احسان تاجیک در گفتوگو با خبرنگار ایسنا بهمناسبت اول خرداد، سالروز بزرگداشت ملاصدرا، با تفکیک دو ساحت «فلسفه نظری» و «فلسفه عملی» در اندیشه صدرای شیرازی، سخن خود را با تأکید بر این نکته آغاز کرد که عظمت یک فیلسوف در یک حوزه به معنی برخورداری او از نظریههای بدیع در حوزههای دیگر نیست.
وی با اشاره به تمرکز اصلی ملاصدرا بر اثبات عقلی «معاد جسمانی» و تدوین نظام «حکمت متعالیه» گفت: تمام دغدغه صدرالمتألهین معطوف به تبیین نحوه هستی، سفرهای چهارگانه عقل و سرانجام انسان به سوی خالق بود. در این مسیر، مسئله «سیاست» و «نظام معاش» انسانها در حاشیه قرار گرفت.
او افزود: اگر آثار ملاصدرا از جمله «اسفار اربعه»، «شواهد الربوبیه» و «مبدأ و معاد» را مرور کنیم، به ندرت بحث مستقیم و مفصل درباره سیاست مییابیم. آنچه هست، عمدتاً در بخشهای پایانی «مبدأ و معاد» خلاصه میشود. از این منظر نه میتوان ملاصدرا را یک فیلسوف سیاسی به معنای تخصصی کلمه دانست و نه میتوان از دستگاه حکمت متعالیه یک نظریه سیاسی نوین استخراج کرد.
تأسی از ابن سینا و فارابی؛ پرسشی درباره ابتکار صدرا
این پژوهشگر علوم سیاسی با طرح پرسشی درباره میزان ابتکار ملاصدرا در مباحث سیاسی، بیان کرد: آنچه ملاصدرا درباره اقسام مدینه، صفات رئیس مدینه و نسبت شریعت با سیاست آورده است، ساختاری آشنا برای آشنایان با فلسفه اسلامی دارد. او در این بخش، آشکارا از دو منبع اصلی بهره گرفته است؛ نخست، بخش پایانی کتاب «الهیات شفا» اثر ابن سینا که خود متأثر از تفسیر نوافلاطونی «جمهور» افلاطون و دوم، آثار فارابی بهویژه «آراء اهل مدینه فاضله» و «الفصول المدنی» است.
وی تأکید کرد: مسئله این نیست که ارجاع به پیشینیان امری نکوهیده است، بلکه مسئله بر سر «ابتکار» و «افزودن» است. در آثار ملاصدرا، نشانهای از بازتعریف مفاهیم سیاسی بر پایه اصول اختصاصی حکمت متعالیه مانند «حرکت جوهری» یا «تشکیک وجود» دیده نمیشود. او در این حوزه بیشتر نقش یک شارح فلسفی را داشته است.
تمرکز بر «معاد» و غفلت نسبی از «معاش»
تاجیک گفت: یکی از محورهای قابل تأمل در ارزیابی اندیشه سیاسی ملاصدرا، نسبت «معاد» و «معاش» در دستگاه فکری او است.
وی توضیح داد: ملاصدرا در اثبات معاد جسمانی که در بستر تاریخی او با چالشهای کلامی جدی مواجه بود، چنان غوطهور است که فرصت پرداختن به جزئیات «نظام معاش» انسانها را از دست میدهد. پرسش از چگونگی تنظیم روابط اقتصادی، تضمین عدالت توزیعی، طراحی نهادهای سیاسی کارآمد، یا حقوق شهروندی در برابر حاکم دستکم به شکلی روشمند و گسترده در آثار او راه نمییابد.
این پژوهشگر علوم سیاسی افزود: این به معنای آن نیست که ملاصدرا لزوماً به این مسائل بیاعتنا بوده است. بلکه نشان میدهد که «مسئله» او جای دیگری بوده است. هر فیلسوفی در چارچوب زمانه و پرسشهای بنیادین خود حرکت میکند. پرسش بنیادین ملاصدرا این بود که «چگونه میتوان معاد جسمانی را با عقل اثبات کرد؟» نه «چگونه میتوان جامعه عادلانه بنا کرد؟»
«انسان کامل»؛ راهی به سوی آرمانشهر یا فرار از نهادگرایی؟
تاجیک در ادامه به مفهوم «انسان کامل» در اندیشه ملاصدرا اشاره کرد و گفت: برخی بر این باورند که ملاصدرا با توسل به نظریه «انسان کامل» موجودی که هم فیلسوف است، هم عارف و هم مدبر، تصویری از حاکم آرمانی ارائه داده است، اما مسئله اینجاست که «انسان کامل» یک مفهوم وجودشناختی و عرفانی است، نه یک نظریه نهادی درباره چگونگی تقسیم قدرت، نظارت بر حاکم یا تضمین مشارکت شهروندان.
وی تأکید کرد: در سنت فلسفه سیاسی، تفاوت میان «حاکم خوب» و «ساختار خوب» از اهمیت بنیادینی برخوردار است. ملاصدرا همچون بسیاری از فیلسوفان پیش از خود در جهان اسلام بیشتر بر «حاکم خوب» متمرکز شده است، اما پرسش از «ساختار خوب» را بیپاسخ گذاشته است. این همان نقطهای است که فلسفه سیاسی در آثار او با «کمتوجهی» و «سکوت نسبی» مواجه میشود.
جایگاه واقعی ملاصدرا، احترام بدون اغراق
این پژوهشگر علوم سیاسی در جمعبندی بحث خود، بر لزوم «نشاندن ملاصدرا در جایگاه واقعی خود» تأکید کرد و گفت: احترام به یک اندیشمند بزرگ، الزاماً به معنای بزرگنمایی در همه زمینهها نیست. ملاصدرا در فلسفه نظری و حکمت متعالیه، بیتردید یکی از بلندترین قلههای تاریخ تفکر در ایران و جهان اسلام است، اما در حوزه فلسفه سیاسی به معنای تولید نظریههای نو، بدیع و نظاممند درباره دولت، قانون، عدالت و قدرت نمیتوان او را در ردیف فارابی یا حتی ابن سینا قرار داد.
تاجیک اظهار کرد: تلاش برای ساختن «ملاصدرای فیلسوف سیاسی تمامعیار» فارغ از شواهد متنی نهتنها به غنای اندیشه سیاسی ما نمیافزاید، بلکه نوعی «فرافکنی نیازهای امروز بر گذشته» است. ما امروز به فیلسوفان سیاسی نو نیاز داریم که با تکیه بر میراث گذشتگان، اما با زبان و مسئلهشناسی امروز، به تولید اندیشه بپردازند. نه اینکه بکوشیم گذشتگان را بهزور به قامت یک فیلسوف سیاسی امروزی درآوریم.
اول خرداد؛ فرصتی برای تأمل در نسبت «حکمت» و «سیاست»
وی با اشاره به مناسبت اول خرداد، گفت: سالروز درگذشت ملاصدرا فرصت مناسبی است تا از دو افراط پرهیز کنیم؛ یکی افراط در بزرگنمایی اندیشه سیاسی او که با متون ناسازگار است، دیگری افراط در نادیده گرفتن کلی اندیشه او. راه میانه آن است که ملاصدرا را در جایگاه خود ببینیم، فیلسوفی که عظمتش در «وجودشناسی» و «معادشناسی» است، نه در «سیاست نامهنویسی» و تجلیل از او یعنی شنیدن همین تمایزها، نه کتمان آنها.
تاجیک اضافه کرد: آنچه امروز فلسفه سیاسی در ایران به آن نیاز دارد، نه تقلید از سخنان کهن، که «تأسیس دوباره» بر پایه عقل و نیازهای امروز است. ملاصدرا در حوزه خود این کار را کرد (تأسیس حکمت متعالیه) اما در حوزه سیاست به اعتراف آثار خود چنین تأسیسی از او برجا نمانده است. این نه نقص او که نشانه تفاوت «مسئله» او با «مسئله» ماست.
انتهای پیام

