محمد علی نوبخت مشاور استاندار مازندران به مناسبت هفته مازندران، در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت:
«مازندران، تنها جغرافیای پیوندخورده با جنگل و دریا نیست؛ این دیار، خاستگاه ریشههای ژرف تاریخی، فرهنگ دیرپا، زبان شیرین مادری، مردمانی سختکوش و فرهیختگانی است که در عرصههای علم، ادب، هنر، ورزش و خدمت، نام این سرزمین را در گستره ایران و جهان بلندآوازه ساختهاند.
سرزمینی که هر وجب از خاک آن، روایتی از هویت ایرانی را در سینه دارد و هر نسل آن، امانتدار بخشی از میراث گرانسنگ نیاکان خویش است.
اما فلسفه نامگذاری روزها و هفتههای ملی چیست؟ بیتردید، برای آنکه گذشته خویش را از یاد نبریم، به داشتههای امروزمان آگاه باشیم و افق فردای خود را مسئولانه ترسیم کنیم. نامگذاریها زمانی واجد معنا و اثرگذاری حقیقی خواهند بود که از حصار آیینهای نمادین و مراسم مناسبتی فراتر روند و به بستری برای آگاهیبخشی، مشارکت اجتماعی و کنشگری مؤثر تبدیل شوند.
از این منظر، هفته مازندران باید هفته شناخت، افتخار و حرکت باشد؛ حرکتی آگاهانه از میراث پرافتخار گذشته به سوی آیندهای درخور شأن و جایگاه این دیار. هنگامی که از غرور و هویت مازندرانی سخن میگوییم، نمیتوان از پهلوانان و قهرمانان نامآور این خطه چشم پوشید؛ مردانی که بر تشکهای کشتی ایران، جهان و المپیک، با صلابت، غیرت و روح جوانمردی، پرچم پرافتخار کشورمان را به اهتزاز درآوردهاند.
مازندران، بهعنوان یکی از کانونهای اصلی پرورش قهرمانان کشتی ایران، با نامهایی چون امامعلی حبیبی، عبدالله موحد، حسن یزدانی و دهها پهلوان و قهرمان دیگر، سهمی انکارناپذیر در تاریخ پرافتخار ورزش کشور دارد.
این افتخار، هرگز در شمار مدالها و عناوین قهرمانی خلاصه نمیشود؛ پشت هر قهرمان، فرهنگ سترگ تلاش، انضباط، تواضع، جوانمردی و ارادهای استوار قرار دارد؛ فرهنگی که در خانوادهها، مکتب مربیان، زیستبوم روستاها و شهرها و باور مردمی ریشه دارد که ایمان دارند میتوان از دل سادهترین جغرافیاها، بلندترین قلههای افتخار را فتح کرد.
غرور مازندران، غرور ایران است؛ چراکه دستاورد یک دانشمند، شاعر، هنرمند، ورزشکار یا فرهیخته مازندرانی، نه افتخاری محدود به مرزهای یک استان، بلکه سرمایهای ارزشمند برای تمام ملت ایران است.
از نیما یوشیج، که افقهای تازهای در سپهر شعر و ادبیات فارسی گشود، تا پهلوانان و قهرمانان عرصه ورزش، پژوهشگران، استادان، نویسندگان، هنرمندان و اندیشمندان این دیار، همگی روایتگر ظرفیت بیبدیل انسانی سرزمینی هستند که همچنان استعدادهای فراوانی برای شکوفایی و نقشآفرینی در سطح ملی و بینالمللی در اختیار دارد. زبان مازندرانی، صرفاً ابزار گفتوگو و مفاهمه نیست؛ بلکه گنجینهای از خاطرههای جمعی، آیینهای کهن، روایتهای شفاهی، ترانهها، مثلها و جهانبینی مردمان این سرزمین است.
پاسداشت زبان مادری نه در تقابل با زبان فارسی و هویت ملی، بلکه در امتداد غنای تمدنی و تکثر فرهنگی ایران عزیز معنا پیدا میکند. اگر خواهان استمرار حیات فرهنگی مازندران هستیم، باید زبان و فرهنگ بومی را از محدوده مناسبتها و محافل رسمی خارج کنیم و در متن زندگی روزمره، خانوادهها، مدارس، دانشگاهها، رسانهها، کتابها، موسیقی و هنر جاری سازیم.
نسل آینده باید بداند که زبان مادری، میراثی هویتساز و سرمایهای فرهنگی است که صیانت از آن، مستلزم شناخت، تکریم و بهکارگیری مستمر آن است.
هفته مازندران میتواند و باید به فرصتی برای معرفی نظاممند فرهنگ بومی، آیینها، موسیقی، ادبیات، صنایعدستی، مفاخر تاریخی و ظرفیتهای گردشگری این استان در گستره ملی تبدیل شود؛ فرصتی برای آنکه مازندران نه صرفاً بهعنوان مقصدی برای سفر و تفریح، بلکه بهمثابه سرزمینی برخوردار از تمدن، فرهنگ، اصالت و سرمایههای انسانی به ایران و جهان معرفی شود.
افتخار به گذشته، آنگاه ارزشمند و ماندگار خواهد بود که به چراغ راه آینده تبدیل شود. مازندران فردا باید استانی باشد که در آن، جنگلهای ارزشمند هیرکانی و پهنه آبی خزر از گزند تخریب مصون بمانند؛ کشاورزی در مسیر بهرهوری و رونق قرار گیرد؛ جوانان از فرصتهای شایسته اشتغال، کارآفرینی و خلاقیت برخوردار شوند؛ گردشگری بر مدار مسئولیتپذیری و ملاحظات زیستمحیطی توسعه یابد؛ فرهنگ و زبان بومی استمرار پیدا کند و دانش، فناوری و سرمایه انسانی، پیشران حرکت در مسیر پیشرفت باشند.
مازندران آینده، استانی نیست که بهای توسعه آن را طبیعت بپردازد یا زیباییهای خدادادیاش قربانی توسعه نامتوازن و ناپایدار شود؛ بلکه باید الگویی از توسعه متوازن و هوشمندانه باشد که در آن، میان عمران و حفاظت از محیطزیست، میان سنت و نوآوری و میان هویت بومی و همبستگی ملی، تعادلی پایدار و آیندهنگرانه برقرار شود.
در چنین افقی، شعار «مازندران سبز، ایران پایدار» صرفاً یک عبارت زیبا یا عنوانی مناسبتی نیست؛ بلکه تبیین یک مسئولیت تاریخی و اجتماعی و بازتاب یک باور بنیادین است: صیانت از منابع طبیعی مازندران، حفاظت از جنگلها، رودخانهها، خاک، تالابها و دریای خزر، در حقیقت پاسداری از بخشی از سرمایههای زیستی و آینده پایدار ایران است.
تحقق این آرمان، نه با شعارهای مقطعی، بلکه با مشارکت آگاهانه مردم، تدبیر و مسئولیتپذیری مدیران، دانش و نوآوری دانشگاهیان، سرمایهگذاری و تلاش کارآفرینان، خلاقیت هنرمندان و مطالبهگری هوشمندانه رسانهها امکانپذیر خواهد بود.
شایسته است هفته مازندران به نقطه عزیمتی برای شکلگیری برنامهها و اقدامات ماندگار تبدیل شود؛ از معرفی نظاممند مفاخر و چهرههای اثرگذار استان و ثبت و ترویج میراث زبانی و فرهنگی گرفته تا حمایت هدفمند از قهرمانان و استعدادهای جوان، صیانت از میراث طبیعی و تاریخی و معرفی ظرفیتهای فرهنگی، اقتصادی و گردشگری این خطه. مدارس و دانشگاهها، رسانهها، نهادهای فرهنگی، خانوادهها، سازمانهای مردمنهاد و دستگاههای اجرایی، هر یک میتوانند سهمی مؤثر در تحقق این حرکت جمعی ایفا کنند.
آنچه اهمیت دارد، عبور از نگاه مناسبتی و تبدیل هفته مازندران به جریانی مستمر از شناخت، همبستگی، مسئولیتپذیری و اقدام است؛ بهگونهای که آثار و دستاوردهای آن، پس از پایان تقویمی این هفته نیز در ذهن، رفتار و زندگی اجتماعی مردم استمرار یابد.
مازندران، سرزمین ریشههای پرافتخار، فرهنگ دیرپا و مردمان بزرگ است؛ اما عظمت یک سرزمین تنها به شکوه گذشته و افتخارات تاریخی آن وابسته نیست، بلکه به میزان توانایی آن در ساختن آیندهای روشن، شایسته و امیدآفرین برای نسلهای پیشرو نیز بستگی دارد.
۱۴ آبان، روز ملی مازندران، فرصتی است تا بار دیگر به این دیار افتخار کنیم؛ به زبان و فرهنگش، به جنگل و دریایش، به پهلوانان و قهرمانانش، به فرهیختگان و مفاخرش و به مردمانی که با سختکوشی، نجابت، اصالت و امید، حیات و پویایی این سرزمین را استمرار بخشیدهاند.
بیاییم این افتخار را به مسئولیت تبدیل کنیم؛ مسئولیت پاسداشت میراث نیاکان، صیانت از مواهب طبیعی، پرورش استعدادهای نسل آینده و ساختن استانی که شایسته پیشینه تاریخی، ظرفیتهای تمدنی و شأن مردمان خویش باشد.
مازندران فردا باید سرزمینی باشد که فرزندانش نهتنها به گذشته پرافتخار آن مباهات کنند، بلکه در آن با امید زندگی کنند، با دانش و خلاقیت آیندهاش را بسازند و با تکیه بر هویت اصیل خویش، پیامآور فرهنگ، پیشرفت و سربلندی ایران در جهان باشند.»
انتهای پیام