نسرین حاجی میرزایی در شصتویکمین نشست از سلسله نشستهای «در میدان» که امروز ۱۳ خرداد با بیان اینکه باید میان دو مفهوم استرس و اضطراب تمایز قائل شد، اظهار کرد: اضطراب پاسخی به خطری نامشخص، نامعلوم و درونی است که محرک بیرونی مشخصی ندارد؛ برای نمونه، تجربه دلشوره شبانه بدون وجود هیچ رویداد خارجی. در مقابل، استرس پاسخی به خطری معین، معلوم و بیرونی است و آنچه در دوره بحران تجربه شده، عمدتاً از نوع استرس بوده است.
این روانشناس با بیان اینکه استرس افزون بر آسیبهای روحی، تأثیرات جسمانی قابل توجهی بر بدن دارد، تصریحکرد: یکی از شایعترین این تأثیرات که درصد بالایی از زنان آن را تجربه کردهاند، اختلال در چرخه قاعدگی است؛ قاعدگی ماهانه، شاخصی طبیعی برای سلامت بدن زنان محسوب میشود و هرگونه بینظمی در آن، معمولاً نخستین علامت هشدار دهندهای است که موجب نگرانی میشود.
حاجی میرزایی بیان کرد: چرخه قاعدگی محصول هماهنگی میان مغز، هورمونها و سیستم عصبی است و هرگونه اختلال در این مسیر، خود را بهصورت تغییر در سیکل قاعدگی نشان میدهد؛ در موقعیتهای ناپایدار که سطح استرس به شدت افزایش مییابد، بدن از مسیر حفظ تعادل هورمونی خارج شده و اولویت خود را بر حفظ بقای فردی قرار میدهد.
وی افزود: در این حالت، هورمونهای مرتبط با «جنگ و گریز» یعنی آدرنالین و کورتیزول افزایش چشمگیری مییابند و کل سیستم عصبی در وضعیت آمادهباش قرار میگیرد. این آمادهباش دائمی، ناشی از درگیریهای ذهنی مکرر درباره حفظ جان خود و عزیزان و شناسایی مسیرهای امن و راههای فرار است. افزایش مداوم این هورمونها، تعادل سایر هورمونها را بر هم میزند.
این روانشناس بابیان اینکه افزایش هورمونهای استرس به کاهش سطح دوپامین یا هورمون شادی منجر میشود، گفت: این عدم تعادل بر مغز نیز اثر گذاشته و دستورات ارسالی به رحم و تخمدانها را مختل میکند؛ در نتیجه، هورمونهای مسئول تخمکگذاری و تنظیم سیکل قاعدگی دچار اختلال شده و بدن با اعلام اولویت بقا بر باروری، کل سیکل را دچار بینظمی میکند.
وی با بیان اینکه اختلال در خواب شبانه این چرخه را پیچیدهتر میکند، ادامه داد: بیخوابی یا بدخوابی شبانه، هورمون رشد را مختل کرده و از آنجا که هورمونهای بدن مانند یک پازل درهمتنیده عمل میکنند، این اختلال به بینظمی کل سیستم هورمونی دامن میزند؛ پیامدهای بالینی مشاهده شده شامل تأخیر در قاعدگی، قاعدگی طولانیمدت، کوتاه شدن سیکلها، قاعدگیهای دردناک و حتی قطع کامل قاعدگی است.
حاجی میرزایی با بیان اینکه همچنین افزایش حساسیت به درد یکی دیگر از پیامدهای شایع است، عنوان کرد: سطح پایه بالای استرس باعث میشود کوچکترین تنش، واکنش شدیدی در بدن ایجاد کند؛ این پدیده بهویژه در دوران پیش از قاعدگی که تغییرات هورمونی نیز به آن اضافه میشود، تشدید شده و علائمی نظیر تهوع و استفراغ شدید را به دنبال دارد.
وی تغییر در شدت خونریزی را از دیگر نشانهها دانست و گفت: برخی زنان افزایش شدید حجم خونریزی و افت فشار مداوم را تجربه کردهاند، در حالی که در بررسیها علتی جز استرس یافت نشده است؛ در نقطه مقابل، برخی دیگر قاعدگیهای بسیار خفیف و صرفاً به شکل لکهبینی را گزارش میدهند که نشاندهنده بههمریختگی کامل هورمونی است، همچنین اولویت یافتن بقا، سیستم تولیدمثل را تحتالشعاع قرار داده و به اختلال در تخمکگذاری و کاهش میل و قدرت باروری منجر میشود.
این روانشناس تصریح کرد: تشدید علائم خلقی پیش از قاعدگی مانند پرخاشگری، تحریکپذیری بالا و بیخوابی نیز مستقیماً با استرس زمینهای بالا مرتبط است؛ برای تفکیک اختلالات قاعدگی ناشی از استرس بحران از سایر علل زمینهای، لازم است وضعیت فرد در شش ماه پیش از شروع بحران بررسی شود، اگر پیش از این دوره، سیکلهای قاعدگی منظم بوده و بینظمیها دقیقاً همزمان با آغاز بحران بروز کردهاند، به احتمال قریب به یقین علت همان استرس است.
وی با بیان اینکه برخی افراد پیش از بحران نیز مشکلاتی داشتهاند، ادامه داد: چنانچه فرد پیش از بحران نیز بینظمی، علائم شدید پیش از قاعدگی، مشکلات باروری یا تخمکگذاری داشته، نمیتوان همه چیز را به بحران نسبت داد، هرچند استرس میتواند وضعیت قبلی را بهشدت تشدید کرده باشد، همچنین عواملی مانند مهاجرت و تغییرات آب و هوایی نیز میتوانند در تشدید این بینظمیها در کنار استرس نقش داشته باشند.
حاجی میرزایی با بیان اینکه یکی از موارد شایعی که باید بهطور ویژه به آن توجه داشت، سندرم تخمدان پلیکیستیک یا تنبلی تخمدان است، تاکید کرد: زنانی که ذاتاً شخصیتی مضطرب دارند، معمولاً بیش از دیگران مستعد این عارضه هستند؛ بحران و استرس مضاعف، این شرایط را تشدید میکند، بهگونهای که حتی افرادی که تحت درمان و در مسیر بهبودی بودهاند، با بازگشت علائم مواجه شدهاند.
وی علائم شایع این سندرم را شامل قاعدگیهای نامنظم، تأخیر در باروری، رشد موهای زائد، چاقی شکمی و جوش صورت دانست و افزود: برای بازیابی سلامت، باید تمام عواملی که دچار بینظمی شدهاند، مجدداً منظم شوند؛ بدن برای ریکاوری به حداقل سه ماه زمان نیاز دارد و انتظار میرود پس از رعایت یک برنامه منسجم، ظرف سه سیکل قاعدگی، نظم پیشین بازگردد.
این روانشناس با بیان اینکه ارکان اصلی این برنامه عبارتاند از اصلاح تغذیه بر پایه سه اصل کلیدی، توضیح داد: نخست، مصرف مواد غذایی تازه و ارگانیک و پرهیز از خوراکیهای حاوی نگهدارندههای طولانیمدت و غذاهای کنسروی. دوم، محدود کردن مصرف مواد غذایی التهابزا، بهویژه لبنیات و خوراکیهای حاوی رنگهای مصنوعی، چرا که سطح التهاب بدن در اثر استرس بالا رفته است.
وی با بیان اینکه سومین اصل، حذف قندهای مصنوعی است، ادامه داد: باید قندهای مصنوعی با شیرینکنندههای طبیعی مانند عسل، خرما و کشمش جایگزین شوند. علاوه بر این، بازگرداندن نظم به الگوی خواب شبانه و استفاده از تکنیکهای کاهش استرس مانند ورزش، یوگا و مدیتیشن برای پایین آوردن سطح برانگیختگی سیستم عصبی، از دیگر اقدامات ضروری در این مسیر به شمار میرود.
انتهای پیام

