زبان مادری، فقط واژههایی برای گفتوگو نیست؛ عطر خانههای قدیمی است، صدای مادرانی که لالاییهایشان با باران گره خورده، زمزمه شالیزارها در صبحهای مهآلود و روایت مردمانی که تاریخ و هویت خود را سینهبهسینه به امروز رساندهاند.
در مازندران، زبان طبری از جنس همین خاطرههاست؛ زبانی که در لابهلای آوازهای بومی، روایتهای کهن و شعر شاعران این سرزمین نفس میکشد و هنوز میتواند پلی میان گذشته و آینده باشد.
هفته مازندران فرصتی برای بازگشت به ریشههایی است که در هیاهوی زندگی امروز گاهی صدایشان کمتر شنیده میشود؛ فرصتی برای دوباره شنیدن زبان مادری، پاسداشت فرهنگی که در واژههایش رد پای کوه، جنگل و دریا پیداست و اندیشیدن به سرنوشت زبانی که اگر از زندگی روزمره فاصله بگیرد، بخشی از حافظه جمعی مردم نیز آرامآرام کمرنگ خواهد شد.
در این میان، شعر طبری ظرفیتی برای حفظ واژگان اصیل و بازآفرینی جهان فرهنگی مازندران به شمار میرود. نام نیما یوشیج نیز در این مسیر جایگاهی ویژه دارد؛ شاعری که با دگرگون کردن نگاه به شعر فارسی، افقهای تازهای پیش روی ادبیات گشود و پیوند عمیقش با زیستبوم و فرهنگ بومی همچنان محل تأمل و گفتوگوست.
شعر طبری بخشی از هویت فرهنگی در همین راستا، حسین تقلیلی، شاعر غزلسرا و نویسنده مازندرانی و صاحب کتاب غزل « در پرنده نیست»، در گفتوگو با ایسنا به مناسبت هفته مازندران(14 تا 20آبان) با تأکید بر اینکه شعر طبری بخشی از حافظه تاریخی و هویت فرهنگی این خطه است، از جایگاه زبان مادری در انتقال تجربههای زیسته، تأثیر نیما یوشیج بر نگاه شاعران به ادبیات بومی و ضرورت پیوند شعر طبری با زندگی امروز سخن گفت و تأکید کرد: ماندگاری این زبان در گرو حضور آن در خانواده، جامعه، رسانهها و نسل جوان است.
وی با اشاره به اهمیت شعر طبری، جایگاه زبان مادری در جهان امروز، تأثیر نیما بر ادبیات و ضرورت انتقال این میراث به نسلهای آینده پرداختهایم؛ گفتوگویی درباره زبانی که اگرچه از گذشته میآید، سرنوشتش به انتخابهای امروز ما گره خورده است.
شعر طبری؛ صدای هویت و حافظه مازندران
تقلیلی با اشاره به جایگاه شعر طبری در فرهنگ و هویت مردم مازندران گفت: شعر طبری بخشی از حافظه فرهنگی این منطقه است. زبان هر قوم، حامل شیوه نگاه آن قوم به جهان است؛ واژهها فقط ابزار نامگذاری نیستند، بلکه تجربه تاریخی، احساسات، باورها و نوع ارتباط مردم با طبیعت و زندگی را نیز در خود نگه میدارند.
وی افزود: در شعر طبری، بسیاری از این تجربهها در قالب واژگان، تصویرها، آهنگ کلام و تعبیرهایی جلوه میکنند که شاید ترجمه کامل آنها به زبان فارسی معیار آسان نباشد.
نویسنده کتاب شعر، با بیان اینکه روز مازندران فرصتی برای توجه بیشتر به این سرمایه فرهنگی است، تأکید کرد: پاسداشت زبان و ادبیات بومی نباید به یک روز خاص محدود شود. اگر قرار است شعر طبری زنده بماند، باید در خانه، مدرسه، محافل ادبی، رسانهها و زندگی روزمره مردم حضور داشته باشد؛ چراکه زبان زمانی ماندگار میشود که مردم آن را نه فقط میراثی از گذشته، بلکه بخشی از زندگی امروز خود بدانند.
تقلیلی یکی از مهمترین چالشهای پیش روی شعر طبری را کاهش فرصت استفاده از زبان مادری در برخی خانوادهها و محیطهای اجتماعی دانست و گفت: وقتی کودکان کمتر با زبان طبری گفتوگو میکنند، طبیعی است که بخشی از واژگان، اصطلاحات و ظرافتهای زبانی بهتدریج از دایره شناخت آنها خارج شود. این مسئله در شعر نیز تأثیر میگذارد؛ زیرا شاعر برای خلق اثری ریشهدار به شناخت عمیق زبان، موسیقی کلام و ظرفیتهای معنایی آن نیاز دارد.
وی ادامه داد: تغییر سبک زندگی، گسترش ارتباطات و کمرنگ شدن برخی شیوههای سنتی زندگی نیز بر زبان و ادبیات بومی تأثیر میگذارد. بخشی از واژگان طبری با کشاورزی، دامداری، آیینها، مشاغل و روابط اجتماعی گذشته پیوند داشتهاند و اگر این واژهها ثبت و در آثار ادبی استفاده نشوند، ممکن است برای نسلهای آینده نامأنوس شوند.
این غزلسرا، با ابراز امیدواری نسبت به آینده زبان مادری خاطرنشان کرد: نباید به آینده زبان طبری بدبین بود. نسل جوان میتواند با استفاده از ابزارهای جدید، از جمله فضای مجازی، تولید محتوای صوتی و تصویری و انتشار آثار ادبی، به احیای این زبان کمک کند. مهم آن است که زبان را به زندگی امروز پیوند بزنیم و نشان دهیم که میتوان با آن از دغدغههای معاصر، عشق، تنهایی، محیطزیست، مهاجرت و تغییرات اجتماعی نیز سخن گفت.
نیما یوشیج؛ از ریشههای بومی تا افقهای تازه شعر
تقلیلی در ادامه با اشاره به جایگاه نیما یوشیج در تاریخ ادبیات فارسی اظهار کرد: نیما از چهرههای تأثیرگذار تاریخ شعر فارسی است که با تحول در ساختار و نگاه شعری، امکانهای تازهای برای بیان تجربه انسانی فراهم کرد. اهمیت نیما تنها در تغییر شکل ظاهری شعر خلاصه نمیشود؛ او به شاعر آموخت که جهان پیرامون خود را با نگاهی تازه ببیند و از قالبهای تثبیتشده فراتر برود.

وی افزود: ریشههای زیستی و فرهنگی نیما نیز در شناخت جهان شعری او اهمیت دارند. مازندران با طبیعت، زبان، اقلیم و شیوه زندگی مردمش بخشی از جهان تجربهشده او بود. البته نباید همه دستاوردهای نیما را صرفاً به خاستگاه جغرافیاییاش تقلیل داد؛ اهمیت او در این است که توانست از تجربه شخصی و بومی به افقی گستردهتر در شعر برسد.
این شاعر مازندرانی با بیان اینکه یکی از درسهای مهم نیما برای شاعران امروز، ضرورت پیوند اصالت و نوآوری است، گفت: اصالت ادبی الزاماً به معنای تکرار گذشته نیست. میتوان از ریشههای فرهنگی خود الهام گرفت و درعینحال، زبانی تازه برای بیان جهان امروز پیدا کرد. شعر طبری نیز برای ماندگاری به همین نگاه نیاز دارد؛ نگاهی که میان میراث و نوآوری پیوند برقرار کند.
تقلیلی درباره امکان الگوبرداری شعر طبری از تجربه نیما در تحول شعر فارسی نیز اظهار کرد: میتوان از رویکرد نوآورانه نیما الهام گرفت، اما نباید انتظار داشت که شعر طبری دقیقاً همان مسیر شعر فارسی را طی کند. هر زبان ویژگیهای آوایی، دستوری، واژگانی و موسیقایی خاص خود را دارد و تحول ادبی آن باید با توجه به همین ویژگیها شکل بگیرد.
وی ادامه داد: شعر طبری ظرفیتهای ویژهای در موسیقی کلام، تصویرسازی و بیان عاطفی دارد. شناخت این ظرفیتها میتواند زمینهساز تجربههای تازه باشد. شاعر طبری باید زبان خود را عمیق بشناسد، با میراث ادبی و شفاهی آن آشنا باشد و درعینحال از تجربههای جدید ادبی استقبال کند.
او نوآوری را زمانی ارزشمند دانست که به شناخت بیشتر زبان منجر شود و نه از میان رفتن ویژگیهای اصلی آن، و افزود: همانطور که حفظ سنت به معنای ایستایی نیست، نوگرایی نیز نباید به گسست از ریشهها بینجامد. هنر شاعر در ایجاد تعادل میان این دو است..
ماندگاری شعر طبری؛ از حافظه شفاهی تا نسل دیجیتال
این شاعر و نویسنده مازندرانی در بخش دیگری از این گفتوگو، انتقال زبان مادری در خانواده را نخستین گام برای ماندگاری شعر و ادبیات طبری دانست و گفت: اگر کودکان زبان طبری را از گفتوگوی روزمره بشنوند و با آن ارتباط عاطفی برقرار کنند، زمینه آشنایی آنها با شعر و ادبیات بومی نیز فراهم میشود. هیچ برنامه فرهنگی بهاندازه حضور زنده زبان در خانواده و جامعه نمیتواند در حفظ آن مؤثر باشد.
تقلیلی ثبت و گردآوری میراث شفاهی را از دیگر ضرورتهای این مسیر برشمرد و افزود: بسیاری از واژهها، ضربالمثلها، ترانهها، روایتها و شیوههای بیان محلی در حافظه نسلهای قدیمیتر قرار دارند. ثبت دقیق این آثار، همراه با توضیح معنای واژگان و تفاوتهای گویشی، میتواند منبع ارزشمندی برای پژوهشگران و شاعران آینده باشد.
وی با تأکید بر ضرورت حمایت از تولید آثار تازه به زبان طبری اظهار کرد: حمایت از شاعران، برگزاری نشستهای ادبی، انتشار کتاب، تولید پادکست و محتوای تصویری و استفاده از ظرفیت رسانههای محلی میتواند شعر طبری را به مخاطبان بیشتری معرفی کند. حضور زبان در فضای مجازی نیز فرصتی است که نباید از آن غافل شد.
او همچنین نقد و پژوهش ادبی را برای رشد شعر طبری ضروری دانست و گفت: شعر طبری برای رشد به مخاطب، منتقد، پژوهشگر و فضای گفتوگوی جدی نیاز دارد. صرف انتشار اثر کافی نیست؛ باید درباره کیفیت زبان، ساختار شعر، نوآوری و نسبت اثر با میراث ادبی نیز بحث شود.
شعر طبری؛ فراتر از تصویرهای تکراری طبیعت
تقلیلی با اشاره به ضرورت فاصله گرفتن شعر بومی از تصویرهای کلیشهای و تکراری از طبیعت گفت: طبیعت مازندران بخش مهمی از هویت فرهنگی این منطقه است و نمیتوان نقش آن را در شعر نادیده گرفت. جنگل، دریا، کوه، باران و شالیزار ظرفیتهای تصویری و عاطفی فراوانی دارند، اما اگر این تصویرها بدون تجربه تازه و نگاه مستقل تکرار شوند، شعر به بازگویی کلیشهها محدود خواهد شد.
وی ادامه داد: شعر طبری باید بتواند انسان امروز مازندران را نیز روایت کند؛ انسانی که با تغییرات اقتصادی و اجتماعی، مهاجرت، دگرگونی روابط خانوادگی، مسائل محیطزیستی و نگرانیهای نسل جدید روبهروست. زبان بومی قابلیت بیان همه این تجربهها را دارد، به شرط آنکه شاعر به زندگی واقعی مردم نزدیک باشد و زبان را در محدوده تصویرهای آشنا محصور نکند.
این شاعر با تأکید بر ظرفیتهای درونی زبان طبری افزود: واژههای محلی، ترکیبهای خاص، اصطلاحات و ساختارهای آهنگین میتوانند در خلق تصویرهای تازه نقش داشته باشند. شاعر با شناخت دقیق این امکانات میتواند هم به زبان وفادار بماند و هم افقهای تازهای در آن بگشاید.
تقلیلی همچنین معتقد است شعر طبری میتواند مخاطبانی فراتر از محدوده جغرافیایی مازندران پیدا کند، چراکه تجربه انسانی محدود به جغرافیا نیست.
وی در این باره گفت: شعر از یک زبان و فرهنگ مشخص آغاز میشود، اما اگر تجربهای صادقانه و عمیق را بیان کند، میتواند با مخاطبانی از فرهنگهای دیگر نیز ارتباط برقرار کند.
وی ترجمه و معرفی درست آثار را برای گسترش مخاطبان شعر طبری ضروری دانست و افزود: ترجمه شعر بومی کار سادهای نیست، زیرا موسیقی کلام، بار عاطفی واژگان و برخی مفاهیم فرهنگی ممکن است در انتقال به زبان دیگر دچار تغییر شوند. ازاینرو، ترجمه باید با شناخت ادبی و فرهنگی همراه باشد و در صورت امکان، توضیحاتی درباره زمینههای زبانی و فرهنگی اثر نیز ارائه شود.
او تأکید کرد: نباید گسترش مخاطب را به قیمت از دست رفتن ویژگیهای زبان مادری دنبال کرد. شعر طبری پیش از هر چیز باید در زبان خودش زنده، پویا و باکیفیت باشد. آثاری که از نظر ادبی استحکام دارند، ظرفیت بیشتری برای معرفی به مخاطبان بیرون از فضای بومی خواهند داشت.
ضرورت حمایت مستمر از زبان و ادبیات بومی
تقلیلی در ادامه با اشاره به نقش نهادهای فرهنگی و رسانهها در حفظ و گسترش شعر طبری اظهار کرد: نهادهای فرهنگی میتوانند با حمایت از انتشار کتاب، برگزاری جشنوارهها و نشستهای تخصصی، ایجاد فرصت برای معرفی شاعران جوان و فراهم کردن امکان پژوهش در حوزه زبان و ادبیات طبری نقش مهمی ایفا کنند. البته این حمایتها زمانی اثربخش خواهند بود که استمرار داشته باشند و تنها به مناسبتهای تقویمی محدود نشوند.
وی افزود: رسانهها نیز میتوانند با معرفی شاعران، انتشار شعرهای طبری همراه با ترجمه و شرح واژگان، تولید برنامههای ادبی و ثبت روایتهای شفاهی، مخاطبان تازهای برای این ادبیات ایجاد کنند. همچنین همکاری میان شاعران، پژوهشگران زبانشناسی، معلمان و فعالان فرهنگی میتواند به تدوین منابع آموزشی و معرفی دقیقتر ظرفیتهای زبان طبری کمک کند.
این شاعر مازندرانی توجه به تنوع گویشی استان را نیز ضروری دانست و گفت: زبان و گویشهای بومی در مناطق مختلف ویژگیهای خاص خود را دارند و ثبت این تفاوتها به شناخت علمیتر و حفظ دقیقتر میراث زبانی مازندران کمک میکند.
تقلیلی در پایان و در پیامی به نسل جوان به مناسبت هفته مازندران گفت: زبان مادری را تنها بهعنوان یادگاری از گذشته نبینید؛ آن را بخشی از هویت و توانایی فرهنگی خود بدانید.
انتهای پیام