کامران داوری در گفتوگو با ایسنا با اشاره به روشهای نوین آبیاری در کشاورزی، اظهار کرد: بهرهگیری از روشهای هایتک در کشاورزی نوین، به معنای بهکارگیری ابزارهای بسیار پیشرفته اینترنتی، دیجیتال و کامپیوتری است که فرآیند آبیاری را به شکلی کاملا هوشمند هدایت میکنند. در این سیستمها، ابزارهای متنوعی رطوبت خاک را به صورت خودکار اندازهگیری کرده و بر اساس میزان رطوبت موجود و حساسیت خاص هر گیاه، در لحظه مناسب تصمیم میگیرند که آبیاری آغاز یا قطع شود. این فرآیند دقیقا در چارچوب سیستمهای آبیاری خودکار میگنجد.
وی با تاکید بر اینکه افزایش عملکرد محصول تنها به مدیریت آب وابسته نیست و عوامل متعددی در این زنجیره نقش دارند، افزود: نخستین عامل، انتخاب بذر متناسب با اقلیم و نوع خاک است و در مرتبه دوم، زمانبندی کاشت بر اساس شرایط محلی اهمیت می یابد. مرحله سوم، مدیریت صحیح مزرعه از لحظه کاشت تا برداشت است که شامل مبارزه با آفات، مقابله با علفهای هرز و برنامهریزی دقیق آبیاری میشود. در بحث آبیاری، مسئله صرفا مقدار آب نیست؛ بلکه زمانبندی آن بر اساس نیاز و تشنگی گیاه حیاتی است؛ به طوری که گیاه نباید دچار تنش شود. همچنین حاصلخیزی خاک، چه به صورت ذاتی و چه از طریق کوددهی مناسب (حیوانی، شیمیایی یا بیولوژیکی) در زمان و مقدار صحیح، نقشی بسیار کلیدی دارد. حقیقت این است که اگر مدیریت آفات به درستی انجام نشود، تمامی تلاشها در بخشهای دیگر بی ثمر خواهد بود، چرا که مدیریت آب تنها بخشی از این منظومه است.

سرپرست پژوهشکده آب و محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه در نگاه کلان، روشهای نوین مدیریت مزرعه در تمامی اقلیمها قابل استفاده هستند و برای هر منطقه، تجارب برتر و مشخصی وجود دارد، عنوان کرد: با توجه به اینکه هر گیاه باید متناسب با اقلیم خود کاشته شود (مانند درخت خرما که در هر جایی رشد نمیکند)، مدیریت صحیح مزرعه میتواند بهرهوری را تضمین کند؛ مشروط بر اینکه بدانیم آبیاری تنها یکی از ۵ یا ۶ عامل اصلی است و نقش سایر پارامترها حتی میتواند از آبیاری نیز بسیار حیاتیتر باشد. در نهایت، برای کسب بیشترین منفعت از منابع آب و خاک و تامین امنیت غذایی، کشور نیازمند یک ساختار مدیریتی در چهار لایه ملی، میانی، شهرستانی و مزرعه است.
داوری با اشاره به وظیفه دولت در سطح ملی، اضافه کرد: دولت موظف است مشخص کند چه گیاهی در کجای کشور بهترین بازدهی را دارد و نظام سوبسیدها را بر همان اساس تنظیم کند. به عنوان مثال، نباید گندم از تمام نقاط کشور با یک قیمت واحد خریداری شود. بهتر است کشور به نواحی مختلف (مثلا ۵ ناحیه) تقسیم شده و سوبسیدهای بالاتر به نواحی مستعد اختصاص یابد، در حالی که برای نواحی غیرمستعد، کشت محصولات جایگزین توصیه شود.
سرپرست پژوهشکده آب و محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد، ادامه داد: در لایه میانی (حوزههای آبریز)، محدودیتهای منابع آبی در این مناطق دیکته میکند که سقف آب قابل استفاده برای کشاورزی چقدر است. چالش فعلی اینجا است که حتی همین مقدار آب محدود نیز به طور کامل صرف محصولات استراتژیک نمیشود؛ در لایه محلی (شهرستانی)، مدیریت بازار و حمایتهای مالی دولت اهمیت مییابد. دولت باید با ارائه تسهیلات و وام، هزینههای سنگین آغاز فصل کشت را برای کشاورز تامین کرده و با شناسایی کشاورزان پیشرو و معرفی آنها به دیگران، سطح دانش عمومی را ارتقا دهد.
انتهای پیام
