به گزارش ایسنا، شهروند نوشت: وقتی تصاویر لحظات نجات بخش، توسط دوربین ثبت میشد، غرق در امدادرسانی بودند؛ غرق در نجات. فیلمی ۲ دقیقهای در فضای مجازی دستبهدست میچرخد، فیلمی که نشان میدهد پرسنل اورژانس اصفهان چطور برای نجات کودک یک سالهای که قلبش از تپشایستاده، تلاش میکنند.
سکانسهای فیلم تلاشهای ماموران اورژانس ملک شهر اصفهان، یکی از پربازدیدترین فیلمهای مجازی شده است. علیرضا حاتمی از پرسنل ستادی اورژانس اصفهان، محمد علی هاشمی، مسئول آموزش مرکز اورژانس اصفهان، الهام شریفپور پرستار تریاژ اورژانس، نقشهای اصلی این فیلم کوتاه هستند. نیروهای اورژانس در مقابل در ورودی اداره، زندگی دوباره به «نیهان» دختر بچه یک سالهای که قلبش از تپش افتاده بود، دادند. این در حالی است که در اداره ها و ستادهای اورژانس عملیات های امدادی انجام نمی شود. تلاش پرسنل اورژانس برای نجات این کودک با واکنش بسیاری از کاربران در فضای مجازی روبهرو شده است. این فیلم در آیین گرامیداشت چهل و نهمین سالگرد تأسیس اورژانس ۱۱۵ در سالن همایشهای هتل المپیک تهران با حضور وزیر بهداشت پخش شد. لحظه زیبای نجات جان کودک توسط نیروهای اورژانس، باعث جاری شدن اشک وزیر بهداشت و سایر حاضرین در سالن شد.
ناجیان اورژانس اصفهان چه کسانی هستند و فیلم ،حاوی چه صحنههایی است که هر بینندهای را تحت تأثیر قرار میدهد؟
دوربین مدار بسته پایگاه اورژانس اصفهان فیلم نجات کودک را ثبت کرد. فیلمی دلهرهآور از لحظات رعبآور مرگ و زندگی. فیلمی که در آن نشان میدهد مادری با چشمانی گریان درحالی که دختربچهای یک ساله را در آغوش دارد وارد اداره اورژانس اصفهان میشود. اشک میریزد و کمک میخواهد. رنگ صورت دختر بچه به کبودی میزند. همزمان پرسنل اورژانس خود را به پلههای در خروج میرسانند. متحیر از موقعیتی که در آن قرار گرفتهاند اما تعلل نمیکنند و عملیات احیا را کلید میزنند. مادر روی پلهها اشک میریزد. امیدی به نجات کودکی که نه نفس دارد و نه قلبش میتپد نیست. فیلم کوتاه شده است. دو دقیقه و ۳۰ ثانیه از فیلم انتشار یافته اما به گفته پرسنل اورژانس عملیات نجات ۳۰ دقیقه طول کشیده است. ۳ پرسنل اورژانس اصفهان بدون دستپاچگی تمام مراحل نجات را قدم به قدم جلو میروند تا جایی که کودک بیجان، زندگی دوباره میگیرد.
دقایق پر التهاب
محمد علی هاشمی، مسئول آموزش مرکز اورژانس اصفهان، پرسنلی است که در عملیات نجات کودک، حضور دارد. او به «شهروند» از آن دقایق پر التهاب میگوید: «ساعت کاری ما تمام شده بود. اما آن روز به خاطر حجم کاری که داشتیم کمی بیشتر در اداره ماندیم. وقتی کارمان تمام شد میخواستم از اداره خارج شویم که دیدم جلوی در خروج ساختمان شلوغ است و همکارم آقای حاتمی در حال صدا کردن من است. بیرون آمدم مادری را دیدم که رنگ به رخسار ندارد و کودکی را در آغوش دارد که نفس نمیکشد. وضعیت کودک نشان میداد که دچار انسداد ریه و خفگی شده است. مادر هم اطلاعات درستی نداشت و نمیدانست چه بر سر دخترش