شنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۵ | ۱۷:۵۹
چرا مدام می‌ترسیم شریک زندگی‌مان دیگر دوستمـان نداشته باشد؟

چرا مدام می‌ترسیم شریک زندگی‌مان دیگر دوستمـان نداشته باشد؟

از دیدگاه روان‌شناسی بالینی و سلامت، ترس از دست‌دادن عشق و نگرانی مداوم از طردشدن، از دغدغه‌های اصلی در روابط عاطفی است که بامفاهیمی چون دلبستگی اضطرابی، حساسیت به‌طرد و اضطراب رابطه‌ای واکاوی می‌شود. این‌رفتارها لزوما نشانه ضعف شخصیتی یا اختلال‌روانی نیستند،بلکه اغلب ریشه در تجربه‌های عاطفی گذشته، عزت‌نفس و الگوهای دلبستگی فرد دارند.

حسین میری‌نسب، روان‌شناس در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این‌که برخی افراد همیشه فکر می‌کنند علاقه شریک زندگی‌شان نسبت به آن‌ها کم شده است، گفت: یکی از دلایل اصلی این مساله، شکل‌گیری نوعی ناامنی در دلبستگی عاطفی است. افرادی که دلبستگی اضطرابی دارند، معمولا نسبت به کوچک‌ترین تغییرات رفتاری شریک زندگی خود حساس هستند.

واکنش‌ها به تغییرات رفتاری در روابط


وی ادامه داد: برخی اگر همسرشان کمتر از گذشته پیام بدهد، تصور می‌کنند علاقه او کم شده است. اگر شریک زندگی‌شان خسته باشد و تمایل کمتری به صحبت داشته باشد، آن را نشانه سرد شدن رابطه تلقی می‌کنند. این افراد خستگی طبیعی یا مشغله‌های روزمره شریک زندگی را به‌حساب بی‌رغبتی او نسبت به رابطه می‌گذارند.

این روانشناس افزود: اگر همسرشان به‌جای ابراز محبت، مدتی درگیر کار یا مسائل شخصی باشد، ممکن است احساس کنند دیگر در اولویت عاطفی او نیستند. از نظر روانشناسی ذهن این افراد به‌جای تفسیر واقع‌بینانه رفتار شریک زندگی، بیشتر به‌دنبال یافتن نشانه‌هایی از طرد شدن است که به بیان دیگر، آن‌ها گاهی رفتارهای خنثی را به‌عنوان نشانه کاهش علاقه تفسیر می‌کنند.

وی با اشاره به این‌که برخی افراد حتی در آرام‌ترین روزهای رابطه نیز منتظر بحران یا جدایی ناگهانی هستند، بیان کرد: این وضعیت را می‌توان با مفهوم «اضطراب پیش‌بینانه» و انتظار وقوع اتفاق ناخوشایند توضیح داد. فرد هنوز با بحران واقعی مواجه نشده است، اما ذهن او دائما احتمال وقوع بحران را بررسی می‌کند ک چند عامل مهم در شکل‌گیری این وضعیت نقش دارند.

میری‌نسب ادامه داد: تجربه‌های عاطفی آسیب‌زا در گذشته، افرادی که سابقه طرد شدن، رهاشدگی، خیانت یا روابط بی‌ثبات داشته‌اند، ممکن است در روابط بعدی نیز انتظار تکرار آن تجربه‌ها را داشته باشند.

وی با اشاره به نقش امنیت عاطفی در شکل‌گیری این نگرانی‌ها، اظهار کرد: برای این افراد، رابطه عاطفی صرفا یک ارتباط عاشقانه نیست، بلکه منبع مهمی برای احساس امنیت روانی و ارزشمندی شخصی به‌شمار می‌رود، بنابراین احتمال از دست دادن رابطه می‌تواند برای آن‌ها بسیار تهدیدکننده باشد.

به گفته این روانشناس، فاجعه‌سازی ذهنی یکی دیگر از عوامل شکل‌گیری این وضعیت است. فرد ممکن است از یک اتفاق کوچک، نتیجه‌ای بسیار بزرگ بگیرد؛ برای مثال با خود فکر کند «امروز کمتر با من صحبت کرد، احتمالا دیگر مثل گذشته دوستم ندارد؛ شاید شخص دیگری وارد زندگی‌اش شده باشد و شاید به‌زودی رابطه ما تمام شود. در اینجا ذهن فرد از یک واقعیت کوچک به‌سمت یک سناریوی بزرگ و نگران‌کننده حرکت می‌کند.

وی با اشاره به نشانه‌های این دل‌نگرانی‌ها در صحبت‌های روزمره و رفتار افراد، بیان کرد: این ترس معمولا در قالب گفتار، رفتار و واکنش‌های هیجانی خود را نشان می‌دهد.

میری‌نسب افزود: فرد ممکن است به‌طور مکرر جملاتی مانند «هنوز مثل قبل دوستم داری؟»، «احساس می‌کنم دیگه برات مهم نیستم»، «چرا امروز این‌قدر سرد شدی؟»، «اگه یه روز از من خسته بشی چی؟»، «اگه من نباشم دلت برام تنگ می‌شه؟»، «فکر می‌کنی هنوز برات جذابم؟»، «مطمئنی از زندگی با من پشیمون نیستی؟» و ... را بیان کند.

بررسی مداوم میزان توجه شریک زندگی

این روانشناس با بیان این‌که بررسی مداوم میزان توجه یکی از نشانه‌های رفتاری این ترس است، اظهار کرد: فرد مرتب پیام‌ها، تماس‌ها و واکنش‌های شریک زندگی خود را بررسی می‌کند. حساسیت به تغییرات کوچک نیز از دیگر نشانه‌هاست؛ به‌گونه‌ای که فرد تغییر لحن، نگاه، میزان محبت یا حتی سکوت طرف مقابل را نشانه سردی می‌داند.

وی با اشاره به نشخوار فکری و اطمینان‌خواهی مکرر، گفت: فرد ممکن است ساعت‌ها درباره رفتارهای شریک زندگی خود فکر کند و به دنبال معنای پنهان آن‌ها باشد، اطمینان‌خواهی مکرر نیز از دیگر نشانه‌هاست؛ به این معنا که فرد بارها از شریک زندگی خود می‌خواهد عشق، علاقه و تعهدش را تایید کند. واکنش‌های هیجانی شدید، فرد ممکن است با کوچک‌ترین نشانه احتمالی بی‌توجهی، ناراحت، مضطرب، عصبانی یا منزوی شود. وجود یکی از این رفتارها به‌تنهایی نشانه دلبستگی اضطرابی نیست، بلکه تداوم و شدت رفتارها و تاثیر آن‌ها بر کیفیت رابطه اهمیت دارد.

انتهای پیام

# اجتماعی

آخرین اخبار اجتماعی