۱۳۸۴-۰۹-۲۰ | ۱۰:۲۴
منبع:
خبرگزاری دانشجویان ایران
خسته شدم از بس شنيدم كه تقدير اينطور ميخواست. ...نميدانم تا كي بايد اشتباهات خودمان را به پاي تقدير بنويسم. سقوط يك هواپيما نظامي و مرگ دها تن. هفته بدي بود.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) بلاگرhttp://hasty00.blogfa.com نوشته است: باور كردني نبود. همه جوان بودند. همه گريه ميكردند و من درانديشه آناني بودم كه ماندهاند. زنان بيوه و كودكان يتيم. كودكان كه هنوز به دنيا نيامدهاند. هزار درد و رنج كه پس ازنبود پدر خواهد. تازه مرگ او اول همه چيزاست.
همه آنچه كه آناني در نبودشان خواهند كشيد و اين حرف كه مثل خوره به جانم افتاد است. اين اتفاق ميتوانست نيفتد.
كمي مسئوليت پذيري ميخواهد.
اين فكر مثل خوره به جانم افتاده است و سرهايي كه دوباره راحت بر بالين گذاشته ميشوند و اتفاقي كه سالي يكبار به يادمان ميآيد....
دوباره به خاطر كدام بيمبالاتي به سوگ خواهيم نشست؟
انتهاي پيام

