به گزارش ایسنا، ایران نوشت: آن روزها که شرایط انگلستان هنوز نقل مجالس سیاسی و اقتصادی نشده بود و کسی از کووید-۱۹ چیزی نشنیده بود ، روسیه به اوکراین حمله نکرده بود و چارلز سوم به سلطنت نرسیده بود. اما از آن زمان خیلی چیزها تغییر کرده است. حالا کشوری که سالها نمادی از ثروت و سلطنت و قدرت بوده دو سه سالی میشود رشد پایین اقتصادی و تورم و البته بهم ریختگی دنیای سیاست، درگیر است.
درآمد پایین، هزینههای زندگی و بدهیهای بالا، باعث شده زندگی برای میلیونها نفر در بریتانیا پایینتراز خط فقر باشد که حتی تأمین مایحتاج اولیه زندگی از حد و توان آنها خارج شود، بر اساس اعلام بنیاد «جوزف راونتری» تقریباً ۴ میلیون نفر که بیش از یک میلیون نفر آنها کودک هستند، در انگلیس در شرایط فقر مفرط زندگی میکنند و این تعداد در فاصله سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲ حدود ۶۱ درصد افزایش یافته و ۸/۳ میلیون نفر به مرحله فقر رسیدهاند.
با شیوع کرونا از سه سال قبل، بخش بزرگی از فعالیتهای اقتصادی در انگلستان متوقف شد. آنگونه که آمارها نشان میدهد نرخ تورم سالانه این کشور تا پایان ماه جولای ۲۰۲۱، با ۴/۰ درصد افزایش نسبت به مدت مشابه منتهی به ماه قبل آن سال، به ۵/۲ درصد رسید.
آمارهای رسمی ششمین اقتصاد بزرگ جهان نشان میدهد که تا سال ۲۰۲۴، ۱۲ میلیون نفر بر اثر بحران هزینههای زندگی و مشکلات اقتصادی در این کشور، در فقر مطلق زندگی میکنند. این در حالی است که شمار فقرا در انگلیس روز به روز در حال افزایش است و دولت طی سال گذشته حدود ۹۰۰ پوند به اقشار کم درآمد کمک کرده است. اما این مبالغ کفاف مشکلات عمیق اقتصادی جامعه را نمیدهد.
سر تعظیم بریتانیا در برابر رکود
واقعیت اقتصادی این روزهای انگلیس تصویر خوبی را به دنیا نشان نمیدهد، آمارها میگوید اقتصاد انگلیس در بدترین وضعیت نیم قرن گذشته قرار است، تا جایی که وضع موجود اقتصاد این کشور را باید یک بحران مزمن نامید که با خروج این کشور از اتحادیه اروپا تشدید شد. اهل فن هم بر این باورند که وقتی یک اقتصاد برای دو دوره سه ماهه متوالی رشد منفی داشته باشد وارد رکود شده است.
هرچند رسانههای انگلیس میگویند کشورشان در یک بلاتکلیفی ۱۵ ساله گرفتار شده است و بریتانیا تلاش میکند از خودش یک مکان پویا و بازار آزاد نشان دهد اما اقتصادش از بسیاری از کشورهای ثروتمند دنیا عقب مانده است و اوضاع و احوال بد سیاست این کشور هم به این نابسامانی اقتصادی دامن زده است.
اوضاع سیاسی این روزهای انگلیس هم لحظات آرام و روبهراهی را تجربه نمیکند؛ از انتخابات زود هنگام این کشور گرفته تا اعتراضات خیابانی برای حضور و اسکان مهاجران. قدرت سیاسی انگلستان طی ۱۲ سال گذشته در اختیار محافظه کاران بوده و حزب حاکم طی ۶ سال اخیر چهار نخستوزیر را تجربه کرده است.
آن روز که بوریس جانسون از جلوی خانه شماره ۱۰ خیابان داونینگ، با نخستوزیری خداحافظی کرد، کشورش را درگیر بحرانهای مختلفی کرد و درنتیجه نخستوزیر جدید با چالشهای متعدد داخلی و خارجی مواجه شد، وضعیت فاجعه بار اقتصادی و چشمانداز ناامیدکننده مهمترین چالش پیش روی لیز تراس در عرصه داخلی بریتانیا بود.خانم نخستوزیر مانده بود و اقتصادی که در آستانه رکود قرار داشت، فشار تورم دورقمی بشدت رو به افزایش بود و خروج از برگزیت فشار دو چندانی را به بریتانیا وارد کرد و حوزههای مختلف تولید و صنعت و بازار و... را تحت تأثیر قرار داد.
تعویض نخستوزیر هم کارساز نبود
او که به نامحبوبترین نخستوزیر این کشور تبدیل شد در حالی بعد از ۶ هفته برای ارائه استعفای خود به چارلز سوم، پادشاه بریتانیا، به کاخ باکینگهام