نام امام هادی(ع) کمتر از آنچه شایسته مقام علمی و معنوی ایشان است در فضای عمومی جامعه شنیده میشود. زندگی در شرایط شدید اختناق سیاسی، محدودیت ارتباط با مردم و کمبود منابع تاریخی موجب شده بخشهایی از سیره این امام همام برای بسیاری از مسلمانان ناشناخته باقی بماند. این در حالی است که بسیاری از مهمترین تحولات فکری و تشکیلاتی تشیع، از جمله تثبیت شبکه وکالت و تبیین جایگاه امامت، در دوران ایشان شکل گرفت. به مناسبت سالروز میلاد امام علی النقی(ع)، در گفتوگو با حجتالاسلاموالمسلمین امیر علی حسنلو، استاد سطوح عالی حوزه و مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات حوزههای علمیه به بررسی ابعاد کمتر شناختهشده زندگی و میراث ماندگار آن حضرت پرداختهایم که متن آن از نظر میگذرد:
ایسنا_ چرا شناخت عمومی ما از امام هادی(ع) کمتر از ائمه دیگر است؟
این کمتر بودن شناخت و کاستی علل مختلفی دارد و به نظر می رسد یکی از علتها مربوط به جو تاریخی زمان زندگی این حضرات میشود، ائمه آخرین همزمان با خلفای جور آن زمان که اختناق سیاسی در جامعه و اجتماع شدید بوده زندگی میکردند و همین موضوع بر زندگی امامان شیعه و خود شیعه سایه انداخته بود؛ علت دیگر زندگی در حصر برای امامان بود که زندگی امام جواد(ع) همه در حصر و تحت مراقبت نظامیان خلفای جور عباسی بوده است.
امام عسگری(ع) و امام هادی(ع) در محاصره نظامی کامل و به اصطلاح امروز در پادگان نظامی زندگی میکردند و همین جو بر تاریخنگاری، شناخت از امامان و تبیین سیره این بزرگواران اثر گذاشته و کمتر در بین مورخان اثری وجود دارد؛ اگرچه تاریخنگاری دولتی هم در این قضیه دخیل است، آنها سعی داشتند که درباره ائمه(ع) وقایع جز توسط برخی مورخان اهل سنت ضبط نشود که هم اکنون گزارشهای کمی درباره سیره و حوادث و وقایع زندگی این امامان(ع) در دسترس است.
بنابراین این علل منجر به کاستی منابع تاریخی درباره سیره این پیشوایان بوده است؛ نبود ارتباط با مردم و تشکیل کلاسهای درس برای یاران نیز جزء عللی است که از جو اختناق سیاسی آن دوران ناشی شده و سیره و زندگی ائمه(ع) پوشیده و مستور باقی مانده است. برای شیعه و تاریخ نویسان اسلامی، علل را میتوان در دو دسته کلی؛ علتهای زمینهای که بسترهای تاریخنگاری، اسباب ضبط، نگارش سیره و حوادث مربوط به ائمه محدود یا بهطور کلی وجود نداشته است، تقسیم کرد.
یا علتهای زمانهای که عبارت است از کاستی منابع درباره این امامان بهویژه امام هادی(ع) که اطلاعات تاریخی کمی در دسترس است، افزون بر این، سالها زندگی شیعه از نظر اجتماعی و سیاسی در شرایط تقیه بود و شیعیان نمیتوانستند آزادانه برای امامان خود مجالس یادبود و ذکر برپا کنند یا مدارس و مجالس علمی آزادانه و آشکار داشته باشند، لذا ذکر یاد و نام این ائمه(ع) طبعا کمتر یادآوری شده است، علت دیگر نیز که ناشی از همان علل اختناق و جو سیاسی حاصل از ستم عباسیان بوده، عمر کوتاه این امامان بهویژه ائمه ابن الرضا(ع) است.
به طوری که روشن است امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام عسگری(ع) همه در سن جوانی به شهادت رسیدهاند، لذا در این زمینه باید کارهای اساسی علمی برای جبران این کاستیها صورت گیرد اگرچه برخی از ابعاد آن قابل جبران نیست.
ایسنا_ جوانان امروز از سیره امام هادی(ع) چه درسهایی میتوانند بگیرند؟
با این وجود که در منابع و مآخذ درباره امام هادی(ع) کاستی وجود دارد، اما در همین منابع اندک؛ دریایی از معارف را میتوان برای الگوگیری از سیره این امام بزرگوار استخراج و برای الگوگیری عموم مردم بهویژه جوانان استفاده شود، از جمله زیباییهایی که جوانان میتوانند از سیره امام هادی(ع) سرمشق بگیرند، بندگی و عبودیت خالصانه است؛ خداشناسی، خداپرستی و خداجویی را در راز و نیازهای امام هادی با پروردگار و دعایی که از حضرت به یادگار مانده است برای جوانان بهترین الگو است.
درس دیگر برای جوانان، نوآوریها، نبوغ و خلاقیت است، حضرت در شرایط حصر و اختناق و به اصطلاح امروز در تحریم کامل؛ نهادهای علمی و دینی مهمی را تاسیس کرد که برای حفظ مکتب و دین، اساسیترین اقدام به شمار میآید، امام هادی(ع) با این ابداع و نبوغ، حوادث و مشکلات سالهای بعد از خودشان را پیشبینی و برای آن بهترین راه حلها را ارائه داد، بنابراین ابداع و دوراندیشی امام نیز در حل مشکلات برای جوانان درس دیگری است.
آینده نگری درس دیگری از سیره امام هادی(ع) است که برای همه جوانان و مسئولین سرمشق است؛ دفاع از ولایت علی بن ابیطالب(ع) و امامت امیر مومنان است، با وجود دشمنی تمام قد عباسیان بر علیه امیرمومنان(ع)، آن حضرت زیارت غدیریه را مطرح کردند و توطئهها را خنثی میکردند و درس دیگر از سیره امام برای مسئولین و دیگر افراد؛ ارتباط با مردم است، امام بهترین روش حفظ آرمانها، دین و ارزشها را ارتباط با مردم میداند.
ارتباط با مردم بسیار مهم است، مسئولین باید شبکههای ارتباطی با مردم را گسترش دهند و برای آن اهمیت فوقالعاده قائل شوند آن هم نه بهصورت تشریفاتی و صوری بلکه اساسی و نهادینه شده، قشر مهمی از مردم جوانان هستند و مسئولین باید جوانان را دریابند و با مردم از راههای مختلف ارتباط تنگاتنگ داشته باشند، این روش همه امامان ما بود؛ خلافت عباسی در پی قطع ارتباط ائمه با مردم بود، اهلبیت(ع) را حصر و محاصره و حبس میکرد اما ائمه(ع) برای ارتباط با مردم از هر راهی تلاش میکردند.
مامون زمانی که متوجه ارتباط وسیع امام رضا(ع) با مردم شد، این ارتباط را قطع کرد، ارتباطی که باعث محبوبیت و شناخت جایگاه حضرت میان مردم شد و امام هادی(ع) را نیز در حصر قرار دادند اما آن حضرت راههای مختلف ابداع کرد تا پیوند مردم برای صدها سال با امامت، دین و زعامت دینی برقرار باشد و مسئولین باید به این مهم توجه کنند.

ایسنا_ چرا حکومت عباسی از امام هادی(ع) هراس داشت؟
هر چه دوران حکومت عباسی از استقرار و ثبات فاصله میگرفت، تنزل قدرت امام هادی(ع) نیز مشهودتر بود و این امر دلایلی داشت، از جمله این دلایل میتوان به گسترش نارضایتی اجتماعی، مفاسد هیئت حاکمه و شیوع فساد از سوی درباریان و نفوذ عناصر ناشایسته در هرم قدرت و حاکمیت سلاطین مستبد عباسی اشاره کرد، در ابتدا عباسیان برای تضعیف دولت امویان شعار محبوبیت آل محمد و خونخواهی شهدای کربلا را سر دادند و توانستند با این شعار، قلوب مردم را به سوی خود جذب کنند، چنانچه در این عصر ایرانیان نقش اساسی داشتند و عباسیان توانستند با کمک ایرانیان؛ امویان را از بین ببرند.
چرا که عشق به اهلبیت(ع) از زمان حکومت علیبن ابیطالب(ع) در میان ایرانیان ریشه کرده بود و امویان از همین عشق به اهلبیت(ع) سوءاستفاده و امویان را سرکوب کردند، ایرانیان در پیشبرد علوم نیز نقش بسزایی داشتند، لذا بیشتر تکیه عباسیان بر ایرانیان بود، ایرانیان در تولید، انتقال و توسعه علوم نقش داشتند و از نظر دیوانی و تشکیلات اداری بسیار قوی بودند و عباسیان از آنها الهام گرفتند و تجربیات خود را به حکومت عباسی انتقال دادند.
مدیریت شایسته عناصر و خاندان ایرانی در تشکیل حکومت عباسی قابل انکار نیست، اما به تدریج که مدیریت ایرانیان از این تشکیلات کم میشد، اقتدار عباسیان رو به افول رفت و روش نامناسب عباسیان نسبت به اهلبیت(ع) خصوصا شهادت امام رضا(ع) موجب بدبینی ایرانیان به حکومت عباسی شد، شناخت و گرایش شدید ایرانیان به اهلبیت(ع) و ائمه ابن الرضا(ع) از جمله امام هادی(ع) موجب نگرانی عباسیان و حصر بیشتر این امامان پس از امام رضا (ع) شد.
هراس و نگرانی عباسیان نسبت به امام هادی(ع) ریشه در گرایش ایرانیان به سوی اهلبیت(ع) داشت، آنها میدانستند امویان توسط ایرانیان از اریکه قدرت و خلافت کنار زده شدند و ایرانیان به علت پیوند با اهلبیت(ع)؛ حقانیت امامت به خلافت را به خوبی دریافته بودند، لذا عباسیان برای کنترل شرایط و با حصر ارتباط و روابط مردم خصوصا ایرانیان با امامان را برای پیشگیری از سقوط خود انجام داد اما هادی(ع) نیز از طریق نامهنگاری و روشهای دیگر با ایران ارتباط داشت که همین موضوع نگرانی عباسیان را تشدید میکرد.
ایسنا_ شبکه وکالت چه بود و چه نقشی در حفظ تشیع داشت؟ آیا این شبکه زمینهساز دوران غیبت شد؟
سازمان و نظام وکالت در دوران امامان پیشین نیز بود، اما امام هادی(ع) به این نظام رسمیت بخشید، آن را منسجم کرد و این نهاد را به عنوان راهبردی الگوساز برای آینده شیعه تثبیت کردند، در حقیقت این راهبرد در ایام بحرانی برای ارتباط شیعه با امامت و استمرار و پیوستگی خط امامت با مردم ترسیم شده بود، بعد از امام هادی(ع) وضعیت شیعه به گونهای سخت شد که شیعیان برای ارتباط با امام معصوم(ع) و کسب تکلیف خود چارهای جزء بهرهگیری از نظام وکالت نداشتند، نظام وکالت و مدیریت امام در این دوران نقش بسزایی در ترویج و حفظ اسلام راستین و تشیع داشت.
شبکه وکالت برای حفظ دین اسلام و مکتب اهلبیت(ع) آثار و فواید بیشماری داشت که یکی از این آثار؛ حفظ مکتب اهل بیت(ع) و تقویت بنیانهای علمی بود، این شبکه بستری مناسب جهت ارتباط شیعیان با امام ایجاد میکرد و امام نیز میتوانست پیام خود را از طریق نامهنگاری، سریعا و به طور سیستماتیک از طریق نمایندگان معتبر به شیعیان برساند، همچنین بدون ایجاد مشکل امنیتی برای شیعیان هدایت و جهت دهی ادامه داشته باشد.
از طرفی این شبکه از لحاظ علمی و فقهی مطالب را در اختیار شیعیان قرار میداد، سازمان بزرگ وکالت به عنوان یک سازمان علمی مطرح بود و شبهات و مسائل فقهی را پاسخ میدادند، ساماندهی و حفظ عقاید مذهبی، زدودن شرک و ثنویت از توحید و عقاید مردم از دیگر خدمات امام(ع) در سایه نظام وکالت بود و اگر تدابیر امام هادی(ع) نبود جامعه مسلمین نیز مانند مسیحیت دچار ثنویت و شرک میشد، کما اینکه جامعه اهلسنت دچار شبهات و کج اندیشیها شده بودند.
یکی از نتایج پایدار و پر ثمر مکتب وکالت امام هادی(ع)؛ انتخاب و گسیل نمایندگانی در نقاط مختلف ممالک اسلامی به عنوان نماینده وکیل امام بود، وکالت به صورت سازمان یافته از برجستگی ویژهای در این دوره برخوردار بود و در عصر امام عسکری(ع) همین رویه همچنان ادامه داشت در حالی که در دوره امامان پیشین، محدودیت اعمال شده مانند عصر امام هادی(ع) وجود نداشت، در دوره امام حسن عسکری(ع) محدودیت بیشتر شده بود و دسترسی به امام معصوم(ع) سخت و دشوارتر شد و به تدریج در عصر امام زمان(عج) اختناق شدیدتری حاکم میشود.
لذا حتی در غیبت صغری دیدن امام زمان(عج) برای بسیاری ممکن نبود، لذا کاربرد نظام وکالت در این دوران بیشتر نمایان میشود، در غیبت صغری وکالت به چهار نفر سپرده شد و با شروع غیبت کبری، نیابت عامه برقرار شد و رفته رفته اندیشه پویای اجتهاد و فقاهت منجر به تشکیل نهاد مرجعیت دینی میشود که نتیجه آن تاسیس بنیانی جهت حفظ مکتب اهلبیت(ع) بود که بر اساس نوآوری امام هادی(ع) فراهم شد و از این راهبرد ویژه امام هادی(ع) میتوان جهت مدیریت فرهنگی جامعه در بحرانهای فکری الگو گرفت.
اساس فقاهت فقها بر این بنیان نهاده شد و نیابت عامه فقها از امام معصوم(ع) با اندیشه ناب امام هادی(ع) شکل گرفته است، اگر تلاش فقها در طول تاریخ نبود از اساس و محتوای دین اسلام چیزی باقی نمانده بود و مهمترین نمود این اندیشه ناب جایگاه ولایت فقیه در عصر حاضر است که جهان اسلام بعد از سقوط خلافت عثمانی و سلطه استعمار تنها صدایی بود که در برابر استعمار و غارتگری ایستاد و سبب بیداری بزرگ اسلامی شد و امروز نیز همین صدا مقابل صهیونیسم، استعمار و استکبار ایستاده تا دماغ مستکبران دین ستیز را به خاک بمالد و همه این دستاوردها از نوآوری امام هادی(ع) منشاء میگیرد.
ایسنا_ چرا گفته میشود امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) شیعیان را برای غیبت آماده کردند؟
امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) با اقدامات بنیادین خود مسلمانان، شیعه و پیروان اهلبیت(ع) را برای زندگی در دوران غیبت امام زمان(عج) آماده کردند، چرا که تمام میراث علمی این دو امام، روشها و سیره آن بزرگواران تضمین کننده استمرار دین اصیل و ناب بود و ادامه دهنده راه امامت در عصر غیبت نیز بود، تمام روایات و بنیان جریان نیابت و وکالت از طرف ائمه و کمتر دیده شدن این امامان برای مردم که در حصر نظامیان بودند نیز به نوعی تداعی کننده دوران غیبت بود و پیروان اهلبیت(ع) از طریق وکلا به امام دسترسی داشتند.
همین روش منتهی به دوره غیبت صغری میشود که وکلا و نایبان خاص امام عسکری(ع) و امام زمان(عج) تنها راه ارتباط با امام بودند و همین شیوه به تدریج تبدیل به عصر نیابت عام میشود و ویژگی نایبان و وکیلان امامت نیز اعلام میشود که شیعه از حیرت و سردرگمی نجات یابد و نهاد مرجعیت جای نهاد وکالت را پر میکند و امروز این نهاد بینظیر خلاء های اعتقادی، علمی و فقهی مسلمانان را پر میکند، بنابراین آنچه امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) انجام دادند بینظیر است، زیرا نقش مرجعیت و فقاهت در عصر حاضر برای همه روشن شده است و از دل آن نهاد؛ ولایت فقیه برآمده و با استواری از دین دفاع و شیعه را در تکاپو، حیات و شکوفایی قرار داده است.
ایسنا_ چرا زیارت جامعه کبیره را منشور امامشناسی میدانند؟
امام علی النقی الهادی(ع) با راهبردها و روشهای بنیادین؛ شیعه را برای دوره غیبت آماده میکرد و اقدامات حضرت در شرایط خاص عصر خود بینظیر است، امام هادی(ع) اقدام بسیار اساسی دیگری برای تبیین جایگاه و اوصاف امامت انجام داد و آن زیارت جامعه کبیره بود، ایشان زیارت جامعه کبیره را که بهترین سند شناخت امامت است را از طرق مختلف برای شیعه و عموم مسلمانان تعلیم و تبیین فرمود.
مضامین عالی این زیارتنامه ضمن اصل زیارت و تثبیت روش ارتباط با اهلبیت(ع)؛ امامت و اهلبیت(ع) را به عنوان معدن و سرچشمه علم معرفی کرده است، افزون بر این در زیارتنامه، عقاید فرقههای مختلفی که به امامت حاکمان اموی، عباسی و دیگران معتقد بودند به صورت ضمنی رد شده است، همچنین تفسیر ناروای حدیث نبوی «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة؛ هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است» را که امامت را به سلاطین و خلفای باطل تأویل میکردند نیز مردود اعلام کرده است.
در واقع این زیارتنامه در پاسخ به شبهات و ردیهای روشن بر افکار باطل درباره امامت بود که هم شیعه را از گرفتار شدن در شبهات نجات داد و هم مسلمانان را به امامت واقعی و جانشینی رسالت روشنگری داد، بنابراین یکی از آثار گرانبها و یادگار بینظیر فرهنگی و علمی امام هادی(ع) متن زیارت جامعه است که در تبیین جایگاه امامت یک سند بسیار وزین است، این متن زیبا بارزترین و بهترین سند امام شناسی و معرفی امامت وجایگاه امامت است.
زیارت جامعه؛ میراث امام هادی(ع) است و این زیارتنامه یک دوره امام شناسی کامل، عریق و عمیق است، دراین متن زیبا امام با زبان دعا و زیارت، اهلبیت(ع) را به عنوان معدن و سرچشمه علم معرفی میکند و به رد ضمنی عقائد منحرف درباره امامت و اهلبیت(ع) میپردازد، شبهات مختلف را پاسخ میدهد و از اسلام اصیل دفاع میکند، برخی در همین زمان معتقد به حقانیت حاکمان عباسی و دیگر خلفای سابق بودند؛ چنانکه در حدیث نبوی آمده است، لذا امام در این دعا تاکید میکند که اهلبیت(ع) چه کسانی هستند وامام زمان واقعی کیست.
امام با این متن زیبا به این شبهات پاسخی علمی و استوار بر اساس سیره نبوی و قرآن کریم داد، این زیارت جامع؛ مطالب معرفتی، عرفانی و سیاسی در بر دارد و بهترین شیوه در معرفی جایگاه امامت است، لذا امام به دو نحو اثبات و سلبی وارد این عرصه شدند در حوزه اثباتی از لحاظ منزلت اجتماعی و هدایتی ائمه(ع) و برقراری حلقه اتصال امت با امام و برتری ائمه معصومین(ع) از جهات متعدد که هرگز قابل مقایسه با دیگران نیست، دفاع کردند.
در حوزه سلبی نیز اندیشه غلط فرقهای مختلف را درباره امامت امت مردود میکند و با این اوصاف مدعیان امامت را مردود میشمارد، این میراث گرانسنگ امامت؛ یعنی زیارت جامعه کبیره، بهترین شیوه برای ساماندهی فکری جامعه اسلامی در آن مقطع و در حال حاضر است که سبب ثبات فکری و عدم انحراف پیروان راستین اهلبیت (ع) از گرد شمع روشن امامت شده است و با مراجعه به متن و شرحهای نوشته شده به آن میتوان جایگاه امامت و خلیفه الهی را در زمین روشن کند و در ضمن زیارت، در پاسخ غالیان به مردم القا میکند: «السَّلامُ عَلَی الدُّعاةِ إِلَی اللّهِ، وَالْأَدِلَّاءِ عَلَی مَرْضاةِ اللّهِ، وَالْمُسْتَقِرِّینَ فِی أَمْرِ اللّهِ، وَالتَّامِّینَ فِی مَحَبَّةِ اللّهِ، وَالْمُخْلِصِینَ فِی تَوْحِیدِ اللّهِ، وَالْمُظْهِرِینَ لِأَمْرِ اللّهِ وَنَهْیِهِ؛ سلام بر دعوتکنندگان به سوی خدا و راهنمایان بر خشنودی خدا و استقراریافتگان در امر خدا و کاملان در محبّت خدا و مخلصان در توحید خدا و آشکارکنندگان امر و نهی خدا و بندگان گرامی خدا».
انتهای پیام

