ نسلی که ثابت کرد برای دفاع از حقیقت، سن و سال ملاک نیست و گاهی صدای دانشآموزی میتواند رساتر از فریادهای یک تاریخ باشد.
نهم اسفند ۱۴۰۴، عقربههای ساعت در میناب نیز بر عدد یازده ایستادند. همان ساعتی که سالها پیش در دانشگاه تهران، خون دانشآموزان بر زمین جاری شد، این بار مدرسه شجره طیبه میناب هدف حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت و ۱۶۸ دانشآموز، در جایی که باید مأمن آموختن، امید و رؤیاپردازیشان باشد، به شهادت رسیدند.
چه تقارن تلخ و تکاندهندهای! گویی تاریخ، پس از سالها، بار دیگر در ساعت یازده متوقف شد: یکبار در دانشگاه تهران و بار دیگر در مدرسه شجره طیبه میناب. دو واقعه با فاصله سالها، اما با یک حقیقت مشترک؛ دانشآموزانی که باید در کلاس درس، آینده را میآموختند، قربانی خشونتی شدند که هیچ نسبتی با حرمت انسانی و حرمت مدرسه ندارد.
ما امروز با دو نسل از قهرمانان مواجهیم؛ نسل ۱۳ آبان که با ایستادگی، راه را گشودند و نسل ۹ اسفند که با خون خود، بر حقانیت این مسیر مهر تأیید زدند. امسال، روز دانشآموز، روز تکریم کسانی است که نشان دادند دانشآموز بودن، تنها به معنای یادگیری کلمات نیست، بلکه به معنای نوشتن حماسه با خون خویش است.
«۱۳ آبان» امسال را نمیتوان بدون نام میناب روایت کرد. نمیتوان از دانشآموزان شهید سال ۱۳۵۷ گفت و از ۱۶۸ دانشآموز شهید شجره طیبه عبور کرد. فاصله این دو واقعه، سالهاست؛ اما پیوندشان در حافظه تاریخی ایران، پیوند خون، مظلومیت و ایستادگی است. از دانشگاه تهران تا میناب، نام دانشآموز با فصلی از تاریخ این سرزمین گره خورده است؛ فصلی که نه با گذر زمان محو میشود و نه با سکوت به فراموشی سپرده خواهد شد.
امروز وظیفه ما تنها یادآوری نام این کودکان نیست؛ بلکه وظیفه ما زنده نگه داشتن حقیقتی است که در پس این فاجعه قرار دارد؛ مدرسه و دانشگاه باید پناهگاه رؤیاها باشد، نه صحنه جنگ،کلاس درس باید جای مشق زندگی باشد، نه مکانی برای خاموش شدن صدای کودکی.
انتهای پیام