به گزارش ایسنا، روزنامه لبنانی الاخبار نوشت: «واشنگتن تلاشهای خود را برای فشار بر متحدان اروپایی خود افزایش داده و به دنبال کشاندن آنها به بحران تنگه هرمز است. این بخشی از تلاش آمریکا برای انتقال بخش قابل توجهی از مسئولیت بحران و پیامدهای آن به بازیگران منطقهای و بینالمللی است و آن را به عنوان "تهدیدی برای کل جامعه بینالمللی" به تصویر میکشد. این امر توجیه میکند که دیگران بار سیاسی، امنیتی و اقتصادی تضمین آزادی کشتیرانی را بر دوش بکشند.»
در همین راستا، «مارکو روبیو» وزیر امور خارجه آمریکا پیش از دیدار با همتایان خود در ناتو در سوئد، از ناتو انتقاد کرد و با توجه به اختلافات فزاینده بر سر جنگ احتمالی آمریکا با ایران، ادامه وجود آن را زیر سوال برد.
به نظر میرسد مذاکرات غیرمستقیم بین واشنگتن و تهران که با میانجیگری پاکستان در حال انجام است، به سطح حساستری در مورد مدیریت آینده تنگه هرمز رسیده است. این در حالی است که آمریکا تا حد زیادی آگاه شده است که ایران، به دلیل جغرافیا و تواناییهای نظامی خود، به طور مؤثر امنیت دریایی در تنگه را کنترل میکند. این اعتقاد با پیشنهاد ایران برای ایجاد سازوکار جدید در تنگه که به ایران، با همکاری کشورهای منطقه، نقش مستقیمی در تنظیم ترافیک دریایی در آنجا میدهد، تقویت میشود. این میتواند شامل مکانیزمهای مالی یا هزینههایی باشد که تحت پوشش امنیت دریایی، حفاظت از محیط زیست دریایی و مدیریت لجستیکی آبراه وضع میشود.
بنابراین، تهران با ایجاد یک اداره ویژه برای تنظیم ترافیک کشتیها و نظارت بر تدابیر ترانزیت، به تدریج جهان را با کنترل خود بر تنگه هرمز وفق میدهد. شاید دقیقترین بیان موضع ایران از زبان «علی روئینتن» فیلمساز باشد که با گفتن این جمله که «ایران ۴۷ سال تحت تحریمها زندگی کرد اما وقتی تنگه هرمز برای چند روز بسته شد، به نظر میرسید که تمام جهان در حال خفه شدن است»، واکنش گستردهای را برانگیخت.
وی افزود که پیام ایران واضح است «کشوری که دههها با تحریمها زندگی کرده است، دقیقا میداند وقتی میخواهد دیگران چیزی مشابه آنچه را که او احساس کرده است، تجربه کنند، کجا باید فشار وارد کند.»
بنابراین، آمریکا که قادر به تحمل واقعیت جدید ناشی از ناتوانی خود در بازگشایی تنگه هرمز نیست، به دنبال بینالمللی کردن هزینه بحران و توزیع بار آن بین متحدان و شرکای خود است. این کشور همچنین تلاش میکند سایر کشورها را به شورش علیه کنترل ایران بر تنگه و امتناع از پذیرش آن به عنوان یک عمل انجام شده تحریک کند. واشنگتن از تثبیت تدریجی به رسمیت شناختن بینالمللی نفوذ دائمی ایران در هرمز میترسد و تلاش میکند از تبدیل این نفوذ به مشروعیت کامل سیاسی و اقتصادی جلوگیری کند.
در این راستا، اظهارات روبیو پس از نشست ناتو مطرح شد، زمانی که وی اظهار داشت: «هیچ کشوری در جهان پرداخت هزینه به ایران را نمیپذیرد.» این موضع اهمیت بیشتری پیدا میکند زیرا دادهها نشان میدهد که تعدادی از کشورهای اروپایی و آسیایی اکنون عملا با ایران به عنوان طرفی که بهترین موقعیت را برای کنترل و مدیریت امنیت تنگه دارد، چه از طریق تفاهمات مستقیم و چه از طریق توافقات اعلام نشده، تعامل دارند.
علاوه بر این، یک تحرک سیاسی و دیپلماتیک در اروپا که هنوز در مراحل شکلگیری است، در حال ظهور است که هدف آن یافتن رویکردی متفاوت از فشار آمریکا است. این رویکرد بر مهار تشدید تنش به جای گسترش آن و سازگاری با واقعیتهای جدید در خلیج فارس به جای درگیری آشکار برای شکستن آنها تمرکز دارد. چندین پایتخت اروپایی درک میکنند که هرگونه درگیری طولانی مدت بر سر تنگه هرمز، چه از نظر انرژی، تجارت یا امنیت، برای اروپا از ایالات متحده بسیار پرهزینهتر خواهد بود. نشانه این امر، افشای محتوای آخرین تماس تلفنی بین «مسعود پزشکیان» رئیس جمهور ایران و «امانوئل ماکرون» رئیس جمهور فرانسه توسط رسانههای ایرانی بود که در آن امانوئل ماکرون درخواست تضمین عبور ایمن کشتیهای فرانسوی از تنگه هرمز را کرده بود.
با این حال، این رویکرد هنوز فاقد یک موضع واحد و روشن اروپایی است. در داخل ناتو، بین کشورهایی که طرفدار موضعگیری سختگیرانه در کنار آمریکا هستند و دیگران که ترجیح میدهند کانالهای مذاکره و تفاهم با ایران را باز نگه دارند، اختلافاتی وجود دارد. در واقع، در حال حاضر نشانههایی وجود دارد که تعدادی از کشورهای اروپایی، به ویژه آلمان، در تلاش برای یافتن راه میانه بین امتناع از مشارکت کامل در استراتژی آمریکا و اطمینان از اینکه مسئله تنگه هرمز بدون حضور غرب باقی نمیماند، شروع به حمایت از عملیات دریایی به رهبری انگلیس خارج از چارچوب رسمی ناتو کردهاند.
موضع آلمان را میتوان به عنوان مشارکت محتاطانه در یک نیروی «حفاظت دریایی»، بدون مشارکت مستقیم در یک رویارویی نظامی آشکار علیه ایران، درک کرد. برلین، مانند چندین پایتخت دیگر، همچنان در مورد تبدیل ناتو به یک طرف مستقیم درگیری مردد است، زیرا این امر مستلزم اجماع در داخل ناتو است که هنوز در دسترس نیست و میتواند اروپا را به جنگی بکشاند که تمایلی به تحمل پیامدهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی آن ندارد. در مقابل، به نظر میرسد انگلیس و فرانسه تمایل بیشتری به تشکیل یک نیروی دریایی انعطافپذیر و با مأموریت محدود دارند که هدف اصلی آن محافظت از کشتیها و تضمین جریان مداوم تجارت و انرژی است، بدون اینکه اهداف گستردهتر آمریکا در رابطه با فشار نظامی و سیاسی بر ایران را اتخاذ کنند.»
انتهای پیام

