به گزارش ایسنا، روزنامه اعتماد نوشت:
شاید یکی از دلایل عدم علاقه به مطالعه تاریخ، ندانستن پاسخ این سوال باشد که چرا باید تاریخ بخوانیم؟ در پاسخ به این پرسش دلایل و پاسخهای زیادی قابل طرح است که برخی از آنها به این قرار است: تاریخ ما را با فرهنگهای دیگر آشنا میکند، تاریخ به ما کمک میکند تا هویت، فرهنگ و جامعه خود را بشناسیم.
تاریخ به ما درک و بینش نسبت به مشکلات امروزی میدهد و به ما کمک میکند تا تغییرات را بهتر درک و پردازش کنیم، مطالعه تاریخ مهارت تفسیر و تحلیل را در ما تقویت میکند، تاریخ به ما این امکان را میدهد که از گذشته درس بگیریم و درک بهتری از جهان و نحوه عملکرد آن داشته باشیم، مطالعه تاریخ به ما کمک میکند بفهمیم که چگونه رویدادهای گذشته همه چیز را به شکل امروزی درآوردهاند، با دانستن تاریخ، ما نهتنها در مورد خود و چگونگی پیدایشمان میآموزیم، بلکه توانایی اجتناب از اشتباهات و ایجاد مسیرهای بهتر برای جامعه خود را نیز توسعه میدهیم. تاریخ فقط خواندن زندگی و گذشته دیگران نیست و افرادی که ما در تاریخ درباره آنها میخوانیم ممکن است دههها یا حتی قرنها پیش زندگی کرده باشند؛ اما اعمال آنها به طور مستقیم بر نحوه زندگی امروز ما تأثیر داشته باشد. ملتی که تاریخ نمیخواند محکوم به تجربه آن است.
اما دلیل اینکه بسیاری از جوانان کشورمان از تاریخ گذشتهشان اطلاع ندارند، خیلی نیاز به مراجعه به احیانا پژوهشهای صورت گرفته ندارد، در این بخش تنها به گفته دکتر حداد عادل که مطالعات گستردهای در زمینه تاریخ دارد و به قول خودش ۴۵ هزار کتاب در کتابخانه منزل خود دارد، اکتفا شده است. وی در این ارتباط میگوید: نقل است هر ملتی که تاریخ نمیخواند، باید آن را دوباره تجربه کند. خیلی از جوانهای ما از تاریخ گذشتهشان اطلاع ندارند. امروز خیلیها نمیدانند در حالی که اروپا در حال پیشرفت بوده ایران در چه وضعی قرار داشته است؟ وی با اشاره به خاطرات روزنوشت ناصرالدینشاه به عنوان سندی دست اول از وضعیت کشورداری در زمان قاجار میافزاید: یکی از کسانی که خاطرات روزانه خود را نوشته، ناصرالدینشاه قاجار بوده است که ۵۰ سال سلطنت کرده که مصادف با دوران رشد سریع اروپا بود. ناصرالدینشاه از دو ماه پس از سلطنت تا سه روز پیش از ترور، خاطرات روزانهاش را نوشته است. حدود ۱۰ هزار صفحه از او موجود است که حدود ۹۰ درصدش تصحیح و چاپ شده است. حال تصور کنید شاهی وقایع روزانه خود را به دست خود یا به املای دیگران نوشته است. این چقدر میتواند ما را با تاریخ زمان خودمان آشنا کند که در کشور چه میگذشته است. چند نفر را میشناسید این مجموعه را خوانده باشند؟ این یک سند تاریخی از هویت کشور ما است. سندی از پادشاهی است که برای ما از روزگارش و کشورداریاش نوشته است. دوران مشروطه، آغاز سلطنت پهلوی اول و دوم و... موضوعاتی است که ما کمتر از آن میدانیم. جوانان ما نمیدانند در این دوران بیگانگان در کشور ما چه کردند و رجال سیاسی در ایران چه کسانی بودند؟ چقدر افرادی را سراغ دارید که اینها را بداند و با این موضوعات آشنا باشد؟ نسلی که تاریخ نداند، نمیتواند بفهمد به چه سمتی باید حرکت کند و آیندهاش را چگونه باید ترسیم کند.
چرا تاریخ را دوست نداریم؟
اینکه جوانان به تاریخ علاقه ندارند یا دوست ندارند متون تاریخی را مطالعه کنند، بحث بسیار مهمی است که باید از نگاه جامعهشناختی آن را مورد بررسی قرار داد. دکتر طهمورث شیری جامعهشناس و استاد دانشگاه درباره اینکه چرا جوانان علاقهای به تاریخ ندارند، چنین میگوید: «بهطور کل باید اذعان داشت نسل جوان ما زمانی به مطالعه تاریخ میپردازد که به آن نیاز پیدا کند و این نیاز را در خود احساس نمیکند. شاید بتوان این موضوع را که چرا جوانان علاقهای به تاریخ ندارند، در میزان علاقهمندی آنها به کسب تجربه دید. البته هستند بسیاری که شرایط موجود را با شرایط قدیم مقایسه میکنند تا ببینند چقدر به وضعیت آن زمان نزدیک است و در شرایط مشابه چگونه رفتار شده است.»
نشستی برای آسیبشناسی آموزش تاریخ در دانشگاهها
جالب است بدانید درباره اینکه چرا جوانان دانشگاهی کشورمان علاقهای به مطالعه تاریخ ندارند، نشست تخصصی نمایندگان شعب انجمن ایرانی تاریخ در دانشگاههای کشور با موضوع هماندیشی در خصوص آسیبشناسی آموزش تاریخ در دانشگاهها در دانشگاه فردوسی مشهد برگزار میشود و اعضای این انجمن به بیان نظرات خود در اینباره میپردازند. نظر به اهمیت مطالب طرحشده در این نشست، خلاصه این هماندیشی در زیر از نظرتان میگذرد:
موضع کشور با موضع ما متفاوت است و برای فارغالتحصیلان درخواستی نیست. در رسانهها هم انحرافات تاریخی زیادی داریم که باید به آن پرداخته شود.
اگر همه دست به دست دهیم و یک نهاد قدرتمند باشیم، میتوانیم در روند تاریخی و تولیدات تاریخی اثرگذار باشیم. یکی از دلایل جدی نگرفتن این رشته بحث اشتغال است. باید به سمت ایجاد شرکتهای دانشبنیان در این حوزه برویم تا دانشجویان بتوانند از رشته خود استفاده و ارتزاق کنند. در هرجای دنیا که چاه نفتی وجود دارد، در کنار آن یک مرکز مطالعات تاریخ شفاهی هم وجود دارد. در حوزه تاریخ و گردشگری هم زمینه اشتغالزایی وجود دارد. باید از نظری شدن تاریخ که از معضلات آموزش تاریخ است، دور شویم و به واقعیات جامعه نزدیک شویم. نخستین سوالی که برای دانشآموز پیش میآید این است که مگر در مملکت پژوهشگر تاریخ وجود ندارد که پزشک کودکان کتاب تاریخ معاصر مینویسد یا برای دانشجو هم این سوال ایجاد میشود که چرا در رسانه ملی باید افرادی که تحصیلات تاریخی ندارند، در مورد مسائل تاریخی اظهارنظر کنند.
انجمن باید یک شبکه مجازی داشته باشد. برای جمعآوری مقالات پژوهشگران و امتیازدهی به آنان و از این راه هم اطلاعرسانی کند و هم کسب درآمد صورت گیرد. با وجود این شبکه و نشر نقدهای وارده به سریالهای تاریخی تبدیل به قدرتی علمی میشویم و در آن صورت حکومت نمیتواند ما را نادیده گیرد.
برای تغییر وضعیت باید هم سنت و کارکردهای آن و هم وضعیت کنونی خود را بشناسیم. در این زمینه باید آمارگیری از وضعیت تاریخ داشته باشیم. در حوزه آموزش سرفصلهای درسی کاربردی نیست و مشکل آییننامهای وجود دارد، در بحث پژوهش هم هیات تحریریه مجلات علمی- پژوهشی سلیقهای عمل میکنند. نیازهای زمانه با نیازهای ۵۰ سال پیش که رشته تاریخ تأسیس شد، یکی نیست. همچنین مورد مهم دیگر ایجاد پیوند بین دانشگاه و نگاه مردم عادی به تاریخ ایجاد شود. مثلا یکی از نیازهای تاریخی مردم یافتن شجرهنامه خودشان است.
در سطح خارجی دنیا سعی در دزدیدن اشخاص تاریخی ما دارد. در داخل هم طراحی کتب به ما محول نمیشود. همچنین فقدان یک مرکز پژوهشهای آماری در زمینه تاریخ احساس میشود.
دانشجویان حتی نمیتوانند تاریخ بیهقی را از رو بخوانند. در منابع مقالات هم از اسناد تاریخی استفاده نمیشود؛ چراکه نویسندگان اصلا نمیدانند منبع تاریخی به چه معناست در روزهایی که کشورمان آبستن حوادث تازهای است، ایکاش توجه نسل جوان به تاریخ و فراز و فرودهای آن جلب شود تا بهترین تصمیمات را اتخاذ کنند.
انتهای پیام



نظرات