یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۰۹:۰۷
منبع: نمایندگی همدان
وقتی خانه‌، مدرسه می‌شود

روایت فداکاری معلمان ملایر در روزهای جنگ و آموزش مجازی:

وقتی خانه‌، مدرسه می‌شود

همدان (ایسنا) - در روزهایی که سایه جنگ همچنان بر آسمان کشور سنگینی می‌کند و آموزش مدارس به فضای مجازی منتقل شده است، برخی معلمان در سکوت و بی‌هیاهو، سنگر تعلیم را ترک نکرده‌اند. آنان با وجود کمبود امکانات، ضعف اینترنت و محرومیت‌های آموزشی، تلاش کرده‌اند چراغ یادگیری در دل دانش‌آموزان خاموش نشود؛ حتی اگر این چراغ در اتاقی از خانه‌ای روستایی روشن بماند.

در میان این معلمان، نام «محمد ننجی» بیش از همه در روستای حسین‌آباد شاملو شنیده می‌شود؛ آموزگار ۲۷ ساله پایه ششم دبستان مولوی که پنج سال است ردای معلمی بر تن دارد و این روزها خانه پدری‌اش را به کلاس درس تبدیل کرده است.

با آغاز جنگ و مجازی‌شدن کلاس‌ها، مشکلات آموزش در مناطق روستایی بیش از پیش نمایان شد؛ سرعت پایین اینترنت، قطعی‌های مکرر شبکه شاد و نبود گوشی هوشمند در بسیاری از خانواده‌ها، دانش‌آموزان را با چالش جدی مواجه کرد.

ننجی در گفت‌وگو با ایسنا می‌گوید: خیلی از خانواده‌ها تنها یک گوشی دارند که آن هم با رفتن پدر همراه او می رود. بعضی‌ها هم اینترنت مناسبی ندارند یا سواد کافی برای همراهی فرزندشان در آموزش مجازی را ندارند. نمی‌توانستم بپذیرم بچه‌ها از درس جا بمانند.
همین دغدغه‌ها سبب شد او به جای گلایه، به فکر راه‌حل باشد. یکی از اتاق‌های خانه پدری‌اش را در همان روستا مرتب کرد و کلاس درسش را به آنجا منتقل کرد.  

ننجی می‌افزاید: ابتدا یک وایت‌برد کوچک داشتیم و با همان شروع کردیم. بعد تصمیم گرفتیم از مسجد روستا یک تخته بزرگ امانت بگیریم. حالا خانه تقریباً شبیه یک کلاس واقعی شده است.

وقتی خانه‌، مدرسه می‌شود


کلاسی با ۱۹ دانش‌آموز مشتاق

کلاس ششم ننجی ۱۹ دانش‌آموز دارد که از اسفندماه تاکنون هر روز به صورت حضوری در این خانه گرد هم می‌آیند. اشتیاق دانش‌آموزان به حدی است که حتی دو نفر از آنان که در روستای مجاور «زیرآبیه» زندگی می‌کنند، روزانه مسیر بین دو روستا را طی می‌کنند تا از کلاس حضوری محروم نمانند.

ننجی معتقد است تدریس در مدرسه روستایی، با وجود تمام دشواری‌ها، شیرینی خاص خود را دارد اما با مجازی شدن آموزش، چالش‌ها دوچندان شده است.

او می‌گوید: وقتی آموزش مجازی می‌شود، تازه مشکلات شروع می‌شود. معلم مدام نگران است که دانش‌آموزش چگونه درس می‌خواند و چه کند که از تعلیم و تربیت جا نماند.

همین دغدغه‌ها سبب شد این معلم جوان خانه‌اش را به مدرسه تبدیل کند تا دانش‌آموزان منطقه به دلیل کمبود امکانات از چرخه آموزش بازنمانند.

وقتی خانه‌، مدرسه می‌شود

وقتی خانه‌، مدرسه می‌شود


این روحیه مسئولیت‌پذیری تنها به روستا محدود نمی‌شود. در شهر ملایر نیز معلمانی هستند که با وجود برگزاری کلاس‌های مجازی و فراهم بودن نسبی امکانات، همچنان آموزش حضوری را مؤثرتر می‌دانند.

انسیه بیات یکی از آنان است. او با هماهنگی انجام‌شده، چند جلسه از کلاس خود را در یکی از مساجد شهر به صورت حضوری برگزار کرده است.

بیات می‌گوید: با اینکه خانواده‌ها در کلاس‌های مجازی همکاری خوبی داشتند، اما هیچ چیز جای آموزش حضوری را نمی‌گیرد. تعامل مستقیم معلم و دانش‌آموز بسیار ارزشمند است. بچه‌ها استقبال زیادی کردند و هنوز مشتاق‌اند جلسات حضوری ادامه داشته باشد.
او معتقد است حضور معلم در کنار دانش‌آموز، تنها انتقال درس نیست، بلکه انتقال امید، انگیزه و اعتماد به‌ نفس است.

این معلمان بر این باورند که همان‌گونه که رزمندگان در میدان نبرد برای دفاع از خاک کشور ایستاده‌اند، آنان نیز در میدان تعلیم و تربیت وظیفه‌ای خطیر بر عهده دارند.

به گفته بیات اگر فقط از عشق به وطن برای دانش‌آموزان بگوییم، شاید معنایش را درک نکنند؛ اما وقتی ببینند معلمشان با وجود امکان آموزش مجازی، سختی برگزاری کلاس حضوری را به جان می‌خرد، آن‌وقت مفهوم مسئولیت و عشق به سرزمین را با چشم خود می‌بینند.

وقتی خانه‌، مدرسه می‌شود

پارک، کلاس درس شد
آموزگار پایه دوم یکی دیگر از مدارس ملایر نیز برای دو جلسه کلاس درسش را در فضای باز پارک برگزار کرد. حرکتی که نه تنها از سویی بر یادگیری دانش‌آموزان تأثیر گذاشت، بلکه روحیه و شادی را در دل کودکانی که مدت‌ها طعم حضور در کنار همکلاسی‌ها و معلمشان را نچشیده بودند، زنده کرد.

وی در این باره می‌گوید: بعد از گذشت دو ماه از آموزش مجازی، بچه‌ها دیگر طاقت دوری از مدرسه و دوستانشان را نداشتند. وقتی اعلام کردم که قرار است دو جلسه کلاس را در پارک برگزار کنیم، انگار دنیا را به آن‌ها داده بودند! از شب قبل خوابشان نمی‌برد و مدام هیجان‌زده بودند که فردا چه موقع است تا دوباره معلم و دوستانشان را ببینند.

از ۳۵ دانش‌آموز این کلاس، ۳۳ نفر در پارک حاضر شدند؛ کودکانی که سر از پا نمی‌شناختند و با اشتیاقی وصف‌ناپذیر در کلاس حاضر شده بودند. شور و شوقی که در چهره‌هایشان موج می‌زد، گواه این بود که کلاس حضوری، تنها مکانی برای فراگیری علم نیست؛ بلکه فضایی است برای تجربه زندگی، شکل‌گیری دوستی‌ها و زنده شدن روحیه.

این معلم با اشاره به تأثیر شگرف این اقدام بر روحیه بچه‌ها، ادامه می‌دهد: دیدن شادی و هیجانشان، برایم مثل معجزه بود. این روزها، روزهای سختی برای همه ما، به‌ویژه کودکان است. همین که بتوانند معلم و دوستانشان را ببینند، از نزدیک با هم صحبت کنند و بازی کنند، بار بزرگی را از دوششان برمی‌دارد. این فقط یادگیری درس نیست؛ این همان بالیدن و شکوفا شدن در کنار هم است.

وی با تأکید بر اهمیت حضور در کنار هم، خاطرنشان می‌کند: تأثیر کلاس حضوری بر یادگیری قابل انکار نیست، اما تأثیر آن بر روحیه و سلامت روان بچه‌ها در این شرایط، از آن هم مهم‌تر است. وقتی بچه‌ها با چشمانی پر از شوق و انتظار به معلم و همکلاسی‌هایشان نگاه می‌کنند، یعنی هنوز امید در دلشان زنده است و همین برای ما معلمان، بزرگترین انگیزه است.

وقتی خانه‌، مدرسه می‌شود

به‌گزارش ایسنا، برگزاری کلاس درس در پارک، گرچه شاید راهکاری موقت و غیرمتعارف به نظر برسد، اما عمق نیاز کودکان به حضور، تعامل و حس تعلق را بیش از پیش نمایان می‌کند.

معلمان امروز ایران با خلاقیت و دلسوزی خود، اثبات می‌کنند که عشق به تعلیم و تربیت، هیچ مانعی را نمی‌شناسد و هر فضایی می‌تواند به مدرسه بدل شود، تا لبخند و یادگیری، مهمان همیشگی خانه‌ی دل کودکان این سرزمین باقی بماند. این معلمان نشان داده‌اند رسالت آنان محدود به چهاردیواری مدرسه نیست. خانه‌ای ساده در روستا یا مسجدی در شهر، می‌تواند به مدرسه‌ای تبدیل شود که در آن، امید و آموزش همزمان جریان دارد.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها