مجید بهستانی عضو هیات علمی دانشگاه جامع امام حسین(ع) در گروه تاریخ انقلاب اسلامی است، وی پژوهشگر و نویسندهای است که در حوزههای مختلف علوم انسانی با تمرکز بر حوزه جامعهشناسی و روابط بینالملل فعالیت میکند و کتبی که از وی منتشر شده نیز غالباً در همین دو حوزه است. برای نمونه دیپلماسی بیکراوات، سیاستگذاری سینما و تئاتر دوران پهلوی، فقه و علوم اجتماعی، طبقه متوسط جدید در جمهوری اسلامی ایران، بازتاب انقلاب اسلامی بر شعر معاصر عربی، جنگ دیپلماسی عمومی ایران و آمریکا و ترجمه روانشناسی رابطه ایران و آمریکا از جمله آثار اوست. به بهانه انتشار آخرین کتاب این نویسنده تحت عنوان «داعش و رسانههای نوین؛ چگونه افراطیها پروژه اسلامهراسی را تکمیل میکنند» که به همت انتشارات جهاد دانشگاهی قزوین منتشر شده است با وی به گفتوگو نشستیم.
مجید بهستانی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: ایده این پژوهش در اوایل دهه ۹۰ که گروههای جهادی تکفیری و در رأس آنها سازمان داعش در اوج قدرت قرار داشتند و جغراسیای(ژئوپلیتیک) منطقه در حال دگرگونی بود، شکل گرفت.
وی ادامه داد: پیش از آن، محور مقاومت گسترش یافته و اسرائیل در تنگنای جغرافیایی قرار گرفته بود و وقوع بیداری اسلامی به یک معنا برای رژیم اشغالگر فضای تنفس ایجاد کرده بود، چرا که اولویت دولتهای منطقه حفظ خودشان بود، نه اینکه بخواهند دغدغه اولویت آزادی فلسطین یا مبارزه با رژیم اشغالگر را داشته باشند.
این نویسنده عنوان کرد: بالا آمدن تکفیریها به مراتب به نفع رژیم صهیونسیتی تمام شد، زیرا با راهبرد «دشمن دور، دشمن نزدیک» اولویت مبارزه با اسرائیل برای جریانهای مسلح اسلامگرا به اسقاط رژیمهای دیکتاتوری فاسد منطقه تغییر کرد، در این میان حتی حماس هم بازی خورد و در پازل دشمن بازی کرد، حماس از ایران و محور فاصله گرفت و علیه اسد با جریان تکفیری همراه شد.
وی بیان کرد: در ادامه رقابتی میان گروههای جهادی اهل سنت به وجود آمد که با ارعاب بیشتر، توسعهطلبی سرزمینی کنند، چرا که بسیاری از مردم شهرها و حتی گروهی از نظامیان با مشاهده وحشیگریهای آنان، ترسیده و شهر بیدفاع شده بود.
بهستانی خاطرنشان کرد: در این بین، داعش از ادغام چند گروه تروریستی و خروج از جریان القاعده و با سابقه جنایتکاری و زندان در عراق و سوریه، متولد شد، شهرها یکی پس از دیگری در برابر لشکریان سیاهپوش داعشی سقوط کرده و گروهکهای تروریست تکفیری دیگر هم در برابر آنها عقبنشینی کردند.
وی تأکید کرد: تا اینجا زد و خورد نظامی یا امنیتی بود و از دیدگاه بنده اهمیت کمتری داشت، اما ایده پژوهش از آنجا شکل گرفت که سطح تحلیل فرهنگی اجتماعی به ماجرا اضافه شد، اینکه راز گسترش اجتماعی داعش چه بود؟ چگونه آنها از سراسر جهان جذب نیرو داشتند؟ چرا تعداد زیادی از افراد جذب شده، چندان مسلمانان معتقدی نبودند؟ چرا تعداد زیادی از این افراد، تحصیلات عالی داشته ولی در اوج مدرنیسم در جهان به یک جریان سلفی بازگشتند؟
عضو هیات علمی دانشگاه جامع امام حسین(ع) اضافه کرد: پاسخ یک جمله بود و آن هم اینکه مردم فریب خوردند، البته این موضوع میطلبد که بحثهای شناختی و روانشناختی مسئله را بررسی کنیم، اما بنده از منظر تکنیکی به این مسئله رسیدم که علیرغم ایدئولوژی بنیادگرای نصگرای داعش، ابزارهای رسیدن به آن مباح شد، زیرا آنها فهم رسانهای خوبی پیدا کرده بودند.
وی در ادامه اظهار کرد: عمر دولت داعش کوتاه بود ولی آنقدر خوب و وسیع و بهصورت چندرسانهای فعالیت تبلیغاتی در رسانههای نوین کاغذی و دیجیتال و شبکههای اجتماعی، فضای یوتیوب و بازیهای رایانهای داشتند که از طریق همه این موارد جذب داشتند و خود را بهعنوان بدیل صالح و صادق دولتهای فاسد وابسته به غرب و شرق جا زدند.
بهستانی عنوان کرد: نکته حائز اهمیت دیگر این بود که عملیات رسانهای داعش چه بازتاب و پیامد دیگری دارد؟ آنها جریان سلفی محصول عصر مدرنیته و تکمیل آن بودند، غرب هزار و اندی سال تصویری عقبمانده و تاریک از اسلام ایجاد کرده بود و حالا یک نماینده برای اسلام پیدا شده بود که آن کلیشهها را تأیید و تقویت کند و مانند لوپ این دوباره به رسانهها و افکار عمومی غرب برمیگشت، بنابراین داعش به نفع پروژه اسلامهراسی غرب بود.
عضو هیات علمی دانشگاه جامع امام حسین(ع) در پایان در خصوص همکاری با انتشارات جهاد دانشگاهی یادآور شد: بنده تاکنون با چندین انتشارات همکاری داشتهام، اما به جرأت میتوان گفت نشر جهاد دانشگاهی قزوین یکی از حرفهایترینها است، زیرا هم تیم اداری و اجرایی آن بسیار بااخلاق و حرفهای هستند و هم تیم فنی وظایف خود را به درستی میشناسند، درک صحیحی از فضای علمی دارند و به ارزش زمان واقف هستند.
انتهای پیام
انتهای پیام
